حدیث دربارهكليات مكارم اخلاقى اهل بيت
مُصعَبُ بنُ عَبدِ اللّهِ:لَمَّا استَكَفَّ ۱ النّاسُ بِالحُسَينِ عليه السلام رَكِبَ فَرَسَهُ وَاستَنصَتَ النّاسَ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ، ثُمَّ قالَ:. ألا وإنَّ الدَّعِيَّ ابنَ الدَّعِيِّ قَد تَرَكَني بَينَ السِّلَّةِ وَالذِّلَّةِ، وهَيهاتَ لَهُ ذلِكَ مِنّي، هَيهاتَ مِنَّا الذِّلَّةُ، أبَى اللّهُ ذلِكَ لَنا ورَسولُهُ وَالمُؤمِنونَ وحُجورٌ طَهُرَت وجُدودٌ طابَت أن نُؤثِرَ طاعَةَ اللِّئامِ عَلى مَصارِعِ الكِرام ۲.
مصعب بن عبداللّه:آن گاه كه مردم، حسين عليه السلام را احاطه كردند، حضرت عليه السلامبر اسبش سوار شد و از مردم خواست بدو گوش فرا دهند. او، خدا را حمد و ثنا كرد، سپس فرمود: هان اين حرامزاده، فرزند حرامزاده مرا ميان درگيرى و خوارى مخيّر كرده است، هيهات از من كه چنين كنم و هيهات از ما كه تن به خوارى سپاريم، خدا و رسول او و مؤمنان و مادران و پدران پاكمان، ابا دارند از اين كه ما، فرمانبرى از پَستان را بر مرگى بزرگوارانه، برگزينيم.