نتایج جستجو برای «فرمانبری»: ۷۲ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:جَدَّ المَلائِكَةُ وَاجتَهَدوا في طاعَةِ اللّهِ بِالعَقلِ، وجَدَّ المُؤمِنونَ مِن بَني آدَمَ وَاجتَهَدوا فِي طاعَةِ اللّهِ عَلى قَدرِ عُقولِهِم، فَأَعمَلُهُم بِطاعَةِ اللّهِ أوفَرُهُم عَقلاً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرشتگان، با خرد، در فرمانبرى از خداوند، تلاش و كوشش كردند و مؤمنان به اندازه خردشان در فرمانبرى از خداوند، تلاش و كوشش نمودند. همانا آنان كه از خردى بيشتر برخوردارند، بيشتر، از خداوند فرمانبرى مى كنند.
۱.تيسير المطالب: ص 313.
تيسير المطالب عن جابر بن عبداللّه:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ تِلْكَ الْأَمْثَـلُ نَضْرِبُهَا لِلنَّاسِ وَ مَا يَعْقِلُهَا إلاَّ الْعَــلِمُونَ» قالَ: العالِمُ الَّذي عَقَلَ عَنِ اللّهِ عز و جلفَعَمِلَ بِطاعَتِهِ وَاجتَنَبَ سَخَطَهُ. ۱
تيسير المطالبـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ: پيامبر خدا اين آيه را تلاوت كرد: «و اين مثال ها را براى مردم مى زنيم. و جز دانشوران، آنها را در نمى يابند» . آن گاه فرمود: «دانشور، كسى است كه از خداوند، دريافتى دارد و از او فرمانبرى مى كند و از خشمش مى پرهيزد».
۱.تيسير المطالب: ص 146.
عنه صلى الله عليه و آله: «اذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» يَقولُ: اُذكُروني يا مَعشَرَ العِبادِ بِطاعَتي، أذكُركُم بِمَغفِرَتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ [در باره آيه] «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» ـ: اى گروه بندگان! با فرمانبَرى از من، مرا ياد كنيد تا من هم با آمرزش خود، شما را ياد كنم.
۱.الفردوس: ج 3 ص 150 ح 4405 عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ سُبحانَهُ: «فاذْكُرُونِى أَذْكُرْكُمْ» بِنِعمَتي، وَاذكُروني بِالطّاعَةِ وَالعِبادَةِ أذكُركُم بِالنِّعَمِ وَالإِحسانِ وَالرَّحمَةِ وَالرِّضوانِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند سبحان مى فرمايد: «پس مرا ياد كنيد، تا شما را ياد كنم» با نعمتْ بخشيدنم به شما. و مرا از طريق فرمانبرى و بندگى، ياد كنيد تا من نيز از طريق نعمت ها و نيكى و مهربانى و خشنودى [خويش]، شما را ياد كنم.
۱.عدّة الداعي: ص 238، بحار الأنوار: ج 93 ص 163 ح 42.
الإمام عليّ عليه السلام:إذا أرادَ أحَدُكُمُ النَّومَ فَليَضَع يَدَهُ اليُمنى تَحتَ خَدِّهِ الأَيمَنِ، وَليَقُل: «بِاسمِ اللّهِ، وَضَعتُ جَنبي للّهِِ، عَلى مِلَّةِ إبراهيمَ ودينِ مُحَمَّدٍ ووِلايَةِ مَنِ افتَرَضَ اللّهُ طاعَتَهُ، ما شاءَ اللّهُ كانَ وما لَم يَشَأ لَم يَكُن». فَمَن قالَ ذلِكَ عِندَ مَنامِهِ حُفِظَ مِنَ اللِّصِّ، وَالمُغيرِ، وَالهَدمِ، وَاستَغفَرَت لَهُ المَلائِكَةُ. ۱
امام على عليه السلام:هر گاه يكى از شما خواست بخوابد، دست راستش را زير گونه راستش بگذارد و بگويد: «به نام خدا، پهلويم را براى خدا [بر زمين] نهادم، در حالى كه بر آيين ابراهيم و دين محمّد و پيروى و دوستى كسى هستم كه خداوند، فرمانبرى از او را واجب گردانيده است. آنچه خدا بخواهد، همان مى شود و آنچه نخواهد، نمى شود». هر كس اين را در هنگام خوابش بگويد، از دزد و غارت و رفتن زير آوار، محفوظ مى ماند و فرشتگان برايش آمرزش مى طلبند.
۱.الخصال: ص 631 ح 10 عن أبي بصير ومحمّد بن مسلم عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تحف العقول: ص 120 وزاد في ذيله «حتّى ينتبه»، بحار الأنوار: ج 76 ص 191 ح 1.
كمال الدين عن جابر بن عبداللّه الأنصاري:لَمّا أنزَلَ اللّهُ عز و جل عَلى نَبِيِّهِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله: «يَـأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ» قُلتُ: يا رَسولَ اللّهِ، عَرَفنَا اللّهَ ورَسولَهُ، فَمَن اُولُو الأَمرِ الَّذينَ قَرَنَ اللّهُ طاعَتَهُم بِطاعَتِكَ؟ فَقالَ عليه السلام: هُم خُلَفائي يا جابِرُ، وأئِمَّةُ المُسلِمينَ مِن بَعدي، أوَّلُهُم عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، ثُمَّ الحَسَنُ وَالحُسَينُ، ثُمَّ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ. ۱
كمال الدينـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: چون خداوند عز و جل بر پيامبرش محمّد صلى الله عليه و آله آيه «اى مؤمنان! از خدا فرمان ببريد، و از پيامبر و اختياردارانتان، فرمان ببريد» را نازل فرمود، گفتم: اى پيامبر خدا! ما خدا و پيامبر را شناخته ايم. اختيار دارانى كه خداوند، فرمانبَرى از ايشان را در كنار فرمانبرى از شما آورده، كيان اند؟ پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «اى جابر! آنها پس از من، جانشينان من و امامان مسلمانان هستند. نخستين ايشان، على بن ابى طالب است وسپس حسن وحسين و پس از او على بن الحسين».
۱.كمال الدين: ص 253 ح 3، كفاية الأثر: ص 53، قصص الأنبياء: ص 361 ح 436، كشف الغمّة: ج 3 ص 299، إعلام الورى: ج 2 ص 181، بحارالأنوار: ج 36 ص 250 ح 67.
الإمام الباقر عليه السلام:إِنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ الجَنَّةَ قَبلَ أَن يَخلُقَ النَّارَ، وَخَلَقَ الطَّاعَةَ قَبلَ أَن يَخلُقَ المَعصِيَةَ، وَخَلَقَ الرَّحمَةَ قَبلَ الغَضَبِ، وَخَلَقَ الخَيرَ قَبلَ الشَّرِّ، وَخَلَقَ الأَرضَ قَبلَ السَّماءِ، وَخَلَقَ الحَياةَ قَبلَ المَوتِ، وَخَلَقَ الشَّمسَ قَبلَ القَمَرِ، وَخَلَقَ النُّورَ قَبلَ الظُّلمَةِ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند عز و جل پيش از آن كه آتش را بيافريند، بهشت را آفريد و پيش از آن كه نافرمانى را بيافريند، فرمانبرى را آفريد و مهر را پيش از خشم آفريد و خوبى را پيش از بدى آفريد و زمين را پيش از آسمان آفريد و زندگى را پيش از مرگ آفريد و خورشيد را پيش از ماه آفريد و روشنايى را پيش از تاريكى آفريد.
۱.الكافي: ج 8 ص 145 ح 116 عن سلام بن المستنير، بحار الأنوار: ج 57 ص 98 ح 83.
عنه صلى الله عليه و آله:تَعَلَّمُوا العِلمَ فَإِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ، وَمُدارَسَتَهُ تَسبِيحٌ، وَالبَحثُ عَنهُ جِهادٌ، وتَعلِيمَهُ مَن لا يَعلَمُهُ صَدَقَةٌ، وَبَذلَهُ لِأَهلِهِ قُربَةٌ، لِأَنَّهُ مَعَالِمُ الحَلالِ وَالحَرامِ، وَسالِكٌ بِطالِبِهِ سَبِيلَ الجَنَّةِ، وَهوَ أَنِيسٌ فِي الوَحشَةِ، وصاحِبٌ فِي الوَحدَةِ، وَدَلِيلٌ عَلَى السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ، وَسِلاحٌ عَلَى الأَعدَاءِ، وَزَينٌ لِلأَخِلَاءِ، يَرفَعُ اللّهُ بِهِ أَقواما يَجَعلُهُم فِي الخَيرِ أئِمَّةً يُقتَدى بِهِم، تُرمَقُ أعمالُهُم، وتُقتَبَسُ آثارُهُم، وَتَرغَبُ المَلائِكَةُ فِي خُلَّتِهِم، يَمسَحونَهُم في صَلاتِهِم بِأَجنِحَتِهِم، ويَستَغفِرُ لَهُم كُلُّ شَيءٍ حَتَّى حِيتَانُ البُحُورِ وَهَوامُّها، وَسِباعُ البَرِّ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش بياموزيد؛ چرا كه آموختن دانش، كار نيك است و مباحثه اش، تسبيح [خدا] و جستجو كردن آن، جهاد و آموختنش به كسى كه آن را نمى داند، صدقه و بخشيدنش به اهل آن، مايه نزديكى [به خدا]؛ زيرا دانش، وسيله شناخت حلال و حرام است و جوينده خود را به راه بهشت مى برد و همدم بى كسى و يار تنهايى و راه نما در خوشى و ناخوشى، و حربه اى در برابر دشمنان، و زيور دوستان است. خداوند به سبب دانش، مردمانى را بالا مى برد و آنان را در خوبى ها پيشوا قرار مى دهد و ديگران به آنان اقتدا مى كنند و به كارهاى آنان مى نگرند و از رفتارشان الگو مى گيرند و فرشتگان به دوستى با آنان مشتاق مى شوند و در نمازشان بال هاى خود را بر سر ايشان مى كشند و همه موجودات، حتّى ماهيان و خزندگان درياها و درندگان و

۱.الخصال: ص 522 ح 12 عن الإمام عليّ عليه السلام، تحف العقول: ص 28، الأمالي للصدوق: ص 713 ح 982 عن الأصبغ بن نباتة عن الإمام عليّ عليه السلام، روضة الواعظين: ص 13 عن الإمام عليّ عليه السلام وكلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 166 ح 7.
الأمالي للطوسي عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريِ:جاءَ أَعرابِيٌ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، هَل لِلجَنَّةِ مِن ثَمَنٍ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: ما ثَمَنُها؟ قالَ: «لا إِلَهَ إِلّا اللّهُ» يَقُولُها العَبدُ الصّالِحُ مُخلِصا بِها. قالَ: وَما إِخلاصُها؟ قال: اَلعَمَلُ بِما بُعِثتُ بِهِ فِي حَقِّهِ وَحُبُّ أَهلِ بَيتِي. قالَ: وَحُبُّ أَهلِ بَيتِكِ لَمِن حَقِّها؟ قالَ: أَجَل إِنَّ حُبَّهُم لَأَعظَمُ حَقِّها. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا بهشت، بهايى دارد [كه بايد آن را پرداخت]؟ فرمود: «آرى». گفت: بهايش چيست؟ فرمود: «ذكر لا إله إلّا اللّه كه بنده درستكار، از سرِ اخلاص بگويد». گفت: اخلاصش چيست؟ فرمود: «به كار بستن آنچه من برايش فرستاده شده ام با شرايطش، و دوست داشتن اهل بيت من». باديه نشين گفت: دوست داشتن اهل بيت تو، از شرايط آن است؟ فرمود: «آرى؛ دوست داشتن آنان، بزرگ ترين شرط آن است».
۱.الأمالي للطوسي: ص 583 ح 1207، بحار الأنوار: ج 27 ص 133 ح 129.
التوحيد عن إسحاق بن راهويه:لَمّا وافَى أَبُو الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام بِنَيسابُورَ وَأَرادَ أَن يَخرُجَ مِنها إِلى المَأمُونِ، اجتَمَعَ إِلَيهِ أَصحابُ الحَدِيثِ فَقالُوا لَهُ: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، تَرحَلُ عَنّا وَلا تُحَدِّثُنا بِحَدِيثٍ فَنَستَفِيدَهُ مِنكَ؟ وَكانَ قَد قَعَدَ فِي العَمّارِيَّةِ فَأَطلَعَ رَأسَهُ، وَقالَ: سَمِعتُ أَبِي مُوسَى بنَ جَعفرٍ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي جَعفَر بنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍ يَقُولُ: سَمِعُت أَبِي عَلِيَ بنَ الحُسَينِ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي الحُسَينَ بنَ عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي أَمِيرَ المُؤمِنِينَ عَلِيَّ بنَ أَبِي طالِبٍ عليهم السلام يَقُولُ: سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ:

التوحيدـ به نقل از اسحاق بن راهويه ـ: چون امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست از آن جا به سوى مأمون روانه شود، اهل حديث، نزد ايشان گرد آمدند و گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! از نزد ما مى رويد و حديثى برايمان نمى گوييد كه از شما بهره مند شويم؟ امام عليه السلام كه در كجاوه نشسته بود، سرش را بيرون آورد و فرمود: «از پدرم موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم على بن الحسين شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم امير مؤمنان على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد: از خداوند عز و جلشنيدم

۱.التوحيد: ص 25 ح 23، معاني الأخبار: ص 371 ح 1، ثواب الأعمال: ص 21 ح 1، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 135، الأمالي للصدوق: ص 306 ح 349، بشارة المصطفى: ص 269، بحار الأنوار: ج 3 ص 7 ح 16.
الأمالي للطوسي عن أبي الصّلت الهرويّ عن الإمام الرّضا عن آبائه عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: أَخبَرَنِي جَبرَئِيلُ الرُّوحُ الأَمِينُ عَنِ اللّهِ ـ تَقَدَّسَت أَسماؤُهُ وَجَلَّ وَجهُهُ ـ قالَ: إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنا وَحدِي، عِبادِي فَاعبُدُونِي، وَليَعلَم مَن لَقِيَنِي مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا بِها، إِنَّه قَد دَخَلَ حِصنِي، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ عَذابِي. قالُوا: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، وَما إِخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟ قالَ: طَاعَةُ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلايَةُ أَهلِ بَيتِهِ عليهم السلام. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابو صَلت هَرَوى، از امام رضا، از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل، روح الأمين، از جانب خداوند ـ كه نام هايش پاك و رويش بِشكوه است ـ به من خبر داد كه فرمود: منم خدا. معبودى جز منِ يگانه نيست. بندگانم! پس مرا بندگى كنيد. هر يك از شما بداند كه چنانچه مرا با شهادت خالصانه لا إله إلّا اللّه، ديدار كند، به دژ من وارد شده است و هر كه به دژ من وارد شود، از عذابم در امان خواهد بود». گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! نشانه اخلاص در شهادت دادن به يگانگى خدا چيست؟ فرمود: «فرمان بردن از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيتش».
۱.الأمالي للطوسي: ص 589 ح 1220، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 75، أعلام الدين: ص 214، بحار الأنوار: ج 3 ص 14 ح 39.
عوالي اللآلي:رُوِيَ أَنَّ الرِّضا عليه السلام لَمّا تَوَجَّهَ مِن خُراسانَ مُنصَرِفا إِلَى الحِجازِ فِي قَدمَتِهِ الأُولى حَضَرَهُ جَماعَةُ العُلَماءِ وَالفُضَلاءِ مِن أَهلِ خُراسانَ وَغَيرِهِم وَكانَ قَد رَكِبَ فِي العَمّارِيَّةِ، فَاحتَوَلُوهُ وَقالُوا: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ أَتُفارِقُنا وَلا تُفِيدُنا مِن عِلمِكَ شَيئا؟ أَلا تُحَدِّثُنا بِحَدِيثٍ نَنتَفِعُ بِهِ فِي دِينِنا؟ فَأَطلَعَ عليه السلام رَأسَهُ مِنَ العَمّارِيَّةِ حَتّى أَشرَفَ عَلَيهِم، وَقالَ: حَدَّثَني أَبِي عَن أَبِيهِ عَن جَدِّهِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قالَ: إِنَّ اللّهَ عز و جليَقُولُ: الإِيمانُ حِصنِي، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي. وَمَن قالَ: «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» مُخلِصا دَخَلَ الجَنَّةَ.

عوالى اللآلى: روايت شده است كه امام رضا عليه السلام چون در سفر نخستش، ۲ عازم بازگشت از خراسان به حجاز شد، جماعت علما و فضلاى خراسان و غير خراسان، نزد ايشانـ كه در كجاوه سوار بود ـ رفتند و ايشان را در ميان گرفتند و گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! آيا ما را ترك مى گويى و از دانش خود، بهره اى به ما نمى رسانى؟ آيا حديثى براى ما نمى گويى كه در دين خويش، از آن سود بريم؟ امام عليه السلام سرش را از كجاوه بيرون آورد، چندان كه بر آنان مشرف شد و فرمود: «پدرم از پدرش از جدّش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه فرمود: خداى عز و جلمى فرمايد: ايمان، دژ من است و هر كس وارد دژ من شود، از عذابم ايمن خواهد بود، و هر كس با اخلاص، لا إله إلّا اللّه بگويد، به بهشت مى رود». آن گاه امام عليه السلام

۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 94 ح 134.
۲.از روايت، چنين پيداست كه امام رضا عليه السلام دو سفر به خراسان داشته و چندين بار از نيشابور، عبور كرده است.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي كِتابِهِ إِلى أَهلِ مِصرَ وَمَحَمَّدِ بنِ أَبِي بَكرٍ ـ: أَحسِنُوا ـ أَهلَ مِصرَ ـ مُؤازَرَةَ مُحَمَّدٍ أَمِيرِكُم، وَاثبُتُوا عَلى طاعَتِهِ، تَرِدُوا حَوضَ نَبِيِّكُم. ۱
امام على عليه السلام ـ در نامه اش به مردم مصر و محمّد بن ابى بكر ـ:اى اهل مصر! به محمّد، اميرتان، خوب كمك كنيد و در فرمانبرى از او ثابت قدم باشيد تا بر حوض پيامبرتان وارد شويد.
۱.الأمالي للمفيد: ص 269 ح 3، الأمالي للطوسي: ص 31 ح 31 كلاهما عن أبي إسحاق الهمداني، الغارات: ج 1 ص 250، بحار الأنوار: ج 80 ص 391 ح 11.
الاحتجاج عن موسى بن عقبة عن الحسين عليه السلامـ في خُطبَةٍ لَهُ ـ: نَحنُ حِزبُ اللّهِ الغالِبونَ، وعِترَةُ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله الأَقرَبونَ، وأهلُ بَيتِهِ الطَّيِّبونَ، وأحَدُ الثَّقَلَينِ اللَّذَينِ جَعَلَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ثانِيَ كِتابِ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالَى، الَّذي فيهِ تَفصيلُ كُلِّ شَيءٍ، لا يَأتيهِ الباطِلُ مِن بَينِ يَدَيهِ ولا مِن خَلفِهِ، وَالمُعَوَّلُ عَلَينا في تَفسيرِهِ، لا يُبطِئُنا تَأويلُهُ، بَل نَتَّبِعُ حَقائِقَهُ. فَأَطيعونا فَإِنَّ طاعَتَنا مَفروضَةٌ، إذ كانَت بِطاعَةِ اللّهِ ورَسولِهِ مَقرونَةً، قالَ اللّهُ عز و جل: «أَطِيعُواْ اللَّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِى الْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَـزَعْتُمْ فِى شَىْ ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى

الإحتجاجـ به نقل از موسى بن عُقبه، از امام حسين عليه السلام ـ: ما حزب چيره خداييم و خاندان و نزديكان پيامبر خدا و اهل بيت پاك او و يكى از دو چيز گران بهايى كه پيامبر خدا، در كنار كتاب خداى متعال و پس از آن قرار داد؛ كتابى كه بيان هر چيز در آن هست و باطل، از پس و پيش، به آن راه ندارد و در تفسير آن، بر ما اعتماد مى شود و در تأويلش درنمى مانيم؛ بلكه حقايقش را دنبال مى كنيم. از ما اطاعت كنيد كه اطاعت از ما واجب است؛ زيرا با اطاعت خدا و پيامبرش همراه است. خداوند عز و جل؛ فرموده است: «از خدا و پيامبر و اختيارداران خود، اطاعت كنيد و اگر در چيزى اختلاف كرديد، آن را به خدا و پيامبر بازگردانيد» و فرمود: «و اگر به پيامبر و اختيارداران خود باز مى گرداندند، بى ترديد، به حقيقت آن پى مى بردند و اگر

۱.النساء: 59.
۲.النساء: 83.
۳.الاحتجاج: ج 2 ص 95 ح 165، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 67، بحار الأنوار: ج 44 ص 205 ح 1، وفي الأمالي للمفيد: ص 349 ح 4 والأمالي للطوسي: ص 121 ح 188 و ص 691 ح 1469 والعُدد القويّة: ص 34 ح 26 عن الإمام الحسن عليه السلام.
الإمامُ الصادقُ عليه السلام:إيّاكَ أن تَكونَ مِمَّن يَخافُ عَلى العِبادِ مِن ذُنوبِهِم وَيَأمَنُ العُقوبَةَ مِن ذَنبِهِ؛ فَإنَّ اللّهَ عز و جل لا يُخدَعُ عَن جَنّتِهِ، وَلا يُنالُ ما عِندَهُ إلاّ بِطاعَتِهِ، إن شاءَ اللّهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:از آنان مباش كه براى بندگان، نگران كيفر گناهانشان هستند؛ امّا خويشتن را از كيفر گناهان خويش، ايمن مى شمارند؛ زيرا خداى عز و جل بهشت خود را به نيرنگ نمى دهد و جز با فرمانبرىِ خداوند به آنچه نزد اوست، نتوان رسيد، إن شاء اللّه!
۱.الكافي: 8 / 49 / 9.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:أيُّها الناسُ! إنّ لي عَلَيكُم حَقَّاً، وَلَكُم عَلَيَّ حَقٌّ: فَأمّا حَقُّكُم عَلَيَّ فَالنَّصيحَةُ لَكُم، وَتَوفيرُ فَيئِكُم عَلَيكُم، وَتَعليمُكُم كَي لا تَجهَلوا، وَتَأديبُكُم كَيما تَعلَموا، وَأمّا حَقِّي عَلَيكُم فَالوَفاءُ بِالبَيعَةِ، وَالنَّصيحَةُ في المَشهَدِ وَالمَغيبِ، وَالإجابةُ حينَ أدعوكُم، وَالطَّاعَةُ حينَ آمُرُكُم. ۱
امام على عليه السلام:مردم! مرا بر شما حقّى است، و شما را بر من حقّى. بر من است كه خيرخواهى از شما دريغ ندارم و حقّى را كه از بيت المال داريد، بگزارم، شما را تعليم دهم، تا نادان نمانيد و آداب آموزم تا بدانيد. امّا حقّ من بر شما اين است كه به بيعت، وفا كنيد و در نهان و آشكارا حقّ خيرخواهى ادا كنيد. چون شما را بخوانم، بياييد و چون فرمان دهم بپذيريد، و از عهده برآييد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 34.
عنه عليه السلام ـ في كتابه إلى اُمرائهِ عَلى الجَيشِ ـ:مِن عَبدِ اللّهِ عَلِيِّ ابنِ أبي طالِبٍ أميرِ المؤمنينَ إلى أَصحابِ المَسالِحِ: أمَّا بَعدُ، فَإنَّ حَقّا عَلَى الوالي ألاَّ يُغَيِّرَهُ عَلَى رَعِيَّتِهِ فَضلٌ نالَهُ، وَلا طَولٌ خُصَّ بِهِ. وَأن يَزِيدَهُ ما قَسَمَ اللّهُ لَهُ مِن نِعَمِهِ دُنُوّاً مِن عِبادِهِ، وَعَطفاً عَلَى إِخوانِهِ. ألا وَإنَّ لَكُم عِندِي ألاَّ أَحتَجِزَ دُونَكُم سِرّا إلاّ في حَربٍ، وَلا أطوِيَ دونَكُم أمراً إلاّ في حُكمٍ، وَلا اُؤَخِّرَ لَكُم حَقّاً عَن مَحَلِّهِ، وَلا أقِفَ بِهِ دونَ مَقطَعِهِ، وَأنْ تَكونوا عِندِي في الحَقِّ سَواءً، فَإذَا فَعَلتُ ذلِكَ وَجَبَت للّهِِ عَلَيكُمُ النِّعمَةُ، وَلِي عَلَيكُمُ الطَّاعَةُ، وَألاَّ تَنكُصوا عَن دَعوَةٍ، وَلا

امام على عليه السلام ـ در نامه به فرماندهان سپاهش ـ:از بنده خدا على اميرمؤمنان به مرزبانان. امّا بعد؛ بر زمامدار است كه اگر به زيادتى [از اموال]رسيد يا به نعمتى مخصوص گشت، رفتارش را با زيردستان خود، تغيير ندهد؛ و بر اوست كه با نعمتهايى كه خداوند نصيب او فرموده است، به بندگان خدا بيشتر نزديك شود و نسبت به برادران خود، بيشتر مهرورزى كند. بدانيد كه حقّ شما بر من اين است كه چيزى را از شما پوشيده ندارم، مگر رازِ جنگ را، و كارى را بى رايزنى با شما انجام ندهم، مگر در امر حكومت، و در رسانيدن حقّ شما به شما كوتاهى نكنم و تا آن حق به شما نرسد، از كوشش باز نايستم، و اينكه شما در نظر من يكسان باشيد؛ و اگر چنين كردم، بر خداوند واجب شود كه بر شما نعمت فرستد و بر شما واجب شود كه از من اطاعت كنيد. و

۱.نهج البلاغة: الكتاب 50.
تاريخ دمشق عن ابن عبّاس:عُقِمَ النساءُ أن يَأتينَ بِمِثلِ أميرِالمُؤمنينَ عَليِّ بنِ أبي طالبٍ، وَاللّهِ مارَأيتُ وَلا سَمِعتُ رَئيساً يوزَنُ بِه، لَرَأيتُهُ يَومَ صِفِّينَ وَعَلى رَأسِه عِمامَةٌ قَد أرخى طَرَفَيها، كَأنَّ عَينَيهِ سِراجا سَليطٍ، وَهُوَ يَقِفُ عَلى شِرذِمَةٍ يَحُضُّهم، حَتَّى انتَهى إلَيَّ وأنا في كَنَفٍ مِن النَّاسِ فَقالَ: مَعاشِرَ المُسلِمينَ استَشعِروا الخَشيَةَ، وَغُضُّوا الأصواتَ، وَتَجَلبَبوا السَّكينَةَ، وَأعمِلوا الأسِنَّةَ، وَأقلِقوا السُّيوفَ قَبلَ السّلَّة، وأطعَنوا الشَّزرَ ۱، وَنافِحوا بِالظُّبا، وَصِلوا السُّيوفَ بِالخُطا، وَالنِّبالَ بِالرِّماحِ؛ فَإنَّكم بِعَينِ اللّهِ وَمَعَ ابنِ عَمِّ نَبِيِّه صلى الله عليه و آله. عاوِدوا الكَرَّ، وَاستَحيوا مِن

تاريخ دمشق:ـ به نقل از ابن عبّاس ـ: زنان عقيم شدند از اينكه مانند اميرمؤمنان، على بن ابى طالب بزايند. به خدا سوگند، نديدم و نشنيدم كه رئيسى با وى مقايسه شود. او را به هنگام نبرد صِفّين ديدم كه عمامه اى بر سرداشت كه دو طرفش را رها كرده بود. دو چشمانش گويا به سان دو چراغِ درشت بودند. او بر گروهى اندكْ ايستاده بود و آنان را به نبرد وا مى داشت تا به من كه در لابه لاى مردم بودم، رسيد. سپس فرمود: «اى گروه مسلمانان! خوف [از خدا] را احساس كنيد، صداها را پايين آوريد، آرامش را بر تَن كنيد، نيزه ها را به كار گيريد (آشكار سازيد) و پيش از كشيدن شمشير، آن را به حركت آوريد و از چپ و راست، شمشير زنيد و با تيزى اش ضربه زنيد، و شمشيرها را به كامها و تيرها را به نيزه ها نزديك سازيد. به درستى كه در ديد

۱.اين واژه در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
۲.اين واژه ها در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
۳.اين واژه ها در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
۴.محمّد: 35.
۵.تاريخ دمشق: 42 / 460.
۶.اين واژه ها در متن مورد استناد ما به گونه اى ديگرند و ما نقل صحيح تر آنها را از نهج البلاغه آورديم.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:عَضّوا عَلَى النَّواجِذِ؛ فَإنَّهُ أنبى لِلسُّيوفِ عَنِ الهامِ وَأكمِلوا اللَأْمَةَ. ۱
امام على عليه السلام:در ميدان كارزار، دندانها را سخت بر هم بفشاريد، كه شمشيرها را از رسيدن به كاسه سر باز مى دارد. و زرهِ كامل بپوشيد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 66.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ مِن عَهدِهِ للأشتَرِ ـ:وَليَكُن آثَرُ رُؤوسِ جُندِكَ عِندَكَ مَن واساهُم في مَعونَتِهِ. فَافسَح في آمالِهِم، وَواصِل في حُسنِ الثَّناءِ عَلَيهِم، وَتَعديدِ ما أبلى ذَوُو البَلاءِ مِنهُم؛ فَإنَّ كَثرَةَ الذِّكرِ لِحُسنِ أفعالِهِم تَهُزُّ الشُّجاعَ، وَتُحَرِّضُ النّاكِلَ إن شاءَ اللّهُ. ۱
امام على عليه السلامو بايد گزيده ترين سرانِ سپاه نزد تو آن بُوَد كه با سپاهيان يار باشد و آنان را كمك كار. پس اميدشان را بر آر، و ستودنشان را به نيكى پيوسته دار، و رنج كسانى را كه كوششى كرده اند، بر زبان آر، كه فراوان كار نيكوىِ آنان را ياد كردن، دلير را برانگيزانَد، و ترسانِ بدْ دل را به كوشش مايل گرداند، إن شاء اللّه!
۱.نهج البلاغة: الكتاب 53.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۲