فیلترها
نتایج جستجو برای «کامیابی»: ۴۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُغدوا في طَلَبِ العِلمِ، فَإِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ ونَجاحٌ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بامدادان به جستجوى دانش برخيزيد كه سحرخيزى مايه بركت و كاميابى است.
۱.تاريخ بغداد: 13 / 270 عن عائشة.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +2 مورد دیگر
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: إلهي ومَولايَ وغايَةَ رَجائي، أشرَقتَ مِن عَرشِكَ عَلى أرَضيكَ ومَلائِكَتِكَ وسُكّانِ سَماواتِكَ، وقَدِ انقَطَعَتِ الأَصواتُ، وسَكَنَتِ الحَرَكاتُ، وَالأَحياءُ فِي المَضاجِعِ كَالأَمواتِ، فَوَجَدتَ عِبادَكَ في شَتَّى الحالاتِ: فَمِنهُ خائِفٌ لَجَأَ إلَيكَ فَآمَنتَهُ. وناسِكٌ أفنى بِذِكرِكَ لَيلَهُ فَأَحظَيتَهُ، وبِالفَوزِ جازَيتَهُ. إلهي فَبِحَقِّ الاِسمِ الَّذي إذا دُعيتَ بِهِ أجَبتَ، وَالحَقِّ الَّذي إذا اُقسِمتَ بِهِ أوجَبتَ، وبِصَلَواتِ العِترَةِ الهادِيَةِ، وَالمَلائِكَةِ المُقَرَّبينَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجعَلني مِمَّن خافَ فَآمَنتَهُ. وأفنى بِذِكرِكَ لَيلَهُ فَأَحظَيتَهُ، وبِالفَوزِ جازَيتَهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: معبودا، سَرورا، و اى فرجامين اميد من! تو از فراز عرشت بر زمين ها و فرشتگان و ساكنان آسمان هايت تابيدى. صداها خاموش شده و جُنب و جوش ها آرام گرفته و زندگان در بسترها چونان مردگان، افتاده اند، و بندگانت را در حالت هاى گونه گون يافته اى: يكى ترسان است و به تو پناه آورده و تو در امانش داشته اى. ديگرى عابدى است كه شب خويش را به ياد تو سپرى كرده و تو بهره مندش ساخته اى و رستگارى و كاميابى را پاداشش داده اى. معبودا! پس به حقّ آن نامى كه هر گاه بِدان خوانده شوى، پاسخ مى دهى و به حقّ آن كسى كه هر گاه به او سوگند داده شوى، مى پذيرى، و با درودهاى خاندان هدايتگر [پيامبر صلى الله عليه و آله] و فرشتگان مقرّب، بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و مرا از آنانى قرار
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 130 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
الإمام عليّ عليه السلام:اِعلَموا ـ عِبادَ اللّهِ ـ أنَّهُ لَم يَخلُقكُم عَبَثا، ولَم يُرسِلكُم هَمَلاً، عَلِمَ مَبلَغَ نِعَمِهِ عَلَيكُم، وأحصى إحسانَهُ إلَيكُم، فَاستَفتِحوهُ وَاستَنجِحوهُ وَاطلُبوا إلَيهِ وَاستَمنِحوهُ (وَاستَميحوهُ). ۱
امام على عليه السلام:بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه او شما را بيهوده نيافريده و سرِ خود، رهايتان نكرده است. اندازه نعمت هاى اِعطايى اش به شما را مى داند و نيكى هايى را كه به شما ارزانى داشته، شماره كرده است. پس، از او گشايش و كاميابى بخواهيد و از او درخواست كنيد و از او عطا [و بخشش] بجوييد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 195، بحارالأنوار: ج 77 ص 314 ح 15.
کلیدواژهها انسانحکمت آفرینش انسانحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های مربوط به جهان و انسان +1 مورد دیگر
تفسير العياشي عن ثوير عن الإمام زين العابدين عليه السلام:إِذا صارَ أَهلُ الجَنَّةِ فِي الجَنَّةِ، وَدَخَلَ وَلِيُ اللّهِ إِلى جَنّاتِهِ وَمَساكِنِهِ، وَاتَّكَأَ كُلُّ مُؤمِنٍ مِنهُم عَلى أَرِيكَتِهِ، حَفَّتهُ خُدّامُهُ، وَتَهَدَّلَت عَلَيهِ الثِّمارُ، وَتَفَجَّرَت حَولَهُ العُيُونُ، وَجَرَت مِن تَحتِهِ الأَنهارُ، وَبُسِطَت لَهُ الزَّرابِيُ، وَصُفِّفَت له النَّمارِقُ، وَأَتَتهُ الخُدّامُ بِما شاءَت شَهوَتُهُ مِن قَبلِ أَن يَسأَلَهُم ذَلِكَ.
قالَ: وَيَخرُجُ عَلَيهِمُ الحُورُ العِينُ مِنَ الجِنانِ، فَيَمكُثُونَ بِذَلِكَ ما شاءَ اللّهُ. ثُمَّ إِنَّ الجَبّارَ يُشرِفُ عَلَيهِم فَيَقُولُ لَهُم: أَولِيائِي وَأَهلَ طاعَتِي وَسُكَّانَ جَنَّتِي فِي جِوارِي، أَلا هَلُ أُنَبِّئُكُم بِخَيرٍ مِمّا
تفسير العيّاشىـ به نقل از ثوير ـ: امام زين العابدين عليه السلام فرمود: «چون بهشتيان به بهشت داخل شود و دوست خدا به باغستان ها و سكونتگاه هايش وارد شود و هر مؤمنى بر تخت خويش تكيه زند، خدمتكارانش او را در ميان مى گيرند و ميوه ها به طرفش آويزان مى شوند و چشمه سارها در پيرامونش جوشيدن مى گيرند و جويبارها در زير پايش روان مى شوند و فرش هاى زربافت برايش گسترده مى شوند و پشتى ها برايش چيده مى شوند و خدمتكاران، آنچه را هوس كند، پيش از آن كه از آنان بخواهد، براى او مى آورند.
و حوريان از بهشت ها به سوى او مى آيند و مدّتى دراز در نزدش مى مانند. سپس پادشاه عالم به آنان نزديك مى گردد و به آنان مى فرمايد: اى دوستان و فرمان برداران من و اى كسانى كه در بهشت من، در جوار من آرميده ايد! آيا شما را به بهتر
الزّهد للحسين بن سعيد عن أبي بصيرـ لا أعلَمُهُ ذَكَرَهُ إلّا عَن أبي جَعفَرٍ عليه السلام ـ: قالَ: إذا أدخَلَ اللّهُ أهلَ الجَنَّةِ الجَنَّةَ وأهلَ النّارِ النّارَ، جيءَ بِالمَوتِ في صورَةِ كَبشٍ حَتّى يوقَفَ بَينَ الجَنَّةِ وَالنّارِ، قالَ: ثُمَّ يُنادي مُنادٍ يُسمِعُ أهلَ الدّارَينِ جَميعا: يا أهلَ الجَنَّةِ يا أهلَ النّارِ، فَإذا سَمِعُوا الصَّوتَ أقبَلوا، قالَ: فَيُقالُ لَهُم: أتَدرونَ ما هذا؟ هذا هُوَ المَوتُ الَّذي كُنتُم تَخافونَ مِنهُ فِي الدُّنيا، قالَ: فَيَقولُ أهلُ الجَنَّةِ: اللّهُمَّ لا تُدخِلِ المَوتَ عَلَينا، قالَ: ويَقولُ أهلُ النّارِ: اللّهُمَّ أدخِلِ المَوتَ عَلَينا. قالَ: ثُمَّ يُذبَحُ كَما تُذبَحُ الشّاةُ.
قالَ: ثُمَّ يُنادي مُنادٍ: لا مَوتَ أبَدا، أيقِنُوا بِالخُلودِ،
الزهد، حسين بن سعيد:يادم نمى آيد كه ابو بصير، آن را جز از امام باقر عليه السلام نقل كرده باشد كه فرمود: «آن گاه كه خداوند، بهشتيان را به بهشت و دوزخيان را به دوزخ مى برد، مرگ را به صورت قوچى مى آورند و آن را ميان بهشت و دوزخ، نگاه مى دارند. سپس آواز دهنده اى با صدايى كه همه اهل بهشت و اهل جهنّم بشنوند، بانگ مى زند: اى اهل بهشت و اى اهل دوزخ!
با شنيدن صدا، همه به طرف آن، رو مى كنند. پس به آنها گفته مى شود: آيا مى دانيد كه اين چيست؟ اين، همان مرگى است كه در دنيا از آن مى ترسيديد.
اهل بهشت مى گويند: بار خدايا! مرگ را نزد ما مياور.
اهل دوزخ نيز مى گويند: بار خدايا! مرگ را نزد ما بياور.
در اين هنگام، آن (مرگ) را مانند گوسفند، سر مى بُرند.
سپس آواز دهنده اى آواز مى دهد كه: ديگر، مرگى
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: اِعلَموا ـ عِبادَ اللّهِ ـ أنَّ العَبدَ يُبعَثُ يَومَ القِيامَةِ عَلى ما ماتَ، وقَد خَلَقَ اللّهُ عز و جل الجَنَّةَ وَالنّارَ، فَمَنِ اختارَ النّارَ عَلَى الجَنَّةِ انقَلَبَ بِالخَيبَةِ، ومَنِ اختارَ الجَنَّةَ فَقَد فازَ وَانقَلَبَ بِالفَوزِ؛ لِقَولِ اللّهِ عَزَّوجَلَّ: «فَمَن زُحْزِحَ عَنِ النَّارِ وَأُدْخِلَ الْجَنَّةَ فَقَدْ فَازَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: بدانيد ـ اى بندگان خدا ـ كه بنده در روز قيامت، بر همان حال كه مرده است، بر انگيخته مىشود. خداوند عز و جل بهشت و آتش را آفريد. پس هر آن كه آتش را بر بهشت بر گزيند، ناكام مىشود، و هر آن كه بهشت را بر گزيند، كامياب مىشود و به كاميابى مىرسد، به دليل اين سخن خداوند عز و جل: «پس هر كه را از آتش به دور دارند و در بهشت در آورند، قطعا كامياب شده است» .
۱.ثواب الأعمال: ص 346 ح 1 عن أبي هريرة و ابن عبّاس، بحار الأنوار: ج 76 ص 373 ح 30.
معاني الأخبار بإسناده عن الحسين بن عليّ بن أبي طالب عليه السلام:كُنّا جُلوسا فِي المَسجِدِ إذ صَعِدَ المُؤَذِّنُ المَنارَةَ فَقالَ: «اللّهُ أكبَرُ اللّهُ أكبَرُ»، فَبَكى أميرُ المُؤمِنينَ عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ عليه السلام وبَكَينا لِبُكائِهِ، فَلَمّا فَرَغَ المُؤَذِّنُ قالَ: أتَدرونَ ما يَقولُ المُؤَذِّنُ؟ قُلنا: اللّهُ ورَسولُهُ ووَصِيُّهُ أعلَمُ! قالَ: لَو تَعلَمونَ ما يَقولُ لَضَحِكتُم قَليلاً ولَبَكَيتُم كَثيرا! فَلِقَولِهِ: «اللّهُ أكبَرُ» مَعانٍ كَثيرَةٌ:
مِنها: أنَّ قَولَ المُؤَذِّنِ: «اللّهُ أكبَرُ» يَقَعُ عَلى قِدَمِهِ وأزَلِيَّتِهِ وأبَدِيَّتِهِ وعِلمِهِ وقُوَّتِهِ وقُدرَتِهِ وحِلمِهِ وكَرَمِهِ وجودِهِ وعَطائِهِ وكِبرِيائِهِ، فَإِذا قالَ المُؤَذِّنُ: «اللّهُ أكبَرُ» فَإِنَّهُ
معانى الأخبارـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: ما در مسجد نشسته بوديم كه مؤذّن از مناره بالا رفت و گفت: «اللّه اكبر، اللّه اكبر!».
اميرمؤمنان على عليه السلام گريست و ما هم از گريه او گريستيم. چون اذان تمام شد، فرمود: «آيا مى دانيد مؤذّن، چه مى گويد؟».
گفتيم: خدا و پيامبر و وصيّش بهتر مى دانند.
فرمود: «اگر مى دانستيد چه مى گويد، كم مى خنديديد و فراوان مى گريستيد؛ چرا كه اللّه اكبر، معانى فراوانى دارد.
از جمله معانى اللّه اكبر، آن است كه مؤذّن، بر قديم و ازلى و ابدى بودن خدا، و نيز بر علم، قوّت، قدرت، بردبارى، كرَم، سخاوت، عطا و كبريايىِ او گواهى مى دهد.
چون مؤذّن مى گويد: اللّه اكبر، در واقع مى گويد: خداوند، كسى است كه خلق و امر، از آنِ اوست و خلق به خواسته اوست و هر چيز خلق،
۱.كذا في المصدر، وفي المصادر الاُخرى: «علم ما كان» بدل «عليهم بما كان».
۲.في بعض نسخ المصدر: «النوال».
۳.السنيّ: الرفيع (الصحاح: ج 6 ص 2384 «سنا»).
۴.نَكَّلَ به تنكيلاً: صنع به صنيعا يُحذِّر غيره. والنَّكال: ما نكَّلْتَ به غيرك كائنا ما كان (القاموس المحيط: ج 4 ص 60 «نكل»).
۵.قال الصدوق رحمه الله: إنّما ترك الراوي لهذا الحديث ذكر «حيّ على خير العمل» للتقيّة (معانيالأخبار: ص 41).
۶.معاني الأخبار: ص 38 ح 1، التوحيد: ص 238 ح 1 كلاهما عن يزيد بن الحسن عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، فلاح السائل: ص 262 ح 156 عن زيد بن الحسن عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 84 ص 131 ح 24.
۷.شيخ صدوق، علّت نياوردن «حىّ على خير العمل» و معناى آن را در اين نقل، رعايت تقيّه توسّط راوى مى داند.
الأمالي بإسناده عن الإمام الحسين عليه السلام:لَمّا تَوَجَّهَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام مِنَ المَدينَةِ إلَى النّاكِثينَ بِالبَصرَةِ نَزَلَ الرَّبَذَةَ: فَلَمَّا ارتَحَلَ مِنها لَقِيَهُ عَبدُ اللّهِ بنُ خَليفَةَ الطّائِيُّ ـ وقَد نَزَلَ بِمَنزِلٍ يُقالُ لَهُ: قُدَيدٌ ـ فَقَرَّبَهُ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلام.
فَقالَ لَهُ عَبدُ اللّهِ: الحَمدُ للّهِِ الَّذي رَدَّ الحَقَّ إلى أهلِهِ ووَضَعَهُ في مَوضِعِهِ، كَرِهَ ذلِكَ قَومٌ أو سُرّوا بِهِ، فَقَد وَاللّهِ كَرِهوا مُحَمَّدا صلى الله عليه و آله ونابَذوهُ وقاتَلوهُ، فَرَدَّ اللّهُ كَيدَهُم في نُحورِهِم، وجَعَلَ دائِرَةَ السَّوءِ عَلَيهِم، ووَاللّهِ لَنُجاهِدَنَّ مَعَكَ في كُلِّ مَوطِنٍ حِفظا لِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
الأمالى، مفيدـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: چون اميرمؤمنان از مدينه به سوى بيعت شكنان در بصره حركت كرد، در رَبَذه فرود آمد و چون از آن جا كوچ كرد، عبد اللّه بن خليفه طايى كه در قديد فرود آمده بود، او را ديد و اميرمؤمنان، او را نزد خود آورد.
عبد اللّه به على عليه السلام گفت: ستايش، خدايى كه حق را به اهلش باز گردانْد و آن را در جايگاه خود نهاد؛ كسى را خوش بيايد يا نيايد. به خدا سوگند، محمّد صلى الله عليه و آله را نيز خوش نداشتند و با او دشمنى كردند و جنگيدند و خدا هم نيرنگشان را گريبانگيرِ خودشان كرد و سختىِ روزگار را بر آنان قرار داد. به خدا سوگند، همراه تو، در هر جا و به خاطر حفظ [سنّت] پيامبر خدا مى جنگيم.
اميرمؤمنان به او ـ كه دوست و يار ايشان بود ـ خيرِ مقدم گفت و او را كنار
۱.في بحار الأنوار والأمالي للطوسي: «وعملت» بدل «وتحمّلت».
۲.النساء: 95.
۳.بَرِحَ به: شَقّ عليه، والتبريح: المشقّة والشِدَّة (النهاية: ج 1 ص 113 «برح»).
۴.بَرِمَ به: إذا سَئِمَهُ ومَلّهُ (النهاية: ج 1 ص 121 «برم»).
۵.ذوقار: ماء لبكر بن وائل قريب من الكوفة بينها وبين واسط (معجم البلدان: ج 4 ص 293).
۶.الأمالي للمفيد: ص 295 ح 6، الأمالي للطوسي: ص 70 ح 103 نحوه وكلاهما عن جابر بن يزيد الجعفي عن الإمام الباقر عن أبيه عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 32 ص 101 ح 72.
۷.ذى قار: محلّى بين كوفه و واسط در عراق.
تهذيب الأحكام:رُوِيَ عَن أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام أنَّهُ قالَ: مَن أحَبَّ أن يَخرُجَ مِنَ الدُّنيا وقَد تَخَلَّصَ مِنَ الذُّنوبِ كَما يَتَخَلَّصُ الذَّهَبُ الَّذي لا كَدَرَ فيهِ ولا يَطلُبَهُ أحَدٌ بِمَظلِمَةٍ، فَليَقُل في دُبُرِ كُلِّ صَلاةٍ نِسبَةَ الرَّبِّ ۱ تَبارَكَ وتَعالَى اثنَتَي عَشرَةَ مَرَّةً، ثُمَّ يَبسُطُ يَدَيهِ فَيَقولُ:
اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ بِاسمِكَ المَكنونِ المَخزونِ الطُّهرِ الطّاهِرِ المُبارَكِ، وأسأَلُكَ بِاسمِكَ العَظيمِ وسُلطانِكَ القَديمِ أن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، يا واهِبَ العَطايا، يا مُطلِقَ الاُسارى، يا فَكّاكَ الرِّقابِ مِنَ النّارِ، أسأَلُكَ أن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأن تُعتِقَ رَقَبَتي مِنَ النّارِ، وتُخرِجَني مِنَ
تهذيب الأحكام:روايت شده است كه اميرمؤمنان فرمود: «هر كه دوست دارد از دنيا برود، در حالى كه از گناهانش پاك باشد، مانند زرِ ناب پاك از ناخالصى، و هيچ كس بر او حقّى و از او طلبى نداشته باشد، بايد در پىِ هر نماز، دوازده مرتبه معرّفى نامه خداى ـ تبارك و تعالى ـ (سوره توحيد) را بخواند و دستانش را بگشايد و بگويد: «خدايا! به نام نهفته اندوخته پاكِ پاكيزه خجسته ات، از تو مى خواهم و به نام بزرگ و سلطه ديرينه ات، از تو مى خواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرستى. اى بخشنده عطايا، اى آزادكننده اسيران، اى رهاكننده مردمان از آتش! از تو مى خواهم كه بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرستى و مرا را از آتش [دوزخ]، آزاد سازى و ايمن از دنيا ببرى و به سلامت، به بهشت درآورى و آغازِ دعايم را رستگارى، ميان آن را
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اُغدوا في طَلَبِ العِلمِ، فَإِنَّ الغُدُوَّ بَرَكَةٌ ونَجاحٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بامدادان به جستجوى دانش برخيزيد؛ چرا كه بيدارىِ بامدادى، مايه بركت و كاميابى است.
۱.تاريخ بغداد: ج 13 ص 270 عن عائشة.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:اللّهُمَّ إنّي أسأَلُكَ الفَوزَ فِي العَطاءِ، ونُزُلَ الشُّهَداءِ، وعَيشَ السُّعَداءِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوندا! كاميابى در بخشش، جايگاه شهيدان و زندگى نيك بختان را از تو مى خواهم.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 483 ح 3419؛ العدد القوية: ص 214 نحوه كلاهما عن ابن عبّاس.
عنه صلى الله عليه و آله:أربَعَةٌ مِن سَعادَةِ المَرءِ: الخُلَطاءُ الصّالِحونَ، وَالوَلَدُ البارُّ، وَالمَرأَةُ المُؤاتِيَةُ، وأن تَكونَ مَعيشَتُهُ في بَلَدِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چهار چيز، از نيك بختى مرد است: رفيقان خوب، فرزند نيكوكار، همسر همواره آماده كاميابى، و اين كه شغلش (محلّ درآمدش) در شهر خودش باشد.
۱.النوادر للراوندي: ص 110 ح 93 عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 103 ص 86 ح 17.
کلیدواژهها قضا و قدرحکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیتقدیر خوش بختی و بدبختی +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:الرَّوحُ وَالرّاحَةُ، وَالفَلَحُ وَالفَلاحُ وَالنَّجاحُ، وَالبَرَكَةُ، وَالعَفوُ وَالعافِيَةُ وَالمُعافاةُ، وَالبُشرى وَالنَّضرَةُ وَالرِّضا، وَالقُربُ وَالقَرابَةُ، وَالنَّصرُ وَالظَّفَرُ وَالتَّمكينُ، وَالسُّرورُ وَالمَحَبَّةُ، مِنَ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ عَلى مَن أحَبَّ عَلِيَ بنَ أبي طالِبٍ عليه السلام ووالاهُ، وَائتَمَّ بِهِ، وأقَرَّ بِفَضلِهِ، وتَوَلَّى الأَوصِياءَ مِن بَعدِهِ.
وحَقٌّ عَلَيَ أن اُدخِلَهُم في شَفاعَتي، وحَقٌّ عَلى رَبّي أن يَستَجيبَ لي فيهِم، وهُم أتباعي ومَن تَبِعَني فَإِنَّهُ مِنّي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:آسايش و راحت، كاميابى و رستگارى و پيروزى، بركت، عفو و تن درستى و عافيت، بشارت و خرّمى و رضايتمندى، قرب و خويشاوندى، يارى و پيروزى و توانمندى، و شادى و محبّت، از سوى خداوند ـ تبارك و تعالى ـ، بر كسى باد كه على بن ابى طالب را دوست بدارد، ولايت او را بپذيرد، به او اقتدا كند، به برترى او اقرار نمايد، و ولايت امامانِ پس از او را بپذيرد!
و بر من سزاوار [و حتمى] است كه آنان را در شفاعتم وارد كنم، و بر پروردگارِ من است كه دعاى مرا درباره آنان بپذيرد. آنان، پيروان من اند و هر كه از من پيروى كند، از من است.
۱.المحاسن: ج 1 ص 250 ح 470 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، بحار الأنوار: ج 23 ص 227 ح 47 وج 27 ص 92 ح 52.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ درباره آيه «آنان را در زندگى دنيا و آخرت بشارت است، هيچ تبديلى در كلمات خدا (در وعده هاى او) نيست، اين است كاميابى بزرگ» ـفرمود: آن بشارت، خوابِ خوبى است كه مؤمن مى بيند و به وسيله آن در دنيايش نويد داده مى شود.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الرِّفقُ مِفتاحُ النَّجاحِ. ۱
امام على عليه السلام:ملايمت و مهربانى، كليد كاميابى است.
۱.غرر الحكم: 294.
عنه عليه السلام:الدُّعاءُ مفاتيحُ النَّجاحِ و مَقالِيدُ الفَلاحِ. ۱
امام على عليه السلام:دعا، كليد كاميابى و رستگارى است.
۱.بحار الأنوار: 93/ 341/11.
عنه عليه السلام:ما المَغرورُ الذي ظَفِرَ مِن الدنيا بأعلى هِمَّتِهِ، كالآخَرِ الذي ظَفِرَ مِن الآخرةِ بِأدنى سُهْمَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:فريفته اى كه از دنيا به بالاترين كاميابى رسد، همانند كسى نيست كه از آخرت به كمترين نصيب رسيده باشد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 370.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الرِّفقُ مِفتاحُ النَّجاحِ. ۱
امام على عليه السلام:ملايمت و مهربانى كليد كاميابى است.
۱.غرر الحكم: 294.
عنه عليه السلام:الرِّفقُ لِقاحُ الصلاحِ و عُنوانُ النَّجاحِ. ۱
امام على عليه السلام:ملايمت، بارور كننده صلاح و سر لوحه كاميابى است.
۱.غرر الحكم: 2187.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۲