حدیث دربارهاهل كار شايسته

كنز العمّال عن ابن شهاب:اِجتَمَعَ في مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهعُمَرُ بنُ الخَطّابِ وعَلِيٌّ وجَعفَرٌ اِبنا أبي طالِبٍ وَالعَبّاسُ بنُ عَبدِ المُطَّلِبِ، فَذَكَرُوا المَعروفَ، فَقالَ عَلِيٌّ: المَعروفُ حِصنٌ مِنَ الحُصونِ وكَنزٌ مِنَ الكُنوزِ، فَلا يُزَهِّدَنَّكَ فيهِ كُفرُ مَن كَفَرَهُ، فَقَد يَشكُرُكَ عَلَيهِ مَن لَم يَنتَفِع مِنهُ بِشَيءٍ، وقَد تُدرِكُ بِشُكرِ الشّاكِرِ ما أضاعَ الكَفورُ الجاحِدُ. وقالَ جَعفَرٌ: يا أهلَ المَعروفِ إلَى اصطِناعِ ما لَيسَ لِلطّالِبينَ إلَيهِم فيهِ؛ لِأَنَّكَ إذَا اصطَنَعتَ مَعروفا كانَ لَكَ أجرُهُ وفَخرُهُ وثَناؤُهُ ومَجدُهُ، فَما بالُكَ تَطلُبُ شُكرَ ما أتَيتَ إلى نَفسِكَ مِن غَيرِكَ؟! وقالَ العَبّاسُ: المَعروفُ أحصَنُ الحُصونِ وأعظَمُ الكُنوزِ، ولَن يَتِمَّ إلاّ بِثَلاثٍ: تَعجيلِهِ، وسَترِهِ، وتَصغيرِهِ؛ لِأَنَّكَ إذا عَجَّلتَ هَنَأتَهُ، وإذا صَغَّرتَهُ عَظَّمتَهُ، وإذا سَتَرتَهُ أتمَمتَهُ. وقالَ عُمَرُ بنُ الخَطّابِ: لِكُلِّ شَيءٍ أنفٌ، وأنفُ المَعروفِ سَراحُهُ. فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: فيمَ أنتُم؟ قالوا: كُنّا نَذكُرُ المَعروفَ. فَقالَ: المَعروفُ مَعروفٌ كَاسمِهِ، وأهلُ المَعروفِ فِي الدُّنيا أهلُ المَعروفِ فِي الآخِرَةِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابن شهاب ـ: عمر بن خطّاب، على بن ابى طالب، جعفر بن ابى طالب و عبّاس بن عبد المطّلب در مسجد پيامبر خدا جمع بودند. از «كار شايسته (معروف)» صحبت به ميان آمد. على عليه السلامفرمود: «معروف، دژى از دژها و گنجى از گنج هاست. مبادا ناسپاسى ناسپاسان، تو را به انجام دادن نيكى، بى رغبت سازد! كه گاه تو را به نيكى، سپاسگزارى كند كسى كه از آن، هيچ بهره اى نبرده است و تو با سپاسِ آن سپاسگزار، به چيزى مى رسى كه ناسپاسِ انكاركننده، آن را تباه ساخته است». جعفر گفت: اى اهل معروف از ميان خاندان ابو طالب! ۲ چرا كه وقتى كار شايسته انجام مى دهى، پاداش، افتخار، ستايش و شكوه آن، از آنِ توست. چرا در پى سپاس از جانب ديگران بر كارى هستى كه براى خويش كرده اى؟! عبّاس گفت: معروف، استوارترينِ دژها وبزرگ ترين گنج هاست و جز با سه چيز به كمال نمى رسد: شتاب دادن در انجام دادن آن، كتمان آن، و كوچك دانستن آن؛ چرا كه وقتى در انجام دادن آن شتاب كنى، گوارايش ساخته اى، و چون كوچكش شمارى، بزرگش داشته اى، و چون كتمانش كنى، به كمالش رسانده اى. عمر بن خطّاب گفت: هر چيزى قُلّه اى دارد و قلّه كار شايسته، انجام دادن بى درنگ آن است. پيامبر خدا سر رسيد [و] فرمود: «درباره چه سخن مى گفتيد؟». گفتند: درباره معروف گفتگو مى كرديم. فرمود: «معروف، مثل نامَش، شناخته شده است و اهل معروف در دنيا، [همان]اهل معروف در آخرت اند».
۱.كنز العمّال: 6 / 583 / 17014 نقلاً عن ابن النجّار.
۲.عبارت متن عربى، تشويش جدّى دارد و ترجمه ما، برداشتى آزاد از آن است.

احادیث دیگر این موضوع

۸