حدیث دربارهسوخت جهنّم
الكافي عن عثمان بن عيسى عن رجل عن الإمام الباقر عليه السلام: إنَّهُ كانَت عِندَهُ امرَأَةٌ تُعجِبُهُ، وكانَ لَها مُحِبّا، فَأَصبَحَ يَوما وقَد طَلَّقَها وَاغتَمَّ لِذلِكَ، فَقالَ لَهُ بَعضُ مَواليهِ: جُعِلتُ فِداكَ، لِمَ طَلَّقتَها؟ فَقالَ: إنّي ذَكَرتُ عَلِيّا عليه السلام فَتَنَقَّصَتْهُ، فَكَرِهتُ أن اُلصِقَ جَمرَةً مِن جَمرِ جَهَنَّمَ بِجِلدي. ۱
الكافى ـ به نقل از عثمان بن عيسى، از مردى ديگر ـ : امام باقر عليه السلام به يكى از همسران خود، علاقه شديدى داشت. روزى او را طلاق داد و از طلاق دادنش غمگين بود. يكى از خدمتكاران ايشان گفت: فدايت شوم! چرا طلاقش داديد؟
فرمود: «من از على عليه السلام ياد كردم و او از ايشان، بد گفت. بنا بر اين، خوش نداشتم كه اخگرى از اخگرهاى جهنّم را به پوستم بچسبانم».
۱.الكافي: ج 6 ص 55 ح 1، وسائل الشيعة: ج 15 ص 269 ح 27885.