فیلترها
نتایج جستجو برای «کلیات مکارم اخلاقی اهل بیت»: ۲۸ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ في صِفَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آلهـ: أجوَدُ النّاسِ كَفّاً، وأشرَحُهُم صَدرًا، وأصدَقُ النّاسِ لَهجَةً، وأليَنُهُم عَريكَةً، وأكرَمُهُم عِشرَةً. مَن رَآهُ بَديهَةً هابَهُ، ومَن خالَطَهُ مَعرِفَةً أحَبَّهُ ۱.
امام على عليه السلامدر توصيف پيامبر صلى الله عليه و آله: پيامبر صلى الله عليه و آله، بخشنده ترين، باظرفيت ترين، راستگوترين، نرمخوترين و خوش مشرب ترين مردم بود. هر كس در آغاز او را مى ديد، از او مى هراسيد و چون با او حشر و نشر مى يافت، محبّت حضرت صلى الله عليه و آله به دل او رسوخ مى كرد.
۱.سنن الترمذيّ: 5 / 599 / 3638 عن إبراهيم بن محمّد من وَلَدِ عليّ بن أبي طالب عليه السلام.
الإمام الحسن عليه السلام:سَأَلتُ خالي هِندَ بنَ أبي هالَةَ التَّميمِيَّ ـ وكانَ وَصّافًا ـ عَن حِليَةِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: صِف لي مَنطِقَهُ. قالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُتَواصِلَ الأَحزانِ، دائِمَ الفِكرَةِ، لَيسَت لَهُ راحَةٌ، لا يَتَكَلَّمُ في غَيرِ حاجَةٍ، طَويلَ السَّكتَةِ، يَفتَتِحُ الكَلامَ ويَختِمُهُ بِأَشداقِهِ ۱، ويَتَكَلَّمُ بِجَوامِعِ الكَلِمِ، فَصلٌ لا فُضولٌ ولا تَقصيرٌ، دَمِثٌ ۲ لَيسَ بِالجافي ولاَ المَهينِ، يُعَظِّمُ النِّعمَةَ وإن دَقَّت، لا يَذُمُّ مِنها شَيئًا، لا يَذُمُّ ذَواقًا ولايَمدَحُهُ، لا يَقومُ لِغَضَبِهِ إذا تَعَرَّضَ الحَقَّ شَيءٌ حَتّى يَنتَصِرَ لَهُ، لا يَغضَبُ لِنَفسِهِ ولا يَنتَصِرُ لَها. إذا أشارَ أشارَ بِكَفِّه كُلِّها، وإذا
امام حسن عليه السلام:از دايى خود، هند بن ابى هاله تميمى ـ كه توصيف گر بود ـ درباره آراستگيهاى پيامبر صلى الله عليه و آله پرسش كردم و گفتم: سخن گفتن او را براى من توصيف كن. او گفت: پيامبر صلى الله عليه و آله، پيوسته غمگين بود وهماره در انديشه، آسودگى نداشت و بدون نياز، سخن نمى گفت، سكوتش طولانى بود، از آغاز تا پايان سخن، دهانش را كاملاً باز نمى كرد و سخنانى فراگير مى فرمود، كلامش، فصل بود كه در آن نه فزونى ديده مى شد و نه كاستى، نرمخو بود و از خشكى و جسارت بركنار، نعمت را هر چند ناچيز، بزرگ مى داشت و چيزى از آن را نمى نكوهيد، تغيير ذائقه دهندگان را نه مى نكوهيد و نه مى ستود، دنيا و آن چه در آن است، او را به چشم نمى آورد. چون چيزى مانع حق مى گشت، هيچ چيز ياراى خشم او را نداشت تا آن كه حق را
۱.الأشداق: جوانب الفم (لسان العرب: 2 / 149)، والمراد أنّه لا يفتح فاه كلّه.
۲.الدماثة: سهولة الخلق (لسان العرب: 2 / 149).
۳.أشاح: جَدَّ في الإعراض. (لسان العرب: 2 / 501).
۴.الغمام: السحاب، وحبّ الغمام: البَرَد، شُبّه به ثغرُه صلى الله عليه و آله في بياضه وصفائه وبرده. (لسان العرب: 1 / 293).
۵.دلائل النبوّة للبيهقيّ: 1 / 286، شُعب الإيمان: 2 / 154 / 1430، الطبقات الكبرى: 1 / 422، تهذيب الكمال: 1 / 214 كلّها عن ابن أبي هالة التميميّ، عيون أخبار الرضا عليه السلام: 1 / 317 / 1، معاني الأخبار: 81 / 1 كلاهما عن إسماعيل بن محمّد بن إسحاق عن الإمام الرضا عن آبائه عن الإمام زين العابدين عليهم السلام، مكارم الأخلاق: 1 / 43 / 1 عن كتاب محمّد بن إبراهيم بن إسحاق عن ثقاته، حلية الأبرار: 1 / 171.
الإمام الحسين عليه السلام:سَأَلتُ أبي عليه السلامعَن. مَجلِسِهِ [أي رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله] فَقالَ: كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَجلِسُ ولا يَقومُ إلاّ عَلى ذِكرٍ، ولا يوطِنُ الأَماكِنَ، ويَنهى مِن إيطانِها، وإذَا انتَهى إلى قَومٍ جَلَسَ حَيثُ يَنتَهي بِهِ المَجلِسُ ويَأمُرُ بِذلِكَ، يُعطي كُلَّ جُلَسائِهِ نَصيبَهُ، لا يَحسِبُ جَليسُهُ أنَّ أحَدًا أكرَمُ عَلَيهِ (مِنهُ)، مَن جالَسَهُ أو قاوَمَهُ في حاجَةٍ صابَرَهُ حَتّى يَكونَ هُوَ المُنصَرِفَ، ومَن سَأَلَهُ حاجَةً لَم يَرُدَّهُ إلاّ بِها أو بِمَيسورٍ مِنَ القَولِ، قَد وَسِعَ النّاسَ مِنهُ بَسطُهُ وخُلُقُهُ، فَصارَ لَهُم أبًا وصاروا عِندَهُ فِي الحَقِّ سَواءً، مَجلِسُهُ مَجلِسُ حِلمٍ وحَياءٍ وصَبرٍ وأمانَةٍ، لا
امام حسين عليه السلام:از پدرم عليه السلام درباره نشستن او [رسول خدا صلى الله عليه و آله] پرسش كردم پس فرمود: پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نمى نشست و بر نمى خاست مگر آن كه ذكر بر لب داشت و جايى را به خود اختصاص نمى داد و از اين كار، نهى مى داشت و هرگاه نزد جماعتى مى رفت در پايين مجلس مى نشست و به اين كار فرمان مى داد، بهره هريك از همنشينانش را ادا مى كرد، تا آن جا كه همنشين او فكر نمى كرد كسى نزد رسول خدا از او ارجمندتر است، هر كه با او همنشين مى شد يا پى كارى را با هم مى گرفتند، حضرت آن قدر شكيبايى مى ورزيد تا اين كه او خود مى رفت و كسى كه از ايشان [برآوردن]حاجتى را مى طلبيد، يا نيازش را برمى آورد يا كلامى خوش به او مى گفت. گشاده رويى و اخلاقش، همه مردم را در بر مى گرفت و [ديگر]پدر آنها
۱.أي يُذْكَرنَ بقبيح، كان يصان مجلسه عن رَفث القول. (النهاية: 1 / 17).
۲.أي لاتُشاع ولاتُذاع، ولايُتحدّث بتلك الفلتات. (لسان العرب: 15 / 304).
۳.معناه: مَن صحّ عنده إسلامه حَسُن موقع ثنائه عليه عنده، ومن استشعر منه نفاقًا وضعفًا في ديانته ألقى ثناءه عليه ولم يَحْفِل به. (معاني الأخبار: 89).
۴.دلائل النبوة للبيهقيّ: 1 / 290، وراجع نفس المصادر في الحديث السابق.
الإمام الصادق عليه السلام:ما أكَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُتَّكِئًا مُنذُ بَعَثَهُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ إلى أن قَبَضَهُ تَواضُعًا للّهِِ عَزَّوجَلَّ، وماأرى رُكبَتَيهِ أمامَ جَليسِهِ في مَجلِسٍ قَطُّ، ولا صافَحَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَجُلاً قَطُّ فَنَزَعَ يَدَيهِ مِن يَدِهِ حَتّى يَكونَ الرَّجُلُ هُوَ الَّذي يَنزِعُ يَدَهُ، ولا كافَأَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بِسَيِّئَةٍ قَطُّ، قالَ اللّهُ تَعالى لَهُ: «اِدفَع بِالَّتي هِيَ أحسَنُ السَّيِّئَةَ ۱» فَفَعَلَ، وما مَنَعَ سائِلاً قَطُّ، إن كانَ عِندَهُ أعطى وإلاّ قالَ: يَأتِي اللّهُ بِهِ. ولا أعطى عَلَى اللّهِ عَزَّوجَلَّ شَيئًا قَطُّ إلاّ أجازَهُ اللّهُ، إن كانَ لَيُعطِي الجَنَّةَ فَيُجيزُ اللّهُ عَزَّوجَلَّ
امام صادق عليه السلام:پيامبر اكرم از آن هنگام كه خداوند عز و جل او را به پيامبرى برانگيخت تا آن هنگام كه او را به سوى خود برگرفت، براى فروتنى در پيشگاه الهى، هرگز لميده، چيزى نخورد و در هيچ مجلسى دو زانوى خود را در برابر همنشينش نشان نداد و هيچ گاه پيامبر صلى الله عليه و آله با مردى دست نداد كه دستش را از دست او بكشد تا آن كه آن مرد، دست خود را [عقب] كشد و هرگز پيامبر صلى الله عليه و آله، كار كسى را با بدى جبران نكرد، خداوند تبارك و تعالى به او فرموده است: «سخن بد آنان را به هرچه نيكوترت مى آيد پاسخ گوى» و او نيز چنين كرد و هرگز گدايى را پس نزد، اگر چيزى نزدش بود مى بخشيد و گرنه مى فرمود: خدا بدو بدهد. پيامبر صلى الله عليه و آله هرگز به حساب خداوند عزّوجل چيزى را نبخشيد، مگر آن كه خداوند،
خارِجَةُ بنُ زَيدٍ:إنَّ نَفَرًا دَخَلوا عَلى أبيهِ زَيدِ بنِ ثابِتٍ فَقالوا: حَدِّثنا عَن بَعضِ أخلاقِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: كُنتُ جارَهُ، فَكانَ إذا نَزَلَ الوَحيُ بَعَثَ إلَيَّ فَآتيهِ فَأَكتُبُ الوَحيَ. وكُنّا إذا ذَكَرنَا الدُّنيا ذَكَرَها مَعَنا، وإذا ذَكَرنَا الآخِرَةَ ذَكَرَها مَعَنا، وإذا ذَكَرنَا الطَّعامَ ذَكَرَهُ مَعَنا، أوَكُلُّ هذا نُحَدِّثُكُم عَنهُ؟ ۱
خارجة بن زيد:گروهى بر پدرش زيد بن ثابت وارد شدند و گفتند: براى ما پيرامون بخشى از اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله سخن بگو. او گفت: من همسايه او بودم. هرگاه وحى نازل مى شد، دنبال من مى فرستاد و من نزد او مى آمدم و وحى را مى نگاشتم، هرگاه ياد دنيا در ميان بود، او هم با ما ياد دنيا مى كرد و هرگاه ياد آخرت در ميان بود، او هم با ما ياد آخرت مى كرد و هرگاه از خوراك، سخن به ميان مى آورديم او هم با ما سخن از آن به ميان مى آورد. آيا مى خواهيد همه آنها را برايتان بگويم؟
۱.السنن الكبرى: 7 / 83 / 13340.
اِبنُ شَهرَآشوبَ في المَناقِبـ في آدابِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ: كانَ لا يَجلِسُ إلَيهِ أحَدٌ وهُوَ يُصَلّي إلاّ خَفَّفَ صَلاتَهُ وأقبَلَ عَلَيهِ، وقالَ: ألَكَ حاجَةٌ؟ ۱
ابن شهر آشوب در مناقب درباره آداب رسول اكرم صلى الله عليه و آله:نمى شد كه در حال نماز، كسى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله بنشيند، مگر اين كه حضرت صلى الله عليه و آله نمازش را كوتاه مى ساخت و به او روى مى كرد و مى فرمود: آيا نيازى [كارى] دارى؟
۱.المناقب لابن شهرآشوب: 1 / 147.
جابِرُ بنُ عَبدِ اللّهِ:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَتَخَلَّفُ فِي المَسيرِ، فَيُزجِي الضَّعيفَ ويُردِفُ ويَدعو لَهُم ۱.
جابربن عبداللّه:پيامبر صلى الله عليه و آله در راه، پشت سر همه حركت مى كرد و شخص ناتوان را يارى مى رساند وپشت سر خود سوار مى كرد و برايشان دعا مى كرد.
۱.السنن الكبرى: 5 / 422 / 10352.
أبو اُمامَةَ سَهلُ بنُ حُنَيفٍ الأَنصارِيُّ عَن بَعضِ أصحابِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله:إنَّ
رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ يَعودُ مَرضى مَساكينِ المُسلِمينَ وضُعَفائِهِم، ويَتَّبِعُ جَنائِزَهُم، ولا يُصَلّي عَلَيهِم أحَدٌ غَيرُهُ، وإنَّ امرَأَةً مِسكينَةً مِن أهلِ العَوالي طالَ سُقمُها فَكانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَسأَلُ عَنها مَن حَضَرَها مِن جيرانِها، وأمَرَهُم أن لايَدفِنوها إن حَدَثَ بِها حَدَثٌ فَيُصَلِّيَ عَلَيها، فَتُوُفِّيَت تِلكَ المَرأَةُ لَيلاً وَاحتَمَلوها فَأَتَوا بِها مَعَ الجَنائِزِ ـ أو قالَ: موضِعَ الجَنائِزِ ـ عِندَ مَسجِدِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله لِيُصَلِّيَ عَلَيها رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله كَما أمَرَهُم، فَوَجَدوهُ قَد نامَ
ابو اُمامه، سهل بن حنيف انصارى به نقل از يكى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آله:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مسلمانان مسكين و ضعيف را كه بيمار بودند، عيادت مى فرمود و جنازه شان را تشييع مى كرد و هيچ كس جز او، بر آنها نماز نمى خواند. زنى درمانده از اهالى عوالى، بيماريش طولانى شد و پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از همسايگانى كه به ديدار او مى رفتند حال آن زن را جويا مى شد و به آنان فرمان داد، اگر آن زن از دنيا رفت به خاكش نسپرند، تا اين كه حضرت صلى الله عليه و آله بر او نماز بگزارد. شبى اين زن درگذشت و او را با جنازه ها ـ يا گفت به مكان جنازه ها ـ به مسجد رسول اللّه صلى الله عليه و آله آوردند تا پيامبر صلى الله عليه و آله آن گونه كه از ايشان خواسته بود، بر او نماز بگزارد، اما ديدند پيامبر
أنَسٌ:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن أشَدِّ النّاسِ لُطفًا بِالنّاسِ، فَوَاللّهِ ما كانَ يَمتَنِعُ في غَداةٍ بارِدَةٍ مِن عَبدٍ ولا أمَةٍ ولا صَبِيٍّ أن يَأتِيَهُ بِالماءِ فَيَغسِلَ وَجهَهُ وذِراعَيهِ، وما سَأَلَهُ سائِلٌ قَطُّ إلاّ أصغى إلَيهِ، فَلَم يَنصَرِف حَتّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنصَرِفُ عَنهُ، وما تَناوَلَ أحَدٌ بِيَدِهِ قَطُّ إلاّ ناوَلَها إيّاهُ، فَلَم يَنزِع حَتّى يَكونَ هُوَ الَّذي يَنزِعُها مِنهُ ۱.
انس:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مهربان ترين فرد با مردم بود. به خدا سوگند ابايى نداشت كه در بامدادى سرد، براى برده اى يا كنيزى يا كودكى آب بياورد تا آن شخص دست و رويش را بشويد و هيچ طالبى از او چيزى طلب نكرد، مگر اين كه به سخنان او گوش مى داد و از نزد وى نمى رفت تا آن كه او، پيامبر را ترك كند و هيچ كس دست به طرف پيامبر صلى الله عليه و آله دراز نمى كرد مگر آن كه حضرت صلى الله عليه و آله آن را مى گرفت و دستش را از دست او نمى كشيد تا وقتى كه وى دستش را (عقب) بكشد.
۱.حلية الأولياء: 3 / 26.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ اللّهَ كَريمٌ حَليمٌ عَظيمٌ رَحيمٌ، دَلَّنا عَلى أخلاقِهِ وأمَرَنا بِالأَخذِ بِها وحَمَلَ النّاسَ عَلَيها، فَقَد أدَّيناها غَيرَ مُتَخَلِّفينَ، وأرسَلناها غَيرَ مُنافِقينَ، وصَدَّقناها غَيرَ مُكَذِّبينَ، وقَبِلناها غَيرَ مُرتابينَ ۱.
امام على عليه السلام:خداوند، بخشنده است و شكيبا و بزرگ و مهربان و ما را به اخلاق خود هدايت كرده است و دستور داده آنها را فراستانيم و مردم را به [ستاندن]آن وا داشته است. ما بدون كوتاهى و كاستى آنها را ادا كرده ايم و بى هيچ نفاقى، آنها را جارى ساخته ايم و بدون دروغ گويى، آنها را تصديق كرده ايم و بى هيچ ترديدى، آنها را پذيرفته ايم.
۱.تحف العقول: 175، بشارة المصطفى: 29 كلاهما عن كميل.
عنه عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُكَفَّرًا لا يُشكَرُ مَعروفُهُ ۱، ولَقَد كانَ مَعروفُهُ عَلَى
القُرَشِيِّ والعَرَبِيِّ والعَجَمِيِّ. ومَن كانَ أعظَمَ مَعروفًا مِن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَلى هذَا الخَلقِ؟! وكَذلِكَ نَحنُ أهلَ البَيتِ مُكَفَّرونَ لا يَشكُرونَنا، وخِيارُ المُؤمِنينَ مُكَفَّرونَ لا يُشكَرُ مَعروفُهُم ۲.
امام على عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ناسپاسى مى شد و از كار نيكش سپاسگزارى نمى شد، احسان حضرت صلى الله عليه و آله هم قريشى را فرا مى گرفت و هم عرب و هم عجم را و چه كسى كار نيكش و احسانش براى اين مردم، بيش از رسول خدا صلى الله عليه و آله بود؟! ما اهل بيت نيز ناسپاسى مى شويم و از ما تشكّر نمى كنند و مؤمنان برگزيده ناسپاسى مى شوند و احسانشان سپاسگزارى نمى شود.
عنه عليه السلام:إنّا أهلُ بَيتٍ اُمِرنا أن نُطعِمَ الطَّعامَ، ونُؤَدِّيَ فِي النّاسِ البائِنَةَ، ونُصَلِّيَ إذا نامَ النّاسُ ۱.
امام على عليه السلام:ما خاندانى هستيم كه فرمان يافته ايم، خوراك اطعام كنيم و به مردم عطايا و صله دهيم و هنگامى كه مردم خوابند، نماز بگزاريم.
۱.الكافي: 4 / 50 / 4 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام.
الإمام الحسن عليه السلام:إنّا أهلُ بَيتٍ إذا عَلِمنَا الحَقَّ تَمَسَّكَنا بِهِ ۱.
امام حسن عليه السلام:ما خاندانى هستيم كه هرگاه حقّ را شناختيم، بدان چنگ در مى زنيم.
۱.مقاتل الطالبيّين: 76 عن سفيان بن الليل.
مُصعَبُ بنُ عَبدِ اللّهِ:لَمَّا استَكَفَّ ۱ النّاسُ بِالحُسَينِ عليه السلام رَكِبَ فَرَسَهُ وَاستَنصَتَ النّاسَ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ:. ألا وإنَّ الدَّعِيَّ ابنَ الدَّعِيِّ قَد تَرَكَني بَينَ السِّلَّةِ وَالذِّلَّةِ، وهَيهاتَ لَهُ ذلِكَ مِنّي، هَيهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، أبَى اللّهُ ذلِكَ لَنا ورَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وحُجورٌ طَهُرَت وجُدودٌ طابَت أن نُؤثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرام ۲.
مصعب بن عبداللّه:آن گاه كه مردم، حسين عليه السلام را احاطه كردند، حضرت عليه السلامبر اسبش سوار شد و از مردم خواست بدو گوش فرا دهند. او، خدا را حمد و ثنا كرد، سپس فرمود: هان اين حرامزاده، فرزند حرامزاده مرا ميان درگيرى و خوارى مخيّر كرده است، هيهات از من كه چنين كنم و هيهات از ما كه تن به خوارى سپاريم، خدا و رسول او و مؤمنان و مادران و پدران پاكمان، ابا دارند از اين كه ما، فرمانبرى از پَستان را بر مرگى بزرگوارانه، برگزينيم.
الإمام زين العابدين عليه السلام:إنَّ اللّهَ تَعالى أعطانَا الحِلمَ والعِلمَ والشَّجاعَةَ والسَّخاوَةَ والمَحَبَّةَ في قُلوبِ المُؤمِنينَ ۱.
امام سجاد عليه السلام:خداوند متعال به ما شكيبايى و دانش و دليرى و بخشش و مهر در دل مؤمنان را ارمغان داده است.
۱.منتخب الأثر: 172 / 96 نقلاً عن الكامل، معجم أحاديث الإمام المهدي: 3 / 200، وراجع: ص 242 / 325 من كتابنا هذا.
أبو بَصيرٍ: قُلتُ لِأَبي جَعفَرٍ عليه السلام:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَتَعَوَّذُ مِنَ البُخلِ؟ فَقالَ: نَعَم يا أبا مُحَمَّدٍ في كُلِّ صَباحٍ ومَساءٍ، ونَحنُ نَتَعَوَّذُ بِاللّهِ مِنَ البُخلِ، يَقولُ اللّهُ: «ومَن يوقَ شُحَّ نَفسِهِ فَاُولئِكَ هُمُ المُفلِحونَ ۱» .
ابوبصير:به امام باقر عليه السلام عرض كردم: آيا رسول خدا صلى الله عليه و آله از تنگ چشمى (به خدا) پناه مى بُرد؟ فرمود: آرى، اى ابا محمّد، هر بام و شام و ما نيز از تنگ چشمى به خدا پناه مى بريم. خداوند مى فرمايد: «و هر كه از بخل خويش در امان مانده باشد، هم آنان رستگارانند» .
۱.علل الشرائع: 548 / 4، قصص الأنبياء: 118 / 118 وليس فيه «يا أبا محمّد. باللّه من البخل» والآية 9 من سورة الحشر.
الإمام الصادق عليه السلام:إنّا أهلُ بَيتٍ إِذا عَلِمنا مِن أحَدٍ خَيرًا لَم تُزِل ذلِكَ عَنهُ مِنّا أقاويلُ الرِّجالِ ۱.
امام صادق عليه السلام:ما خاندانى هستيم كه هرگاه خيرى در كسى سراغ داشته باشيم، گفته هاى مردم، اين خير را از نظر ما نمى بَرد.
۱.بصائر الدرجات: 362 / 3 عن داود بن فرقد.
حَريزٌ أو غَيرُهُ:نَزَلَ عَلى أبي عَبدِ اللّهِ الصّادِقِ عليه السلام قَومٌ من جُهَينَةَ فَأَضافَهُم، فَلَمّا أرادُوا الرِّحلَةَ زَوَّدَهُم ووَصَلَهُم وأعطاهُم، ثُمَّ قالَ لِغِلمانِهِ: تَنَحَّوا لا
تُعينوهُم، فَلَمّا فَرَغوا جاؤوا لِيُوَدِّعوهُ، فَقالوا لَهُ: يَا بنَ رَسولِ اللّهِ، لَقَد أضَفتَ فَأَحسَنتَ الضِّيافَةَ وأعطَيتَ فَأَجزَلتَ العَطِيَّةَ! ثُمَّ أمَرتَ غِلمانَكَ أن لا يُعينونا عَلَى الرِّحلَةِ! فَقالَ عليه السلام: إنّا أهلُ بَيتٍ لا نُعينُ أضيافَنا عَلَى الرِّحلَةِ مِن عِندِنا ۱.
حريز يا ديگرى:جماعتى از جُهينه بر امام صادق عليه السلام وارد شدند و حضرت عليه السلام از آنها پذيرايى كرد و چون آهنگ رفتن كردند حضرت عليه السلامبراى آنها توشه گذارد وصله و عطايشان داد و به غلامان خود فرمود: از آنها كناره بگيريد و ياريشان نرسانيد. چون ميهمانان از كارشان آسوده شدند براى خداحافظى خدمت امام رسيدند و به ايشان عرض كردند. اى فرزند رسول خدا! پذيرايى كردى و نيكو ميهمان نواختى و بخشش فراوان كردى، آن گاه به غلامانت دستور دادى ما را در [آمادگى براى] رفتن يارى نرسانند! حضرت عليه السلامفرمود: ما خاندانى هستيم كه ميهمانانمان را، در رفتن از نزد خود يارى نمى رسانيم.
۱.أمالي الصدوق: 437 / 9، روضة الواعظين: 233 مرسلاً.
الإمام الصادق عليه السلام:لَيسَ فِي الجُملَةِ مِن أخلاقِ الصّالِحينَ ولا مِن شِعار المُتَّقينَ التَّكَلُّفُ! مِن أيِّ بابٍ كانَ. قالَ اللّهُ تَعالى لِنَبِيِّهِ: «قُل ما أسأَلُكُم عَلَيهِ مِن أجرٍ وما أنَا مِنَ المُتَكَلِّفينَ ۱» . وقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: نَحنُ مَعاشِرَ الأَنبِياءِ وَالاُمَناءِ وَالأَتقِياءِ بَراءٌ مِنَ التَّكَلُّفِ ۲.
امام صادق عليه السلام:به طور كلّى تكلّف و رنج پذيرى بيهوده از اخلاق صالحان و شعار پرهيزگاران نيست، هر گونه كه باشد. خداوند به پيامبرش فرمود: «بگو من از شما مزدى نمى طلبم و از متكلفان نيستم» پيامبر نيز فرمود: ما پيامبران و امانت داران و پرهيزگاران، از تكلّف بيزاريم.
حَمّادُ بنُ عُثمانَ:أصابَ أهلَ المَدينَةِ غَلاءٌ وقَحطٌ، حَتّى أقبَلَ الرَّجُلُ الموسِرُ يَخلِطُ الحِنطَةَ بِالشَّعيرِ ويَأكُلُهُ ويَشتَري بِبَعضِ الطَّعامِ. وكانَ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلامطَعامٌ جَيِّدٌ قَدِ اشتَراهُ أوَّلَ السَّنَةِ، فَقالَ لِبَعضِ مَواليهِ: اِشتَرِ لَنا شَعيرًا فَاخلِط بِهذَا الطَّعامِ أو بِعهُ، فَإِنّا نَكرَهُ أن نَأكُلَ جَيِّدًا ويَأكُلَ النّاسُ رَدِيًّا ۱.
حمّاد بن عثمان:مردم مدينه به گرانى و قحطى گرفتار آمدند تا جايى كه ثروتمندان نيز گندم را با جو در مى آميختند و مى خوردند و (تنها) پاره اى از مواد خوراكى را مى خريدند. امام صادق عليه السلامگندم خوبى داشت كه آن را در آغاز سال خريده بود. حضرت عليه السلام به يكى از غلامان خود فرمود: براى ما قدرى جو بخر و با اين گندم درهم آميز يا آن را بفروش، زيرا ما خوش نداريم خوراك نيكو بخوريم و مردم، خوراك نامرغوب بخورند.
۱.الكافي: 5 / 166 / 1.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۸