حكمت هاى جامع
43 حدیث
الإمام زين العابدين عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إن أشَدَّ العُدمِ عُدمُ القَلبِ، وإنَّ أعظَمَ المَصائِبِ مُصيبَةُ الدّينِ، وأسنَى المَرزِئَةِ مَرزِئَتُهُ، وأنفَعَ الغِنى غِنَى القَلبِ، فَتَلَبَّث في كُلِّ ذلِكَ، وَالزَمِ القَناعَةَ وَالرِّضا بِما قَسَمَ اللّهُ، وإنَّ السّارِقَ إذا سَرَقَ حَبَسَهُ اللّهُ مِن رِزقِهِ، وكانَ عَلَيهِ إثمُهُ، ولَو صَبَرَ لَنالَ ذلِكَ وجاءَهُ مِن وَجهِهِ.
يا بُنَيَّ، أخلِص طاعَةَ اللّهِ حَتّى لا يُخالِطَها شَيءٌ مِنَ المَعاصي، ثُمَّ زَيِّنِ الطّاعَةَ بِاتِّباعِ أهلِ الحَقِّ؛ فَإِنَّ طاعَتَهُم مُتَّصِلَةٌ بِطاعَةِ اللّهِ، وزَيِّن ذلِكَ بِالعِلمِ، وحَصِّن عِلمَكَ بِحِلمٍ لا يُخالِطُهُ حُمقٌ، وَاخزُنهُ بِلينٍ لا يُخالِطُهُ جَهلٌ، وشَدِّدهُ
امام زين العابدين عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! سخت ترين ندارى، نداشتن دل است و بزرگ ترين مصيبت، بدهكارى است و بالاترين محروميت و بلا، همان بدهكارى است و سودمندترين ثروت، بى نيازىِ دل است. پس در همه اينها درنگ كن و به آنچه خدا قسمت فرموده، قانع و خشنود باش. هر گاه دزد بدزدد، خداوند عز و جلاو را از روزى اش باز مى دارد و گناه آن، بر عهده اوست. حال اگر شكيبايى مى ورزيد، از راه خودش به آن روزى دست مى يافت.
اى پسرم! طاعتِ (عبادتِ) الهى را خالصانه انجام بده، به طورى كه گناه كوچكى هم با آن مخلوط نشود. سپس با پيروى از دارندگانِ ايمان حقيقى، طاعت خود را زينت ببخش؛ زيرا طاعت آنان، به طاعت الهى پيوسته است. و همين طاعت را با دانش، آراسته كن. و دانشت را با
۱.قصص الأنبياء: ص 196 ح 247، بحار الأنوار: ج 13 ص 420 ح 15.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الإمام الباقر عليه السلام:قيلَ لِلُقمانَ: مَا الَّذي أجمَعتَ عَلَيهِ مِن حِكمَتِكَ؟
قالَ: لا أتَكَلَّفُ ما قَد كُفيتُهُ، ولا اُضَيِّعُ ما وُلّيتُهُ. ۱
امام باقر عليه السلام:به لقمان گفته شد: حكمت خود را در چه چيزْ گرد آوردى [و خلاصه كردى]؟
گفت: «براى چيزى كه كفايت (تضمين) شده ام، خود را به زحمت نمى اندازم و كارى را كه در آن سرپرستى شده ام، ضايع نمى كنم».
۱.قرب الإسناد: ص 72 ح 232، بحار الأنوار: ج 13 ص 415 ح 6.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الكافي عن إبراهيم بن أبي البلاد عمّن ذكره:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تَقتَرِب فَتَكونَ أبعَدَ لَكَ، ولا تَبعُد فَتُهانَ ۱، كُلُّ دابَّةٍ تُحِبُّ مِثلَها، وإنَّ ابنَ آدَمَ يُحِبُّ مِثلَهُ، ولا تَنشُر بَزَّكَ إلاّ عِندَ باغيهِ، كَما لَيسَ بَينَ الذِّئبِ وَالكَبشِ خُلَّةٌ كَذلِكَ لَيسَ بَينَ البارِّ وَالفاجِرِ خُلَّةٌ، مَن يَقتَرِب مِنَ الزِّفتِ يَعلَق بِهِ بَعضُهُ كَذلِكَ مَن يُشارِكِ الفاجِرَ يَتَعَلَّم مِن طُرُقِهِ، مَن يُحِبَّ المِراءَ يُشتَم، ومَن يَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَم، ومَن يُقارِن قَرينَ السَّوءِ لا يَسلَم، ومَن لا يَملِك لِسانَهُ يَندَم. ۲
الكافىـ به نقل از ابراهيم بن ابى بلاد، از كسى كه او را ياد كرده ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! [آن چنان به مردمْ] نزديك نشو كه مايه دورىِ تو [از آنان] شود، و [آن چنان] دور نشو كه [در اثر بى توجّهىِ آنان]خوار گردى. ۳ هر جنبنده اى، همنوع خود را دوست دارد و آدميزاد نيز همنوع خود را دوست دارد. متاع خود را جز نزد مشترى اش پهن نكن. همان طور كه بين گرگ و قوچ، دوستى اى نيست، بين نيكوكار و بدكار نيز دوستى اى نيست. هر كه به قير نزديك شود، قسمتى از بدنش به آن مى چسبد، همچنين، هر كه با بدكار همدستى كند، برخى از روش هاى او را مى آموزد. هر كه جرّ و بحث را دوست بدارد، دشنام مى شنود. و هر كه وارد جاهاى بد شود، متّهم مى شود. و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند، سالم نمى ماند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد،
۱.«لا تَقتَرِب» يعني من الناس بكثرة المخالطة والمعاشرة فيسأموك ويملّوك فتكون أبعد من قلوبهم، ولا تبعد كلَّ البُعد فلم يبالوا بك فتصير مهينا مخذولاً (هامش المصدر).
۲.الكافي: ج 2 ص 641 ح 9، بحار الأنوار: ج 13 ص 426 ح 20.
۳.يعنى: با مردم، چنان در نياميز و نزديك نشو كه خسته و درمانده ات كنند و در نتيجه، در دلشان از تو دور شوند، و كاملاً هم از آنان كناره نگير كه اهميّتى به تو ندهند و در چشمشان خوار و سبك شوى.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الامام الباقر عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ عليه السلام ابنَهُ أن قالَ: يا بُنَيَّ، إن تَكُ في شَكٍّ مِنَ المَوتِ، فَارفَع عَن نَفسِكَ النَّومَ ولَن تَستَطيعَ ذلِكَ. وإن كُنتَ في شَكٍّ مِنَ البَعثِ، فَادفَع عَن نَفسِكَ الاِنتِباهَ ولَن تَستَطيعَ ذلِكَ، فَإِنَّكَ إذا فَكَّرتَ عَلِمتَ أنَّ نَفسَكَ بِيَدِ غَيرِكَ، وإنَّمَا النَّومُ بِمَنزِلَةِ المَوتِ، وإنَّمَا اليَقَظَةُ بَعدَ النَّومِ بِمَنزِلَةِ البَعثِ بَعدَ المَوتِ.
وقالَ: قالَ لُقمانُ عليه السلام: يا بُنَيَّ، لا تَقتَرِب فَيَكونَ أبعَدَ لَكَ ولا تَبعُد فَتُهانَ. كُلُّ دابَّةٍ تُحِبُّ مِثلَها، وَابنُ آدَمَ لا يُحِبُّ مِثلَهُ. لا تَنشُر بِرَّكَ (بَزَّكَ) إلا عِندَ باغيهِ، وكَما لَيسَ بَينَ الكَبشِ وَالذِّئبِ خُلَّةٌ، كَذلِكَ
امام باقر عليه السلام:در نصايح لقمان به پسرش، اين است كه گفت: «پسرم! اگر درباره مرگْ ترديد دارى، خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخيزْ ترديد دارى، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ؛ زيرا اگر انديشه كنى، مى دانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ».
لقمان همچنين گفت: «اى پسرم! آن چنان [به مردمْ] نزديك نشو كه [از دل هاى آنان] دور شوى و آن چنان دور نشو كه خوار شوى. هر موجودى، همنوع خود را دوست مى دارد و همانا آدميزاد نيز همنوع خود را دوست مى دارد. خوبى [يا متاع] خود را جز در برابر مشترىِ آن، نگستران. چنان كه ميان قوچ و گرگ، دوستى و رفاقتى نيست، ميان نيكوكار و بدكار
کلیدواژهها حکمت های جامع
الإمام الصادق عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنِ احتَجتَ إلَى السُّلطانِ فَلا تُكثِرِ الإِلحاحَ عَلَيهِ، ولا تَطلُب حاجَتَكَ مِنهُ إلاّ في مَواضِعِ الطَّلَبِ، وذلِكَ حينَ الرِّضا وطيبِ النَّفسِ، ولا تَضجَرَنَّ بِطَلَبِ حاجَةٍ؛ فَإِنَّ قَضاءَها بِيَدِ اللّهِ ولَها أوقاتٌ، ولكِنِ ارغَب إلَى اللّهِ، وسَلهُ، وحَرِّك أصابِعَكَ إلَيهِ.
يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا قَليلٌ، وعُمُرَكَ قَصيرٌ.
يا بُنَيَّ، اِحذَرِ الحَسَدَ فَلا يَكونَنَّ مِن شَأنِكَ، وَاجتَنِب سوءَ الخُلُقِ فَلا يَكونَنَّ مِن طَبعِكَ، فَإِنَّكَ لا تَضُرُّ بِهِما إلاّ نَفسَكَ، وإذا كُنتَ أنتَ الضّارَّ لِنَفسِكَ كَفَيتَ عَدُوَّكَ أمرَكَ، لِأَنَّ عَداوَتَكَ لِنَفسِكَ أضَرُّ عَلَيكَ مِن عَداوَةِ غَيرِكَ.
يا بُنَيَّ،
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! اگر محتاج پادشاه شدى، زياد پافشارى نكن و نيازت را جز در جاى مناسبِ درخواست، از او نخواه، و آن، زمانِ خشنودى و نشاط اوست. و در درخواست حاجت، بى قرارى نكن؛ چرا كه برآورده شدن آن، به دست خداست و آن هم زمان هايى دارد؛ ولى به خدا علاقه نشان بده و از او درخواست كن و انگشتانت را به سوى او بجنبان.
اى پسرم! [متاع] دنيا اندك است و عمر تو كوتاه.
اى پسرم! از حسد بپرهيز، كه در شأن تو نيست، و از بد اخلاقى دورى كن، كه از سرشت تو نيست؛ چرا كه تو با آن دو، جز به خودت زيان نمى رسانى، و هر گاه خودت زيان رسانِ خود بودى، زحمت دشمنت را درباره كارت كم كرده اى؛ زيرا دشمنىِ تو با خودت، زيان بارتر از دشمنىِ ديگرى است.
اى پسرم! كار خوبت
۱.قصص الأنبياء: ص 196 ح 247، بحار الأنوار: ج 13 ص 420 ح 14.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلام:كانَ فيما وَعَظَ بِهِ لُقمانُ ابنَهُ: يا بُنَيَّ، إنَّ النّاسَ قَد جَمَعوا قَبلَكَ لِأَولادِهِم، فَلَم يَبقَ ما جَمَعوا ولَم يَبقَ مَن جَمَعوا لَهُ، وإنَّما أنتَ عَبدٌ مُستَأجَرٌ؛ قَد اُمِرتَ بِعَمَلٍ ووُعِدتَ عَلَيهِ أجراً، فَأَوفِ عَمَلَكَ وَاستَوفِ أجرَكَ، ولا تَكُن في هذِهِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ شاةٍ وَقَعَت في زَرعٍ أخضَرَ، فَأَكَلَت حَتّى سَمِنَت ۱ فَكانَ حَتفُها عِندَ سِمَنِها، ولكِنِ اجعَلِ الدُّنيا بِمَنزِلَةِ قَنطَرَةٍ عَلى نَهرٍ جُزتَ عَلَيها وتَرَكتَها ولَم تَرجِع إلَيها آخِرَ الدَّهرِ. أخرِبها ولا تَعمُرها، فَإِنَّكَ لَم تُؤمَر بِعِمارَتِها.
وَاعلَم أنَّكَ سَتُسأَلُ غَداً إذا وَقَفتَ بَينَ يَدَيِ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ عَن أربَعٍ: شَبابِكَ فيما أبلَيتَهُ،
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! مردمِ پيش از تو، براى فرزندانشان سرمايه جمع كردند؛ ولى نه سرمايه باقى مانْد و نه آن كسى كه سرمايه برايش جمع شده بود. همانا تو بنده اى اجير شده هستى كه به انجام دادن كارى مأمور شده اى و مزدى نيز به تو وعده داده شده است. پس به انجام دادن كارت وفادار باش و مزدت را بگير.
در اين دنيا، همانند گوسفندى مباش كه در زراعت سبزى داخل مى شود و آن قدر مى خورد كه چاق مى گردد و هنگام چاقى اش كشته مى شود؛ بلكه دنيا را همانند پلى بر روى رودخانه اى به شمار آور كه از آن مى گذرى و آن را رها مى كنى و تا پايان روزگار، به سوى آن باز نمى گردى. آن را خراب كن و آبادش نكن؛ زيرا تو مأمور آبادانى آن نيستى.
بدان كه همانا تو، فردا به هنگامى
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إيّاكَ وَالضَّجَرَ وسوءَ الخُلُقِ وقِلَّةَ الصَّبرِ، فَلا يَستَقيمُ عَلى هذِهِ الخِصالِ صاحِبٌ، وألزِم نَفسَكَ التُّؤَدَةَ في اُمورِكَ، وصَبِّر على مَؤُوناتِ الإِخوانِ نَفسَكَ، وحَسِّن مَعَ جَميعِ النّاسِ خُلُقَكَ.
يا بُنَيَّ، إن عَدِمَكَ ما تَصِلُ بِهِ قَرابَتَكَ، وتَتَفَضَّلُ بِهِ عَلى إخوَتِكَ فَلا يَعدَمَنَّكَ حُسنُ الخُلقِ وبَسطُ البِشرِ؛ فَإِنَّهُ مَن أحسَنَ خُلُقَهُ أحَبَّهُ الأَخيارُ وجانَبَهُ الفُجّارُ، وَاقنَع بِقَسمِ اللّهِ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ، فَإِن أرَدتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدُّنيا فَاقطَع طَمَعَكَ مِمّا في أيدِي النّاسِ، فَإِنَّما بَلَغَ الأَنبِياءُ وَالصِّدّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم. ۱
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! از بى حوصلگى و بد اخلاقى و كم صبرى، بپرهيز؛ چرا كه هيچ كس با اين ويژگى ها استوار نمى ماند. خو كن كه در كارهايت با وقار باشى و بر زحمت هاى برادران، شكيبايى كنى، و با همه مردم، خوش اخلاق باش.
اى پسرم! اگر چيزى ندارى كه با آن، صله رحم به جا آورى و بر برادرانت بخششى نمايى، خوش اخلاقى و خوش رويى را از دست نده؛ چرا كه هر كس اخلاقش را نيكو گرداند، نيكان او را دوست مى دارند و بدان از او كناره مى گيرند. و به آنچه خدا قسمت تو فرموده، قانع باش، تا زندگى ات صفا يابد. پس اگر خواستى عزّت دنيا را گرد آورى، طمع خود را از آنچه در دستان مردم است، قطع كن؛ زيرا پيامبران و صدّيقان، تنها به سبب قطع طمع، به چنان مقاماتى رسيدند.
۱.قصص الأنبياء: ص 195 ح 245، بحار الأنوار: ج 13 ص 419 ح 14.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: إن تَأَدَّبتَ صَغيرا انتَفَعتَ بِهِ كَبيراً، ومَن عَنى بِالأَدَبِ اهتَمَّ بِهِ، ومَنِ اهتَمَّ بِهِ تَكَلَّفَ عِلمَهُ، ومَن تَكَلَّفَ عِلمَهُ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ، ومَنِ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ أدرَكَ بِهِ مَنفَعَةً، فَاتَّخِذهُ عادَةً.
وإيّاكَ وَالكَسَلَ مِنهُ وَالطَّلَبَ بِغَيرِهِ، وإن غُلِبتَ عَلَى الدُّنيا فَلا تُغلَبَنَّ عَلَى الآخِرَةِ، وإنَّهُ إن فاتَكَ طَلَبُ العِلمِ فَإِنَّكَ لَن تَجِدَ تَضييعا أشَدَّ مِن تَركِهِ.
يا بُنَيَّ، اِستَصلِحِ الأَهلينَ وَالإِخوانَ مِن أهلِ العِلمِ إنِ استَقاموا لَكَ عَلَى الوَفاءِ، وَاحذَرهُم عِندَ انصِرافِ الحالِ بِهِم عَنكَ، فَإِنَّ عَداوَتَهُم أشَدُّ مَضَرَّةً مِن عَداوَةِ الأَباعِدِ بِتَصديقِ النّاسِ إيّاهُم
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! اگر در كودكى ادب شوى، در بزرگى سودش را مى برى. هر كه قصد ادب كند، به [كسب بيشتر] آن اهتمام مى ورزد و هر كه به آن اهتمام ورزد، خود را براى آموختن آن، به سختى مى اندازد و هر كه خود را براى آموختن آن، خود را به سختى اندازد، شديدتر [و تشنه تر] آن را طلب مى كند و هر كه آن را به شدّت طلب كند، به سودش دست مى يابد. پس آن را عادت خود قرار بده و بپرهيز از اين كه در كسب آن، تنبلى كنى و در پىِ چيز ديگرى بروى. اگر در برابر دنيا شكست خوردى، در برابر آخرت شكست نخور، و اگر دانش نجويى، هرگز زيانى شديدتر از ترك آن نخواهى يافت.
اى پسرم! ميان خودى ها و برادران اهل علم، اگر به تو وفادارند، اصلاح كن، و اگر نظرشان نسبت به تو عوض شده،
۱.قصص الأنبياء: ص 194 ح 244، بحار الأنوار: ج 13 ص 419 ح 13.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلام:لَمّا وَعَظَ لُقمانُ ابنَهُ فَقالَ: أنَا مُنذُ سَقَطتُ إلَى الدُّنيا استَدبَرتُ وَاستَقبَلتُ الآخِرَةَ، فَدارٌ أنتَ إلَيها تَسيرُ أقرَبُ مِن دارٍ أنتَ مِنها مُتَباعِدٌ.
يا بُنَيَّ، لا تَطلُب مِنَ الأَمرِ مُدبِرا، ولا تَرفُض مِنهُ مُقبِلاً، فَإِنَّ ذلِكَ يُضِلُّ الرَّأيَ ويُزري بِالعَقلِ.
يا بُنَيَّ، لِيَكُن مِمّا ۱ تَستَظهِرُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ الوَرَعُ عَنِ المَحارِمِ، وَالفَضلُ في دينِكَ، وَالصِّيانَةُ لِمُرُوَّتِكَ، وَالإِكرامُ لِنَفسِكَ أن لا تُدَنِّسَها ۲ بِمَعاصِي الرَّحمنِ ومَساوِي الأَخلاقِ وقَبيحِ الأَفعالِ.
وَاكتُم سِرَّكَ، وأحسِن سَريرَتَكَ، فَإِنَّكَ إذا فَعَلتَ ذلِكَ آمَنتَ بِسِترِ اللّهِ أن يُصيبَ عَدُوُّكَ مِنكَ ۳ عَورَةً، أو يَقدِرَ مِنكَ عَلى زَلَّةٍ،
امام صادق عليه السلام:وقتى كه لقمان پسرش را موعظه كرد، به او گفت: «من از وقتى به دنيا آمدم، پشت به دنيا و رو به آخرت كرده ام. خانه اى كه تو به سوى آن مى روى، نزديك تر از خانه اى است كه از آن دور مى شوى.
اى پسرم! كارى را كه گذشته است، پيگيرى نكن، و كار پيشِ رو را رها نكن؛ چرا كه آن، انديشه را گم راه و خِرد را سبك مى گردانَد.
اى پسرم! از جمله چيزهايى كه به سبب آن، بر دشمنت پيروز مى گردى، اينها باشد: پرهيز از محرّمات، برترى در دينت، حفظ جوان مردى ات، و گرامى داشتن نفْست، به گونه اى كه آن را به گناهانِ خداى بخشنده و اخلاق بد و كارهاى زشت، آلوده نسازى.
رازت را پنهان كن و باطنت را نيكو گردان؛ چرا كه تو هر گاه چنين كردى، به سبب پوشش خداوندى، از دستيابى دشمن به راز، تو يا از پى بردن او به
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلامـ في تَفسيرِ قَولِهِ تعالى: «وَ إِذْ قَالَ لُقْمَـنُ لاِبْنِهِ وَ هُوَ يَعِظُهُ يَـبُنَىَّ لاَ تُشْرِكْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْكَ لَظُـلْمٌ عَظِيمٌ» ـ: فَوَعَظَ لُقمانُ لاِبنِهِ بِآثارٍ حَتّى تَفَطَّرَ وَانشَقَّ.
وكانَ فيما وَعَظَهُ بِهِ. أن قالَ: يا بُنَيَّ، إنَّكَ مُنذُ سَقَطتَ إلَى الدُّنيَا استَدبَرتَ وَاستَقبَلتَ الآخِرَةَ، فَدارٌ أنتَ إلَيها تَسيرُ أقرَبُ إلَيكَ مِن دارٍ أنتَ مِنها مُتَباعِدٌ.
يا بُنَيَّ، جالِسِ العُلَماءَ وزاحِمهُم بِرُكبَتَيكَ، لا تُجادِلهُم فَيَمنَعوكَ، وخُذ مِنَ الدُّنيا بَلاغاً، ولا تَرفُضها فَتَكونَ عِيالاً عَلَى النّاسِ، ولا تَدخُل فيها دُخولاً يَضُرُّ بِآخِرَتِكَ، وصُم صَوما يَقطَعُ شَهوَتَكَ، ولا تَصُم صَوما يَمنَعُكَ مِنَ الصَّلاةِ؛
امام صادق عليه السلامـ در تفسير اين گفته خداى متعال: «و هنگامى كه لقمان به پسرش ـ در حالى كه او را موعظه مى كرد ـ گفت: «اى پسرك من! به خدا شرك نورز؛ چرا كه شرك، ستمى بزرگ است» ـ: لقمان به حكمتى چند، پسرش را موعظه كرد، تا [سپيده صبح،] شكافته شد.
و در موعظه او به پسرش، چنين بود كه گفت: «اى پسرم! از زمانى كه تو به دنيا آمدى، پشت به آن كرده اى و رو به آخرت دارى، پس خانه اى كه به سوى آن مى روى، به تو نزديك تر است از خانه اى كه از آن دور مى شوى.
اى پسرم! با دانشمندان همنشينى كن و تنگاتنگ آنان بنشين، [ولى] با آنان مجادله نكن، كه بازت مى دارند. و به اندازه لازم، از دنيا برگير، و آن را چنان رها نكن كه سربارِ مردم شوى، و آن چنان در آن وارد نشو كه به آخرتت زيان رسانَد. روزه اى بگير كه شهوتت را
۱.في المصدر: «غني»، والتصويب من بحار الأنوار وقصص الأنبياء: ص 194 ح 243. وعَنَى الأَمرُ فلانا: أهَمَّهُ. ويقال: عَنى بأمر فلان (المعجم الوسيط: ج 2 ص 633 «عنا»).
۲.في بحار الأنوار: «ولا تُؤاخِيَنَّ فاسقا» بدل «ولا تصاحبنّ فاسقا نطفا». والنَّطِفُ الرَّجُلُ المُريبُ (لسان العرب: ج 9 ص 334 «نطف»).
۳.في المصدر: «. نورين نورا للخوف ونورا للرجاء»، والصحيح ما أثبتناه كما في بحار الأنوار.
۴.تفسير القمي: ج 2 ص 163، بحار الأنوار: ج 13 ص 411 ح 2.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لِكُلِّ شَيءٍ عَلامَةٌ يُعرَفُ بِها ويُشهَدُ عَلَيها، وإنّ لِلدّينِ ثَلاثَ عَلاماتٍ: العِلمَ وَالإِيمانَ وَالعَمَلَ بِهِ.
ولِلإِيمانِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: الإِيمانُ بِاللّهِ وكُتُبِهِ ورُسُلِهِ.
ولِلعالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: العِلمُ بِاللّهِ وبِما يُحِبُّ وبِما يَكرَهُ.
ولِلعامِلِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: الصَّلاةُ وَالصِّيامُ وَالزَّكاةُ.
ولِلمُتَكَلِّفِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يُنازِعُ مَن فَوقَهُ، ويَقولُ ما لا يَعلَمُ، ويَتَعاطى ما لا يَنالُ.
ولِلظّالِمِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يَظلِمُ مَن فَوقَهُ بِالمَعصِيَةِ، ومَن دونَهُ بِالغَلَبَةِ، ويُعينُ الظَّلَمَةَ.
ولِلمُنافِقِ ثَلاثُ عَلاماتٍ: يُخالِفُ لِسانُهُ قَلبَهُ، وقَلبُهُ فِعلَهُ، وعَلانِيَتُهُ
امام صادق عليه السلامـ در بيان آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: پسرم! هر چيزى، نشانه اى دارد كه بدان شناخته مى شود و بر اساس آن، مورد گواهى قرار مى گيرد، و همانا دين، سه نشانه دارد: دانش، ايمان، و عمل به آن.
ايمان، سه نشانه دارد: ايمان به خدا و كتاب هاى او و فرستادگانش.
دانشمند، سه نشانه دارد: شناخت خدا و شناخت آنچه مى پسندد و شناخت آنچه نمى پسندد.
صالح، سه نشانه دارد: نماز و روزه و زكات.
متظاهر نيز سه نشانه دارد: با برتر از خود مى ستيزد، و چيزى را مى گويد كه نمى داند، و در پىِ چيزى است كه به آن، دست نمى يابد.
ستمگر، سه نشانه دارد: به بالاتر از خودش با نافرمانى، و به پايين تر از خودش با چيرگى، ستم مى كند و به ستمگران، يارى مى رساند.
منافق، سه نشانه دارد: زبانش مخالف دلش، و
۱.الخصال: ص 121 ح 113، بحار الأنوار: ج 13 ص 415 ح 8.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عنه عليه السلام:كانَ فيما أوصى بِهِ لُقمانُ ابنَهُ ناتانَ أن قالَ لَهُ: يا بُنَيَّ، لِيَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ فَتَصرَعُهُ المُماسَحَةُ وإعلانُ الرِّضا عَنهُ، ولا تُزاوِلهُ بِالمُجانَبَةِ فَيَبدُوَ لَهُ ما في نَفسِكَ فَيَتَأَهَّبَ لَكَ.
يا بُنَيَّ، خَفِ اللّهَ خَوفا لَو وافَيتَهُ بِبِرِّ الثَّقَلَينِ خِفتَ أن يُعَذِّبَكَ اللّهُ، وَارجُ اللّهَ رَجاءً لَو وافَيتَهُ بِذُنوبِ الثَّقَلَينِ رَجَوتَ أن يَغفِرَ اللّهُ لَكَ.
يا بُنَيَّ، حَمَلتُ الجَندَلَ وَالحَديدَ وكُلَّ حِملٍ ثَقيلٍ فَلَم أحمِل شَيئا أثقَلَ مِن جارِ السَّوءِ، وذُقتُ المَراراتِ كُلَّها فَلَم أذُق شَيئا أمَرَّ مِنَ الفَقرِ. ۱
امام صادق عليه السلام:در سفارش هاى لقمان به پسرش ناتان، اين است كه به او گفت: «پسرم! از چيزهايى كه بايد با آن، در برابر دشمنت مسلّح شوى تا زمينگيرش كنى، نرمى با او و اظهار خشنودى از اوست؛ ولى با كناره گيرى، خود را از او دور نكن، كه رازت براى او آشكار مى شود و براى [سرنگونىِ]تو تدارك مى بيند.
پسرم! از خدا چنان بترس كه اگر با نيكىِ دو جهان به او برخوردى، [باز هم]بترسى كه خدا كيفرت دهد، و چنان به خدا اميدوار باش كه اگر با گناهان دو جهان به او برخوردى، [باز هم] اميدوار باشى كه خدا تو را بيامرزد.
پسرم! صخره بزرگ و آهن و هر بار سنگينى را بر دوش كشيدم؛ ولى چيزى سنگين تر از همسايه بد، بر دوش نكشيدم. همه تلخى ها را چشيدم؛ ولى چيزى تلخ تر از فقر نچشيدم».
۱.الأمالي للصدوق: ص 766 ح 1031، بحار الأنوار: ج 13 ص 413 ح 3.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الإمام الكاظم عليه السلام:كانَ لُقمانُ عليه السلام يَقولُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ، وقَد غَرِقَ فيها جِيلٌ كَثيرٌ، فَلتَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ تَعالى، وَليَكُن جِسرُكَ إيمانا بِاللّهِ، وَليَكُن شِراعُهَا التَّوَكُّلَ، لَعَلَّكَ ـ يا بُنَيَّ ـ تَنجو وما أظُنُّكَ ناجِيا!
يا بُنَيَّ، كَيفَ لا يَخافُ النّاسُ ما يوعَدونَ، وهُم يَنتَقِصونَ في كُلِّ يَومٍ، وكَيفَ لا يُعِدُّ لِما يوعَدُ مَن كان لَهُ أجَلٌ يَنفَدُ.
يا بُنَيَّ، خُذ مِنَ الدُّنيا بُلغَةً، ولا تَدخُل فيها دُخولاً يَضُرُّ فيها بِآخِرَتِكَ، ولا تَرفُضها فَتَكونَ عِيالاً عَلَى النّاسِ، وصُم صِياما يَقطَعُ شَهوَتَكَ، ولا تَصُم صِياماً يَمنَعُكَ مِنَ الصَّلاةِ؛ فَإِنَّ الصَّلاةَ أعظَمُ عِندَ اللّهِ مِنَ
امام كاظم عليه السلام:لقمان پيوسته به پسرش مى گفت: «پسرم! دنيا درياست و در آن، گروه هاى بسيارى غرق شده اند. پس بايد كشتىِ تو در آن، پروا كردن از خداى تعالى، و پُل تو ايمان به خدا، و بادبان كشتى ات توكّل باشد، تا ـ پسرم! ـ شايد نجات پيدا كنى؛ هر چند من گمان ندارم كه نجات يابنده باشى.
پسرم! چگونه مردم از آنچه وعده داده شده اند، نمى ترسند، در حالى كه هر روز، از [عمر] آنان كاسته مى شود؟! و چگونه كسى كه اجلِ پايان پذيرى دارد، براى آنچه وعده داده شده، مهيّا نمى گردد؟!
پسرم! از دنيا به اندازه نياز، بر گير و چنان در آن وارد نشو كه به آخرتت زيان رسانَد، و آن را چنان رها نكن كه سربارِ مردم شوى، و چنان روزه بگير كه شهوتت را قطع كند و روزه اى نگير كه از نماز، بازت دارد؛ چرا كه نماز، نزد خدا، از
۱.قصص الأنبياء: ص 190 ح 238، بحار الأنوار: ج 13 ص 416 ح 10.
کلیدواژهها حکمت های جامع
المواعظ العددية:عَن وَصايا لُقمانَ عليه السلام لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ، اِعلَم أنّي خَدَمتُ أربَعَمِئَةِ نَبِيٍّ، وأخَذتُ مِن كَلامِهِم أربَعَ كَلِماتٍ، وهِيَ: إذا كُنتَ فِي الصَّلاةِ فَاحفَظ قَلبَكَ، وإذا كُنتَ عَلَى المائِدَةِ فَاحفَظ حَلقَكَ، وإذا كُنتَ في بَيتِ الغَيرِ فَاحفَظ عَينَكَ، وإذا كُنتَ بَينَ الخَلقِ فَاحفَظ لِسانَكَ. ۱
المواعظ العدديةـ از جمله سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: پسرم! بدان كه به چهارصد پيغمبر، خدمت كرده ام و از ميان سخنان آنان، چهار سخن را دريافته ام، كه چنين اند: هر گاه در نماز بودى، دلت را حفظ كن، و هر گاه سر سفره بودى، گلويت را نگه دار، و هر گاه در خانه ديگرى بودى، چشمت را نگه دار، و هر گاه در ميان مردم بودى، زبانت را نگه دار.
۱.المواعظ العددية: ص 238.
کلیدواژهها حکمت های جامع
المواعظ العددية:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، اُوصيكَ بِسِتِّ خِصالٍ اجتَمَعَ فيها عِلمُ الأَوَّلينَ وَالآخِرينَ: لا تَشغَل قَلبَكَ إلَى الدُّنيا إلاّ بِقَدرِ بَقائِكَ فيها، وَاعمَل لِلآخِرَةِ بِقَدرِ بَقائِكَ فيها، وأطِع رَبَّكَ بِقَدرِ حاجَتِكَ إِلَيهِ، وَليَكُن سَعيُكَ في فَكاكِ رَقَبَتِكَ مِنَ النّارِ، وَليَكُن جُرأَتُكَ عَلَى المَعاصي بِقَدرِ صَبرِكَ فِي النّارِ، وإذا أرَدتَ أن تَعصِيَ مَولاكَ فَاطلُب مَكانا لا يَراكَ. ۱
المواعظ العدديةـ از آنچه لقمان عليه السلام به پسرش گفت ـ: پسرم! تو را به شش ويژگى سفارش مى كنم كه دانش اوّلين و آخرين، در آنها گرد آمده است: دلت را به دنيا، جز به اندازه اى كه در آن مى مانى، مشغول نساز و براى آخرت، به اندازه ماندگارى ات در آن، كار كن و از پروردگارت، به اندازه نيازت به او، اطاعت كن، و بايد تلاش تو، در راستاى رهايى از آتش جهنّم باشد و بايد جرأت تو بر ارتكاب گناهان، به اندازه مقاومت تو در جهنّم باشد و هر گاه خواستى از مولايت نافرمانى كنى، جايى را پيدا كن كه او نبيند.
۱.المواعظ العدديّة: ص 302.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الاختصاص:في حِكَمِ لُقمانَ فيما أوصَى بِهِ ابنَهُ أنَّهُ قالَ: يا بُنَيَّ، تَعَلَّمتُ بِسَبعَةِ آلافٍ مِنَ الحِكمَةِ فَاحفَظ مِنها أربَعَةً ومُرَّ مَعي إلَى الجَنَّةِ: أحكِم سَفينَتَكَ؛ فَإِنَّ بَحرَكَ عَميقٌ، وخَفِّف حِملَكَ؛ فَإِنَّ العَقَبَةَ كَؤودٌ، وأكثِرِ الزّادَ؛ فَإِنَّ السَّفَرَ بَعيدٌ، وأخلِصِ العَمَلَ؛ فَإِنَّ النّاقِدَ بَصيرٌ. ۱
الاختصاصـ در سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! هفت هزار حكمت آموخته ام؛ امّا تو چهار تا از آنها را حفظ كن تا با من به بهشت بيايى: كشتى ات را محكم كن؛ زيرا دريايت عميق است. بارت را سبك كن؛ زيرا بالا رفتن از گردنه، سخت است. توشه را زياد بردار؛ زيرا سفر، طولانى است. عمل را خالص گردان؛ زيرا ارزياب، بيناست.
۱.الاختصاص: ص 341، بحار الأنوار: ج 13 ص 431 ح 23.
کلیدواژهها حکمت های جامع
عرائس المجالس:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا تُعَلِّق نَفسَكَ بِالهُمومِ، ولا تَشغَل قَلبَكَ بِالأَحزانِ، وإيّاكَ وَالطَّمَعَ، وَارضَ بِالقَضاءِ، وَاقنَع بِما قَسَمَ اللّهُ لَكَ يَصفُ عَيشُكَ، وتُسَرَّ نَفسُكَ، وتُستَلَذَّ حَياتُكَ، وإن أرَدتَ أن يُجمَعَ لَكَ غِنَى الدُّنيا فَاقطَع طَمَعَكَ عَمّا في أيدِي النّاسِ؛ فَإِنّ ما بَلَغَ الأَنبِياءُ وَالصِّدّيقونَ ما بَلَغوا إلاّ بِقَطعِ طَمَعِهِم عَمّا في أيدِي النّاسِ. ۱
عرائس المجالس:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! خودت را به غصّه ها بند نكن، و دلت را به اندوه ها مشغول نساز، و از طمع بپرهيز، و به قضا خشنود باش، و به آنچه خدا براى تو قسمت فرموده، قانع باش تا زندگانى ات پاك شود و نفْست شادمان گردد و زندگى ات لذّت بخش شود. اگر خواستى ثروت دنيا برايت گرد آيد، طمعت را از آنچه در اختيار مردم است، قطع كن؛ چرا كه پيامبران و صدّيقان، به چنان درجاتى نايل نشدند، مگر با قطع طمعشان از آنچه در دستان مردم بود».
۱.عرائس المجالس: ص 315.
کلیدواژهها حکمت های جامع
آداب النفس:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، خُلِقَ الإِنسانُ عَلى ثَلاثَةِ أثلاثٍ، ثُلُثٌ للّهِِ، وثُلُثٌ لِنَفسِهِ، وثُلُثٌ لِلدّودِ وَالتُّرابِ، فَأَمَّا الثُّلُثُ الَّذي للّهِِ فَروحُهُ، وَالَّذي لِنَفسِهِ فَعَمَلُهُ ۱، وَالَّذي لِلدّودِ وَالتُّرابِ فَجَسَدُهُ، فَالعاجِزُ الخاسِرُ مَن يَتَعَصَّبُ ويَسعى لِلدّودِ وَالتُّرابِ. ۲
آداب النفس:لقمان به پسرش گفت: «اى پسرم! انسان بر سه تا يك سوم آفريده شده است: يك سوم براى خدا، و يك سوم براى خودش، و يك بخش براى كِرم و خاك. يك سوم خدا، روح اوست و يك سوم كه براى خودش است، عمل اوست و يك سوم كه براى كرم و خاك است. پيكر اوست. پس ناتوانِ زيان ديده، كسى است كه تعصّب ورزد و براى كرم و خاك بكوشد».
کلیدواژهها حکمت های جامع
الحكمة الخالدة:مِن وَصايا لُقمانَ لاِبنِهِ: اِحفَظِ العِبَرَ، وَاحذَرِ الغِيَرَ، اِنصَحِ المُؤمِنينَ، وعُد مَرضاهُم، وَاشهَد جَنائِزَهُم، وأعِن فُقَرائَهُم، أقرِض خُلَطاءَكَ، وأنظِر غُرَماءَكَ، وَالزَم بَيتَكَ، وَاقنَع بِقوتِكَ، تَخَلَّق بِأَخلاقِ الكِرامِ، وَاجتَنِب أخلاقَ اللِّئامِ.
اِعلَم يا بُنَيَّ، أنَّ المُقامَ فِي الدُّنيا قَليلٌ، وَالرُّكونَ إلَيها غُرورٌ، وَالغِبطَةَ فيها حِلمٌ، فَكُن سَمحا سَهلاً قَريبا أمينا، وكَلِمَةٌ جامِعَةٌ: اِتَّقِ اللّهَ في جَميعِ أحوالِكَ، ولا تَعصِهِ في شَيءٍ مِن اُمورِكَ. ۱
الحكمة الخالدةـ از سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: پندها را حفظ كن و از دگرگونى ها بر حذر باش. براى مؤمنان، خيرخواهى كن و از بيمارانشان عيادت كن و بر جنازه هايشان حاضر شو و فقيرانشان را يارى كن. به دوستانت قرض بده و به بدهكارانت مهلت بده. مراقب خانه ات باش، و به قوت خود، قانع باش. به اخلاق بزرگان، خو بگير و از اخلاق پليدان، دورى كن.
پسرم! بدان كه اقامت در دنيا اندك است و اعتماد به آن، گول زننده است و خوشىِ آن، بردبارى است. پس بخشنده و آسان گير و امانتدار باش، و سخن جامع، اين است: در همه احوال، از خدا پروا كن و در هيچ يك از كارهايت، از او نافرمانى نكن.
۱.الحكمة الخالدة: ص 128.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الحكمة الخالدة:مِن وَصايا لُقمانَ لاِبنِهِ: لا تَعتَرِضِ الباطِلَ، ولا تَستَحيِ مِنَ الحَقِّ، ولا تَقُل ما لا تَعلَمُ، ولا تَتَكَلَّف ما لا تُطيقُ، ولا تَتَعَظَّم، ولا تَختُل، ولا تَفخَر، ولا تَضجَر، ولا تَقطَعِ الرَّحِمَ، ولا تُبلِيَنَّ الجارَ، ولا تَشمَت بِالمَصائِبِ، ولا تُذِعِ السِّرَّ، ولا تَغتَب، ولا تَحسُد، ولا تَنبِز، ولا تَهمِز، وإن اُسِيءَ إلَيكَ فَاغفِر، وإن اُحسِنَ إلَيكَ فَاشكُر، وإنِ ابتُليتَ فَاصبِر. ۱
الحكمة الخالدةـ از سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: به سراغ باطل نرو و از حق، شرم نكن. چيزى را كه نمى دانى، نگو و چيزى را كه نمى توانى، بر عهده نگير. خود را بزرگ نشمار و خودپسند نباش. فخرفروشى و بى قرارى و قطع رحم نكن و همسايه را گرفتار نساز و به خاطر گرفتارى، سركوفت نزن. راز را فاش نكن، غيبت منما، حسد نورز، لقب بد به كسى نده و عيبجويى نكن. اگر به تو بدى شد، ببخش و اگر به تو خوبى شد، سپاس بگزار و اگر گرفتار شدى، شكيبايى كن.
۱.الحكمة الخالدة: ص 128.
کلیدواژهها حکمت های جامع
ربيع الأبرار عن لقمان:يا بُنَيَّ، اِرحَمِ الفُقَراءَ لِقِلَّةِ صَبرِهِم، وَارحَمِ الأَغنِياءَ لِقِلَّةِ شُكرِهِم، وَارحَمِ الجَميعَ لِطولِ غَفلَتِهِم. ۱
ربيع الأبرار:لقمان گفت: «اى پسرم! بر فقيران، به خاطر كمىِ صبرشان رحم كن و بر ثروتمندان، به خاطر كمىِ سپاس گزارى شان رحم كن و بر همگان، به خاطر غفلت طولانى شان رحم كن».
۱.ربيع الأبرار: ج 4 ص 314.
کلیدواژهها حکمت های جامع
حياة الحيوان الكبرى:مِن وَصِيَّةِ لُقمانَ لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ، ثَلاثَةُ أشياءَ تَحسُنُ بِالإِنسانِ: حُسنُ المَحضَرِ، وَاحتِمالُ الإِخوانِ، وقِلَّةُ المَلَلِ لِلصَّديقِ، وأوَّلُ الغَضَبِ جُنونٌ وآخِرُهُ نَدَمٌ. ۱
حياة الحيوان الكبرىـ از سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: پسرم! سه چيز است كه انسان را نيكو مى سازد: خوشْ محضر بودن و تحمّل كردن دوستان و كم زحمت بودن براى رفيق.
آغاز خشم، ديوانگى است و آخر آن، پشيمانى.
۱.حياة الحيوان الكبرى: ج 1 ص 585.
کلیدواژهها حکمت های جامع
محبوب القلوب:قالَ لُقمانَ: يا بُنَيَّ، مُر بِالمَعروفِ، وَانهَ عَنِ المُنكَرِ، وحاسِب نَفسَكَ قَبلَ أن تُسبَقَ عَلَيها، وَاعرِفِ العُسرَةَ، ولا تُفَرِّط في أمرِكَ. ۱
محبوب القلوب:لقمان گفت: «پسرم! امر به معروف و نهى از منكر كن و خودت را پيش از آن كه به حسابت رسيدگى شود، حسابرسى كن. سختى را بشناس و در كارت كوتاهى نكن».
۱.محبوب القلوب: ج 1 ص 202.
کلیدواژهها حکمت های جامع
أمثال الشرق والغرب:قالَ لُقمانُ وهُوَ يَعِظُ ابنَهُ: يا بُنَيَّ، إيّاكَ وَالكَذِبَ؛ فَإنَّهُ يُفسِدُ عَلَيكَ دينَكَ، ويَمحو عَلَيكَ عِندَ النّاسِ مُرُوَّتَكَ، ويَضَعُ مَنزِلَتَكَ، ويُضيعُ جاهَكَ، فَلا يَسمَعُ أحَدٌ مِنكَ إذا حَدَّثتَ، ولا يُصَدِّقُكَ إذا قُلتَ، ولا خَيرَ لَكَ فِي الحَياةِ إذا كُنتَ كَذلِكَ؛ وإذَا اطَّلَعَ النّاسُ عَلى ذلِكَ في أمرِكَ ثُمَّ صَدَقتَ اتَّهَموكَ، وحَقَّروا شَأنَكَ، وأبغَضوا مَجلِسَكَ، وأخفَوا عَنكَ أسرارَهُم، وخَتَموا حَديثَهُم، وكَتَموهُ، وحَذَروكَ في أمرِ دينِهِم، ولا يَأمَنوكَ في شَيءٍ مِن أحوالِهِم، وهذِهِ حالَتُكَ فِي قُلوبِ النّاسِ، وأكبَرُ مِن ذلِكَ مَقتُ اللّهِ وعُقوبَتُهُ فِي الآخِرَةِ. ۱
أمثال الشرق و الغرب:لقمان، در حالى كه پسرش را موعظه مى كرد، گفت: «پسرم! از دروغ بپرهيز؛ چرا كه دين تو را تباه مى كند، و جوان مردىِ تو را نزد مردم، از بين مى برد، و جايگاهت را پايين مى آورد، و مقامت را ضايع مى سازد. در نتيجه، هر گاه حديث نقل كنى، كسى از تو نمى پذيرد، و هر گاه سخن بگويى، كسى تأييدت نمى كند. وقتى چنين شدى، خيرى در زندگى براى تو نيست، و هر گاه مردم در كار تو بر اين موضوع آگاه شدند، [اگر] راست هم بگويى، تو را متّهم مى كنند، و شخصيت تو را تحقير مى كنند، و از همنشينى با تو، بيزار مى شوند، و رازشان را از تو پنهان مى دارند، و خبرشان را مهر و موم مى كنند و [از تو] مى پوشانند، و درباره كار دينشان، از تو كناره مى گيرند، و در هيچ يك از احوالشان، تو را امين نمى شمارند. اين همه، وضعيت تو
۱.أمثال الشرق والغرب: ص 140.
کلیدواژهها حکمت های جامع
محبوب القلوب:قالَ لُقمانُ: يا بُنَيَّ، اِستَحِ مِنَ اللّهِ تَعالى بِقَدرِ قُربِهِ مِنكَ، وخَف مِنَ اللّهِ تَعالى بِقَدرِ قُدرَتِهِ عَلَيكَ، وإيّاكَ وكَثرَةَ الفُضولِ؛ فَإِنَّ حِسابَكَ غَدا عَنها يَطولُ. ۱
محبوب القلوبـ به نقل از لقمان عليه السلام ـ: پسرم! از خداى متعال، به اندازه نزديكى اش به تو، شرم كن، و از خداى متعال، به اندازه قدرتش بر تو، بترس، و از بسيارىِ دارايى، بپرهيز؛ چرا كه فردا حسابرسىِ تو درباره آن، به درازا مى كشد.
۱.محبوب القلوب: ج 1 ص 205.
کلیدواژهها حکمت های جامع
كنز الفوائد:قالَ لُقمانُ الحَكيمُ لاِبنِهِ في وَصِيَّتِهِ: يا بُنَيَّ، أحُثُّكَ عَلى سِتِّ خِصالٍ، لَيسَ مِنها خَصلَةٌ الاّ وهِيَ تُقَرِّبُكَ إلى رِضوانِ اللّهِ عز و جل، وتُباعِدُكَ مِن سَخَطِهِ:
الاُولى: أن تَعبُدَ اللّهَ، ولا تُشرِكَ بِهِ شَيئا.
وَالثّانِيَةُ: الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ فيما أحبَبتَ وكَرِهتَ.
وَالثّالِثَةُ: أن تُحِبَّ فِي اللّهِ وتُبغِضَ فِي اللّهِ.
وَالرّابِعَةُ: تُحِبُّ لِلنّاسِ ما تُحِبُّ لِنَفسِكَ، وتَكرَهُ لَهُم ما تَكرَهُ لِنَفسِكَ.
وَالخامِسَةُ: تَكظِمُ الغَيظَ، وتُحسِنُ إلى مَن أساءَ إلَيكَ.
وَالسّادِسَةُ: تَركُ الهَوى ومُخالَفَةُ الرَّدى. ۱
كنز الفوائد:لقمان حكيم در سفارش خود به پسرش گفت: «پسرم! تو را به شش ويژگى تشويق مى كنم كه هر يك از آنها به تنهايى، تو را به رضوان خداوند عز و جلنزديك، و از خشمش دور مى سازد:
نخست، اين كه: خدا را بپرستى و چيزى را با او شريك قرار ندهى.
دوم: به قضاى الهى، در آنچه مى پسندى و آنچه نمى پسندى، خشنود باشى.
سوم: اين كه تنها در راه خدا، دوستى و دشمنى كنى.
چهارم: آنچه را كه براى خود مى پسندى، براى مردم نيز بپسندى و آنچه را كه براى خود نمى پسندى، براى مردم نيز نپسندى.
پنجم: خشم را فرو برى و به كسى كه به تو بدى كرده، نيكى كنى.
و ششم: هواى نفس را رها كنى و با پليدى و پستى، مخالفت نمايى».
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 164، أعلام الدين: ص 154.
کلیدواژهها حکمت های جامع
محبوب القلوب:قالَ لُقمانُ: يا بُنَيَّ، عَلَيكَ بِالصَّبرِ وَاليَقينِ ومُجاهَدَةِ نَفسِكَ. وَاعلَم أنَّ الصَّبرَ فيهِ أنواعُ الشَّرَفِ، فَإِذا صَبَرتَ عَلى مَحارِمِ اللّهِ تَعالى، وزَهِدتَ فِي الدُّنيا، وتَهاوَنتَ بِالمَصائِبِ لَم يَكُن شَيءٌ أحَبَّ إلَيكَ مِنَ المَوتِ وأنتَ تَتَرَقَّبُهُ. ۱
محبوب القلوب:لقمان گفت: «پسرم! شكيبايى و يقين و جهاد با نفس داشته باش، و بدان كه در شكيبايى، انواع شرافت هست. هر گاه تو بر حرام هاى خداى متعال شكيبايى ورزيدى و در دنيا پارسايى پيشه كردى و گرفتارى ها را آسان گرفتى، چيزى نزد تو محبوب تر از مرگ نخواهد بود و چشمْ انتظار آن خواهى بود».
۱.محبوب القلوب: ج 1 ص 201.
کلیدواژهها حکمت های جامع
محبوب القلوب:قالَ لُقمانُ: يا بُنَيَّ، ما عِندَ اللّهِ ـ تَعالى ـ أفضَلُ مِنَ العَقلِ، وما تَمَّ عَقلُ امرِئٍ حَتّى تَكونَ فيهِ عَشَرَةُ خِصالٍ: الكِبرُ مِنهُ مَأمونٌ، وَالرُّشدُ مِنهُ مَأمولٌ، نَصيبُهُ مِنَ الدُّنيا القوتُ، وفَضلُ مالِهِ مَبذولٌ، التَّواضُعُ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ الكِبرِ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مِنَ العِزِّ، لا يَسأَمُ مِن طَلَبِ العَفوِ طولَ عُمُرِهِ، ولا يَقدُمُ في طَلَبِ الحَوائِجِ مَن قَبلَهُ، يَستَكثِرُ قَليلَ المَعروفِ مِن غَيرِهِ، ويَستَقِلُّ الكَثيرَ مِن نَفسِهِ، وَالخَصلَةُ العاشِرَةُ وهِيَ الَّتي يُنارُ بِها مَجدُهُ، ويَعلو قَدرُهُ يَرى أنَّ جَميعَ النّاسِ خَيرٌ مِنهُ وأنَّهُ شَرُّهُم. ۱
محبوب القلوب:لقمان گفت: «پسرم! نزد خداى متعال، چيزى برتر از خرد نيست و خردِ هيچ مردى كامل نمى گردد، مگر اين كه در او ده ويژگى باشد: از تكبّر در امان باشد؛ به هدايت او اميدى باشد؛ بهره او از دنيا، به اندازه قوت باشد؛ زيادىِ دارايى اش را ببخشد؛ فروتنى، نزد او دوستْ داشتنى تر از تكبّر باشد؛ افتادگى، نزد او دوستْ داشتنى تر از بزرگى باشد؛ در طول عمرش، از آمرزش خواهى به ستوه نيايد؛ در درخواست نيازمندى ها، از نفر قبل از خود (نيازمندتر از خود)، پيشى نگيرد؛ خوبىِ اندك ديگران را بسيار شمارد و [خوبىِ] بسيار خود را اندك شمارد. ويژگىِ دهم ـ كه با آن، عظمت او مى درخشد و ارزش او بالا مى رود ـ اين است كه همه مردم را بهتر از خود و خود را بدتر از همه آنان ببيند».
۱.محبوب القلوب، ج 1، ص 205.
کلیدواژهها حکمت های جامع
مكارم الأخلاق ومعاليها:عَن لُقمانَ الحَكيمِ عليه السلام: كانَ يَقولُ: أكتُمُ الحاجَةَ، ولا أنطِقُ فيما لا يَعنيني، ولا أكونُ مِضحاكا مِن غَيرِ عَجَبٍ، ولا مَشّاءً إلى غَيرِ أَرَبٍ، الصَّمتُ خَيرٌ وقَليلٌ فاعِلُهُ. ۱
مكارم الأخلاق و معاليها:از لقمان حكيم، نقل است كه او پيوسته مى گفته: «نياز [خود] را پنهان مى دارم، و درباره چيزى كه به من مربوط نيست، سخن نمى گويم، و بدون شگفتى نمى خندم، و بدون مقصد، راه نمى روم و البته سكوت، بهتر است؛ ولى رعايت كننده آن اندك است».
۱.مكارم الأخلاق ومعاليها: ص 436 ح 438، الدر المنثور: ج 6 ص 518.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الدرّ المنثور:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، جالِسِ الصّالِحينَ مِن عِبادِ اللّهِ، فَإِنَّكَ تُصيبُ بِمُجالَسَتِهِم خَيراً، ولَعَلَّهُ أن يَكونَ آخِرُ ذلِكَ تَنزِلُ عَلَيهِمُ الرَّحمَةُ فَتُصيبَكَ مَعَهُم.
يا بُنَيَّ، لا تُجالِسِ الأَشرارَ؛ فَإِنَّكَ لا يُصيبُكَ مِن مُجالَسَتِهِم خَيرٌ، ولَعَلَّهُ أن يَكونَ في آخِرِ ذلِكَ أن تَنزِلَ عَلَيهِم عُقوبَةٌ فَتُصيبَكَ مَعَهُم. ۱
الدرّ المنثور:لقمان به پسرش گفت: «پسرم! با بندگان نيكوكار خدا همنشينى كن؛ چرا كه در سايه همنشينى با آنان، به خير مى رسى، و چه بسا در پايانِ اين همنشينى، رحمت خدا بر آنان فرود آيد و تو نيز به همراه آنان بهره مند گردى.
پسرم! با بدكاران همنشينى نكن؛ چرا كه از همنشينى با آنان، خيرى به تو نمى رسد، و چه بسا در پايان اين همنشينى، كيفرى بر آنان فرود آيد و تو نيز به همراه آنان گرفتار گردى».
۱.الدر المنثور: ج 6 ص 518.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الدعاء عن الحسن:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، إن كُنتَ تُريدُ البَقاءَ ـ ولا بَقاءَ ـ فَاجعَل خَشيَةَ اللّهِ عَزَّ وجَلَّ غِطاءَكَ فَوقَ رَأسِكَ، ووِطاءَكَ فَلَعَلَّكَ أن تَنجُوَ وما أراكَ بِناجٍ.
يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، قَد غَرِقَ فيهِ ناسٌ كَثيرٌ، فَليَكُن سَفينَتُكَ فيها تَقوَى اللّهِ، وحَشوُهَا الإِيمانَ بِاللّهِ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلَ عَلَى اللّهِ، ومَجاذيفُهَا التَّسبيحَ وَالتَّهليلَ، ولَعَلَّكَ أن تَنجُوَ وما أراكَ بِناجٍ.
يا بُنَيَّ، إن كُنتَ لا توقِنُ بِالبَعثِ فَإِذا نِمتَ فَلا تَستَيقِظ؛ فَإِنَّكَ كَما تَستَيقِظُ فَكَذلِكَ تُبعَثُ.
يا بُنَيَّ، اُذكُرِ اللّهَ عِندَ هَمِّكَ إذا هَمَمتَ، وعِندَ يَدِكَ إذا أقسَمتَ، وعِندَ لِسانِكَ إذا حَكَمتَ. ۱
الدعاء، طبرانىـ به نقل از حسن ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! اگر ماندگارى را مى خواهى ـ هر چند ماندگارى اى وجود ندارد ـ ترس از خداوند عز و جل را سرپوش و زيرانداز خود قرار بده تا شايد نجات يابى؛ هر چند من تو را نجات يافته نمى بينم.
پسرم! دنيا دريايى عميق است كه مردمان بسيارى در آن غرق شده اند. پس بايد كشتىِ تو در آن، تقواى الهى باشد و مسافران آن ايمان به خدا، بادبان آن توكّل بر خدا، و پاروهاى آن ذكر «سبحان اللّه» و «لا اله الاّ اللّه» باشد تا شايد نجات يابى؛ هر چند من تو را نجات يافته نمى بينم.
پسرم! اگر رستاخيز را باور ندارى، هر گاه خوابيدى، بيدار نشو؛ پس همان طور كه بيدار مى شوى، همان گونه هم بر انگيخته خواهى شد.
پسرم! هر گاه به انجام دادن كارى همّت مى گمارى، هنگام تصميم گرفتن، و هر
۱.الدعاء للطبراني: ص 493 ح 1737.
کلیدواژهها حکمت های جامع
البداية والنهاية:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ العَمَلُ لا يُستَطاعُ إلاّ بِاليَقينِ، ومَن يَضعُف يَقينُهُ يَضعُف عَمَلُهُ.
وقالَ: يا بُنَيَّ، إذا جاءَكَ الشَّيطانُ مِن قِبَلِ الشَّكِّ وَالرَّيبِ فَاغلِبهُ بِاليَقينِ وَالنَّصيحَةِ، وإذا جاءَكَ مِن قِبَلِ الكَسَلِ وَالسَّآمَةِ فَاغلِبهُ بِذِكرِ القَبرِ وَالقِيامَةِ، وإذا جاءَكَ مِن قِبَلِ الرَّغَبةِ وَالرَّهبَةِ فَأَخبِرهُ أنَّ الدُّنيا مُفارَقَةٌ مَتروكَةٌ. ۱
البداية والنهاية:لقمان به پسرش گفت: «پسرم! عمل بدون يقين، امكان ندارد، و هر كس يقينش ضعيف باشد، عملش نيز ضعيف خواهد بود».
و گفت: «پسرم! هر گاه شيطان از راه شك و ترديد به سوى تو آمد، او را به وسيله يقين و اخلاص، شكست بده، و هر گاه از راه تنبلى و خستگى وارد شد، با ياد قبر و قيامت، بر او چيره شو، و هر گاه از راه علاقه و ترس وارد شد، به او خبر ده كه دنيا جدا شدنى و رها شدنى است».
۱.البداية والنهاية: ج 9 ص 270، الدرّ المنثور: ج 6 ص 513.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الرضا عن اللّه عن سعيد بن المُسَيِّب:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، لا يَنزِلَنَّ بِكَ أمرٌ رَضيتَهُ أو كَرِهتَهُ إلاّ جَعَلتَ فِي الضَّميرِ مِنكَ أنَّ ذلِكَ خَيرٌ لَكَ.
قالَ: أمّا هذِهِ فَلا أقدِرُ أن اُعطِيَكَها دونَ أن أعلَمَ ما قُلتَ إنَّهُ كَما قُلتَ.
قالَ: يا بُنَيَّ، فَإِنَّ اللّهَ قَد بَعَثَ نَبِيّاً، هَلُمَّ حَتّى نَأتِيَهُ فَعِندَهُ بَيانُ ما قُلتُ لَكَ.
قالَ: اِذهَب بِنا إلَيهِ.
قالَ: فَخَرَجَ وهُوَ عَلى حِمارٍ، وَابنُهُ عَلى حِمارٍ، وتَزَوَّدوا ما يُصلِحُهُم مِن زادٍ، ثُمَّ سارا أيّاماً ولَيالِيَ حَتّى تَلَقَّتهُما مَغارَةٌ، فَأَخَذا اُهبَتَهُما لَها، فَدَخَلاها فَسارا ما شاءَ اللّهُ أن يَسيرا حَتّى ظَهَرا وقَد تَعالَى النَّهارُ، وَاشتَدَّ الحَرُّ، ونَفَدَ الماءُ
الرضا عن اللّه، ابن أبى الدنياـ به نقل از سعيد بن مُسيَّب ـ: لقمان به پسرش گفت: «[بكوش تا] هيچ كار خوش آيند و ناخوش آيندى براى تو پيش نيايد، مگر اين كه در باطن خود، آن را خيرى براى خوش بشمارى».
پسر لقمان گفت: به اين سفارش تو نمى توانم عمل كنم، مگر بدانم كه مطلب، همان گونه است كه گفتى.
لقمان گفت: «اى پسرم! همانا خداوند عز و جل پيامبرى را مبعوث كرده است. بيا تا پيش او برويم كه بيان آنچه برايت گفتم، نزد اوست».
پسر لقمان گفت: ما را پيش او ببر.
لقمان و پسرش، هر كدام سوار بر الاغ جداگانه، به راه افتادند و هر چه زاد و توشه لازم داشتند، با خود برداشتند. روزها و شب ها راه رفتند تا به غارى رسيدند و خود را براى سفر به درون آن غار، مهيّا كردند. داخل غار شدند و به اندازه اى كه خداوند خواسته بود،
کلیدواژهها حکمت های جامع
البداية والنهاية:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ وهُوَ يَعِظُهُ: يا بُنَيَّ، اِختَرِ المَجالِسَ عَلى عَينِكَ، فَإِذا رَأَيتَ المَجلِسَ يُذكَرُ فيهِ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ فَاجلِس مَعَهُم؛ فَإِنَّكَ إن تَكُ عالِماً يَنفَعكَ عِلمُكَ، وإن تَكُ غَبِيّاً يُعَلِّموكَ، وإن يُطلِعِ اللّهُ عَلَيهِم بِرَحمَةٍ تُصيبُكَ مَعَهُم.
يا بُنَيَّ، لا تَجلِس فِي المَجلِسِ الَّذي لا يُذكَرُ اللّهُ فيهِ، فَإِنَّكَ إن تَكُ عالِما لا يَنفَعكَ عِلمُكَ، وإن تَكُ غَبِيّاً يَزيدوكَ غُبِيّاً ۱، وإن يُطلِعِ اللّهُ إلَيهِم بَعدَ ذلِكَ بِسَخَطٍ يُصيبُكَ مَعَهُم.
يا بُنَيَّ، لا تَغبِطوا امرَأً رَحبَ الذِّراعَينِ يَسفِكُ دِماءَ المُؤمِنينَ فَإِنَّ لَهُ عِندَ اللّهِ قاتِلاً لا يَموتُ.
وحَدَّثَنا أبو مُعاوِيَةَ، حَدَّثَنا هِشامُ بنُ
البدايه و النهايه:لقمان در حالى كه پسرش را موعظه مى كرد، بدو گفت: «اى پسرم! مجالس را آگاهانه انتخاب كن؛ هر گاه ديدى در مجلسى خداوند عز و جل ياد مى گردد، با آنان بنشين؛ چرا كه تو اگر دانا باشى، دانشت تو را سود مى بخشد و اگر نادان باشى، آنان به تو مى آموزند و اگر خداوند به رحمت بر آنان نظر كند، رحمت خداوند به همراه آنان، شامل حال تو نيز مى شود.
اى پسرم! در مجلسى كه خداوند در آن ياد نمى شود، ننشين؛ چرا كه تو اگر دانا باشى، دانشت تو را [در چنين مجلسى] سود نمى بخشد و اگر نادان باشى، بر نادانى ات مى افزايند و اگر خداوند عز و جل پس از آن بر آنان خشم گيرد، تو را نيز به همراه آنان گرفتار مى كند.
اى پسرم! حسرت مردى را نخوريد كه دو دست خود را گشوده و خون مؤمنان را مى ريزد؛ چرا كه او در پيشگاه
کلیدواژهها حکمت های جامع
شعب الإيمان عن الحسن:إنَّ لُقمانَ قالَ لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ لا تُرسِل رَسولَكَ جاهِلاً فَإِن لَم تَجِد حَكيما فَكُن رَسولَ نَفسِكَ.
يا بُنَيَّ، إيّاكَ وَالكَذِبَ؛ فَإِنَّهُ شَهِيٌّ كَلَحمِ العُصفورِ عَمّا قَليلٍ يَقلي صاحِبُهُ.
يا بُنَيَّ، اُحضُرِ الجَنائِزَ، ولا تَحضُرِ العُرسَ؛ فَإِنَّ الجَنائِزَ تُذَكِّرُكَ الآخِرَةَ، وَالعُرسَ تُشَهّيكَ ۱ الدُّنيا.
يا بُنَيَّ، لا تَأكُل شِبَعا عَلَى شِبَعٍ؛ فَإِنَّكَ إن تُلقِهِ لِلكَلبِ خَيرٌ مِن أن تَأكُلَهُ.
يا بُنَيَّ، لا تَكُن حُلواً فَتُبلَعَ، ولا مُرّاً فَتُلفَظَ. ۲
شعب الإيمانـ به نقل از حسن ـ: لقمان به پسرش گفت: «. پسرم! نادان را فرستاده ات قرار نده. اگر دانايى براى بردن پيامت نيافتى، خودت فرستاده خودت باش.
پسرم! از دروغ بپرهيز؛ چرا كه مانند گوشت گنجشك، لذيذ است و كمِ آن را نيز كباب مى كنند.
پسرم! بر جنازه ها حاضر شو؛ ولى در عروسى ها حاضر نشو؛ چراكه جنازه ها آخرت را به يادت مى آورند و عروسى ها تو را به دنيا حريص مى گردانند.
پسرم! هنگام سيرى، نخور. آن [لقمه] را اگر براى سگ بيندازى، بهتر از اين است كه بخورى.
پسرم! چنان شيرين نباش كه بلعيده شوى، و چنان تلخ هم نباش كه دور انداخته شوى».
کلیدواژهها حکمت های جامع
كنز الفوائد:مِمّا رُوِيَ عَن لُقمانَ مِن حِكمَتِهِ ووَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ: يا بُنَيَّ، أقِمِ الصَّلاةَ، فَإِنَّما مَثَلُها في دينِ اللّهِ كَمَثَلِ عُمُدِ فُسطاطٍ؛ فَإِنَّ العَمودَ إذَا استَقامَ نَفَعَتِ الأَطنابُ وَالأَوتادُ وَالظِّلالُ، وإن لَم يَستَقِم لَم يَنفَع وَتِدٌ ولا طُنُبٌ ولا ظِلالٌ.
أي بُنَيَّ، صاحِبِ العُلَماءَ وجالِسهُم، وزُرهُم في بُيوتِهِم، لَعَلَّكَ أن تُشبِهَهُم فَتَكونَ مِنهُم.
اِعلَم ـ يا بُنَيَّ ـ أنّي ذُقتُ الصَّبِرَ وأنواعَ المُرِّ، فَلَم أرَ أمَرَّ مِنَ الفَقرِ، فَإِنِ افتَقَرتَ يَوماً فَاجعَل فَقرَكَ بَينَكَ وبَينَ اللّهِ، ولا تُحَدِّثِ النّاسَ بِفَقرِكَ فَتَهونَ عَلَيهِم، ثُمَّ سَل فِي النّاسِ: هَل مِن أحَدٍ دَعَا اللّهَ فَلَم يُجِبهُ! أو سَأَلَهُ فَلَم يُعطِهِ!
كنز الفوائدـ در نقل حكمت ها و سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: پسرم! نماز را بر پا دار؛ زيرا مَثَل آن در دين، مانند ستون خيمه است كه هر گاه پايدار باشد، ريسمان ها و ميخ ها و سايه بان ها سودمند خواهند بود، و گرنه، ميخ و ريسمان و سايه بان، فايده نخواهند داشت.
پسرم! با دانشمندان، همراهى و همنشينى كن و آنان را در خانه هايشان ديدار كن، تا شايد به آنان شبيه بشوى و از زمره آنان گردى.
پسرم! بدان كه من شيره درخت صبر و انواع تلخى را چشيدم؛ ولى چيزى تلخ تر از فقر نديدم. حال اگر روزى فقير شدى، آن را بين خود و خدا نگه دار و به مردم بازگو نكن، كه نزد آنان خوار مى گردى. آن گاه، از مردم بپرس: آيا كسى هست كه خدا را خوانده باشد، ولى خدا پاسخ او را نداده باشد؟ يا اين كه از او خواسته باشد، ولى بدو
کلیدواژهها حکمت های جامع
الاختصاص عن الأوزاعيّ:إنَّ لُقمانَ الحَكيمَ ـ رَحِمَهُ اللّهُ ـ لَمّا خَرَجَ مِن بِلادِهِ نَزَلَ بِقَريَةٍ بِالمَوصِلِ يُقالُ لَها: كومليسُ ۱، فَلَمّا ضاقَ بِها ذَرعُهُ، وَاشتَدَّ بِها غَمُّهُ، ولَم يَكُن بِها أحَدٌ يُعينُهُ عَلى أمرِهِ، أغلَقَ البابَ وأدخَلَ ابنَهُ يَعِظُهُ، فَقالَ:
يا بُنَيَّ، إنَّ الدُّنيا بَحرٌ عَميقٌ، هَلَكَ فيها بَشَرٌ كَثيرٌ، تَزَوَّد مِن عَمَلِها، وَاتَّخِذ سَفينَةً حَشوُها تَقوَى اللّهِ، ثُمَّ اركَب لُجَجَ الفُلكِ تَنجو، وإنّي لَخائِفٌ أن لا تَنجُوَ. يا بُنَيَّ، السَّفينَةُ إيمانٌ، وشِراعُهَا التَّوَكُّلُ، وسُكّانُهَا الصَّبرُ، ومَجاذيفُهَا الصَّومُ وَالصَّلاةُ وَالزَّكاةُ. يا بُنَيَّ، مَن رَكِبَ البَحرَ مِن غَيرِ سَفينَةٍ غَرِقَ.
يا بُنَيَّ، أقِلَّ الكَلامَ،
الاختصاصـ به نقل از اَوزاعى ـ: لقمان حكيم عليه السلام وقتى كه از سرزمين خود بيرون رفت، در موصل ـ كه به آن كومليس گفته مى شد ـ فرود آمد. وقتى كه در كارش در ماند و اندوهش شدّت گرفت و كسى هم نبود كه او را در انجام دادن كارش كمك كند، پسرش را به خانه برد و در را بر روى خود بست و او را پند داد و گفت: «پسرم! دنيا، درياى عميقى است كه انسان هاى بسيارى در آن هلاك شده اند. از عمل در آن، توشه بر گير، و كشتى اى را بر گير كه مسافر آن، پَروامندى از خدا باشد. سپس سوار بر كشتى، به اعماق دريا برو، تا نجات يابى، و من نگرانم كه نجات نيابى. پسرم! كشتى [نجات،]ايمان است، و بادبان آن توكّل، و ساكنان آن شكيبايى، و پاروهايش روزه و نماز و زكات. پسرم! هر كه بدون كشتى وارد دريا شود، غرق مى گردد.
پسرم! سخن اندك بگو، و
کلیدواژهها حکمت های جامع
تنبيه الخواطر:قيلَ لِلُقمانَ عليه السلام: ألَستَ عَبدَ آلِ فُلانٍ؟ قالَ: بَلى.
قيلَ: فَما بَلَغَ بِكَ ما نَرى؟
قالَ: صِدقُ الحَديثِ، وأداءُ الأَمانَةِ، وتَركُ ما لا يَعنيني، وغَضُّ بَصَري، وكَفُّ لِساني، وعِفَّةُ طُعمَتي، فَمَن نَقَصَ عَن هذا فَهُوَ دوني، ومَن زادَ عَلَيهِ فَهُوَ فَوقي، ومَن عَمِلَهُ فَهُوَ مِثلي.
وقالَ: يا بُنَيَّ، لا تُؤَخِّرِ التَّوبَةَ؛ فَإِنَّ المَوتَ يَأتي بَغتَةً.
وقالَ: يا بُنَيَّ، الشَّرُّ لا يُطفَأُ بِالشَّرِّ كَالنّارِ لا تُطفَأُ بِالنّارِ، ولكِنَّهُ يُطفَأُ بِالخَيرِ كَالنّارِ تُطفَأُ بِالماءِ.
يا بُنَيَّ، لا تَشمَت بِالمَوتِ، ولا تَسخَر بِالمُبتَلى، ولا تَمنَعِ المَعروفَ.
يا بُنَيَّ، كُن أمينا تَعِش غَنِيّاً.
يا بُنَيَّ، اِتَّخِذ تَقوَى اللّهِ
تنبيه الخواطر:به لقمان عليه السلام گفته شد: آيا تو غلام فلان طايفه نيستى؟
گفت: «آرى».
گفته شد: پس چه چيز، تو را به آنچه مى بينيم، رساند؟
گفت: «راستگويى، امانتدارى، رها كردن چيزى كه به من مربوط نمى شود، چشم پوشى ام، نگه دارىِ زبانم، و پاكىِ خوراكم. پس هر كس از اينها كم كند، كمتر از من است و هر كس بر اينها بيفزايد، بالاتر از من است و هر كس به اينها عمل كند، همانند من است».
و گفت: «پسرم! توبه را به تأخير مينداز؛ زيرا مرگ ناگهان مى آيد».
و گفت: «پسرم! شر با شر، خاموش نمى گردد، همچنان كه آتش با آتش، خاموش نمى شود. شر با خير خاموش مى گردد، چنان كه آتش با آب، خاموش مى شود.
پسرم! به مرگ، سركوفت نزن و گرفتار را تمسخر نكن و از معروف، باز ندار.
پسرم! امين باش تا بى نياز زندگى كنى.
۱.تنبيه الخواطر: ج 2 ص 230، بحار الأنوار: ج 13 ص 426 ح 21.
کلیدواژهها حکمت های جامع
احياء علوم الدين:قالَ ابنُ لُقمانَ الحَكيمِ لِأَبيهِ: يا أبَتِ أيُّ الخِصالِ مِنَ الإِنسانِ خَيرٌ؟
قالَ: الدّينُ. قالَ: إذا كانَتِ اثنَتَينِ؟
قالَ: الدّينُ وَالمالُ. قالَ: فَإِذا كانَت ثَلاثا؟
قالَ: الدّينُ وَالمالُ وَالحَياءُ. قالَ: فَإِذا كانَت أربَعا؟
قالَ: الدّينُ وَالمالُ وَالحَياءُ وحُسنُ الخُلُقِ. قالَ: فَإِذا كانَت خَمسا؟
قالَ: الدّينُ وَالمالُ وَالحَياءُ وحُسنُ الخُلُقِ وَالسَّخاءُ. قالَ: فَإِذا كانَت سِتّا؟
قالَ: يا بُنَيَّ، إذَا اجتَمَعَت فيهِ الخَمسُ خِصالٍ فَهُوَ نَقِيٌّ تَقِيٌّ، وللّهِِ وَلِيٌّ، ومِنَ الشَّيطانِ بَريءٌ. ۱
إحياء علوم الدين:پسر لقمان حكيم از پدرش پرسيد: اى پدرم! كدام ويژگى در انسان، بهتر است؟ لقمان گفت: «دين».
پرسيد: اگر دو تا باشد، چه طور؟
گفت: «دين و مال».
پرسيد: اگر سه تا باشد، چه طور؟
گفت: «دين و مال و حيا».
پرسيد: اگر چهار تا باشد، چه طور؟
گفت: «دين و مال و حيا و خلقِ نيكو».
پرسيد: اگر پنج تا باشد، چه طور؟
گفت: «دين و مال و حيا و خلقِ نيكو و سخاوتمندى».
پرسيد: اگر شش تا باشد، چه طور؟
گفت: «اى پسرم! هر گاه در انسان، اين پنج ويژگى جمع شود، او پاكيزه، پرهيزگار، دوست خدا و برى از شيطان خواهد بود».
۱.احياء علوم الدين: ج 3 ص 82، نزهة المجالس: ج 1 ص 82.
کلیدواژهها حکمت های جامع
روضة العقلاء ونزهة الفضلاء عن مجاعة بن الزبير:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: أي بُنَيَّ، أيُّ شَيءٍ أقَلُّ؟ وأيُّ شَيءٍ أكثَرُ؟ وأيُّ شَيءٍ أحلى؟ وأيُّ شَيءٍ أبرَدُ؟ وأيُّ شَيءٍ آنَسُ؟ وأيُّ شَيءٍ أوحَشُ؟ وأيُّ شَيءٍ أقرَبُ؟ وأيُّ شَيءٍ أبعَدُ؟
قالَ: أمّا أقَلُّ شَيءٍ فَاليَقينُ، وأمّا أيُّ شَيءٍ أكثَرُ فَالشَّكُّ، وأمّا أيُّ شَيءٍ أحلى فَروحُ اللّهِ بَينَ العِبادِ يَتَحابّونَ بِها، وأمّا أيُّ شَيءٍ أبرَدُ فَعَفوُ اللّهِ عَن عِبادِهِ، وعَفوُ النّاسِ بَعضِهِم عَن بَعضٍ، وأيُّ شَيءٍ آنَسُ حَبيبُكَ إذا أغلَقَ عَلَيكَ وعَلَيهِ بابٌ واحِدٌ، وأيُّ شَيءٍ أوحَشُ جَسَدٌ إذا ماتَ، فَلَيسَ شَيءٌ أوحَشَ مِنهُ، وأيُّ شَيءٍ أقرَبُ فَالآخِرَةُ مِنَ الدُّنيا، وأيُّ شَيءٍ أبعَدُ فَالدُّنيا مِنَ الآخِرَةِ. ۱
روضة العقلاء و نزهة الفضلاءـ به نقل از مجاعة بن زبير ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! چه چيزى كمترين است؟ و چه چيزى بيشترين؟ و چه چيزى شيرين ترين است؟ و چه چيزى گواراترين؟ چه چيزى مأنوس ترين است؟ و چه چيزى وحشتناك ترين؟ و چه چيزى نزديك ترين؟ و چه چيزى دورترين؟».
لقمان گفت: «كمترين چيز، يقين است. بيشترين چيز، شك است. شيرين ترين چيز، نسيم رحمت خداوند عز و جل در بين مردم است كه با آن همديگر را دوست مى دارند. گواراترين چيز، گذشت خدا از بندگانش و گذشت مردم از همديگر است. مأنوس ترين چيز، دوست توست، هنگامى كه يك در بر او و بر تو بسته باشد. وحشتناك ترين چيز، پيكرى است كه مرده باشد، كه چيزى وحشتناك تر از آن نيست. و نزديك ترين چيز، آخرت نسبت به دنياست. و دورترين چيز، دنيا نسبت به آخرت است».
۱.روضة العقلاء ونزهة الفضلاء: ص 342.
کلیدواژهها حکمت های جامع
إحياء علوم الدين:قالَ لُقمانُ عليه السلام لاِبنِهِ:. يا بُنَيَّ، إنَّ مَن يَرحَم يُرحَم، ومَن يَصمُت يَسلَم، ومَن يَقُلِ الخَيرَ يَغنَم، ومَن يَقُلِ الشَّرَّ يَأثَم، ومَن لا يَملِك لِسانَهُ يَندَم. ۱
إحياء علوم الدين:لقمان به پسرش گفت: «. پسرم! هر كه [به ديگرى]رحم كند، رحم مى شود، و هر كه خاموش باشد، سالم مى ماند، و هر كه نيكو بگويد، بهره مند مى گردد، و هر كه بد بگويد، گناه مى كند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مى گردد».
۱.إحياء علوم الدين: ج 4 ص 80.
کلیدواژهها حکمت های جامع
الدرّ المنثور عن شُرَحبيل بن مسلم:قالَ لُقمانُ عليه السلام: أقصُرُ مِنَ اللَّجاجَةِ، ولا أنطِقُ فيما لا يَعنيني، ولا أكونُ مِضحاكاً مِن غَيرِ عَجَبٍ، ولا مَشّاءً إلى غَيرِ أرَبٍ. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از شُرَحبيل بن مُسلم ـ: لقمان گفت: «از لجبازى، كم مى كنم و درباره چيزى كه به من مربوط نيست، سخن نمى گويم و خنده بدون تعجّب نمى كنم و بدون مقصد، راه نمى روم».
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 518.
کلیدواژهها حکمت های جامع
فيض القدير:لقمان به پسرش گفت: «پسرم! بدون تعجّب، بسيار نخند و بدون مقصد، راه نرو، و درباره چيزى كه به تو مربوط نيست، نپرس».
کلیدواژهها حکمت های جامع