نتایج جستجو برای «ولایت اهل بیت»: ۱۶ حدیث
الأمالي للطوسي عن جابر بن عبد اللّه الأنصاريِ:جاءَ أَعرابِيٌ إِلَى النَّبِيِ صلى الله عليه و آله فَقالَ: يا رَسُولَ اللّهِ، هَل لِلجَنَّةِ مِن ثَمَنٍ؟ قالَ: نَعَم. قالَ: ما ثَمَنُها؟ قالَ: «لا إِلَهَ إِلّا اللّهُ» يَقُولُها العَبدُ الصّالِحُ مُخلِصا بِها. قالَ: وَما إِخلاصُها؟ قال: اَلعَمَلُ بِما بُعِثتُ بِهِ فِي حَقِّهِ وَحُبُّ أَهلِ بَيتِي. قالَ: وَحُبُّ أَهلِ بَيتِكِ لَمِن حَقِّها؟ قالَ: أَجَل إِنَّ حُبَّهُم لَأَعظَمُ حَقِّها. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از جابر بن عبد اللّه انصارى ـ: باديه نشينى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: اى پيامبر خدا! آيا بهشت، بهايى دارد [كه بايد آن را پرداخت]؟ فرمود: «آرى». گفت: بهايش چيست؟ فرمود: «ذكر لا إله إلّا اللّه كه بنده درستكار، از سرِ اخلاص بگويد». گفت: اخلاصش چيست؟ فرمود: «به كار بستن آنچه من برايش فرستاده شده ام با شرايطش، و دوست داشتن اهل بيت من». باديه نشين گفت: دوست داشتن اهل بيت تو، از شرايط آن است؟ فرمود: «آرى؛ دوست داشتن آنان، بزرگ ترين شرط آن است».
۱.الأمالي للطوسي: ص 583 ح 1207، بحار الأنوار: ج 27 ص 133 ح 129.
التوحيد عن إسحاق بن راهويه:لَمّا وافَى أَبُو الحَسَنِ الرِّضا عليه السلام بِنَيسابُورَ وَأَرادَ أَن يَخرُجَ مِنها إِلى المَأمُونِ، اجتَمَعَ إِلَيهِ أَصحابُ الحَدِيثِ فَقالُوا لَهُ: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، تَرحَلُ عَنّا وَلا تُحَدِّثُنا بِحَدِيثٍ فَنَستَفِيدَهُ مِنكَ؟ وَكانَ قَد قَعَدَ فِي العَمّارِيَّةِ فَأَطلَعَ رَأسَهُ، وَقالَ: سَمِعتُ أَبِي مُوسَى بنَ جَعفرٍ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي جَعفَر بنَ مُحَمَّدٍ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي مُحَمَّدَ بنَ عَلِيٍ يَقُولُ: سَمِعُت أَبِي عَلِيَ بنَ الحُسَينِ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي الحُسَينَ بنَ عَلِيِ بنِ أَبِي طالِبٍ يَقُولُ: سَمِعتُ أَبِي أَمِيرَ المُؤمِنِينَ عَلِيَّ بنَ أَبِي طالِبٍ عليهم السلام يَقُولُ: سَمِعتُ رَسُولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقُولُ:

التوحيدـ به نقل از اسحاق بن راهويه ـ: چون امام رضا عليه السلام به نيشابور رسيد و خواست از آن جا به سوى مأمون روانه شود، اهل حديث، نزد ايشان گرد آمدند و گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! از نزد ما مى رويد و حديثى برايمان نمى گوييد كه از شما بهره مند شويم؟ امام عليه السلام كه در كجاوه نشسته بود، سرش را بيرون آورد و فرمود: «از پدرم موسى بن جعفر شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم جعفر بن محمّد شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم محمّد بن على شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم على بن الحسين شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم حسين بن على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پدرم امير مؤمنان على بن ابى طالب شنيدم كه مى فرمايد: از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمايد: از جبرئيل شنيدم كه مى فرمايد: از خداوند عز و جلشنيدم

۱.التوحيد: ص 25 ح 23، معاني الأخبار: ص 371 ح 1، ثواب الأعمال: ص 21 ح 1، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 135، الأمالي للصدوق: ص 306 ح 349، بشارة المصطفى: ص 269، بحار الأنوار: ج 3 ص 7 ح 16.
الأمالي للطوسي عن أبي الصّلت الهرويّ عن الإمام الرّضا عن آبائه عليهم السلامعن رسول اللّه صلى الله عليه و آله: أَخبَرَنِي جَبرَئِيلُ الرُّوحُ الأَمِينُ عَنِ اللّهِ ـ تَقَدَّسَت أَسماؤُهُ وَجَلَّ وَجهُهُ ـ قالَ: إِنِّي أَنا اللّهُ لا إِلهَ إِلّا أَنا وَحدِي، عِبادِي فَاعبُدُونِي، وَليَعلَم مَن لَقِيَنِي مِنكُم بِشَهادَةِ أَن لا إِلهَ إِلّا اللّهُ مُخلِصا بِها، إِنَّه قَد دَخَلَ حِصنِي، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ عَذابِي. قالُوا: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ، وَما إِخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟ قالَ: طَاعَةُ اللّهِ وَرَسُولِهِ وَوَلايَةُ أَهلِ بَيتِهِ عليهم السلام. ۱
الأمالى، طوسىـ به نقل از ابو صَلت هَرَوى، از امام رضا، از پدرانش عليهم السلام ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «جبرئيل، روح الأمين، از جانب خداوند ـ كه نام هايش پاك و رويش بِشكوه است ـ به من خبر داد كه فرمود: منم خدا. معبودى جز منِ يگانه نيست. بندگانم! پس مرا بندگى كنيد. هر يك از شما بداند كه چنانچه مرا با شهادت خالصانه لا إله إلّا اللّه، ديدار كند، به دژ من وارد شده است و هر كه به دژ من وارد شود، از عذابم در امان خواهد بود». گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! نشانه اخلاص در شهادت دادن به يگانگى خدا چيست؟ فرمود: «فرمان بردن از خدا و پيامبر او و ولايت اهل بيتش».
۱.الأمالي للطوسي: ص 589 ح 1220، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 75، أعلام الدين: ص 214، بحار الأنوار: ج 3 ص 14 ح 39.
عوالي اللآلي:رُوِيَ أَنَّ الرِّضا عليه السلام لَمّا تَوَجَّهَ مِن خُراسانَ مُنصَرِفا إِلَى الحِجازِ فِي قَدمَتِهِ الأُولى حَضَرَهُ جَماعَةُ العُلَماءِ وَالفُضَلاءِ مِن أَهلِ خُراسانَ وَغَيرِهِم وَكانَ قَد رَكِبَ فِي العَمّارِيَّةِ، فَاحتَوَلُوهُ وَقالُوا: يَابنَ رَسُولِ اللّهِ أَتُفارِقُنا وَلا تُفِيدُنا مِن عِلمِكَ شَيئا؟ أَلا تُحَدِّثُنا بِحَدِيثٍ نَنتَفِعُ بِهِ فِي دِينِنا؟ فَأَطلَعَ عليه السلام رَأسَهُ مِنَ العَمّارِيَّةِ حَتّى أَشرَفَ عَلَيهِم، وَقالَ: حَدَّثَني أَبِي عَن أَبِيهِ عَن جَدِّهِ رَسُولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أَنَّهُ قالَ: إِنَّ اللّهَ عز و جليَقُولُ: الإِيمانُ حِصنِي، وَمَن دَخَلَ حِصنِي أَمِنَ مِن عَذابِي. وَمَن قالَ: «لا إِلهَ إِلّا اللّهُ» مُخلِصا دَخَلَ الجَنَّةَ.

عوالى اللآلى: روايت شده است كه امام رضا عليه السلام چون در سفر نخستش، ۲ عازم بازگشت از خراسان به حجاز شد، جماعت علما و فضلاى خراسان و غير خراسان، نزد ايشانـ كه در كجاوه سوار بود ـ رفتند و ايشان را در ميان گرفتند و گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! آيا ما را ترك مى گويى و از دانش خود، بهره اى به ما نمى رسانى؟ آيا حديثى براى ما نمى گويى كه در دين خويش، از آن سود بريم؟ امام عليه السلام سرش را از كجاوه بيرون آورد، چندان كه بر آنان مشرف شد و فرمود: «پدرم از پدرش از جدّش پيامبر خدا صلى الله عليه و آله برايم حديث كرد كه فرمود: خداى عز و جلمى فرمايد: ايمان، دژ من است و هر كس وارد دژ من شود، از عذابم ايمن خواهد بود، و هر كس با اخلاص، لا إله إلّا اللّه بگويد، به بهشت مى رود». آن گاه امام عليه السلام

۱.عوالي اللآلي: ج 4 ص 94 ح 134.
۲.از روايت، چنين پيداست كه امام رضا عليه السلام دو سفر به خراسان داشته و چندين بار از نيشابور، عبور كرده است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن كانَ آخِرُ كَلامِهِ الصَّلاةَ عَلَيَّ وعَلى عَلِيٍّ دَخَلَ الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس آخرين سخنش، صلوات بر من و بر على باشد، وارد بهشت مى شود.
۱.عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 64 ح 273 عن الحسن بن عبد اللّه بن محمّد الرازي التميمي، وسائل الشيعة: ج 4 ص 1216 ح 9110.
عنه صلى الله عليه و آله:اَلحَسَنُ وَالحُسَينُ اِبنايَ، مَن أَحَبَّهُما أَحَبَّني، وَمَن أَحَبَّني أَحَبَّهُ اللّهُ، وَمَن أَحَبَّهُ اللّهُ أَدخَلَهُ الجَنَّةَ، وَمَن أَبغَضَهُما أَبغَضَنِي، وَمَن أَبغَضَني أَبغَضَهُ اللّهُ، وَمَن أَبغَضَهُ اللّهُ أَدخَلَهُ النّارَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:حسن و حسين، فرزندان من اند. هر كه آن دو را دوست بدارد، مرا دوست داشته است و هر كه مرا دوست بدارد، خدا او را دوست مى دارد و هر كه خدا دوستش بدارد، او را به بهشت مى برد، و هر كه آن دو را دشمن بدارد، مرا دشمن داشته است و هر كه مرا دشمن بدارد، خدا او را دشمن مى دارد و هر كه خدا دشمنش بدارد، او را به دوزخ مى برد.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 3 ص 181 ح 4776 عن سلمان، كنز العمّال: ج 12 ص 120 ح 34286؛ إعلام الورى: ج 1 ص 432 عن سلمان.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِلزَمُوا مَوَدَّتَنا أَهلَ البَيتِ، فَإِنَّهُ مَن لَقِيَ اللّهَ عز و جل وَهُوَ يُحِبُّنا دَخَلَ الجَنَّةَ بِشَفاعَتِنا، وَالَّذِي نَفسِي بِيَدِهِ! لا يَنتَفِعُ عَبدٌ بِعَمَلِهِ إِلّا بِمَعرِفَتِهِ بِحَقِّنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به دوستى با ما خاندان، چنگ زنيد؛ زيرا هر كس خداى عز و جل را در حالى ديدار كند كه ما را دوست دارد، با شفاعت ما به بهشت مى رود. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، هيچ بنده اى از كردار خود بهره مند نمى شود، مگر با اعتقاد داشتن به حقّانيت ما.
۱.الأمالي للمفيد: ص 13 ح 1، المحاسن: ج 1 ص 135 ح 169 كلاهما عن ابن أبي ليلى عن الإمام الحسين عليه السلام، الأمالي للطوسي: ص 187 ح 314، المناقب للكوفي: ج 2 ص 100 ح 587 كلاهما عن أبي ليلى عن الإمام الحسين عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، شرح الأخبار: ج 1 ص 445 ح 120 عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 27 ص 101 ح 63؛ المعجم الأوسط: ج 2 ص 360 ح 2230 عن الإمام الحسن عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله.
الإمام عليّ عليه السلام:إِنَّما الأَئِمَّةُ قُوّامُ اللّهِ عَلى خَلقِهِ، وَعُرَفاؤُهُ عَلى عِبادِهِ، وَلا يَدخُلُ الجَنَّةَ إِلّا مَن عَرَفَهُم وَعَرَفُوهُ، وَلا يَدخُلُ النّارَ إِلّا مَن أَنكَرَهُم وَأَنكَرُوهُ. ۱
امام على عليه السلام:امامان، در حقيقت، سرپرستان خدا بر خلق او، و پيشكاران او در ميان بندگانش هستند. به بهشت نمى رود، مگر كسى كه آنها را بشناسد و آنان او را بشناسند، و به دوزخ نمى رود، مگر كسى كه ايشان را انكار كند و ايشان او را انكار كنند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 152، غرر الحكم: ح 3911، تفسير نور الثقلين: ج 2 ص 33 ح 129 نقلاً عن كشف المحجّة نحوه، بحار الأنوار: ج 24 ص 255 ح 20.
الإمام الباقر عليه السلام:نَحنُ السِّراجُ لِمَنِ استَضاءَ بِنا، وَنَحنُ السَّبِيلُ لِمَنِ اقتَدى بِنا، وَنَحنُ الهُداةُ إِلَى الجَنَّةِ، وَنَحنُ عُرى الإِسلامِ، وَنَحنُ الجُسُورُ وَالقَناطِرُ، مَن مَضى عَلَيها لَم يُسبَق وَمَن تَخَلَّفَ عَنها مُحِقَ ۱. ۲
امام باقر عليه السلام:ما براى كسى كه از ما روشنى بجويد، چراغيم. ما براى آن كه از ما پيروى كند، راهيم. ما راه نمايان به سوى بهشتيم. ما دستگيره هاى اسلاميم. ما پُل و گذرگاهيم، كه هر كس بر آن بگذرد، عقب نمى ماند و هر كس بر آن نگذرد، نابود مى شود.
۱.المَحْقُ: النقص والمحو والإبطال (النهاية: ج 4 ص 303 «محق»).
۲.كمال الدين: ص 206 ح 20، الأمالي للطوسي: ص 654 ح 1354، بصائر الدرجات: ص 63 ح 10، المناقب لابن شهرآشوب: ج 4 ص 207 كلّها عن خيثمة الجعفي، بحار الأنوار: ج 26 ص 248 ح 18.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي وَصِيَّتِهِ لِعَبدِ اللّهِ بنِ جُندَبٍ ـ: يَابنَ جُندَبٍ، لا تَقُل فِي المُذنِبِينَ مِن أَهلِ دَعوَتِكُم إِلّا خَيرا، وَاستَكِينُوا إِلَى اللّهِ فِي تَوفِيقِهِم، وَسَلُوا التَّوبَةَ لَهُم، فَكُلُّ مَن قَصَدَنا وَوالانا وَلَم يُوالِ عَدُوَّنا وَقالَ ما يَعلَمُ، وَسَكَتَ عَمّا لا يَعلَمُ أَو أَشكَلَ عَلَيهِ، فَهُوَ فِي الجَنَّةِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در سفارش به عبد اللّه بن جُندَب ـ: اى پسر جُندَب! در باره گنهكاران همكيشتان، جز خوب مگو، و از خدا براى آنان، تقاضاى توفيق كنيد و درخواست توبه نماييد؛ زيرا هر كه به سوى ما بيايد و دوست ما باشد و دوستدار دشمن ما نباشد و چيزى را بگويد كه مى داند و از آنچه نمى داند يا فهميدنش براى او مشكل است، دم فرو بندد، در بهشت است.
۱.تحف العقول: ص 302، بحار الأنوار: ج 78 ص 280 ح 1.
عنه عليه السلام:مَن أَقامَ فَرائِضَ اللّهِ، وَاجتَنَبَ مَحارِمَ اللّهِ، وَأَحسَنَ الوَلايَةَ لِأَهلِ بَيتِ نَبِيِ اللّهِ، وَتَبَرَّأَ مِن أَعداءِ اللّهِ عز و جل، فَليَدخُل مِن أَيِّ أَبوابِ الجَنَّةِ الثَّمانِيَةِ شاءَ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس واجبات خدا را به جا آورَد و از حرام هاى خدا دورى كند و ولايت اهل بيت پيامبر خدا را به خوبى داشته باشد و از دشمنان خدا برائت جويد، از هر درى از هشت درِ بهشت كه بخواهد، وارد مى شود.
۱.الأمالي للصدوق: ص 561 ح 752، بشارة المصطفى: ص 176 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 27 ص 88 ح 37.
عنه عليه السلام:بَينا رَسُولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فِي سَفَرٍ إِذ نَزَلَ فَسَجَدَ خَمسَ سَجَداتٍ، فَلَمّا رَكِبَ قالَ لَهُ بَعضُ أَصحابِهِ: رَأَيناكَ يا رَسُولَ اللّهِ صَنَعتَ ما لَم تَكُن تَصنَعُهُ؟ قالَ: نَعَم، أَتانِي جَبرَئِيلُ عليه السلام فَبَشَّرَنِي أَنَّ عَلِيّا فِي الجَنَّةِ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ: وَفاطِمَةُ فِي الجَنَّةِ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ: وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ سَيِّدا شَبابِ أَهلِ الجَنَّةِ، فَسَجَدتُ شُكرا للّهِِ تَعالى، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ: وَمَن يُحِبُّهُم فِي الجَنَّةِ، فَسَجَدتُ للّهِِ تَعالى شُكرا، فَلَمّا رَفَعتُ رَأسِي قالَ: وَمَن يُحِبُّ مَن يُحِبُّهُم فِي الجَنَّةِ، فَسَجَدتُ

امام صادق عليه السلام:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در يكى از سفرهايش، ناگاه از مركب خود، پايين آمد و پنج بار سجده كرد. چون سوار شد، يكى از يارانش گفت: اى پيامبر خدا! ما كارى از شما ديديم كه پيش تر چنان نكرده بوديد؟ فرمود: «آرى. جبرئيل عليه السلام نزدم آمد و مرا مژده داد كه على، اهل بهشت است. من هم براى خداى بزرگ، سجده شكر به جا آوردم. چون سرم را از سجده برداشتم، جبرئيل گفت: فاطمه هم اهل بهشت است. پس دوباره براى خداى بزرگ، سجده شكر به جا آوردم. چون سرم را برداشتم، گفت: حسن و حسين هم سَرور جوانان اهل بهشت اند. باز براى خداى بزرگ، سجده شكر به جا آوردم. چون سرم را برداشتم، گفت: هر كس هم كه ايشان را دوست داشته باشد، اهل بهشت است. من باز براى خداى بزرگ، سجده شكر به جا آوردم، و چون سرم را

۱.الأمالي للمفيد: ص 21 ح 2 عن أبي عبد الرحمن، بحار الأنوار: ج 68 ص 111 ح 24 وراجع: الكافي: ج 2 ص 98 ح 24.
الكافي عن صباح بن سيّابة عن الإمام الصّادق عليه السلام:إِنَّ الرَّجُلَ لَيُحِبُّكُم وَما يَدرِي ما تَقُولُونَ فَيُدخِلُهُ اللّهُ عز و جل الجَنَّةَ، وَإِنَّ الرَّجُلَ لَيُبغِضُكُم وَما يَدرِي ما تَقُولُونَ فَيُدخِلُهُ اللّهُ عز و جل النّارَ، وَإِنَّ الرَّجُلَ مِنكُم لَتُملَأُ صَحِيفَتُهُ مِن غَيرِ عَمَلٍ، قُلتُ: وَكَيَف يَكُونُ ذَلِكَ؟ قالَ: يَمُرُّ بِالقَومِ يَنالُونَ مِنّا، فَإِذا رَأَوهُ قالَ بَعضُهُم لِبَعضٍ: كُفُّوا، فَإِنَّ هَذا الرَّجُلَ مِن شِيعَتِهِم، وَيَمُرُّ بِهِمُ الرَّجُلُ مِن شِيعَتِنا فَيَهمِزُونَهُ وَيَقُولُونَ فِيهِ، فَيَكتُبُ اللّهُ لَهُ بِذلِكَ حَسَناتٍ حَتّى يَملَأَ صَحِيفَتَهُ مِن غَيرِ عَمَلٍ. ۱

الكافىـ به نقل از صباح بن سيّابه ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «شخصى شما [شيعيان] را دوست دارد، بدون آن كه بداند شما چه مى گوييد [و چه اعتقاداتى داريد]. خداوند عز و جل چنين شخصى را به بهشت مى برد. شخصى شما را دشمن مى دارد، بدون آن كه بداند شما چه مى گوييد. خداوند عز و جل، چنين شخصى را به دوزخ مى برد. نيز شخصى از شما نامه اعمالش پُر است، بدون آن كه عملى انجام داده باشد». گفتم: چگونه چنين مى شود؟ فرمود: «بر عدّه اى مى گذرد كه از ما بدگويى مى كنند؛ امّا همين كه او را مى بينند، به يكديگر مى گويند: ساكت شويد؛ زيرا اين مرد، از شيعيان آنهاست. يا شخصى از شيعيان ما، بر آنها مى گذرد و آنها به او پوزخند مى زنند و در باره اش حرف مى زنند و خداوند در برابر آن، براى او آن قدر ثواب مى نويسد كه

۱.الكافي: ج 8 ص 315 ح 495، معاني الأخبار: ص 392 ح 40 وفيه «فينهزونه» بدل «فيهمزونه»، فضائل الشيعة: ص 75 ح 39 وليس فيه «كفّوا» وفيه «فيرمونه» بدل «فيهمزونه»، بحار الأنوار: ج 27 ص 136 ح 136.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِذا كانَ يَومُ القِيامَةِ يَقعُدُ عليُ بنُ أَبِي طالِبٍ عَلَى الفِردَوسِ؛ وَهُوَ جَبَلٌ قَد عَلا عَلَى الجَنَّةِ، وَفَوقَهُ عَرشُ رَبِّ العالَمِينَ، وَمِن سَفحِهِ تَتَفَجَّرُ أَنهارُ الجَنَّةِ، وَتَتَفَرَّقُ فِي الجِنانِ، وَهُو جالِسٌ عَلى كُرسِيٍ مِن نُورٍ، يَجرِي بَينَ يَدَيهِ نَهرٌ مِنَ التَّسنِيمِ ۱، لا يَجُوزُ أَحَدٌ عَلَى الصِّراطِ إِلّا وَمَعَهُ بَراءَةٌ بِوَلايَتِهِ وَوَلايَةِ أَهلِ بَيتِهِ، وَهُو مُشرِفٌ عَلَى الجَنَّةِ فَيَدخُلُها مُحِبُّوهُ، وَمُشرِفٌ عَلَى النّارِ فَيَدخُلُها مُبغِضُوهُ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون روز قيامت شود، على بن ابى طالب بر فراز فردوس مى نشيند. فردوس، كوهى است بر بلنداى بهشت كه بالاى آن، عرش پروردگار جهانيان قرار دارد و از دامنه آن، جويبارهاى بهشت، سرچشمه مى گيرند و در باغ هاى بهشت، پراكنده مى شوند. او بر تختى از نور مى نشيند و نهرى از تسنيم ۳ در برابرش جارى است، و هيچ كس از صراط نمى گذرد، مگر آن كه جواز عبورى از ولايت او و ولايت اهل بيتش داشته باشد. او مُشْرف بر بهشت است و دوستانش وارد آن مى شوند. نيز بر آتش، مُشرف است و دشمنانش وارد آن مى شوند.
۱.التَّسنيم: قيل هو عين في الجنّة رفيعة القدر (مفردات ألفاظ القرآن: ص 429 «سنم»).
۲.مئة منقبة: ص 107، كشف الغمّة: ج 1 ص 103، المناقب لابن شهر آشوب: ج 2 ص 156 وليس فيه صدره إلى «الجنان» وكلّها عن عبد اللّه بن مسعود، بحار الأنوار: ج 27 ص 116 ح 93؛ المناقب للخوارزمي: ص 71 ح 48، فرائد السمطين: ج 1 ص 292 ح 230 كلاهما عن عبد اللّه بن مسعود.
۳.تسنيم، چشمه اى در بهشت است.
الأمالي بإسناده عن الحسين عن أبيه أمير المؤمنين عليهماالسلام عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أخبَرَني جَبرَئيلُ الرّوحُ الأَمينُ عَنِ اللّهِ تَقَدَّسَت أسماؤُهُ وجَلَّ وَجهُهُ، قالَ: إنّي أنَا اللّهُ لا إلهَ إلاّ أنَا وَحدي؛ عِبادي فَاعبُدوني، وَليَعلَم مَن لَقِيَني مِنكُم بِشَهادَةِ أن لا إلهَ إلاَّ اللّهُ مُخلِصا بِها أنَّهُ قَد دَخَلَ حِصني، ومَن دَخَلَ حِصني أمِنَ عَذابي. قالوا: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، وما إخلاصُ الشَّهادَةِ للّهِِ؟ قالَ: طاعَةُ اللّهِ ورَسولِهِ، ووِلايَةُ أهلِ بَيتِهِ عليهم السلام. ۱
الأمالى، طوسىـ به سندش، از امام حسين عليه السلام ـ: پدرم اميرمؤمنان، از پيامبر خدا، از جبرئيل روح الأمين، از خداوند ـ كه نام هايش پاك و ذاتش باشكوه است ـ چنين خبر داد [كه فرموده است:]: «منم خداوند يكتايى كه خدايى جز من نيست. بندگان من! مرا بپرستيد و بايد دانسته شود كه هر يك از شما مرا با گواهى خالصانه به يكتايى و يگانگى ام ديدار كند، به قلعه من درآمده است و هر كس به قلعه من درآيد، از عذاب من، ايمن است». گفتند: اى فرزند پيامبر خدا! گواهى خالصانه براى خدا، يعنى چه؟ فرمود: «اطاعت خدا و پيامبرش و ولايت خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله».
۱.الأمالي للطوسي: ص 589 ح 1220 عن أبي الصلت عبد السلام بن صالح الهروي عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 49 ص 120 ح 1 وراجع: الأمالي للصدوق: ص 306 ح 349 و ح 350.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:المُتَعَرِّبُ بَعدَ الهِجرَةِ التّارِكُ لهذا الأمرِ بَعدَ مَعرِفَتِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:متعرِّب بعد از هجرت، كسى است كه بعد از شناختن اين امر (ولايت اهل بيت) آن را رها كند.
۱.معاني الأخبار: 265 / 1.