فیلترها
نتایج جستجو برای «آدم کشی»: ۲۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:الكبائرُ: الإشراكُ بِاللّهِ، وعُقُوقُ الوالدَينِ، وقَتلُ النَّفْسِ، واليَمينُ الغَمُوسُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گناهان كبيره عبارت اند از: شرك ورزيدن به خدا، آزردن پدر و مادر، قتل نفْس (آدم كُشى) و سوگند دروغ عمدى [براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم].
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 540 ح 7798 عن عمرو.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الكبائرُ: الإشراكُ بِاللّهِ، وعُقُوقُ الوالدَينِ، وقَتلُ النَّفْسِ، واليَمينُ الغَمُوسُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گناهان كبيره عبارتند از: شرك ورزيدن به خدا، آزردن پدر و مادر، قتل نفس (آدم كشى) و سوگند دروغ عمدى [براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم].
۱.كنز العمّال: 7798
الإمامُ الرِّضا عليه السلام:حَرَّمَ اللّهُ السَّرِقَةَ لِما فِيه [ا]مِن فَسادِ الأموالِ وقَتلِ النَّفسِ لَو كانَت مُباحَةً، ولِما يَأتي في التَّغاصُبِ مِنَ القَتلِ والتَّنازُعِ والتَّحاسُدِ، وما يَدعُو إلى تَركِ التِّجاراتِ والصِّناعاتِ في المَكاسِـبِ، واقتِناءِ الأموالِ إذا كانَ الشَّيءُ المُقتَنى لا يكونُ أحَدٌ أحَقَّ بِهِ مِن أحَدٍ.
وعِلَّةُ قَطعِ اليَمينِ مِنَ السّارِقِ؛ لأ نّهُ يُباشِرُ الأشياءَ بِيَمِينِهِ، وهِي أفضَلُ أعضائهِ وأنفَعُها لَهُ، فَجُعِلَ قَطعُها نَكالاً وعِبرَةً لِلخَلقِ لِئلّا يَبتَغُوا أخذَ الأموالِ مِن غَيرِ حِلِّها، ولأ نّهُ أكثَرَ ما يُباشِرُ السَّرِقَةَ بيَمينِهِ. ۱
امام رضا عليه السلام:خداوند دزدى را حرام فرمود؛ چون اگر مباح بود موجب تباهى اموال و آدم كشى مى شد و نيز به خاطر اين كه غصب اموال يكديگر، موجب كشتار و درگيرى و حسدورزى به يكديگر مى شود. و همچنين موجب ترك تجارت و پيشه ورى، و كسب اموال و ثروتهاى به ناحق و ناروا مى گردد.
علّت بريدن دست راست دزد آن است كه وى با دست راست خود با اشياء تماس دارد و اين دست، بهترين و كار آمدترين عضو بدن اوست. پس بريدن آن كيفرى براى دزد و درس عبرتى است براى ديگران تا درصدد تصرّف اموال، از راه ناروا نيايند و نيز چون بيشتر با دست راست دزدى مى كند.
۱.نور الثقلين: 1/627/183.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلامـ في قولِهِ تعالى: «ولَكُم في القِصاصِ حَياةٌ» ـ: لأنَّ مَن هَمَّ بالقَتلِ فَعَرَفَ أ نّهُ يُقتَصُّ مِنهُ فكَفَّ لِذلكَ عنِ القَتلِ كانَ حَياةً لِلّذي (كانَ) هَمَّ بقَتلِهِ، وحَياةً لهذا الجاني الذي أرادَ أن يَقتُلَ، وحَياةً لغَيرِهِما مِن الناسِ إذا عَلِموا أنَّ القِصاصَ واجِبٌ لا يَجرؤونَ علَى القَتلِ مَخافَةَ القِصاصِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ درباره آيه: «و براى شمادر قصاص زندگى است» ـفرمود: چون اگر كسى تصميم بگيرد ديگرى را بكشد و بداند كه در اين صورت قصاص مى شود و بدين سبب از كشتن خوددارى ورزد، هم موجب زنده ماندن كسى است كه مى خواسته است او را بكشد و هم موجب زنده ماندن اين جنايتكارى است كه قصد آدم كشى داشته است و هم مايه زنده ماندن ديگران؛ زيرا وقتى بدانند كه قصاص واجب و لازم است از ترس قصاص جرأت آدم كشى به خود راه نمى دهند.
۱.التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: 595/354.
عنه صلى الله عليه و آله:الكبائرُ: الإشراكُ بِاللّهِ، و عُقُوقُ الوالدَينِ، و قَتلُ النَّفْسِ، و اليَمينُ الغَمُوسُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گناهان كبيره عبارتند از: شرك ورزيدن به خدا، آزردن پدر و مادر، قتل نفس (آدم كشى) و سوگند دروغ عمدى [براى ضايع كردن حقوق ديگران و خوردن مال مردم].
۱.. كنز العمّال: 7798.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الكبائرُ: الشِّركُ بِاللّهِ، و قَتلُ النفسِ، و أكلُ مالِ اليتيمِ، و قَذفُ المُحصَنَةِ، و الفِرارُ مِنَ الزَّحفِ، و التَّعَرُّبُ بعدَ الهِجرَةِ، و السِّحرُ، و عُقوقُ الوالدَينِ، و أكلُ الرِّبا، و فِراقُ الجَماعَةِ، و نَكثُ الصَّفقَةِ. ۱
امام على عليه السلام:گناهان كبيره عبارتند از: شرك ورزيدن به خدا، آدم كشى، خوردن مال يتيم، تهمت زدن به زن پاكدامن، فرار از ميدان جهاد، تعرّب بعد از هجرت، ۲ جادوگرى، آزردن پدر و مادر، ربا خوارى، كناره گيرى از جامعه مسلمانان و شكستن پيمان (بيعت يا معامله).
۱.كنز العمّال: 4326.
۲.در لسان العرب آمده است كه تعرّب بعد از هجرت به اين معناست كه كسانى كه از باديه به مدينه هجرت كرده بودند دوباره به باديه برگردند و با باديه نشينان (اعراب) زندگى كنند. اين عمل به منزله ارتداد بود. مترجم و شارح اُصول الكافى ذيل اين عبارت مى نويسد: تعرّب بعد از هجرت در صدر اسلام نسبت به كسانى بوده كه از مكه و آبادى هاى كفر نشين به مدينه و مركز اسلام مهاجرت كرده بودند. برگشتن آنها را به بلاد كفر، تعرّب بعد از هجرت مى گفتند و يكى از گناهان كبيره و به منزله ارتداد بوده است. ولى در عصر ائمّه عليهم السلام و دوران غيبت، تعرّب اين است كه مسلمانى در بلاد كفر به سر برد و در آن جا از اظهار اسلام و تعلّم احكام، ممنوع و معذور باشد، اقامت او در آن جا از گناهان كبيره است. بعضى از علما تعرّب را تعميم داده و حتى شامل كسى دانسته اند كه مشغول تحصيل علمى شود و سپس آن را ترك كند ـ م.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:الذُّنوبُ التي تُغَيِّرُ النِّعَمَ البَغيُ، و الذُّنوبُ التي تُورِثُ النَّدَمَ القَتلُ، و التي تُنزِلُ النِّقَمَ الظُّلمُ، و التي تَهتِكُ السُّتُورَ شُربُ الخَمرِ، و التي تَحبِسُ الرِّزقَ الزِّنا، و التي تُعَجِّلُ الفَناءَ قَطيعَةُ الرَّحِمِ، و التي تَرُدُّ الدُّعاءَ و تُظلِمُ الهواءَ عُقوقُ الوالِدَينِ. ۱
امام صادق عليه السلام:گناهى كه نعمتها را دگرگون مى كند، زورگويى و سركشى است و گناهى كه پشيمانى به بار مى آورد، آدم كشى است و گناهى كه انتقام و كيفرها را فرود مى آورد، ستم است و گناهى كه پرده ها را مى درد (آبرو و حيثيت ها را مى برد) شرابخوارى است و گناهى كه جلوى روزى را مى گيرد، زناست و گناهى كه مرگ را شتاب مى بخشد، بريدن پيوند خويشاوندى است و گناهى كه مانع استجابت دعا مى شود و فضا را تيره و تار مى كند، آزردن پدر و مادر است.
۱.بحار الأنوار: 73/374/11.
عنه عليه السلام:حَرَّمَ اللّهُ السَّرِقَةَ لِما فِيه [ا] مِن فَسادِ الأموالِ و قَتلِ النَّفسِ لَو كانَت مُباحَةً، و لِما يَأتي في التَّغاصُبِ مِنَ القَتلِ و التَّنازُعِ و التَّحاسُدِ، و ما يَدعُو إلى تَركِ التِّجاراتِ و الصِّناعاتِ في المَكاسِـبِ، و اقتِناءِ الأموالِ إذا كانَ الشَّيءُ المُقتَنى لا يكونُ أحَدٌ أحَقَّ بِهِ مِن أحَدٍ.
و عِلَّةُ قَطعِ اليَمينِ مِنَ السّارِقِ؛ لأنّهُ يُباشِرُ الأشياءَ بِيَمِينِهِ، و هِي أفضَلُ أعضائهِ و أنفَعُها لَهُ، فَجُعِلَ قَطعُها نَكالاً و عِبرَةً لِلخَلقِ لِئلاّ يَبتَغُوا أخذَ الأموالِ مِن غَيرِ حِلِّها، و لأنّهُ أكثَرَ ما يُباشِرُ السَّرِقَةَ بيَمينِهِ. ۱
امام رضا عليه السلام:خداوند دزدى را حرام فرمود؛ چون اگر مباح بود موجب تباهى اموال و آدم كشى مى شد و نيز به خاطر اين كه غصب اموال يكديگر، موجب كشتار و درگيرى و حسد ورزى به يكديگر مى شود. و همچنين موجب ترك تجارت و پيشه ورى، و كسب اموال و ثروتهاى به ناحق و ناروا مى گردد. علّت بريدن دست راست دزد آن است كه وى با دست راست خود با اشياء تماس دارد و اين دست، بهترين و كار آمدترين عضو بدن اوست. پس بريدن آن كيفرى براى دزد و درس عبرتى است براى ديگران تا در صدد تصرّف اموال، از راه ناروا نيايند و نيز چون بيشتر با دست راست دزدى مى كنند.
۱.نور الثقلين: 1/627/183.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سركش ترين مردم كسى است كه بى گناهى را كه قصد كشتن او را نداشته است، بكشد يا غير زننده خود را بزند.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ أعتَى الناسِ علَى اللّهِ تعالى مَن قَتَلَ غيرَ قاتِلِهِ، و مَن ضَرَبَ مَن لم يَضرِبهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سركش ترين مردم بر خداوند متعال كسى است كه آن را كه قصد كشتن او را نداشته است بكشد، و آن را كه او را نزده بزند.
۱.ثواب الأعمال: 327/7.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَزالُ العَبدُ في فُسحَةٍ مِن دِينِهِ ما لم يُصِبْ دَما حَراما. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بنده، تا زمانى كه خون به نا حقى را نريزد، در دين خويش ميدان دارد.
۱.كنز العمّال: 39907.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَزالُ قَلبُ العَبدِ يَقبَلُ الرَّغبَةَ و الرَّهبَةَ حتّى يَسفِكَ الدمَ الحَرامَ، فإذا سَفَكَهُ نُكِسَ قَلبُهُ، صارَ كأنَّهُ كِيرٌ مُحْمٍ أسوَدُ مِن الذَّنبِ، لا يَعرِفُ مَعروفا و لا يُنكِرُ مُنكَرا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دل بنده هميشه پذيراى بيم و اميد است، تا آن گاه كه خونى را به ناحق بريزد. پس چون خون ريخت، دلش واژگون شود و بر اثر گناه، مانند كوره آهنگرى تفتيده و سياه شود و ديگر نه كار خوب را خوب داند و نه كار بد را زشت شمارد.
۱.كنز العمّال: 39951.
عنه صلى الله عليه و آله:أوَّلُ ما يُقضى بينَ الناسِ يَومَ القِيامَةِ في الدِّماءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در روز قيامت نخستين چيزى كه درباره آن ميان مردم داورى مى شود، خون است.
۱.كنز العمّال: 39887.
عنه صلى الله عليه و آله:أوَّلُ ما يَحكُمُ اللّهُ فيهِ يَومَ القِيامَةِ الدِّماءُ، فَيُوقِفُ ابنَي آدَمَ فَيَفصِلُ بينَهُما، ثُمّ الذينَ يَلونَهُما مِن أصحابِ الدِّماءِ حتّى لا يَبقى مِنهُم أحَدٌ، ثُمّ الناسُ بعدَ ذلكَ حتّى يَأتِيَ المَقتولُ بقاتِلِهِ، فَيَتَشَخَّبَ في دَمِهِ وجهُهُ فيقولَ: هذا قَتَلَني، فيَقولُ: أنتَ قَتَلتَهُ؟ فلا يَستَطيعُ أن يَكتُمَ اللّهَ حَديثا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:نخستين چيزى كه خداوند در روز قيامت درباره آن به داورى مى پردازد، [ريختن]خون است. خدا دو فرزند آدم (هابيل و قابيل) را نگه مى دارد و ميان آنها داورى مى كند. سپس ميان كسانى كه بعد از آنها آمده اند و دعواى خونى دارند حكم مى شود، تا جايى كه از آنها كسى باقى نمى ماند ـ و حساب ديگر مردمان پس از آنهاست ـ، تا جايى كه مقتول با چهره اى خون آلود قاتل خود را مى آورد و مى گويد: اين مرا كشت. خداوند مى فرمايد: تو او را كشتى؟ و او نمى تواند سخنى را از خدا كتمان كند.
۱.الكافي: 7/271/2.
عنه صلى الله عليه و آله:لَزَوالُ الدنيا جَميعا أهوَنُ علَى اللّهِ مِن دَمٍ سُفِكَ بغيرِ حَقٍّ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر همه دنيا نابود شود، نزد خدا اهميتش كمتر از خونى است كه به ناحق ريخته شود.
۱.الترغيب و الترهيب: 3/293/6.
عنه صلى الله عليه و آله:يَجيءُ المقتولُ آخِذا قاتِلَهُ و أوداجُهُ تَشخَبُ دَما عندَ ذِي العِزَّةِ، فيقولُ: يا رَبِّ، سَلْ هذا فِيمَ قَتَلَني؟ فيَقولُ: فِيمَ قَتَلتَهُ؟ قالَ: قَتَلتُهُ لِتَكونَ العِزَّةُ لفلانٍ، قيلَ: هِي للّهِِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[روز قيامت] مقتول، در حالى كه از شاهرگهاى گردنش خون فوران مى كند، قاتل خود را مى گيرد و به پيشگاه خداوند قدرتمند مى آورد و مى گويد: پروردگارا! از اين بپرس كه به چه جرمى مرا كشت؟ خداوند مى فرمايد: به چه گناهى او را كشتى؟ مى گويد: او را كشتم تا فلانى به عزّت و قدرت برسد. به او گفته شود: عزّت و اقتدار از آنِ خداست.
۱.الترغيب و الترهيب: 3/296/19.
عنه صلى الله عليه و آله:يَجيءُ الرجلُ آخِذا بِيَدِ الرَّجُلِ فيَقولُ: يا رَبِّ هذا قَتَلَني، فيقولُ اللّهُ لَهُ: لِمَ قَتَلتَهُ؟ فيقولُ: قَتَلتُهُ لِتَكونَ العِزّةُ لكَ، فيقولُ: فإنّها لي. و يَجيءُ الرجُلُ آخِذا بيدِ الرجُلِ فيقولُ: أي رَبِّ إنَّ هذا قَتَلَني، فيقولُ اللّهُ: لِمَ قَتَلتَهُ؟ فيقولُ: لِتَكونَ العِزّةُ لفلانٍ، فيقولُ: فإنّها لَيسَت لفلانٍ، فَيَبُوءُ بِإثمِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[روز قيامت] مردى در حالى كه دست مردى را گرفته است، مى آيد و مى گويد: اى پروردگار من! اين مرا كشت. خداوند به او مى فرمايد: چرا او را كشتى؟ جواب مى دهد: او را كشتم، تا عزّت و اقتدار از آنِ تو باشد. خداوند مى فرمايد: آن از آنِ من است. مرد ديگرى در حالى كه دست مردى را گرفته است مى آيد و مى گويد: پروردگار من! اين مرا كشت. خداوند مى فرمايد: چرا او را كشتى؟ جواب مى دهد: براى آن كه فلانى به عزّت و اقتدار برسد. خداوند مى فرمايد: عزّت و اقتدار از آنِ او نيست. پس به انتقام خون او كشته مى شود.
۱.كنز العمّال: 39909.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:قالَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا يَغُرَّنَّكُم رَحبُ الذِّراعَينِ بالدَّمِ، فإنَّ لَهُ عِندَ اللّهِ عَزَّ و جلَّ قاتِلاً لا يَموتُ. قالوا: يا رسولَ اللّهِ، و ما قاتِلٌ لا يَموتُ؟ فقالَ: النارُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: كسى كه در ريختن خون گستاخ و بى پرواست، شما را نفريبد؛ زيرا براى او نزد خداوند قاتلى است كه مرگ ندارد. عرض كردند: اى رسول خدا! آن چه قاتلى است كه نمى ميرد؟ فرمود: آتش.
۱.الكافي: 7/272/4.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:ما مِن نَفسٍ تُقتَلُ بَرَّةً و لا فاجِرَةً إلاّ و هِي تُحشَرُ يَومَ القِيامَةِ مُتَعلِّقَةً بقاتِلِهِ بيَدهِ اليُمنى و رَأسُهُ بيَدِهِ اليُسرى و أوداجُهُ تَشخَبُ دَما، يقولُ: يا رَبِّ سَلْ هذا فِيمَ قَتَلَني، فإن قالَ قَتَلَهُ في طاعَةِ اللّهِ اُثيبَ القاتِلُ الجَنّةَ و اُذهِبَ بِالمَقتولِ إلَى النارِ، و إن قالَ في طاعَةِ فلانٍ، قيلَ لَهُ: اُقتُلْهُ كما قَتَلَكَ، ثُمّ يَفعَلُ اللّهُ عَزَّ و جلَّ فيهِما بعدَ مَشيئَةٍ. ۱
امام باقر عليه السلام:هيچ نفْسى نيست كه بى گناه يا با گناه كشته شود، مگر اين كه روز قيامت محشور مى شود، در حالى كه با دست راست خود به قاتلش آويزان شده و سر بريده خود را به دست چپ دارد و از شاهرگهايش خون بيرون مى جهد و عرض مى كند: اى پروردگار من! از اين بپرس كه چرا مرا كشت؟ اگر كُشنده بگويد: در راه طاعت خدا او را كشتم، به قاتل بهشت پاداش داده مى شود و مقتول به آتش برده مى شود. و اگر بگويد: در راه اطاعت از فلان كس او را كشتم، به مقتول گفته شود: همان گونه كه او تو را كُشت، تو او را بكش. سپس خداوند عزّ و جلّ با آن دو هر كارى كه بخواهد مى كند.
۱.الكافي: 7/272/3.
الكافي عن حمرانَ:قلتُ لأبي جعفر عليه السلام ما مَعنى قولِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ: «مِنْ أجْلِ ذلكَ كَتَبْنا عَلى بَنِي إسرائيلَ أنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْسا بِغَيْرِ نَفْسٍ أو فَسادٍ في الأرضِ فكأنَّما قَتَلَ النّاسَ جَميعا» قالَ: قلتُ: و كيفَ فكأنَّما قَتَلَ الناسَ جَميعا، فإنّما قَتَلَ واحِدا؟ فقالَ: يُوضَعُ في مَوضِعٍ مِن جَهَنَّمَ إليه يَنتَهي شِدَّةُ عذابِ أهلِها، لو قَتَلَ الناسَ جَميعا إنّما كانَ يَدخُلُ ذلكَ المَكانَ. قلتُ: فإنّهُ قَتَلَ آخَرَ؟ ۱ قالَ: يُضاعَفُ علَيهِ. ۲
الكافىـ به نقل از حمران ـ: به امام باقر عليه السلام عرض كردم: معناى آيه «بدين سبب بر بنى اسرائيل حكم كرديم كه هر كس نفْسى را بدون حقِ قصاص، يا بى آن كه در روى زمين فساد و تباهى كندْ بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد» چيست و اين كه چگونه مانند كسى است كه همه مردم را كشته باشد در حالى كه فقط يك نفر را كشته است؟ حضرت فرمود: در جايى از دوزخ كه آخرين حدّ شدّت عذاب دوزخيان است، جاى داده مى شود كه اگر همه مردم را هم مى كشت باز به همان جا مى رفت. عرض كردم: اگر نفر ديگرى را بكشد چه؟ ۳ فرمود: عذابش [در همان نقطه جهنّم] دو برابر مى شود.
۱.قال العلاّمة الطباطبائي رحمه الله: «قوله: قلتُ: فإن قَتَلَ آخَرَ؟» إشارة إلى ما تقدّم بيانه من إشكال لزوم تساوي القتل الواحد معه منضمّا إلى غيره، و قد أجاب عليه السلام عنه بقوله: «يُضاعَفُ عليه». و لا يَرِد عليه أنّه رفع اليد عن التسوية التي يشير إليه حديث المنزلة: «مَن قَتَلَ نَفسا بغيرِ نَفْسٍ. إلخ»، حيث أنّ لازم المُضاعَفة عدم تساوي الواحد و الكثير أو الجميع، وجه عدم الورود أنّ تساوي المنزلة راجع إلى سِنخ العذاب و هو كون قاتل الواحد و الاثنين و الجميع في وادٍ واحد من أودية جهنّم، و يشير إليه قوله عليه السلام في الرواية: «لو قَتَلَ الناسَ جميعا كانَ إنّما دَخَلَ ذلكَ المكانَ».
و يشهد على ما ذكرنا ما رواه العيّاشيّ في تفسيره عن حُمرانَ عن أبي عبد اللّه عليه السلام في الآية قال عليه السلام: منزلةٌ في النارِ إليها انتهاءُ شِدَّةِ عذابِ أهلِ النارِ جميعا فَيُجعَلُ فيها، قلتُ: و إن كانَ قَتَلَ اثنَينِ؟ قالَ: أ لا تَرى أنّه ليسَ في النارِ مَنزلةٌ أشَدَّ عذابا منها؟ قالَ: يكونُ يُضاعَفُ علَيهِ بقَدْرِ ما عَمِلَ، [الحديثَ] فإنّ الجمع بين النفي و الإثبات في جوابه عليه السلام ليس إلاّ لما وجّهنا به الرواية، و هو أنّ الاتّحاد و التساوي في سِنخ العذاب، و إليه تشير المنزلة، و الاختلاف في شخصه و نفس ما يذوقه القاتل فيه.
و يشهد عليه أيضا في الجملة ما فيه أيضا عن حنان بن سدير عن أبي عبد اللّه عليه السلام في قول اللّه: «مَنْ قَتَلَ نَفسا. فكأنّما قَتَلَ الناسَ جَميعا» قالَ: وادٍ في جهنَّمَ لو قَتَلَ الناسَ جميعا كانَ فيهِ، و لو قَتَلَ نفسا واحِدَةً كانَ فيهِ.
أقول: و كأنّ الآية منقولة فيها بالمعنى. (الميزان في تفسير القرآن: 5 / 322).
۲.الكافي: 7/271/1.
۳.در تفسير الميزان آمده است: جمله: «عرض كردم: اگر نفر ديگرى را بكشد چه؟» اشاره به همان اشكالى است كه قبلاً توضيح داديم، يعنى لازم آمدن برابرى يك قتل با خودِ آن قتل به انضمام قتلهاى ديگر. حضرت با جمله «عذابش دو چندان مى شود» به اين اشكال پاسخ داده است. ممكن است اشكال شود كه اين پاسخ حضرت، دست برداشتن از برابرى و مساواتى است كه در آيه «هر كه كسى را بكشد.» به آن اشاره مى كند؛ چرا كه لازمه مضاعف شدن عذاب، مساوى نبودن يك قتل با قتل چند نفر يا قتل همگان است. اين اشكال وارد نيست؛ زيرا تساوى قتل يك نفر با همه مردم به نوع عذاب برمى گردد و آن اين كه جايگاه قاتل يك نفر و دو نفر و همگان در درّه اى از درّه هاى دوزخ است و اين فرمايش حضرت نيز به همين اشاره دارد كه: «اگر همه مردم را هم مى كشت باز به همان مكان [از دوزخ]مى رفت». گواه اين سخن روايتى است كه عيّاشى در تفسير خود از قول حمران از امام صادق عليه السلام درباره آيه ياد شده نقل كرده است، كه در آتش جايگاهى است كه اوج عذاب دوزخيان است و او در آن جا جاى داده مى شود. عرض كردم: اگر دو نفر را كشته باشد چه؟ فرمود: مگر نمى دانى كه در آتش جايگاهى پر عذابتر از آن جا نيست؟ فرمود: به اندازه كارى كه كرده است [در آن مكان]عذابش زيادتر مى شود.
اين كه امام در پاسخ خود ميان نفى و اثبات جمع كرده، چيزى جز همان نكته اى نيست كه ما گفتيم، يعنى اين كه اتحاد و مساوات در نوع عذاب است و يكسانى قتل يك نفر با همه مردم اشاره به همين مطلب است و اختلاف در شخص و نفْس عذابى است كه قاتل در آن مكان از دوزخ مى چشد.
روايت حنان بن سدير از امام صادق عليه السلام درباره آيه «هر كه كسى را بكشد، چنان است كه همه مردم را كشته باشد» نيز به طور اجمال گواهى است بر آنچه گفتيم. در اين روايت امام صادق عليه السلام فرمود: درّه اى است در جهنّم كه اگر كسى همه مردم را بكشد، به آن جا مى رود و اگر يك نفر را هم بكشد، باز جايش آن جاست.
به نظر مى رسد كه در اين روايت، آيه شريفه نقل به معنا شده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۳