فیلترها
نتایج جستجو برای «ویژگی های جهنم»: ۷۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ لِلنّارِ سَبعَةَ أبوابٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آتش، هفت در دارد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 607 ح 8683 عن لقيط بن عامر، الفردوس: ج 3 ص 328 ح 4981 عن عقبة بن عبدالسلمي، كنز العمّال: ج 3 ص 758 ح 8673؛ الخصال: ص 361 ح 51 عن محمد بن الفضل الزرقي عن الإمام الصادق عليه السلام، الأمالي للصدوق: ص 123 ح 113 عن أنس بن مالك، مسكّن الفؤاد: ص 20، بحارالأنوار: ج 8 ص 170 ح 112.
البعث والنشور عن الخليل بن مرّة: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ لا يَنامُ حَتّى يَقرَأَ «تَبارَكَ» و «حم» السَّجدَةَ، وقالَ: الحَواميمُ سَبعٌ، وأبوابُ جَهَنَّمَ سَبعٌ: جَهَنَّمُ، وَالحُطَمَةُ، ولَظى، وسَعيرٌ، وسَقَرُ، وَالهاوِيَةُ، وَالجَحيمُ. قالَ: يَجيءُ كُلٌّ «حم» مِنها يَومَ القِيامَةِ ـ أحسَبُهُ قالَ: ـ تَقِفُ عَلى بابٍ مِن هذِهِ الأَبوابِ فَتَقولُ: «اللّهُمَّ لا يَدخُلُ هذا البابَ مَن كانَ يُؤمِنُ بي ويَقرَؤُني». ۱
البعث و النشور ـ به نقل از خليل بن مُرّه ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله نمىخوابيد، مگر آن كه [سورههاى] ملك و سجده را مىخواند. ايشان فرمود: «حاميمها، هفت تا هستند و درهاى جهنّم نيز هفت تا: جهنّم، آتشِ خرد كننده، آتش زبانه زننده، آتش فروزان، دوزخ، سياهچال، مغاك آتشين».
نيز فرمود: «در روز رستاخيز، هر يك از اين حاميمها مىآيد» و به گمانم فرمود: «و جلوى يكى از اين درها مىايستد و مىگويد: بار خدايا! كسى كه به من ايمان داشته و مرا تلاوت مىكرده است، از اين در وارد نشود».
۱.البعث والنشور: ص 268 ح 461، شعب الإيمان: ج 2 ص 486 ح 2479 وليس فيه أسماء أبواب جهنّم، كنزالعمّال: ج 1 ص 579 ح 2621؛ مستدرك الوسائل: ج 4 ص 218 ح 4535 نقلاً عن تفسير أبي الفتوح الرازي وفيه «لا تدع قارئها ممّن آمن باللّه أن يذهب به إلى النار» بدل «فتقول: اللّهمّ.».
الخصال عن ابن عبّاس عن الإمام عليّ عليه السلام ـ حينَ سَألَهُ اليَهوديُّ: فَمَا السَّبعَةُ؟ ـ قالَ: سَبعَةُ أبوابِ النّارِ مُتَطابِقاتٌ. قالَ: فَمَا الثَّمانِيَةُ؟ قالَ: ثَمانِيَةُ أبوابِ الجَنَّةِ. ۱
الخصال ـ به نقل از ابن عبّاس، در بيان گفتگوى امام على عليه السلام با مرد يهودى ـ : پرسيد: آن هفت تا، كداماند؟
فرمود: «هفت درِ آتش كه روى هم نهاده شدهاند».
پرسيد: آن هشت چيست؟
فرمود: «هشت درِ بهشت».
۱.الخصال: ص 597 ح 1، إرشاد القلوب: ص 318 كلاهما عن عبداللّه بن عبّاس، بحارالأنوار: ج 8 ص 128 ح 28.
الإمام عليّ عليه السلام: أبوابُ النّارِ بَعضُها فَوقَ بَعضٍ، يُبدَأُ بِالأَسفَلِ فَيُملَأُ فَهُوَ أسفَلُ سافِلينَ، ثُمَّ الَّذي يَليهِ، ثُمَّ الَّذي يَليهِ، حَتّى يُملَأَ النّارُ. ۱
امام على عليه السلام: درهاى دوزخ، يكى بر روى ديگرى است كه از پايينترين ـ كه همان اسفلُ السافلين است ـ آغاز مىشود و پر مىگردد. سپس نوبت ديگرى مىرسد و سپس ديگرى، تا آن كه دوزخ [از دوزخيان] پر مىشود.
۱.المصنّف لابن أبي شيبة: ج 8 ص 92 ح 10، تفسير الطبري: ج 8 الجزء 14 ص 35، الزهد لهنّاد: ج 1 ص 173 ح 247 كلاهما نحوه وكلّها عن هبيرة، كنزالعمّال: ج 14 ص 657 ح 39788.
الزهد، ابن حنبل ـ به نقل از حطان بن عبد اللّه ـ : على عليه السلام فرمود: «آيا مىدانيد درهاى جهنّم چگونه است؟».
گفتيم: مانند همين درها.
فرمود: «نه؛ بلكه آنها چنيناند» و دستش را بالا گرفت و ابو عمرو دستش را بالاى دست ايشان قرار داد [يعنى بر روى هماند].
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: لِجَهَنَّمَ سَبعَةُ أبوابٍ؛ بابٌ مِنها لِمَن سَلَّ السَّيفَ عَلى أُمَّتي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: جهنّم، هفت در دارد كه يكى از آنها براى [ورود] كسى است كه بر روى امّت من، شمشير بكشد.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 297 ح 3123، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 408 ح 5693 كلاهما عن ابن عمر.
عنه صلى الله عليه و آله: لِلنّارِ بابٌ لا يَدخُلُ مِنهُ إلّا مَن شَفى غَيظَهُ بِسَخَطِ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: آتش، درى دارد كه از آن وارد نمىشود، مگر كسى كه دقّ دل خود را به قيمتِ به خشم آوردن خداوند، خالى كند.
۱.شعب الإيمان: ج 6 ص 320 ح 8331، نوادر الاُصول: ج 1 ص 188، الفردوس: ج 1 ص 205 ح 784 وفيه «في معصيته» بدل «بسخط»، كنزالعمّال: ج 3 ص 520 ح 7699 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في ذمّ الغصب وفيه «بمعصية» بدل «بسخط» وكلّها عن ابن عبّاس؛ تنبيه الخواطر: ج 2 ص 119.
عنه صلى الله عليه و آله: لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ قالَ لي جَبرَئيلُ عليه السلام: قَد اُمِرتُ بِعَرضِ الجَنَّةِ وَالنّارِ عَلَيكَ. قالَ: فَرَأَيتُ الجَنَّةَ وما فيها مِنَ النَّعيمِ، ورَأَيتُ النّارَ وما فيها مِن عَذابٍ أليمٍ.
ثُمَّ رَأَيتُ أبوابَ جَهَنَّمَ، فَإِذا عَلَى البابِ الأَوَّلِ مِنها مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ، وهِيَ: مَن رَجا اللّهَ تَعالى سَعِدَ، ومَن خافَ اللّهَ تَعالى أمِنَ، وَالهالِكُ المَغرورُ مَن رَجا غَيرَ اللّهِ وخافَ سِواهُ.
وعَلَى البابِ الثّاني مَكتوبٌ ثَلاثُ كَلِماتٍ: مَن أرادَ أن لا يَكونَ عُريانا يَومَ القِيامَةِ فَليَكسُ الجُلودَ العارِيَةَ فِي الدُّنيا، ومَن أرادَ أن لا يَكونَ عَطشانا يَومَ العَطَشِ فَليَسقِ العَطشانَ فِي الدُّنيا، ومَن أرادَ أن لا
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: شبى كه مرا به آسمان بردند، جبرئيل عليه السلام به من گفت: «من مأمورم كه بهشت و آتش را به تو نشان دهم».
پس من بهشت و نعمتهاى آن را و آتش و عذاب دردناكى را كه در آن بود، مشاهده كردم. سپس درهاى جهنّم را ديدم. بر نخستين درِ آن، سه جمله نوشته شده بود، چنين: «آن كه به خداى بزرگ اميدوار باشد، به سعادت مىرسد. آن كه از خداى بزرگ بترسد، در امان است. تباه شده فريب خورده، كسى است كه به غير خدا اميدوار باشد و از غير او بترسد».
بر درِ دوم نيز اين سه جمله نوشته شده بود: «هر كه مىخواهد در روز رستاخيز برهنه نباشد، بر بدنهاى برهنه در دنيا جامه بپوشاند. هر كه مىخواهد در روز تشنگى تشنه نباشد، در دنيا تشنه را سيراب كند. هر كه مىخواهد در روز رستاخيز گرسنه نباشد، در
۱.الفضائل: ص 128 عن ابن مسعود، بحارالأنوار: ج 8 ص 144 ح 7.
الإمام زين العابدين عليه السلام: لِلنّارِ سَبعَةُ أبوابٍ: بابٌ يَدخُلُ مِنهُ فِرعونُ وهامانُ وقارونُ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ المُشرِكونَ وَالكُفّارُ مِمَّن لَم يُؤمِن بِاللّهِ طَرفَةَ عَينٍ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ بَنو أُمَيَّةَ؛ هُوَ لَهُم خاصَّةً لا يُزاحِمُهُم فيهِ أحَدٌ وهُوَ بابُ لَظى، وهُوَ بابُ سَقَرَ، وهُوَ بابُ الهاوِيَةِ تَهوي سَبعينَ خَريفا، وكُلَّما هَوى بِهِم سَبعينَ خَريفا فارَ بِهِم فَورَةً قَذَفَ بِهِم في أعلاها سَبعينَ خَريفا، ثُمَّ تَهوي بِهِم كَذلِكَ سَبعينَ خَريفا، فَلا يَزالونَ هكَذا أبَدا خالِدينَ مُخَلَّدينَ، وبابٌ يَدخُلُ مِنهُ مُبغِضونا ومُحارِبونا وخاذِلونا، وإنَّهُ لَأَعظَمُ الأَبوابِ وأشَدُّها حَرّا. ۱
امام زين العابدين عليه السلام: آتش، هفت در دارد كه از يك درِ آن، فرعون و هامان و قارون وارد مىشوند. از يك درش مشركان و كافرانى داخل مىشوند كه چشم بر هم زدنى به خدا ايمان نياوردهاند. از يك درش بنى اميّه داخل مىشوند و مختصّ آنان است و كسى ديگر با آنان از آن در، وارد نمىشود.
و [دو در ديگر] درِ آتشِ زبانهزننده است و درِ دوزخ، و [ششمى] درِ سياهچال كه تا عمق آن، هفتاد سال راه است و هر بار كه پس از هفتاد سال در آن فروافتند، چنان فَوَرانى مىكند كه آنان را دو باره به بالاى آن پرتاب مىكند و اين نيز هفتاد سال طول مىكشد [تا به بالاى سياهچال برسند]. سپس بار ديگر در آن فرو مىافتند و باز هفتاد سال طول مىكشد تا به قعر آن برسند، و پيوسته و هميشه چنين خواهند بود و [در اين حالت،] جاويدان و
الكافي عن محمّد بن مسلم: كُنتُ قاعِدا عِندَ أبي جَعفَرٍ عليه السلام عَلى بابِ دارِهِ بِالمَدينَةِ، فَنَظَرَ إلَى النّاسِ يَمُرّونَ أفواجا، فَقالَ لِبَعضِ مَن عِندَهُ: حَدَثَ بِالمَدينَةِ أمَرٌ؟ فَقالَ: جُعِلتُ فِداكَ، وَلِيَ المَدينَةَ والٍ فَغَدَا النّاسُ يُهَنِّؤونَهُ. فَقالَ: إنَّ الرَّجُلَ لِيُغدى عَلَيهِ بِالأَمرِ تَهَنَّأَ بِهِ ۱، وإنَّهُ لَبابٌ مِن أبوابِ النّارِ. ۲
الكافى ـ به نقل از محمّد بن مسلم ـ : نزد امام باقر عليه السلام بر درِ خانه ايشان در مدينه نشسته بودم كه ديد مردم، گروه گروه مىگذرند. به يكى از كسانى كه نزد ايشان بود، فرمود: «در مدينه اتّفاقى افتاده است؟».
او گفت: فدايت شوم! حكمرانى براى مدينه آمده است و مردم براى شادباشگويى نزدش مىروند.
فرمود: «چه بسا سِمَتى به كسى واگذار مىشود و به وى شادباش گفته مىشود، در حالى كه آن سِمَت، درى از درهاى آتش است».
الرقّة والبكاء لابن قدامة عن محمّد بن هاشم: لَمّا نَزَلَت هذِهِ الآيَةُ: «وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الْحِجَارَةُ» قَرَأهَا النَّبيُّ صلى الله عليه و آله فَسَمِعَها شابٌّ إلى جَنبِهِ فَصَعِقَ، فَجَعَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله رَأسَهُ في حِجرِهِ رَحمَةً لَهُ، فَمَكَثَ ما شاءَ اللّهُ أن يَمكُثَ ثُمَّ فَتَحَ عَينَيهِ، فَإِذا رَأسُهُ في حِجرِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: بِأَبي أنتَ واُمّي مِثلُ أيِّ شَيءٍ الحَجَرُ؟ فَقالَ: أما يَكفيكَ ما أصابَكَ؟! عَلى أنَّ الحَجَرَ مِنها لَو وُضِعَ عَلى جِبالِ الدُّنيا لَذابَت مِنهُ، وإنَّ مَعَ كُلِّ إنسانٍ مِنهُم حَجَرا وشَيطانا. ۱
الرقّة و البكاء، ابن قدامه ـ به نقل از محمّد بن هاشم ـ : چون آيه «و سوخت آن، مردمان و سنگهايند» فرود آمد، پيامبر صلى الله عليه و آله آن را خواند. جوانى كه در كنار وى بود، آن را شنيد و از هوش رفت. پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بر او ترحّم فرمود و سرش را در دامن خويش نهاد. مدّتى كه گذشت، آن جوان چشمانش را گشود و ديد سرش در دامن پيامبر خداست. گفت: پدر و مادرم به فدايت! آن سنگها مانند چه چيزند؟
فرمود: «آنچه بر سرت آمد، برايت كافى نيست؟! هر سنگ آن [چنان است كه]اگر بر كوههاى دنيا نهاده شود، كوهها از حرارت آن، آب مىشوند. و با هر انسانى از ايشان (دوزخيان)، يك سنگ و يك شيطان همراه است».
۱.الرّقة والبكاء لابن قدامة: ص 167 ح 144، الدرّ المنثور: ج 8 ص 226 نقلاً عن ابن أبي الدنيا.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: دستبرد به غنايم، از اخگر جهنّم است، و مستى نيز اخگر آتش است.
الإمام عليّ عليه السلام: وَقودُ النّارِ يَومَ القِيامَةِ كُلُّ غَنِيٍّ بَخِلَ بِمالِهِ عَلَى الفُقَراءِ، وكُلُّ عالِمٍ باعَ الدّينَ بِالدُّنيا. ۱
امام على عليه السلام: سوخت آتش روز قيامت، هر توانگرى است كه از بخشيدن مال خويش به تهىدستان، بخل ورزد، و نيز هر عالمى كه دين را به دنيا بفروشد.
۱.غرر الحكم: ح 10126، عيون الحكم والمواعظ: ص 503 ح 9227.
شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد عن أبي الحسن المدائني: كانَ الحَسَنُ عليه السلام. تَزَوَّجَ. امرأَةً مِن بَني شَيبانَ مِن آلِ هَمّامِ بنِ مُرَّةَ، فَقيلَ لَهُ: إنَّها تَرى رَأيَ الخَوارِجِ، فَطَلَّقَها، وقالَ: إنّي أكرَهُ أن أضُمَّ إلى نَحري جَمرَةً مِن جَمرِ جَهَنَّمَ. ۱
شرح نهج البلاغة، ابن ابى الحديد ـ به نقل از ابو الحسن مدائنى ـ: حسن عليه السلام. با زنى از بنى شيبان، از خاندان همّام بن مُرّه، ازدواج كرده بود. به ايشان گفته شد كه او همعقيده خوارج است.
ايشان، وى را طلاق داد و فرمود: «من خوش ندارم كه اخگرى از اخگرهاى جهنّم را به سينهام بچسبانم».
۱.شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد: ص 16 ح 21؛ بحارالأنوار: ج 44 ص 173 ح 9.
الكافي عن عثمان بن عيسى عن رجل عن الإمام الباقر عليه السلام: إنَّهُ كانَت عِندَهُ امرَأَةٌ تُعجِبُهُ، وكانَ لَها مُحِبّا، فَأَصبَحَ يَوما وقَد طَلَّقَها وَاغتَمَّ لِذلِكَ، فَقالَ لَهُ بَعضُ مَواليهِ: جُعِلتُ فِداكَ، لِمَ طَلَّقتَها؟ فَقالَ: إنّي ذَكَرتُ عَلِيّا عليه السلام فَتَنَقَّصَتْهُ، فَكَرِهتُ أن اُلصِقَ جَمرَةً مِن جَمرِ جَهَنَّمَ بِجِلدي. ۱
الكافى ـ به نقل از عثمان بن عيسى، از مردى ديگر ـ : امام باقر عليه السلام به يكى از همسران خود، علاقه شديدى داشت. روزى او را طلاق داد و از طلاق دادنش غمگين بود. يكى از خدمتكاران ايشان گفت: فدايت شوم! چرا طلاقش داديد؟
فرمود: «من از على عليه السلام ياد كردم و او از ايشان، بد گفت. بنا بر اين، خوش نداشتم كه اخگرى از اخگرهاى جهنّم را به پوستم بچسبانم».
۱.الكافي: ج 6 ص 55 ح 1، وسائل الشيعة: ج 15 ص 269 ح 27885.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: نارُكُم هذِهِ جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ، لِكُلِّ جُزءٍ مِنها حَرُّها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اين آتشِ [دنيايىِ] شما، يكى از هفتاد جزء آتش جهنّم است كه هر جزئى از آن، گرماى خود را دارد. ۲
صحيح البخاري عن أبي هريرة: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قالَ: نارُكُم جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ. قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، إن كانَت لَكافِيَةً! قالَ: فُضِّلَت عَلَيهِنَّ بِتِسعَةٍ وسِتّينَ جُزءا، كُلُّهُنَّ مِثلُ حَرِّها. ۱
صحيح البخارى ـ به نقل از ابو هريره ـ : پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آتشِ شما، يكى از هفتاد جزء آتش جهنّم است».
گفته شد: اى پيامبر خدا! به راستى كه [براى سوزاندن مجرمان،] كافى است!
فرمود: «شصت و نه جزء بيشتر از اين آتش دارد كه همه آنها همانند آن، داغاند».
۱.صحيح البخاري: ج 3 ص 1191 ح 3092، صحيح مسلم: ج 4 ص 2184 ح 2843، سنن الترمذي: ج 4 ص 709 ح 2589، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 188 ح 8132، الموطّأ: ج 2 ص 994 ح 1، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 503 ح 7462 مسند إسحاق بن راهويه: ج 1 ص 289 ح 263 وفيه «ضعّفت» بدل «فضّلت» وليس في الثلاثة الأخيرة «كلّهنّ مثل حرّها»، البعث والنشور: ص 285 ح 498، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 88 ح 308، كنزالعمّال: ج 14 ص 520 ح 39474.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: إنَّ نارَكُم هذِهِ جُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ، ولَولا أنَّها أُطفِئَت بِالماءِ مَرَّتَينِ مَا انتَفَعتُم بِها، وإنَّها لَتَدعُو اللّهَ عز و جل ألّا يُعيدَها فيها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اين آتش شما، يك جزء از هفتاد جزء آتش جهنّم است، در حالى كه اگر نبود كه [همين آتش معمولى]دو بار با آب خاموش شود، شما نمىتوانستيد از آن استفاده كنيد، و اين آتش به درگاه خداوند عز و جل دعا مىكند كه آن را به آن (آتش جهنّم) باز نگردانَد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 1444 ح 4318، المستدرك على الصحيحين: ج 4 ص 635 ح 8753 كلاهما عن أنس، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 39 ح 7331، صحيح ابن حبّان: ج 16 ص 504 ح 7463، البعث والنشور: ص 285 ح 500 كلّها عن أبي هريرة نحوه، كنزالعمّال: ج 14 ص 521 ح 39476.
عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ نارَكُم هذِه لَجُزءٌ مِن سَبعينَ جُزءا مِن نارِ جَهَنَّمَ، ولَقَد أُطفِئَت سَبعينَ مَرَّةً بِالماءِ ثُمَّ التَهَبَت، ولَولا ذلِكَ لَمَا استَطاعَ آدَمِيٌّ أن يُطفِئَها إذَا التَهَبَت، وإنَّهُ لَيُؤتى بِها يَومَ القِيامَةِ حَتّى توضَعَ عَلَى النّارِ فَتَصرُخُ صَرخَةً ما يَبقى مَلَكُ مُقَرَّبٌ ولا نَبِيٌّ مُرسَلٌ إلّا جَثا عَلَى رُكبَتَيهِ فَزَعا مِن صَرخَتِها. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اين آتش شما، جزئى از هفتاد جزء آتش جهنّم است كه هفتاد بار با آب، خاموش شد و آن گاه شعلهور گشت، و اگر اين [سرد شدنها]نبود، هيچ انسانى نمىتوانست آن را هنگام شعلهور شدنش تحمّل كند. در روز قيامت، همين آتش را مىآورند و بر آتش [ـِ دوزخ] مىنهند. پس چنان فريادى مىزند كه تمام فرشتگان مقرّب و پيامبران مُرسَل، از وحشت فرياد آن، به زانو در مىآيند.
۱.الزهد للحسين بن سعيد: ص 183 ح 278 عن زيد بن عليّ عن آبائه عليهم السلام، تفسير القميّ: ج 1 ص 366 عن الإمام الصادق عليه السلام وفيه «يطفيها» بدل «يطيقها»، بحارالأنوار: ج 8 ص 288 ح 21.
عنه صلى الله عليه و آله: لَو كانَ فِي المَسجِدِ مِئَةُ ألفٍ أو يَزيدونَ، فَتَنَفَّسَ رَجُلٌ مِن أهلِ النّارِ فَأَصابَهُم نَفَسُهُ لَأَحرَقَ المَسجِدَ ومَن فيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: اگر در [اين] مسجد، صد هزار نفر يا بيشتر باشند و مردى از اهل دوزخ نفسى بكشد و نفس او به آنان برسد، مسجد و همه كسانى را كه در آناند، مىسوزاند.
۱.البعث والنشور: ص 330 ح 603، مسند أبي يعلى: ج 6 ص 131 ح 6640، حلية الأولياء: ج 4 ص 307، المطالب العالية: ج 4 ص 397 ح 4667 كلّها عن أبي هريرة، كنزالعمّال: ج 14 ص 534 ح 39540؛ روضة الواعظين: ص 557.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۷۰