نتایج جستجو برای «نفرین»: ۲۴۵ حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:تَعَبَّدَ رَجُلٌ في صَومَعَةٍ، فَمَطَرَتِ السَّماءُ، فَأَعشَبَتِ الأَرضُ، فَرَأى حِمارًا يَرعى، فَقالَ: رَبِّ لَو كانَ لَكَ حِمارٌ لَرَعَيتُهُ مَعَ حِماري. فَبَلَغَ ذلِكَ نَبِيًّا مِن أنبِياءِ بَني إسرائيلَ، فَأَرادَ أن يَدعُوَ عَلَيهِ، فَأَوحَى اللّهُ إلَيهِ: إنَّما اُجازِي العِبادَ عَلى قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مردى در صومعه اى عبادت مى كرد. از آسمان، باران باريد و زمين، سرسبز شد. خرى را ديد كه [در سبزه ها]مى چرد. گفت: پروردگارا! اگر تو هم خرى مى داشتى، به همراه خرِ خودم آن را مى چراندم. اين سخن به پيامبرى از پيامبران بنى اسرائيل رسيد. خواست او را نفرين كند كه خداوند به وى وحى فرستاد: «همانا بندگانم را به ميزان خردشان، پاداش مى دهم».
۱.شُعب الإيمان: ج 4 ص 156 ح 4640، تاريخ بغداد: ج 4 ص 13 و ص 46 نحوه وكلّها عن جابر بن عبداللّه وراجع الفردوس: ج 2 ص 16 ح 2114؛ بحار الأنوار: ج 64 ص 196.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ في اُمَّتي فَليُظهِرِ العالِمُ عِلمَهُ، فَمَن لَم يَفعَل فَعَلَيهِ لَعنَةُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه در امّت من بدعت ها آشكار شدند، بر دانشمند است كه دانش خود را آشكار سازد و هر كه اين كار را نكند، نفرين خدا بر او باد!
۱.الكافي: ج 1 ص 54 ح 2.
عنه صلى الله عليه و آله:لُعِنَتِ القَدَرِيَّةُ عَلى لِسانِ سَبعينَ نَبِيّا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قدريّه، بر زبان هفتاد پيامبر، نفرين شده اند.
۱.الطرائف: ص 344.
کلیدواژه‌ها تقدیرنکوهش قدریه
تفسير القمّيـ بَعدَ ذِكرِ آيَةِ المُباهَلَةِ ـ: فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: فَباهِلوني، فَإن كُنتُ صَادِقاً أنزَلتُ اللَّعنَةَ عَلَيكُم، وإن كُنتُ كاذِباً نَزَلَت عَلَيَّ. فَقالوا: أنصَفتَ. فَتَواعَدوا لِلمُباهَلَةِ، فَلَمّا رَجَعوا إلى مَنازِلِهِم، قالَ رُؤساؤُهُم؛ السيِّدُ وَالعاقِبُ وَالأهتَمُ: إن باهَلَنا بِقَومِهِ باهَلناهُ، فَإِنَّهُ لَيسَ بِنَبيٍّ، وإن باهَلَنا بِأهلِ بَيتِهِ خاصَّةً فَلا نُباهِلُهُ؛ فَإِنَّه لا يَقدِمُ عَلى أهلِ بَيتِهِ إلَا وهُوَ صادِقٌ، فَلَمَّا أصبَحوا جَاؤوا إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ومَعَهُ أميرُ المُؤمِنينَ وفَاطِمَةُ وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم. فَقالَ النَّصارى: مَن هؤلاءِ؟ فَقيلَ لَهُم: هذَا ابنُ عَمِّهِ

تفسير القمّىـ پس از ذكر آيه مباهله ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله: فرمود: «با من مباهله كنيد. اگر صادق بودم، پس نفرين بر شما! و اگر دروغگو بودم، بر من لعنت فرود آيد». آنان گفتند: انصاف روا داشتى. پس با هم قرار مباهله گذاشتند. هنگامى كه آنان به خانه هايشان بازگشتند، بزرگان آنان، سيّد و عاقِب و اهتَمَ گفتند: اگر مباهله با قوم او باشد، ما حاضر به مباهله هستيم؛ چرا كه [معلوم مى شود] او پيامبر نيست. امّا اگر قرار مباهله تنها با خاندان او باشد، با او مباهله نمى كنيم؛ چرا كه او خاندانش را پيش نمى فرستد، مگر در صورتى كه در ادّعايش صادق باشد. فردا كه شد، پيش پيامبر خدا آمدند، در حالى كه امير مؤمنان على و فاطمه و حسن و حسين ـ كه درودهاى خداوند بر آنان باد ـ نيز همراه پيامبر صلى الله عليه و آله

۱.تفسير القمّي: ج 1 ص 104.
عنه صلى الله عليه و آله:صَوتانِ يُبغِضُهما اللّهُ: إعْوالٌ عند مُصيبَةٍ، ومِزْمارٌ عند نِعمَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دو صدايند كه نفرين شده اند و خداوند از آنها نفرت دارد: فغان كردن به هنگام مصيبت، و صداهاى هنگام خوشى و شادى؛ يعنى نوحه گرى و آوازه خوانى.
۱.تحف العقول: ص 40.
عنه صلى الله عليه و آله:إذا ظَهَرَتِ البِدَعُ ولَعَنَ آخِرُ هذهِ الاُمّةِ أوَّلَها، فمَن كانَ عندَهُ عِلمٌ فَلْيَنْشُرْهُ، فإنَّ كاتِمَ العِلمِ يَومَئذٍ كَكاتِمِ ما أنْزلَ اللّهُ على محمّدٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه بدعت ها پديدار شوند و پسينيانِ اين امّت، پيشينيانِ آن را نفرين كنند، هر كس دانشى دارد، بايد آن را منتشر سازد، كه هر كس در آن روز، دانش خود را پنهان دارد، همچون كسى است كه آنچه را خدا بر محمّد نازل كرده، كتمان كرده است.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 178 ح 903.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أكَلَ الرِّبا مَلأَ اللّهُ عز و جل بَطنَهُ مِن نارِ جَهَنَّمَ بقَدرِ ما أكَلَ، وإنِ اكتَسَـبَ مِنهُ مالاً لا يَقبَلُ اللّهُ تعالى مِنهُ شيـئا مِن عَمَلِهِ، ولَم يَزَلْ في لَعنةِ اللّهِ والملائكةِ ما كانَ عِندَهُ مِنهُ قِيراطٌ واحِدٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كه ربا بخورد، خداوند عز و جل به اندازه ربايى كه خورده، شكمش را از آتش دوزخ، پُر مى كند و اگر از طريق ربا، مالى را به دست آورَد، خداوند متعال، هيچ عمل او را نمى پذيرد و تا زمانى كه قيراطى از مال رِبا نزدش باشد، پيوسته خداوند و فرشتگان، او را نفرين مى كنند.
۱.ثواب الأعمال: ص 336 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَدعوا عَلى أنفُسِكُم إلّا بِخَيرٍ؛ فَإِنَّ المَلائِكَةَ يُؤَمِّنونَ عَلى ما تَقولونَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى خود، جز دعاى خير نكنيد؛ چرا كه فرشتگان، بر آنچه بگوييد، «آمين» مى گويند.
۱.صحيح مسلم: ج 2 ص 634 ح 7.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَجتَمِعُ أربَعونَ رَجُلاً يَدعونَ اللّهَ في أمرٍ واحِدٍ، إلَا استَجابَ اللّهُ لَهُم، حَتّى لَو دَعَوا عَلى جَبَلٍ لأََزالوهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه چهل مرد گِرد هم بيايند و براى حاجتى واحد به درگاه خدا دعا كنند، حتما خداوند، دعايشان را اجابت مى كند. حتّى اگر كوهى را نفرين كنند، خداوند آن كوه را از جا برمى كَنَد.
۱.الفردوس: ج 5 ص 154 ح 7795.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:اِتَّقِ دَعوَةَ المَظلومِ؛ فَإِنَّها لَيسَ بَينَها وبَينَ اللّهِ حِجابٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از نفرين ستم ديده بترس؛ زيرا ميان او و خدا هيچ حجابى نيست.
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 864 ح 2316.
عنه صلى الله عليه و آله:إيّاكُم ودَعوَةَ المَظلومِ؛ فَإِنَّها تُرفَعُ فَوقَ السَّحابِ حَتّى يَنظُرَ اللّهُ عز و جل إلَيها، فَيَقولَ: اِرفَعوها حَتّى أستَجيبَ لَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:از نفرين ستم ديده بپرهيزيد؛ چرا كه بر فراز ابرها مى رود تا خداى عز و جل بدان بنگرد و بفرمايد: «فرازَش آوريد تا بپذيرمَش».
۱.الكافي: ج 2 ص 509 ح 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إيّاكُم ودَعوَةَ الوالِدِ؛ فَإِنَّها أحَدُّ مِنَ السَّيفِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:زنهارتان باد از نفرين پدر كه تيزتر از شمشير است!
۱.الكافي: ج 2 ص 509 ح 3.
الشفا بتعريف حقوق المصطفى:رُوِيَ أنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله لَمّا كُسِرَت رَباعِيَتُهُ وشُجَّ وَجهُهُ يَومَ اُحُدٍ، شَقَّ ذلِكَ عَلى أصحابِهِ شَقّا شَديدا، وقالوا لَو دَعَوتَ عَلَيهِم، فَقالَ: إنّي لَم اُبعَث لَعّانا ولكِنّي بُعِثتُ داعِيا ورَحمَةً، اللّهُمَّ اهدِ قَومي فَإِنَّهُم لا يَعلَمونَ. ۱
الشفا بتعريف حقوق المصطفى:روايت شده است كه چون در جنگ اُحد، دندان هاى ميانى پيامبر صلى الله عليه و آله شكست و صورتش شكافته شد، اين حادثه بر يارانش سخت گران آمد و گفتند: كاش نفرينشان كنى! فرمود: «من براى لعن [و نفرين]مبعوث نشده ام، بلكه براى دعوت [به حق] و از سرِ مهر، برانگيخته شده ام. بارخدايا! قوم مرا هدايت فرما، كه آنان نادان اند».
۱.الشفا بتعريف حقوق المصطفى: ج 1 ص 105.
صحيح البخاري عن أبي هريرة:قَدِمَ الطُّفَيلُ بنُ عَمرٍو عَلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، إنَّ دَوسا قَد عَصَت وأبَت فَادعُ اللّهَ عَلَيها. فَظَنَّ النّاسُ أنَّهُ يَدعو عَلَيهِم. فَقالَ: اللّهُمَّ اهدِ دَوسا وَائتِ بِهِم. ۱
صحيح البخارىـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: طُفَيل بن عمرو، خدمت پيامبر خدا رسيد و گفت: اى پيامبر خدا! قبيله دوس، نافرمانى و سرپيچى كردند. پس نفرينشان كن. مردم گمان بردند كه پيامبر صلى الله عليه و آله آنان را نفرين مى كند؛ امّا ايشان گفت: «بار خدايا! دوس را هدايت فرما و آنان را [به دين اسلام] بياور».
۱.صحيح البخاري: ج 5 ص 2349 ح 6034.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لا تَدعوا عَلى أولادِكُم فَيُوافِقَ ذلِكَ إجابَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:فرزندان خود را نفرين نكنيد، مبادا يك وقت به اجابت برسد.
۱.الفردوس: ج 5 ص 51 ح 7432.
عنه صلى الله عليه و آله:لا تَدعوا عَلى أنفُسِكُم، ولا تَدعوا عَلى أولادِكُم، ولا تَدعوا عَلى خَدَمِكُم، ولا تَدعوا عَلى أموالِكُم، لا تُوافِقوا مِنَ اللّهِ تَبارَكَ وتَعالى ساعَةً نيلَ فيها عَطاءٌ، فَيَستَجيبَ لَكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:به خودتان نفرين نكنيد، به فرزندانتان نفرين نكنيد، به خدمتكارانتان نفرين نكنيد و به اموال خود، نفرين نكنيد؛ زيرا ممكن است اين نفرين، در لحظه اى باشد كه در آن [از جانب خداوند]دِهِش مى شود و نفرينتان را مستجاب كند.
۱.سنن أبي داوود: ج 2 ص 88 ح 1532.
السنن الكبرى عن أبي هريرة:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله اُتِيَ بِشارِبٍ فَأَمَرَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله أصحابَهُ أن يَضرِبوهُ، فَمِنهُم مَن ضَرَبَهُ بِنَعلِهِ، ومِنهُم بِيَدِهِ، ومِنهُم بِثَوبِهِ، ثُمَّ قالَ: اِرجِعوا، ثُمَّ أمَرَهُم فَبَكَّتوهُ ۱، فَقالوا: ألا تَستَحي، مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله تَصنَعُ هذا؟ ثُمَّ أرسَلَهُ، فَلَمّا أدبَرَ وَقَعَ القَومُ يَدعونَ عَلَيهِ ويَسُبّونَهُ، يَقولُ القائِلُ: اللّهُمَّ أخزِهِ، اللّهُمَّ العَنهُ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: لا تَقولوا هكَذا ولكِن قولوا: اللّهُمَّ اغفِر لَهُ، اللّهُمَّ ارحَمهُ. ۲
السنن الكبرىـ به نقل از ابو هُرَيره ـ: شرابخوارى را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آوردند. پيامبر صلى الله عليه و آله به يارانش فرمود كه او را بزنند. يكى با كفش خويش بر او زد، ديگرى با دستش و يكى با جامه اش. سپس، پيامبر خدا فرمود: «برگرديد». آن گاه، دستور داد تا او را سرزنش كنند. اصحاب گفتند: شرم نمى كنى كه با بودن پيامبر خدا، چنين مى كنى؟ سپس، پيامبر صلى الله عليه و آله او را رها كرد. چون رفت، جمعيت به نفرين و دشنام گويىِ وى پرداختند. گوينده اى گفت: بار خدايا! خوارش كن. بار خدايا! لعنتش كن. پيامبر خدا فرمود: «چنين مگوييد؛ بلكه بگوييد: بار خدايا! او را بيامرز. بار خدايا! بر او رحم آور».
۱.التبكيت: التقريع والتوبيخ. يقال له: يا فاسقُ أما اسْتَحيَيتَ؟ أما اتقيْتَ اللّه (النهاية: ج 1 ص 148 «بكت»).
۲.السنن الكبرى: ج 8 ص 542 ح 17495.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا خَرَجَتِ اللَّعنَةُ مِن في صاحِبِها نَظَرَت، فَإِن وَجَدَت مَسلَكا فِي الَّذي وُجِّهَت إلَيهِ، وإلّا عادَت إلَى الَّذي خَرَجَت مِنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هرگاه لعنت از دهان لعنت كننده خارج شود، مى نگرد؛ اگر راهى [و وجه استحقاقى]در آن كسى كه به او لعنت فرستاده شده است، نيافت، به سوى كسى كه از او صادر شده است، بر مى گردد [و دامان لعنت كننده را مى گيرد].
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 614 ح 8169.
دلائل النبوّة عن ابن طاووس عن أبيه:لَمّا تَلا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَى» ۱ قالَ عُتَيبَةُ بنُ أبي لَهَبٍ: كَفَرتُ بِرَبِّ النَّجمِ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: سَلَّطَ اللّهُ عَلَيكَ كَلبا مِن كِلابِهِ. قالَ: فَحَدَّثَني موسَى بنُ مُحَمَّدِ بنِ إبراهيمَ عَن أبيهِ، قالَ: خَرَجَ عُتَيبَةُ مَعَ أصحابِهِ في عيرٍ إلَى الشّامِ حَتّى إذا كانوا بِالشّامِ فَزَأَرَ الأَسَدُ، فَجَعَلَت فَرائِصُهُ ۲ تُرعَدُ، فَقيلَ لَهُ: مِن أيِّ شَيءٍ تُرعَدُ؟ فَوَاللّهِ ما نَحنُ وأنتَ إلّا سَواءٌ. فَقالَ: إنَّ مُحَمَّدا دَعا عَلَيَّ، لا وَاللّهِ ما أظَلَّتِ السَّماءُ عَلى ذي لَهجَةٍ أصدَقَ مِن مُحَمَّدٍ، ثُمَّ وَضَعُوا العَشاءَ فَلَم يُدخِل يَدَهُ فيهِ، ثُمَّ

دلائل النبوّةـ به نقل از ابن طاووس، از پدرش ـ: چون پيامبر خدا آيه «سوگند به اختر، چون فرود آيد» را تلاوت كرد، عتيبة بن ابى لَهَب گفت: به خداوندِ اختر، كافرم. پيامبر خدا فرمود: «خداوند، درنده اى از درندگانش را بر تو مسلّط گردانَد». موسى بن محمّد بن ابراهيم، از پدرش برايم نقل كرد كه عُتَيبه با يارانش در كاروانى ره سپار شام شدند. چون به شام رسيدند، شيرى غرّيد. بدن عتيبه به لرزه افتاد. به او گفتند: از چه به لرزه افتادى؟ به خدا سوگند كه ما و تو يكسانيم. عتيبه گفت: محمّد، مرا نفرين كرده است. به خدا سوگند كه در زير اين آسمان، راستگوتر از محمّد، كسى نيست. آن گاه، شام آوردند؛ امّا عَتَيبه دست به غذا نبُرد. وقتِ خواب شد و همسفرانش كالاهاى خود را گِرداگِرد عتيبه نهادند و او را در ميان خود

۱.النجم: 1.
۲.الفَريصة: اللحم الذي بين الكتف والصدر، وترعد فرائصه: أي ترجف (لسان العرب: ج 7 ص 64 «فرص»).
۳.الضَّغم: العضّ الشديد، وبه سمّي الأسدُ ضيغَما، بزيادة الياء (النهاية: ج 3 ص 91 «ضغم»).
۴.دلائل النبوّة لأبي نعيم: ص 457 ح 383.
المستدرك على الصحيحين عن أبي عقرب:كانَ لَهَبُ بنُ أبي لَهَبٍ ۱ يَسُبُّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ سَلِّط عَلَيهِ كَلبَكَ. فَخَرَجَ في قافِلَةٍ يُريدُ الشّامَ، فَنَزَلَ مَنزِلاً فَقالَ: إنّي أخافُ دَعوَةَ مُحَمَّدٍ. قالوا لَهُ: كَلّا، فَحَطّوا مَتاعَهُم حَولَهُ وقَعَدوا يَحرُسونَهُ، فَجاءَ الأَسَدُ فَانتَزَعَهُ فَذَهَبَ بِهِ. ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو عقرب ـ: لَهَب بن ابى لَهَب، ۳ به پيامبر صلى الله عليه و آله ناسزا مى گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «بار خدايا! درنده خود را بر او مسلّط گردان». بارى! لَهَب با كاروانى ره سپار شام شد و چون در منزلى فرود آمد، گفت: من از نفرين محمّد، بيمناكم. كاروانيان به او گفتند: بيم مدار، و بار و بنه خود را پيرامونش قرار دادند و به نگهبانى از او نشستند. در اين هنگام، شير آمد و او را رُبود و بُرد.
۱.قال في اُسد الغابة: قلت: كذا قال «لهب بن أبي لهب» وهذه القصة لعتيبة بن أبي لهب.
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 588 ح 3984.
۳.ابن اثير در اُسد الغابة آورده است: «لهب بن ابى لهب، چنين گفت»، در حالى كه اين داستان، [طبق مشهور،]مربوط به عتيبة بن ابى لهب است.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۴۵