فیلترها
نتایج جستجو برای «گوش دل»: ۱۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِلوَسواسِ خَطماً كَخَطمِ الطّائِرِ، فَإِذا غَفَلَ ابنُ آدَمَ وَضَعَ ذلِكَ المِنقارَ في اُذُنِ القَلبِ يُوَسوِسُ، فَإِنِ ابنَ آدَمَ ذَكَرَ اللّهَ عز و جل نَكَصَ وخَنَسَ، فَذلِكَ سُمِّيَ الوَسواسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:همانا وسواس (شيطان وسوسه گر)، منقارى چون منقار پرنده دارد. هر گاه فرزند آدم غافل شود، آن منقار را در گوش دل مى گذارد و وسوسه مى كند. پس اگر فرزند آدمْ خداى عز و جل را ياد كند، عقب مى كشد و پنهان مى گردد. همين، وسوسه ناميده مى شود.
۱.كنزالعمّال: ج 1 ص 251 ح 1267 نقلاً عن ابن شاهين في الترغيب في الذكر عن أنس.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّ لِلوَسواسِ خَطما كخَطمِ الطّائرِ، فإذا غَفَلَ ابنُ آدَمَ وَضَعَ ذلكَ المِنقارَ في اُذُنِ القَلبِ يُوَسوِسُ، فإنِ ابنُ آدمَ ذَكَرَ اللّهَ عز و جل نَكَصَ وخَنَسَ، فذلكَ سُمِّيَ الوَسواسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:وسواس، منقارى چون منقار پرنده دارد و هر گاه آدمى دچار غفلت شود، آن منقار را در گوش دل او مى گذارد و وسوسه مى كند. در اين هنگام، اگر آدمى خداوند عز و جلرا ياد كند، وسواس منصرف مى شود و كنار مى رود. به همين دليل، شيطان را «وسواس» گفته اند.
۱.كنز العمال: ج 1 ص 251 ح 1267 نقلاً عن ابن شاهين في الترغيب في الذكر عن أنس.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:لولا تَمَزُّعُ قلوبِكُم وتَزَيُّدُكُم في الحَديثِ لَسَمِعتُم ما أسمَعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر پراكندگى دلها و دروغگوييهاى شما نبود، بيگمان آنچه را من مى شنوم شما نيز مى شنيديد.
۱.الترغيب والترهيب: 3/497/3.
امام صادق عليه السلام:همانا تو را دلى است و گوشهايى.هر گاه خداوند بخواهد بنده اى را هدايت كند، گوشهاى دل او را باز مى كند و هر گاه جز اين براى او بخواهد، گوشهاى دلش را مى بندد و ديگر هرگز اصلاح نمى شود و اين است معناى سخن خداوند متعال: «يا بر دلهايشان قفلهاست؟». ۳
عنه عليه السلام:لَو قد عايَنتُم ما قَد عايَنَ مَن ماتَ مِنكُم لَجَزِعتُم و وَهِلتُم، و سَمِعتُم و أطَعتُم! ۱
امام على عليه السلام:اگر آنچه را رفتگان شما ديده اند مى ديديد، بي گمان بيتابى مى كرديد و مى هراسيديد و فرمان خدا را به گوش دل مى شنيديد و فرمان مى برديد!
۱.نهج البلاغة: الخطبة 20.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّ لِلوَسواسِ خَطما كخَطمِ الطّائرِ، فإذا غَفَلَ ابنُ آدَمَ وَضَعَ ذلكَ المِنقارَ في اُذُنِ القَلبِ يُوَسوِسُ، فإنِ ابنُ آدمَ ذَكَرَ اللّهَ عَزَّ و جلَّ نَكَصَ و خَنَسَ، فذلكَ سُمِّيَ الوَسواسَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:وسواس، منقارى چون منقار پرنده دارد و هرگاه آدمى دچار غفلت شود، آن منقار را در گوش دل او مى گذارد و وسوسه مى كند. در اين هنگام اگر آدمى خداوند عزّ و جلّ را ياد كند، وسواس منصرف مى شود و كنار مى رود. به همين دليل شيطان را وسواس گفته اند.
۱.كنز العمّال: 1267.
نهج البلاغة:رُويَ أنّ صاحِبا لأميرِ المؤمنينَ عليه السلام يقالُ لَهُ هَمّامٌ كانَ رجُلاً عابِدا، فقالَ لَهُ: يا أميرَ المؤمِنينَ، صِفْ لِيَ المُتَّقينَ، حتّى كأنّي أنظُرُ إلَيهِم، فتَثاقَلَ عليه السلام عن جَوابِهِ، ثُمّ قالَ: يا هَمّامُ، اتَّقِ اللّهَ و أحسِنْ! فإنَّ اللّهَ مَع الّذينَ اتَّقَوا و الّذينَ هُم مُحسِنونَ.
فلَم يَقنَعْ هَمّامٌ بهذا القَولِ حتّى عَزمَ علَيهِ، فحَمِدَ اللّهَ و أثنى علَيهِ و صلّى علَى النَّبيِّ صلى الله عليه و آله ثُمّ قالَ عليه السلام: أمّا بَعدُ، فإنّ اللّهَ سبحانَهُ و تعالى خَلَقَ الخَلقَ حِينَ خَلَقَهُم غَنِيّا عَن طاعَتِهِم، آمِنا مِن مَعصِيَتِهِم؛ لأنّهُ لا تَضُرُّهُ مَعصِيَةُ مَن عَصاهُ، و لا تَنفَعُهُ طاعَةُ مَن أطاعَهُ، فقَسَمَ بَينَهُم مَعايِشَهُم، و
نهج البلاغة:روايت شده است كه يكى از ياران امير مؤمنان عليه السلام به نام همّام، كه مردى عابد بود، به حضرت عرض كرد: اى امير مؤمنان! پرهيزگاران را چنان برايم وصف كن كه گويى [در برابرم ايستاده اند و]آنان را مى بينم. حضرت در پاسخ دادن به او كندى به خرج داد و سپس فرمود: اى همّام! تقواى خدا داشته باش و نيكويى كن؛ زيرا «خداوند با كسانى است كه تقوا داشته باشند و كسانى كه نيكو كارند». همّام به اين جمله بسنده نكرد و به حضرت اصرار نمود. پس امام عليه السلام حمد و ثناى الهى به جاى آورد و بر پيامبر صلى الله عليه و آله درود فرستاد و آنگاه فرمود:
اما بعد، خداوند پاك و بزرگ آنگاه كه خلق را آفريد از طاعت آنان بى نياز بود و از نا فرمانيشان ايمن؛ زيرا نه نافرمانى كسى كه او را نافرمانى كند زيانى به وى رساند و
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:لولا تَمَزُّعُ قلوبِكُم و تَزَيُّدُكُم في الحَديثِ لَسَمِعتُم ما أسمَعُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اگر پراكندگى دلها و دروغ گوييهاى شما نبود، بي گمان آنچه را من مى شنوم شما نيز مى شنيديد.
۱.الترغيب و الترهيب: 3/497/3.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أرى نُورَ الوَحيِ و الرِّسالَةِ، و أشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ، و لقد سَمِعتُ رَنَّةَ (رَنَةَ) الشَّيطانِ حينَ نَزَلَ الوَحيُ علَيهِ ـ صلى الله عليه و آله ـ فقلتُ: يا رسولَ اللّهِ، ما هذهِ الرَّنَّةُ؟ فقالَ: هذا الشَّيطانُ قد أيِسَ مِن عِبادَتِهِ، إنّكَ تَسمَعُ ما أسمَعُ، و تَرى ما أرى، إلاّ أنَّكَ لَستَ بِنَبيٍّ، و لكنَّكَ لَوَزيرٌ، و إنّكَ لَعَلى خَيرٍ. ۱
امام على عليه السلام:من نور وحى و رسالت را مى ديدم و شميم نبوّت را مى بوييدم. هنگامى كه بر پيامبر وحى نازل شد، فرياد شيطان را شنيدم. گفتم: اى رسول خدا! اين چه فريادى است؟ فرمود: اين شيطان بود كه از عبادت خويش [از سوى مردم]نوميد شد. همانا آنچه را من مى شنوم، تو نيز مى شنوى و آنچه را من مى بينم تو هم مى بينى جز اين كه تو پيامبر نيستى، اما البته وزير [و دستيار] هستى. راستى كه تو در راه خير و صلاح هستى.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 192.
عنه عليه السلام:إنّما مَثَلي بينَكُم كَمَثَلِ السِّراجِ في الظُّلمَةِ، يَستَضيءُ بهِ مَن وَلَجَها، فاسمَعوا أيُّها الناسُ و عُوا، و أحضِروا آذانَ قُلوبِكُم تَفهَمُوا (تَفقَهُوا). ۱
امام على عليه السلام:حكايت وجود من در ميان شما، در حقيقت، حكايت چراغ است در تاريكى، كه هر كس قدم در تاريكى نهد از نور آن چراغ پرتو مى گيرد. پس اى مردم! بشنويد و حفظ كنيد و گوشهاى دلهايتان را آماده سازيد، تا بفهميد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 187.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إنَّ للقَلبِ اُذنَينِ: رُوحُ الإيمانِ يَسارُّهُ بالخَيرِ، و الشَّيطانُ يَسارُّهُ بالشرِّ، فأيُّهُما ظَهَرَ على صاحِبِهِ غَلَبَهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:همانا دل داراى دو گوش است: روح ايمان در او نجواى خير مى كند و شيطان نجواى شر مى كند. پس هر يك از آن دو بر ديگرى پيروز شود او را مغلوب خود مى كند.
۱.قرب الإسناد: 33/108.
عنه عليه السلام:إنّ للقَلبِ اُذنَينِ، فإذا هَمَّ العَبدُ بذَنبٍ قالَ لَهُ رُوحُ الإيمانِ: لا تَفعَلْ، و قالَ لَهُ الشَّيطانُ: افعَلْ، و إذا كانَ على بَطنِها نُزِعَ مِنهُ رُوحُ الإيمانِ. ۱
امام صادق عليه السلام:همانا دل داراى دو گوش است: پس هر گاه بنده آهنگ گناهى كند، روح ايمان به او گويد: نكن و شيطان گويد: بكن و چون روى شكم زن [بد كاره]قرار گيرد، روح ايمان از او كنده شود.
۱.الكافي: 2/267/2.
عنه عليه السلام:ما مِن قَلبٍ إلاّ و لَهُ اُذُنانِ: على إحداهُما مَلَكٌ مُرشِدٌ، و علَى الاُخرى شَيطانٌ مُفَتِّنٌ، هذا يَأمُرُهُ و هذا يَزجُرُهُ، الشَّيطانُ يَأمُرُهُ بالمَعاصي و المَلَكُ يَزجُرُهُ عَنها، و هُو قولُ اللّهِ عَزَّ و جلَّ: «عَنِ اليَمينِ و عَنِ الشِّمالِ قَعيدٌ * ما يَلفِظُ مِن قَولٍ إلاّ لَدَيْهِ رَقيبٌ عَتيدٌ» ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:هيچ دلى نيست جز اين كه داراى دو گوش است: كنار يكى از آنها فرشته اى راهنما قرار دارد و كنار ديگرى شيطانى اغواگر. اين به او فرمان مى دهد و آن او را باز مى دارد. شيطان به گناهان فرمانش مى دهد و فرشته از آنها بازش مى دارد و اين است [معناى]كلام خدا كه مى فرمايد: «در جانب راست و چپ نشسته اى است. سخنى بر زبان نياورد، جز اين كه نزدش محافظى مهيّا ايستاده است».
امام صادق عليه السلام:هيچ مؤمنى نيست، مگر اين كه دلش دو گوش درونى دارد: گوشى كه وسواس خنّاس در آن مى دمد و گوشى كه فرشته در آن مى دمد. پس خداوند، مؤمن را به وسيله فرشته تقويت مى كند و اين است معناى سخن خداوند كه مى فرمايد: «آنها را به وسيله روحى از جانب خود تقويت كرد».
عنه عليه السلامـ لمّا قالَ لَهُ هارونُ بنُ خارِجَةَ: إنّي أفرَحُ مِن غيرِ فَرَحٍ أراهُ في نَفسي و لا في مالي و لا في صَديقي، و أحزَنُ مِن غيرِ حُزنٍ أراهُ في نَفسي و لا في مالي و لا في صَديقي ـ: نَعَم، إنّ الشَّيطانَ يُلِمُّ بالقَلبِ فيَقولُ: لو كانَ لكَ عندَ اللّهِ خَيرٌ ما أراكَ علَيكَ عَدُوَّكَ و لا جَعَلَ بكَ إلَيهِ حاجَةً! هَل تَنتَظِرُ إلاّ مِثلَ الذي انتَظَرَ الذينَ مِن قَبلِكَ، فهَل قالوا شيئا؟! فذاكَ الذي يَحزَنُ مِن غيرِ حُزنٍ.
و أمّا الفَرَحُ فإنَّ المَلَكَ يُلِمُّ بالقلبِ فيَقولُ: إن كانَ اللّهُ أراكَ علَيكَ عدوَّك و جَعَلَ بكَ إلَيهِ حاجَةً فإنّما هي أيّامٌ قلائلُ، أبشِرْ بمَغفِرَةٍ مِن اللّهِ و فَضلٍ، و هُو قَولُ اللّهِ: «الشَّيطانُ يَعِدُكُمُ الفَقْرَ و يَأْمُرُكُمْ
امام صادق عليه السلامـ آنگاه كه هارون بن خارجه به امام عليه السلام عرض كرد: من گاهى اوقات شاد مى شوم، بى آنكه موجبات آن را در خودم يا مالم و يا دوستم بيابم و گاهى اندوهگين مى شوم، بى آنكه در خودم يا مالم و يا در رابطه با دوستم موجبى براى اين اندوه بيابم ـفرمود: آرى، همانا شيطان به دل نزديك مى شود و مى گويد: «اگر پيش خدا ارزش و اعتبارى داشتى، خداوند تو را دشمن شاد نمى كرد و تو را نيازمند او نمى ساخت. آيا سرنوشتى جز مانند سرنوشت پيشينيان خود انتظار دارى؟ آيا آنها چيزى گفتند؟» اين است كه بى دليل اندوهگين مى شود.
و اما شاد شدن، علتش اين است كه فرشته به دل نزديك مى شود و مى گويد: «اگر خداوند تو را دشمن شاد كرده و تو را در موردى نيازمند او ساخته است، اين چند روزه اى بيش نيست، بشارت باد تو را به
امام صادق عليه السلام:همانا تو را دلى است و گوشهايى. هر گاه خداوند بخواهد بنده اى را هدايت كند، گوشهاى دل او را باز مى كند و هر گاه جز اين براى او بخواهد، گوشهاى دلش را مى بندد و ديگر هرگز اصلاح نمى شود و اين است معناى سخن خداوند متعال: «يا بر دلهايشان قفلهاست؟».