عُتَيبة بن ابى لَهَب

2 حدیث
دلائل النبوّة عن ابن طاووس عن أبيه:لَمّا تَلا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «وَ النَّجْمِ إِذَا هَوَى» ۱ قالَ عُتَيبَةُ بنُ أبي لَهَبٍ: كَفَرتُ بِرَبِّ النَّجمِ! فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: سَلَّطَ اللّهُ عَلَيكَ كَلبا مِن كِلابِهِ. قالَ: فَحَدَّثَني موسَى بنُ مُحَمَّدِ بنِ إبراهيمَ عَن أبيهِ، قالَ: خَرَجَ عُتَيبَةُ مَعَ أصحابِهِ في عيرٍ إلَى الشّامِ حَتّى إذا كانوا بِالشّامِ فَزَأَرَ الأَسَدُ، فَجَعَلَت فَرائِصُهُ ۲ تُرعَدُ، فَقيلَ لَهُ: مِن أيِّ شَيءٍ تُرعَدُ؟ فَوَاللّهِ ما نَحنُ وأنتَ إلّا سَواءٌ. فَقالَ: إنَّ مُحَمَّدا دَعا عَلَيَّ، لا وَاللّهِ ما أظَلَّتِ السَّماءُ عَلى ذي لَهجَةٍ أصدَقَ مِن مُحَمَّدٍ، ثُمَّ وَضَعُوا العَشاءَ فَلَم يُدخِل يَدَهُ فيهِ، ثُمَّ

دلائل النبوّةـ به نقل از ابن طاووس، از پدرش ـ: چون پيامبر خدا آيه «سوگند به اختر، چون فرود آيد» را تلاوت كرد، عتيبة بن ابى لَهَب گفت: به خداوندِ اختر، كافرم. پيامبر خدا فرمود: «خداوند، درنده اى از درندگانش را بر تو مسلّط گردانَد». موسى بن محمّد بن ابراهيم، از پدرش برايم نقل كرد كه عُتَيبه با يارانش در كاروانى ره سپار شام شدند. چون به شام رسيدند، شيرى غرّيد. بدن عتيبه به لرزه افتاد. به او گفتند: از چه به لرزه افتادى؟ به خدا سوگند كه ما و تو يكسانيم. عتيبه گفت: محمّد، مرا نفرين كرده است. به خدا سوگند كه در زير اين آسمان، راستگوتر از محمّد، كسى نيست. آن گاه، شام آوردند؛ امّا عَتَيبه دست به غذا نبُرد. وقتِ خواب شد و همسفرانش كالاهاى خود را گِرداگِرد عتيبه نهادند و او را در ميان خود

۱.النجم: 1.
۲.الفَريصة: اللحم الذي بين الكتف والصدر، وترعد فرائصه: أي ترجف (لسان العرب: ج 7 ص 64 «فرص»).
۳.الضَّغم: العضّ الشديد، وبه سمّي الأسدُ ضيغَما، بزيادة الياء (النهاية: ج 3 ص 91 «ضغم»).
۴.دلائل النبوّة لأبي نعيم: ص 457 ح 383.
المستدرك على الصحيحين عن أبي عقرب:كانَ لَهَبُ بنُ أبي لَهَبٍ ۱ يَسُبُّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اللّهُمَّ سَلِّط عَلَيهِ كَلبَكَ. فَخَرَجَ في قافِلَةٍ يُريدُ الشّامَ، فَنَزَلَ مَنزِلاً فَقالَ: إنّي أخافُ دَعوَةَ مُحَمَّدٍ. قالوا لَهُ: كَلّا، فَحَطّوا مَتاعَهُم حَولَهُ وقَعَدوا يَحرُسونَهُ، فَجاءَ الأَسَدُ فَانتَزَعَهُ فَذَهَبَ بِهِ. ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو عقرب ـ: لَهَب بن ابى لَهَب، ۳ به پيامبر صلى الله عليه و آله ناسزا مى گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: «بار خدايا! درنده خود را بر او مسلّط گردان». بارى! لَهَب با كاروانى ره سپار شام شد و چون در منزلى فرود آمد، گفت: من از نفرين محمّد، بيمناكم. كاروانيان به او گفتند: بيم مدار، و بار و بنه خود را پيرامونش قرار دادند و به نگهبانى از او نشستند. در اين هنگام، شير آمد و او را رُبود و بُرد.
۱.قال في اُسد الغابة: قلت: كذا قال «لهب بن أبي لهب» وهذه القصة لعتيبة بن أبي لهب.
۲.المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 588 ح 3984.
۳.ابن اثير در اُسد الغابة آورده است: «لهب بن ابى لهب، چنين گفت»، در حالى كه اين داستان، [طبق مشهور،]مربوط به عتيبة بن ابى لهب است.