اهل كار شايسته

13 حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ أهلَ المَعروفِ كُلَّهُم في صَعيدٍ واحِدٍ، فَيَقولُ: هذا مَعروفُكُم قَد قَبِلتُهُ فَخُذوهُ. فَيَقولونَ: إلهَنا وسَيِّدَنا، ما نَصنَعُ بِهِ وأنتَ أولى بِهِ مِنّا؟! فَخُذهُ أنتَ. فَيَقولُ اللّهُ عز و جل: وما أصنَعُ بِهِ وأنَا مَعروفٌ بِالمَعروفِ؟! خُذوهُ فَتَصَدَّقوا بِهِ عَلى أهلِ التَّلَطُّخِ بِالذُّنوبِ. فَإِنَّهُ لَيَلقَى الرَّجُلُ صَديقَهُ وعَلَيهِ ذُنوبٌ كَأَمثالِ الجِبالِ فَيَتَصَدَّقُ عَلَيهِ بِشَيءٍ مِن مَعروفِهِ فَيَدخُلُ بِهِ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت فرا رسد، خداوند، همه نيكوكاران را در يك جا جمع مى كند و مى فرمايد: «اين، كار شايسته (معروف) شماست كه قبول كرده ام. آن را بگيريد». مى گويند: خداى ما، سرور ما! با آن، چه كنيم، كه تو از ما به آن شايسته ترى؟ خودت آن را بگير. خداوند مى فرمايد: «من با آن چه كنم؟ منى كه به معروف شناخته شده ام؟ شما آن را برگيريد و به گناه آلودگان ببخشيد». همانا انسانْ دوستش را ديدار مى كند كه كوهى از گناه بر دوش دارد. پس بخشى از معروفِ خود را به او مى بخشد و او به سبب همان، وارد بهشت مى شود.
۱.كنز العمّال: 6 / 366 / 16098 وص 441 / 16450 كلاهما نقلاً عن ابن النجّار عن أنس.
كنز العمّال عن ابن شهاب:اِجتَمَعَ في مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهعُمَرُ بنُ الخَطّابِ وعَلِيٌّ وجَعفَرٌ اِبنا أبي طالِبٍ وَالعَبّاسُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ، فَذَكَرُوا المَعروفَ، فَقالَ عَلِيٌّ: المَعروفُ حِصنٌ مِنَ الحُصونِ وكَنزٌ مِنَ الكُنوزِ، فَلا يُزَهِّدَنَّكَ فيهِ كُفرُ مَن كَفَرَهُ، فَقَد يَشكُرُكَ عَلَيهِ مَن لَم يَنتَفِع مِنهُ بِشَيءٍ، وقَد تُدرِكُ بِشُكرِ الشّاكِرِ ما أضاعَ الكَفورُ الجاحِدُ. وقالَ جَعفَرٌ: يا أهلَ المَعروفِ إلَى اصطِناعِ ما لَيسَ لِلطّالِبينَ إلَيهِم فيهِ؛ لِأَنَّكَ إذَا اصطَنَعتَ مَعروفا كانَ لَكَ أجرُهُ وفَخرُهُ وثَناؤُهُ ومَجدُهُ، فَما بالُكَ تَطلُبُ شُكرَ ما أتَيتَ إلى نَفسِكَ مِن غَيرِكَ؟! وقالَ العَبّاسُ: المَعروفُ أحصَنُ الحُصونِ وأعظَمُ

كنز العمّالـ به نقل از ابن شهاب ـ: عمر بن خطّاب، على بن ابى طالب، جعفر بن ابى طالب و عبّاس بن عبد المطّلب در مسجد پيامبر خدا جمع بودند. از «كار شايسته (معروف)» صحبت به ميان آمد. على عليه السلامفرمود: «معروف، دژى از دژها و گنجى از گنج هاست. مبادا ناسپاسى ناسپاسان، تو را به انجام دادن نيكى، بى رغبت سازد! كه گاه تو را به نيكى، سپاسگزارى كند كسى كه از آن، هيچ بهره اى نبرده است و تو با سپاسِ آن سپاسگزار، به چيزى مى رسى كه ناسپاسِ انكاركننده، آن را تباه ساخته است». جعفر گفت: اى اهل معروف از ميان خاندان ابو طالب! ۲ چرا كه وقتى كار شايسته انجام مى دهى، پاداش، افتخار، ستايش و شكوه آن، از آنِ توست. چرا در پى سپاس از جانب ديگران بر كارى هستى كه براى خويش كرده اى؟! عبّاس گفت: معروف، استوارترينِ

۱.كنز العمّال: 6 / 583 / 17014 نقلاً عن ابن النجّار.
۲.عبارت متن عربى، تشويش جدّى دارد و ترجمه ما، برداشتى آزاد از آن است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، اُطلُبُوا المَعروفَ مِن رُحَماءِ اُمَّتي تَعيشوا في أكنافِهِم، ولا تَطلُبوهُ مِنَ القاسِيَةِ قُلوبُهُم؛ فَإِنَّ اللَّعنَةَ تَنزِلُ عَلَيهِم. يا عَلِيُ، إنَّ اللّهَ تَعالى خَلَقَ المَعروفَ وخَلَقَ لَهُ أهلاً؛ فَحَبَّبَهُ إلَيهِم وحَبَّبَ إلَيهِم فِعالَهُم، ووَجَّهَ إلَيهِم طُلاّبَهُ كَما وَجَّهَ الماءَ فِي الأَرضِ الجَريبَةِ لِتَحيا بِهِ ويَحيا بِها أهلُها. يا عَلِيُ، إنَّ أهلَ المَعروفِ فِي الدُّنيا هُم أهلُ المَعروفِ فِي الآخِرَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ خطاب به على عليه السلام ـ: اى على! معروف را از مهربانان امّتم بجوييد تا در پناه آنان زندگى كنيد، و آن را از سنگدلان مجوييد؛ چرا كه بر آنان لعنت فرود مى آيد. اى على! خداى متعال، معروف را آفريد و براى آن، اهلى آفريد و آن را براى آنان محبوب ساخت و كارهاى نيكشان را در نظرشان محبوب ساخت و جويندگان معروف را به سمت آنان روانه كرد، آن گونه كه آب را در زمين خشك شوره زار، جارى ساخت تا به سبب آن، زنده شود و نيكوكاران هم با نيكى هايشان حيات يابند. اى على! اهل معروف در دنيا، در آخرت هم اهل معروف اند.
۱.المستدرك على الصحيحين: 4 / 357 / 7908 عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام، كنز العمّال: 6 / 519 / 16807.
عنه صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ عز و جل إلى ذِي القَرنَينِ: وعِزَّتي وجَلالي، ما خَلَقتُ خَلقا أحَبَّ إلَيَ مِنَ المَعروفِ، وسَأَجعَلُ لَهُ عَلَما. فَمَن رَأَيتَني أحبَبتُ إلَيهِ المَعروفَ وَاصطِناعَهُ وحَبَّبتُ إلَى النّاسِ الطَّلَبَ إلَيهِ فَأَحِبَّهُ وتَوَلَّهُ؛ فَإِنّي اُحِبُّهُ وأتَوَلاّهُ. ومَن رَأَيتَني كَرَّهتُ إلَيهِ المَعروفَ وبَغَّضتُ إلَى النّاسِ الطَّلَبَ إلَيهِ فَأَبغِضهُ ولا تَتَوَلَّهُ؛ فَإِنَّهُ مِن شَرِّ ما خَلَقتُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال به ذو القرنين وحى كرد كه: «به عزّت و جلالم سوگند، هيچ آفريده اى را نيافريدم كه نزد من، محبوب تر از معروف باشد، و براى آن نشانه اى قرار خواهم داد. هر كس را ديدى كه معروف را در نظرش محبوب ساخته ام، نيكى جستن از او را نيز براى مردم محبوب ساخته ام. او را دوست بدار و با او دوستى كن؛ چرا كه من دوستش دارم و او را به دوستى برگزيده ام؛ و هر كس را ديدى كه معروف را در نظرش ناخوشايند ساخته ام و مردم را از نيكى جستن از او بى رغبت كرده ام، پس تو نيز او را دشمن بدار و با او پيمان دوستى مبند؛ چرا كه او از بدترينْ آفريده هاى من است».
۱.الفردوس: 1 / 144 / 515 عن عبد اللّه المزني، كنز العمّال: 6 / 441 / 16451.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ خَلقا مِن خَلقِهِ لِخَلقِهِ، فَجَعَلَهُم لِلنّاسِ وُجوها ولِلمَعروفِ أهلاً، يَفزَعُ النّاسُ إلَيهِم في حَوائِجِهِم، اُولئِكَ الآمِنونَ يَومَ القِيامَةِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند متعال، برخى از مردم را براى [خدمت به]مردم آفريده است و آنان را براى مردم، نمايان، و براى معروف، اهلْ قرار داده است كه مردم در نيازهايشان، به سوى آنان روى مى آورند. آنان در قيامت، ايمن اند.
۱.قضاء الحوائج لابن أبي الدنيا: 80 / 42 عن يوسف الصنعاني عن الإمام زين العابدين عن أبيه عليهماالسلام، كنز العمّال: 6 / 588 / 17017 نقلاً عن النرسي.
عنه عليه السلام:المُحسِنُ حَيٌّ وإن نُقِلَ إلى مَنازِلِ الأَمواتِ. ۱
امام على عليه السلام:نيكوكار زنده است، هر چند او را به منزلگاه مُردگان، منتقل كنند.
۱.غرر الحكم: 1521، عيون الحكم والمواعظ: 27 / 341.
عنه عليه السلام:صاحِبُ المَعروفِ لا يَعثَرُ، وإذا عَثِرَ وَجَدَ مُتَّكَأً. ۱
امام على عليه السلام:انجام دهنده معروف نمى لغزد و اگر بلغزد، تكيه گاهى مى يابد.
۱.غرر الحكم: 5825، عيون الحكم والمواعظ: 303 / 5385.
الإمام الحسين عليه السلام:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ نادى مُنادٍ: أيُّهَا النّاسُ، مَن كانَ لَهُ عَلَى اللّهِ أجرٌ فَليَقُم ـ قالَ ـ: فَلا يَقومُ إلاّ أهلُ المَعروفِ. ۱
امام حسين عليه السلام:چون روز قيامت شود، منادى ندا مى دهد: «اى مردم! هر كسى كه از خداى متعال، پاداشى طلبكار است، برخيزد». جز اهل معروف، كسى به پا نمى خيزد.
۱.إرشاد القلوب: 189.
عنه عليه السلام:إنَّ أفضَلَ النّاسِ مَن وَصَلَ مَن قَطَعَهُ، وَالاُصولُ عَلى مَغارِسِها فَفُروعُها تَسمو. فَمَن تَعَجَّلَ لِأَخيهِ خَيرا وَجَدَهُ إذا قَدِمَ عَلَيهِ غَدا، ومَن أرادَ اللّهَ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ بِالصَّنيعَةِ إلى أخيهِ كافَأَهُ بِها وَقتَ حاجَتِهِ، وصَرَفَ عَنهُ مِن بَلاءِ الدُّنيا ما هُوَ أكثَرُ مِنهُ، ومَن نَفَّسَ كُربَةَ مُؤمِنٍ فَرَّجَ اللّهُ عَنهُ كُرَبَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ، ومَن أحسَنَ أحسَنَ اللّهُ إلَيهِ، «وَاللَّهَ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ. ۱»
امام حسين عليه السلام:برترينِ مردم، كسى است كه با آن كس كه از او بريده، بپيوندد. ريشه ها [متناسب] با ساقه ها و شاخه ها رشد مى كنند! هر كس كه براى برادرش به نيكى بشتابد، فرداى قيامت كه بر او وارد مى شود، آن [نيكى]را مى يابد؛ و هر كس از نيكى كردن به برادرش هدف خدايى داشته باشد، خداوند به هنگام نيازش جبران مى كند و بيش از آن، بلاى دنيا را از او برمى گرداند؛ و هر كس گرفتارى مؤمنى را برطرف كند، خداوند، گرفتارى هاى دنيا و آخرت را از او برطرف مى نمايد؛ و هر كس نيكى كند، خداوند به او نيكى مى كند «و خداوند، نيكوكاران را دوست مى دارد» .
۱.نثر الدرّ: 1 / 334، كشف الغمّة: 2 / 242 وفيه «أوصل» بدل «أفضل»، بحار الأنوار: 78 / 122 / 4.
الإمام الباقر عليه السلام:إنَّ اللّهَ عز و جل جَعَلَ لِلمَعروفِ أهلاً مِن خَلقِهِ، حَبَّبَ إلَيهِم فِعالَهُ، ووَجَّهَ لِطُلاّبِ المَعروفِ الطَّلَبَ إلَيهِم، ويَسَّرَ لَهُم قَضاءَهُ كَما يَسَّرَ الغَيثَ لِلأَرضِ المُجدِبَةِ لِيُحيِيَها ويُحيِيَ بِهِ أهلَها. وإنَّ اللّهَ جَعَلَ لِلمَعروفِ أعداءً مِن خَلقِهِ، بَغَّضَ إلَيهِمُ المَعروفَ وبَغَّضَ إلَيهِم فِعالَهُ، وحَظَرَ عَلى طُلاّبِ المَعروفِ الطَّلَبَ إلَيهِم، وحَظَرَ عَلَيهِم قَضاءَهُ كَما يُحَرِّمُ الغَيثَ عَلَى الأَرضِ المُجدِبَةِ لِيُهلِكَها ويُهلِكَ أهلَها، وما يَعفُو اللّهُ أكثَرُ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند، كسانى از بندگانش را اهل معروف قرار داده و نيكوكارى را محبوب آنان ساخته است و جويندگان معروف را براى نيكى جستن، به سوى آنان گسيل داشته است و انجام دادن نيكى را برايشان آسان ساخته، آن گونه كه باران را به سوى زمين خشك و شوره زار، آسان روان مى سازد تا زمين را آباد كند و نيكوكاران را با نيكى، به حيات برساند. و خداوند برخى از بندگانش را دشمن معروف قرار داده و نيكى و نيكوكارى را در نظرشان نكوهيده ساخته است و جويندگان نيكى را از رفتن به سراغ آنان باز داشته است و انجام دادن نيكى را از آنان باز داشته، آن گونه كه باران را از زمين خشكيده باز مى دارد تا آن زمين و اهل آن هلاك شوند؛ و آنچه خدا در مى گذرد، بيشتر است ۲.
۱.الكافي: 4 / 25 / 2، الزهد للحسين بن سعيد: 32 / 84 نحوه وكلاهما عن أبي حمزة الثمالي، تحف العقول: 295 نحوه، بحار الأنوار: 74 / 419 / 45 وج 78 / 174 / 25؛ تاريخ أصبهان: 2 / 252 / 1604 عن اُبيّ بن كعب، قضاء الحوائج لابن أبي الدنيا: 23 / 4 عن أبي سعيد الخدري وكلاهما عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله، كنز العمّال: 6 / 519 / 16808.
۲.اشاره است به آيه شريف: «وَيَعْفُواْ عَن كَثِيرٍ» (مائده، آيه 15).
عنه عليه السلام:إنَّ للّهِِ ـ تَعالى ذِكرُهُ ـ عِبادا مَيامينَ مَياسيرَ، يَعيشونَ ويَعيشُ النّاسُ في أكنافِهِم، وهُم في عِبادِهِ بِمَنزِلَةِ القَطرِ. وللّهِِ عز و جل عِبادٌ مَلاعينُ مَناكيرُ، لا يَعيشونَ ولا يَعيشُ النّاسُ في أكنافِهِم، وهُم في عِبادِهِ بِمَنزِلَةِ الجَرادِ؛ لا يَقَعونَ عَلى شَيءٍ إلاّ أتَوا عَلَيهِ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند متعال را بندگانى پربركت و آسان ساز است كه زندگى مى كنند و مردم هم در پناه آنان زنده اند. آنان در ميان بندگان او، همچون باران اند. نيز خدا را بندگانى لعنت شده و ناپسند و شوم است كه نه خود زندگى مى كنند و نه مردم، در پناه آنان زندگى دارند. آنان در ميان بندگان او، همچون ملخ اند كه بر هر چه بنشينند، تباهش مى كنند.
۱.الكافي: 8 / 247 / 345 عن أبي عبيد المدائني، تحف العقول: 300 وفيه «مثل» بدل «بمنزلة» و «مناكيد» بدل «مناكير»، بحار الأنوار: 78 / 180 / 66.
الإمام الباقر أو الإمام الصادق عليهماالسلام:مَن أحسَنَ ولَم يُسِئ خَيرٌ مِمَّن أحسَنَ وأساءَ، ومَن أحسَنَ وأساءَ خَيرٌ مِمَّن أساءَ ولَم يُحسِن. ۱
امام باقر يا امام صادق عليهماالسلام:آن كه نيكى مى كند و بدى نمى كند، بهتر از كسى است كه هم نيكى و هم بدى مى كند، و آن كه نيكى و بدى مى كند، بهتر از بدكارى است كه هيچ نيكى نمى كند.
۱.الزهد للحسين بن سعيد: 19 / 41 عن أبي شيبة الزهري، بحار الأنوار: 69 / 402 / 102.
الإمام الكاظم عليه السلام:إنَّ للّهِِ تَحتَ عَرشِهِ ظِلاًّ لا يَسكُنُهُ إلاّ مَن أسدى إلى أخيهِ مَعروفا، أو نَفَّسَ عَنهُ كُربَةً، أو أدخَلَ عَلى قَلبِهِ سُرورا. ۱
امام كاظم عليه السلام:خداوند در زير عرش خود، سايه بانى دارد كه تنها، كسى در آن سايه قرار مى گيرد كه به برادرش نيكى كند، يا گرفتارى او را برطرف سازد و يا دلش را شاد نمايد.
۱.قضاء حقوق المؤمنين: 23 / 24 عن رجل من أهل الري، عدّة الداعي: 180 عن الحسين بن يقطين عن أبيه عن جدّه عن الإمام الصادق عليه السلامنحوه، بحار الأنوار: 74 / 313 / 69 وراجع أعلام الدين: 289.