حدیث دربارهحكمت هاى جامع

عنه عليه السلام:قالَ لُقمانُ لاِبنِهِ: إن تَأَدَّبتَ صَغيرا انتَفَعتَ بِهِ كَبيراً، ومَن عَنى بِالأَدَبِ اهتَمَّ بِهِ، ومَنِ اهتَمَّ بِهِ تَكَلَّفَ عِلمَهُ، ومَن تَكَلَّفَ عِلمَهُ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ، ومَنِ اشتَدَّ لَهُ طَلَبُهُ أدرَكَ بِهِ مَنفَعَةً، فَاتَّخِذهُ عادَةً. وإيّاكَ وَالكَسَلَ مِنهُ وَالطَّلَبَ بِغَيرِهِ، وإن غُلِبتَ عَلَى الدُّنيا فَلا تُغلَبَنَّ عَلَى الآخِرَةِ، وإنَّهُ إن فاتَكَ طَلَبُ العِلمِ فَإِنَّكَ لَن تَجِدَ تَضييعا أشَدَّ مِن تَركِهِ. يا بُنَيَّ، اِستَصلِحِ الأَهلينَ وَالإِخوانَ مِن أهلِ العِلمِ إنِ استَقاموا لَكَ عَلَى الوَفاءِ، وَاحذَرهُم عِندَ انصِرافِ الحالِ بِهِم عَنكَ، فَإِنَّ عَداوَتَهُم أشَدُّ مَضَرَّةً مِن عَداوَةِ الأَباعِدِ بِتَصديقِ النّاسِ إيّاهُم لاِطِّلاعِهِم عَلَيكَ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! اگر در كودكى ادب شوى، در بزرگى سودش را مى برى. هر كه قصد ادب كند، به [كسب بيشتر] آن اهتمام مى ورزد و هر كه به آن اهتمام ورزد، خود را براى آموختن آن، به سختى مى اندازد و هر كه خود را براى آموختن آن، خود را به سختى اندازد، شديدتر [و تشنه تر] آن را طلب مى كند و هر كه آن را به شدّت طلب كند، به سودش دست مى يابد. پس آن را عادت خود قرار بده و بپرهيز از اين كه در كسب آن، تنبلى كنى و در پىِ چيز ديگرى بروى. اگر در برابر دنيا شكست خوردى، در برابر آخرت شكست نخور، و اگر دانش نجويى، هرگز زيانى شديدتر از ترك آن نخواهى يافت. اى پسرم! ميان خودى ها و برادران اهل علم، اگر به تو وفادارند، اصلاح كن، و اگر نظرشان نسبت به تو عوض شده، از آنان بر حذر باش؛ زيرا از آن جا كه مردم نظر آنان را ـ به دليل آگاهى شان بر تو ـ دشمنىِ آنان، زيانبارتر از دشمنىِ بيگانگان است.
۱.قصص الأنبياء: ص 194 ح 244، بحار الأنوار: ج 13 ص 419 ح 13.
کلیدواژه‌ها حکمت های جامع

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام زين العابدين عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! سخت ترين ندارى، نداشتن دل است و بزرگ ترين مصيبت، بدهكارى است و بالاترين محروميت و بلا، همان بدهكارى است و سودمندترين ثروت، بى نيازىِ دل است. پس در همه اينها درنگ كن و به آنچه خدا قسمت فرموده، قانع و خشنود باش. هر گاه دزد بدزدد، خداوند عز و جلاو را از روزى اش باز مى دارد و گناه آن، بر عهده اوست. حال اگر شكيبايى مى ورزيد، از راه خودش به آن روزى دست مى يافت. اى پسرم! طاعتِ (عبادتِ) الهى را خالصانه انجام بده، به طورى كه گناه كوچكى هم با آن مخلوط نشود. سپس با پيروى از دارندگانِ ايمان حقيقى، طاعت خود را زينت ببخش؛ زيرا طاعت آنان، به طاعت الهى پيوسته است. و همين طاعت را با دانش، آراسته كن. و دانشت را با بردبارى حراست كن، تا حماقت با آن درنياميزد. و بردبارى ات را با نرم خويى ذخيره كن، تا با نادانى همراه نگردد. و نرم خويى ات را با تدبيرْ استوار كن، تا نابودى در آن راه نيابد. و تدبيرت را با مدارا درآميز، تا زورى در آن نباشد.
الكافىـ به نقل از ابراهيم بن ابى بلاد، از كسى كه او را ياد كرده ـ: لقمان به پسرش گفت: «پسرم! [آن چنان به مردمْ] نزديك نشو كه مايه دورىِ تو [از آنان] شود، و [آن چنان] دور نشو كه [در اثر بى توجّهىِ آنان]خوار گردى. يعنى: با مردم، چنان در نياميز و نزديك نشو كه خسته و درمانده ات كنند و در نتيجه، در دلشان از تو دور شوند، و كاملاً هم از آنان كناره نگير كه اهميّتى به تو ندهند و در چشمشان خوار و سبك شوى. هر جنبنده اى، همنوع خود را دوست دارد و آدميزاد نيز همنوع خود را دوست دارد. متاع خود را جز نزد مشترى اش پهن نكن. همان طور كه بين گرگ و قوچ، دوستى اى نيست، بين نيكوكار و بدكار نيز دوستى اى نيست. هر كه به قير نزديك شود، قسمتى از بدنش به آن مى چسبد، همچنين، هر كه با بدكار همدستى كند، برخى از روش هاى او را مى آموزد. هر كه جرّ و بحث را دوست بدارد، دشنام مى شنود. و هر كه وارد جاهاى بد شود، متّهم مى شود. و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند، سالم نمى ماند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مى گردد».
امام باقر عليه السلام:در نصايح لقمان به پسرش، اين است كه گفت: «پسرم! اگر درباره مرگْ ترديد دارى، خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ و اگر درباره رستاخيزْ ترديد دارى، بيدار شدن از خواب را از خود دور كن ـ كه نخواهى توانست ـ؛ زيرا اگر انديشه كنى، مى دانى كه جان تو در دست ديگرى است و همانا خواب، به منزله مرگ است و بيدارى پس از خواب، به منزله بر انگيخته شدن پس از مرگ». لقمان همچنين گفت: «اى پسرم! آن چنان [به مردمْ] نزديك نشو كه [از دل هاى آنان] دور شوى و آن چنان دور نشو كه خوار شوى. هر موجودى، همنوع خود را دوست مى دارد و همانا آدميزاد نيز همنوع خود را دوست مى دارد. خوبى [يا متاع] خود را جز در برابر مشترىِ آن، نگستران. چنان كه ميان قوچ و گرگ، دوستى و رفاقتى نيست، ميان نيكوكار و بدكار نيز دوستى و رفاقتى نيست. هر كه به زشتى [يا قير]نزديك شود، پاره اى از آن به تنش مى چسبد. همچنين، هر كه با بدكارْ همدستى كند، بعضى از روش هاى او را مى آموزد. هر كه جدال را دوست بدارد، دشنام مى شنود، و هر كه وارد جاهاى بد شود، متّهم مى شود و هر كه با رفيقِ بد همراهى كند، سالم نمى ماند، و هر كه زبانش را در اختيار نگيرد، پشيمان مى گردد». و گفت: «اى پسرم! با صد نفر رفاقت كن؛ ولى حتّى با يك نفر هم دشمنى نكن. اى پسرم! تو هستى و بهره و اخلاق تو! بهره تو دين توست، و اخلاق تو [رابطه] بين تو و مردم است. پس به آنان كينه نورز، و اخلاق نيكو را بياموز. اى پسرم! غلام نيكان باش؛ ولى فرزند بدان نباش. اى پسرم! امانت را ادا كن، تا دنيا و آخرتت سالم بماند، و امين باش؛ زيرا خداى تعالى خيانتكاران را دوست ندارد. اى پسرم! خود را به مردم چنان نشان نده كه از خدا مى ترسى، در حالى كه دلِ تو گنهكار است».
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! اگر محتاج پادشاه شدى، زياد پافشارى نكن و نيازت را جز در جاى مناسبِ درخواست، از او نخواه، و آن، زمانِ خشنودى و نشاط اوست. و در درخواست حاجت، بى قرارى نكن؛ چرا كه برآورده شدن آن، به دست خداست و آن هم زمان هايى دارد؛ ولى به خدا علاقه نشان بده و از او درخواست كن و انگشتانت را به سوى او بجنبان. اى پسرم! [متاع] دنيا اندك است و عمر تو كوتاه. اى پسرم! از حسد بپرهيز، كه در شأن تو نيست، و از بد اخلاقى دورى كن، كه از سرشت تو نيست؛ چرا كه تو با آن دو، جز به خودت زيان نمى رسانى، و هر گاه خودت زيان رسانِ خود بودى، زحمت دشمنت را درباره كارت كم كرده اى؛ زيرا دشمنىِ تو با خودت، زيان بارتر از دشمنىِ ديگرى است. اى پسرم! كار خوبت را براى اهلش انجام بده و در آن، از خدا پاداش بخواه. [در خرج كردن]ميانه رو باش و از ترس فقر و فلاكت، [از خرج كردنْ]خوددارى نكن؛ ولى ريخت و پاش هم نكن. اى پسرم! سرور اخلاق حكيمانه، دين خداى متعال است. مَثَل دين، مانند درخت استوار است؛ ايمان به خدا آب آن است و نماز ريشه هاى آن، و زكات تنه آن، و برادرى در راه خدا شاخه هاى آن، و اخلاق نيكْ برگ هاى آن، و بيرون آمدن از گناهان، ميوه آن. و همان گونه كه درخت، جز با ميوه پاكيزه به كمال نمى رسد، دين نيز جز با بيرون آمدن از محرّمات، كامل نمى گردد. اى پسرم! هر چيزى نشانه اى دارد كه بدان شناخته مى شود. دين نيز سه نشانه دارد: پاك دامنى، دانش، و بردبارى.
امام صادق عليه السلامـ در بيان سفارش هاى لقمان عليه السلام به پسرش ـ: اى پسرم! مردمِ پيش از تو، براى فرزندانشان سرمايه جمع كردند؛ ولى نه سرمايه باقى مانْد و نه آن كسى كه سرمايه برايش جمع شده بود. همانا تو بنده اى اجير شده هستى كه به انجام دادن كارى مأمور شده اى و مزدى نيز به تو وعده داده شده است. پس به انجام دادن كارت وفادار باش و مزدت را بگير. در اين دنيا، همانند گوسفندى مباش كه در زراعت سبزى داخل مى شود و آن قدر مى خورد كه چاق مى گردد و هنگام چاقى اش كشته مى شود؛ بلكه دنيا را همانند پلى بر روى رودخانه اى به شمار آور كه از آن مى گذرى و آن را رها مى كنى و تا پايان روزگار، به سوى آن باز نمى گردى. آن را خراب كن و آبادش نكن؛ زيرا تو مأمور آبادانى آن نيستى. بدان كه همانا تو، فردا به هنگامى كه در پيشگاه خداوند عز و جل حاضر شوى، درباره چهار چيز مورد سؤال قرار مى گيرى: جوانى ات را چگونه سپرى كردى؟ عمرت را چگونه گذراندى؟ مالت را از كجا به دست آوردى و در چه راهى هزينه كردى؟ بنا بر اين، خود را براى چنين روزى آماده كن و براى اين پرسش ها، جوابى فراهم كن. به خاطر آنچه از دنيا از دست دادى، تأسف نخور؛ زيرا اندكِ دنيا دوام ندارد و زياد آن، از بلا و گرفتارى در امان نيست. پس بر حذر باش و در كارت بكوش و پرده [ى غفلت] را از روى خود، كنار بزن و به كارهاى مطلوب پروردگارت مشغول باش و در دل خود، توبه را تازه كن و پيش از اين كه مرگ، آهنگ تو كند و درباره تو حكم براند و بين تو و خواسته هايت حايل شود، تو به سوى آسايش خود بشتاب.
امام صادق عليه السلام:وقتى كه لقمان پسرش را موعظه كرد، به او گفت: «من از وقتى به دنيا آمدم، پشت به دنيا و رو به آخرت كرده ام. خانه اى كه تو به سوى آن مى روى، نزديك تر از خانه اى است كه از آن دور مى شوى. اى پسرم! كارى را كه گذشته است، پيگيرى نكن، و كار پيشِ رو را رها نكن؛ چرا كه آن، انديشه را گم راه و خِرد را سبك مى گردانَد. اى پسرم! از جمله چيزهايى كه به سبب آن، بر دشمنت پيروز مى گردى، اينها باشد: پرهيز از محرّمات، برترى در دينت، حفظ جوان مردى ات، و گرامى داشتن نفْست، به گونه اى كه آن را به گناهانِ خداى بخشنده و اخلاق بد و كارهاى زشت، آلوده نسازى. رازت را پنهان كن و باطنت را نيكو گردان؛ چرا كه تو هر گاه چنين كردى، به سبب پوشش خداوندى، از دستيابى دشمن به راز، تو يا از پى بردن او به لغزش تو، در امان مى مانى. خود را از مكر دشمن، در امان نبين تا مبادا در بعضى از حالت ها فريبت دهد. پس هر گاه بر تو توانا گشت، بر تو مى جهد و هيچ لغزشى را از تو نمى بخشد. بايد از جمله سلاح هايى كه در برابر دشمنت به كار مى گيرى، اعلان رضايت از او باشد. در جلب منفعت، بسيار را اندك، و در زيان بينى، كوچك را بزرگ بشمار. اى پسرم! با مردم، بر خلاف روش خودشان همنشينى نكن و بيش از توانشان بر آنان بار نكن كه [اگر چنين كنى،] همنشين تو پيوسته از تو گريزان مى گردد و كسى كه بيش از توانش بر او بار شده، از تو كناره مى گيرد و در اين هنگام، تو تنها خواهى ماند و نه رفيقى خواهى داشت كه همدمت شود و نه برادرى كه تو را يارى رسانَد، پس وقتى كه تنها ماندى، خوار مى شوى و ذليل مى گردى. به درگاه كسى كه دوست ندارد عذر تو را بپذيرد و براى تو حقّى قايل نيست، عذر نبر. و در كارهايت، از كسى يارى نجوى، جز از كسى كه مى خواهد در برابرِ برآوردن حاجت تو، مزدى بگيرد؛ زيرا هر گاه چنين باشد، همان گونه در پىِ بر آوردن آن حاجت براى تو مى رود كه گويى آن را براى خودش پيگيرى مى كند؛ چرا كه او پس از برآورده شدن آن براى تو، در دنياى فانى سودى مى بَرد و در خانه باقىِ آخرت نيز نصيب و ذخيره اى خواهد داشت، پس بدين جهت، در برآوردن آن براى تو مى كوشد. برادران و يارانى كه براى خود بر مى گزينى و از آنان براى كارهايت يارى مى جويى، بايد اهل جوان مردى و قناعت و خير و خرد و پاك دامنى باشند؛ كسانى كه اگر سودشان دهى، سپاست بگزارند، و اگر از همسايگى شان غايب شوى، يادت كنند».