فیلترها
نتایج جستجو برای «معراج»: ۲۰۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ في حَديثِ المِعراجِ ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمَدُ، اِستَعمِل عَقلَكَ قَبلَ أن يَذهَبَ، فَمَنِ استَعمَلَ عَقلَهُ لا يُخطِئُ ولا يَطغى.
۱
امام على عليه السلامـ در حديث معراج به نقل از خداوند متعال ـ: اى احمد! پيش از آن كه خردت از دست برود، آن را به كار گير. هر آن كس كه خردش را به كار گيرد، نمى لغزد و طغيان نمى ورزد.
۱.إرشاد القلوب: ص 199 ـ 205، بحار الأنوار: ج 77 ص 29 ح 6.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في لَيلَةِ المِعراجِـ: يا رَبِّ، وما ميراثُ الصَّومِ؟ قالَ: الصَّومُ يورِثُ الحِكمَةَ، والحِكمَةُ تورِثُ المَعرِفَةَ، والمَعرِفَةُ تورِثُ اليَقينَ ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در شب معراجـ: پروردگارا! امتيازهاى روزه چيست؟ خداوند فرمود: روزه حكمت مى آورد و حكمت، شناخت و شناخت، يقين.
۱.إرشاد القلوب: 203 عن الإمام عليّ عليه السلام.
الإمام عليّ عليه السلام:إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله سَأَلَ رَبَّهُ سُبحانَهُ لَيلَةَ المِعراجِ فَقالَ:. يا رَبِّ ما ميراثُ الجوعِ؟ قالَ: الحِكمَةُ، وحِفظُ القَلبِ، والتَّقَرُّبُ إلَيَّ، والحُزنُ الدّائِمُ، وخِفَّةُ المُؤنَةِ بَينَ النّاسِ، وقَولُ الحَقِّ، ولا يُبالي عاشَ بِيُسرٍ أم بِعُسرٍ.
يا أحمَدُ، إنَّ العَبدَ إذا جاعَ بَطنُهُ وحَفِظَ لِسانَهُ عَلَّمتُهُ الحِكمَةَ، وإن كانَ كافِرًا تَكونُ حِكمَتُهُ حُجَّةً عَلَيهِ ووَبالاً، وإن كانَ مُؤمِنًا تَكونُ حِكمَتُهُ لَهُ نورًا وبُرهانًا وشِفاءً ورَحمَةً، فَيَعلَمُ ما لَم يَكُن يَعلَمُ ويُبصِرُ ما لَم يَكُن يُبصِرُ، فَأَوَّلُ ما اُبَصِّرُهُ عُيوبُ نَفسِهِ حَتّى يَشغَلَ بِها عَن عُيوبِ غَيرِهِ، واُبَصِّرُهُ دَقائِقَ العِلمِ حَتّى لا
امام على عليه السلام:پيامبر در شب معراج از پروردگار سبحان پرسيد:. پروردگارا! دستآورد گرسنگى چيست؟ فرمود: حكمت و نگهدارى دل و نزديكى به من و اندوه هميشگى و سبكبارى در ميان مردم و گفتار راست و بى اعتنايى به كم و زياد زندگى. اى احمد! هرگاه بنده شكمش گرسنه ماند و زبانش را حفظ كرد، به وى حكمت مى آموزم. اگر كافر باشد، حكمتش حجت و وبال بر او خواهد بود و اگر مؤمن باشد، حكمتش مايه روشنى و برهان و شفا و رحمتش خواهد شد، پس آنچه را ندانسته خواهد دانست و آنچه را نديده خواهد ديد و نخستين چيزى كه بر آن بينايش مى كنم، عيبهاى خود اوست تا با اشتغال به آنها، از عيبهاى ديگران فارغ باشد و دقايق دانش را به او مى نمايانم، تا شيطان به درونش راه نيابد.
۱.إرشاد القلوب: 199 و 200 و 205.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمدُ، إن أحبَبتَ أن تَكونَ أورَعَ النّاسِ فَازهَد فِي الدُّنيا وَارغَب فِي الآخِرَةِ. فَقالَ: إلهي، كَيفَ أزهَدُ فِي الدُّنيا؟ فَقالَ: خُذ مِنَ الدُّنيا حَفنا مِنَ الطَّعامِ والشَّرابِ وَاللِّباسِ، ولا تَدَّخِر لِغَدٍ، ودُم عَلى ذِكري.
قالَ اللّهُ عز و جل:. يا أحمَدُ، هَل تَدري أيُّ عَيشٍ أهنَأُ وأيُّ حَياةٍ أبقى؟ قالَ: اللّهُمَّ لا.
قالَ: أمَّا العَيشُ الهَنِيءُ فَهُوَ الَّذي لا يَفتُرُ صاحِبُهُ عَن ذِكري، ولا يَنسى نِعمَتي، ولا يَجهَلُ حَقّي، يَطلُبُ رِضايَ لَيلَهُ ونَهارَهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جلفرمود: «. اى احمد! اگر دوست دارى كه پارساترينِ انسان ها باشى، پس به دنيا زاهد و به آخرت، راغب باش».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: خداوندا! چگونه نسبت به دنيا زاهد باشم؟
فرمود: «از دنيا مُشتى آب و غذا و لباس بردار و براى فردا اندوخته مكن و همواره به ياد من باش».
خداوند عز و جل فرمود: «. اى احمد! آيا مى دانى كه كدام زندگى، گواراتر و كدام حيات، ماندگارتر است؟».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: بار خدايا! نه.
فرمود: «زندگى گوارا، آن زندگى اى است كه صاحبش از يادكردِ من، سست نشود و نعمت مرا فراموش نكند و حقّ مرا ناديده نگيرد و شب و روز، خشنودى مرا بجويد».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 و 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 21 و 28 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَرَرتُ لَيلَةَ اُسرِيَ بي بِرَجُلٍ مَغيبٍ في نورِ العَرشِ؛ فَقُلتُ: مَن هذا! مَلَكٌ؟ قيلَ: لا، قُلتُ: نَبِيٌّ؟ قيلَ: لا، قُلتُ: مَن هُوَ؟
قالَ: هذا رَجُلٌ كانَ فِي الدُّنيا لِسانُهُ رَطبا مِن ذِكرِ اللّهِ، وقَلبُهُ مُعَلَّقا بِالمَساجِدِ، ولَم يَستَسِبَّ ۱ لِوالِدَيهِ قَطُّ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه مرا به معراج بردند، به مردى برخوردم كه در نور عرش، گُم بود. گفتم: اين كيست؟ فرشته است؟
گفته شد: «نه».
گفتم: پيامبر است؟
گفته شد: «نه».
گفتم: او كيست؟
گفتند: «اين، مردى است كه در دنيا زبانش از ياد خدا تَر و تازه، و دلش آويخته به مسجدها بود و هرگز براى پدر و مادرش ناسزا نخريد». ۳
۱.لم يَسْتَسِبَّ لوالديه: أي لم يعرّضهما للسبّ ويجرّه إليهما؛ بأن يسبّ أبوَي غيره فيسبّ أبويه مجازاةً له (اُنظر النهاية: ج 2 ص 330 «سبب»).
۲.الأولياء لابن أبي الدنيا: ص 92 ح 95 عن أبي المخارق.
۳.يعنى به پدر و مادر ديگران، ناسزا نگفت تا آنها نيز، متقابلاً، به پدر و مادر او ناسزا بگويند يا به اين معناست كه با اعمال ناشايست خود، موجب نفرين فرستادن مردم به پدر و مادرش نشد.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا مُحَمَّدُ! وَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَحابّينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَعاطِفينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَواصِلينَ فِيَّ، ووَجَبَت مَحَبَّتي لِلمُتَوَكِّلينَ عَلَيَّ. نَعيمُهُم فِي الدُّنيا ذِكري ومَحَبَّتي ورِضائي عَنهُم. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى محمّد! آنان كه براى من يكديگر را دوست بدارند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من به يكديگر مهر ورزند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه براى من با يكديگر پيوند زنند، مستوجب محبّت من هستند. آنان كه بر من توكّل كنند، مستوجب محبّت من هستند. نعمت و خوشى آنان در دنيا، ياد من و محبّت من و خشنودى من از آنان است».
۱.إرشاد القلوب: ص 199، بحار الأنوار: ج 77 ص 22 ح 6.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ عز و جل:. مَن عَمِلَ بِرِضائي اُلزِمُهُ ثَلاثَ خِصالٍ: اُعَرِّفُهُ شُكرا لا يُخالِطُهُ الجَهلُ، وذِكرا لا يُخالِطُهُ النِّسيانُ، ومَحَبَّةً لا يُؤثِرُ عَلى مَحَبَّتي مَحَبَّةَ المَخلوقينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداوند عز و جل فرمود: «. هر كس براى خشنودى من كار كند، سه ويژگى را به او مى دهم: شُكرى را به او مى شناسانم كه جهل با آن آميخته نباشد، يادى را به او مى شناسانم كه فراموشى با آن نباشد، و محبّتى را به او مى شناسانم كه هيچ گاه محبّت به مخلوق را بر محبّت من برنگزيند».
۱.إرشاد القلوب: ص 204، بحار الأنوار: ج 77 ص 28 ح 6.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: إنَّ النَّبِيَّ صلى الله عليه و آله سَأَلَ رَبَّهُ سُبحانَهُ لَيلَةَ المِعراجِ فَقالَ:. إلهي كَيفَ أزهَدُ فِي الدُّنيا؟
فَقالَ: خُذ مِنَ الدُّنيا حَفنا ۱ مِنَ الطَّعامِ وَالشَّرابِ وَاللِّباسِ، ولا تَدَّخِر لِغَدٍ، ودُم عَلى ذِكري.
فَقالَ: يا رَبِّ كَيفَ أدومُ عَلى ذِكرِكَ؟
فَقالَ: بِالخَلوَةِ عَنِ النّاسِ، وبُغضِكَ الحُلوَ وَالحامِضَ، وفَراغِ بَطنِكَ وبَيتِكَ مِنَ الدُّنيا. ۲
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: در شب معراج، پيامبر صلى الله عليه و آله از خداوند سبحان پرسيد:. معبودا! چگونه به دنيا زهد ورزم؟
فرمود: «از دنيا، مشتى غذا و آب و لباس برگير و [چيزى] براى فردا ذخيره مكن و بر ياد من، مداومت كن».
[پيامبر صلى الله عليه و آله] گفت: پروردگارا! چگونه بر ياد تو مداومت ورزم؟
فرمود: «با خلوت گزيدن از مردم، و خوش نداشتن شيرين و ترش، و تهى داشتن شكم و خانه ات از دنيا».
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمَدُ، إنَّ أهلَ الخَيرِ وأهلَ الآخِرَةِ. أعيُنُهُم باكِيَةٌ، وقُلوبُهُم ذاكِرَةٌ؛ إذا كُتِبَ النّاسُ مِنَ الغافِلينَ كُتِبوا مِنَ الذّاكِرينَ. ۱
امام على عليه السلامـ در يادكرد حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى احمد! نيكان و آخرت گرايان. ديدگانشان [همواره] گريان است و دل هايشان يادآور [خدا]. آن گاه كه مردم از غافلان نوشته مى شوند، آنان از ياد كنندگان قلمداد مى شوند».
۱.إرشاد القلوب: ص 201، بحار الأنوار: ج 77 ص 24 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّي لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ. نُوديتُ:. يا مُحَمَّدُ، ومَن كَثُرَت هُمومُهُ مِن اُمَّتِكَ فَليَدعُني سِرّا، وَليَقُل:. وبِذِكرِكَ تَطمَئِنُّ القُلوبُ، يا مُقَلِّبَ القُلوبِ وَالأَبصارِ قَلِّب قَلبي مِنَ الهُمومِ إلَى الرَّوحِ وَالدَّعَةِ، ولا تَشغَلني عَن ذِكرِكَ بِتَركِكَ ما بي مِنَ الهُمومِ، إنّي إلَيكَ مُتَضَرِّعٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:در آن شبى كه به آسمان (معراج) برده شدم. به سويم ندا آمد كه: «. اى محمّد! هر آن كس از امّت تو كه دغدغه هايش بسيار شود، در نهان، مرا بخواند و بگويد:. و با ياد توست كه دل ها آرام مى گيرد. اى دگرگون كننده دل ها و ديده ها! دل مرا از دغدغه ها به آسودگى و آرامش، دگرگون ساز و مگذار كه دغدغه ها مرا از ياد تو باز بدارد. به تو التماس مى كنم».
۱.البلد الأمين: ص 506 عن الإمام الباقر عن الإمام عليّ عليهماالسلام، بحار الأنوار: ج 95 ص 309 ح 1.
تفسير القمّي عن إسماعيل الجعفي عن الإمام الباقر عليه السلامـ في وَصفِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: فَلَمَّا انتَهى بِهِ إلى سِدرَةِ المُنتَهى تَخَلَّفَ عَنهُ جَبرَئيلُ عليه السلام، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: «يا جَبرَئيلُ، في هذَا المَوضِعِ تَخذُلُني»؟!
فَقالَ: تَقَدَّم أمامَك، فَوَاللّهِ لَقَد بَلَغتَ مَبلَغا لَم يَبلُغهُ أحَدٌ مِن خَلقِ اللّهِ قَبلَكَ. «فَرَأَيتُ مِن نورِ رَبّي، وحالَ بَيني وبَينَهُ السُّبحَةُ».
قُلتُ: ومَا السُّبحَةُ ۱ جُعِلتُ فِداكَ؟
فَأَومَأَ بِوَجهِهِ إلَى الأَرضِ وأَومَأَ بِيَدِهِ إلَى السَّماءِ وهُوَ يَقولُ: جَلالُ رَبّي ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ. ۲
تفسير القمّىـ به نقل از اسماعيل جُعفى، در وصف معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «چون جبرئيل عليه السلام پيامبر صلى الله عليه و آله را به سِدرةُ المُنتهى (آخرين درخت سِدر) رساند، وا پس ايستاد. پيامبر خدا فرمود: «اى جبرئيل! در چنين جايى مرا تنها مى گذارى؟!».
[جبرئيل عليه السلام] گفت: تو پيش برو؛ زيرا به خدا سوگند، به جايى رسيده اى كه هيچ مخلوقى پيش از تو به آن جا نرسيده است. پس، از نور پروردگارم ديدم و سُبحه، ميان من و او حايل گشت».
گفتم: سُبحه ۳ چيست، فدايت شوم؟
[امام عليه السلام] با صورتش به زمين و با دستش به آسمان اشاره كرد و سه بار فرمود: «شكوهِ پروردگارم».
۱.في المصدر: «السبخة» في كلا الموضعين، والتصويب من بحار الأنوار وتفسير نور الثقلين وتفسير الصافي. وقال المجلسي قدس سره: لعلّ المراد بالسُّبْحة تنزّهه وتقدّسه تعالى؛ أي حال بيني وبينه تنزّهه عن المكان والرؤية، وإلّا فقد حصل غاية ما يمكن من القرب. قال الجزري: سُبُحات اللّه: جلالُه وعظمتُه، وهي في الأصل جمع سُبْحة (بحار الأنوار: ج 18 ص 374).
۲.تفسير القمّي: ج 2 ص 243، بحار الأنوار: ج 18 ص 373 ح 79.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: شايد مراد از «سُبحه»، تنزّه و تقدّس خداوند متعال است؛ يعنى منزّه بودن او از مكان و ديده شدن، ميان من و او حايل گشت، وگرنه حدّ اعلاى قرب، حاصل شده است. جزرى مى گويد: «سُبُحات اللّه»، يعنى جلال و عظمت خداوند. سُبحات، جمع «سُبحه» است.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمَدُ، لَيسَ كُلُّ مَن قالَ: «اُحِبُّ اللّهَ» أحَبَّني، حَتّى يَأخُذَ قُوتا. ويَشغَلَ بِذِكري اشتِغالاً، ويُكثِرَ التَّسبيحَ دائِما ۱.
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى متعال فرمود: «. اى احمد! نه هر كه گفت: خدا را دوست دارم مرا دوست دارد، مگر آن گاه كه خوراكى برگيرد. و همواره به ياد من بپردازد و پيوسته تسبيح بسيار گويد».
۱.إرشاد القلوب: ص 199 ـ 205، بحار الأنوار: ج 77 ص 30 ح 6.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه به معراج بُرده شدم، ابراهيم عليه السلام را ديدم. به من گفت: «اى محمّد! از جانب من به امّتت سلام برسان و به آنان بگو كه: بهشت، خاكى پاك و آبى گوارا دارد و دشتستانى است كه نهال هايش عبارت اند از: پاكا خدا! و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است».
۱.قِيعان: جمع قاع؛ وهو المكان المستوي الواسع في وطأة من الأرض (النهاية: ج 4 ص 132 «قيع»).
۲.سنن الترمذي: ج 5 ص 510 ح 3462 عن عبد اللّه بن مسعود، كنزالعمّال: ج 1 ص 460 ح 1989؛ الدعوات: ص 46 ح 113 وزاد في آخره «ولا حول ولا قوّة إلّا باللّه، فأمر اُمّتك فليكثروا من غرسها»، بحار الأنوار: ج 93 ص 174 ح 21.
عنه صلى الله عليه و آله:لَمّا اُسرِيَ بي إلَى السَّماءِ، دَخَلَتُ الجَنَّةَ فَرَأَيتُ فيها قِيعانا يَقَقا ۱ مِن مِسكٍ، ورَأَيتُ فيها مَلائِكَةً يَبنونَ لَبِنَةً مِن ذَهَبٍ ولَبِنَةً مِن فِضَّةٍ ورُبَّما أمسَكوا.
فَقُلتُ لَهُم: ما لَكُم رُبَّما بَنَيتُم ورُبَّما أمسَكتُم؟ قالوا: حَتّى تَأتِيَنَا النَّفَقَةُ.
قُلتُ: وما نَفَقَتُكُم؟ قالوا: قَولُ المُؤمِنِ: «سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ»؛ فَإِذا قالَهُنَّ بَنَينا، وإذا سَكَتَ وأمسَكَ أمسَكنا. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه به معراج برده شدم، به بهشت در آمدم و در آن، دشت هايى بسيار سپيد از مُشك ديدم، و در آن دشت ها فرشتگانى را ديدم كه خشتى از زر و خشتى از سيم بر هم مى نهند، و گاه دست از كار مى كِشند. به آنان گفتم: «از چه رو، گاه مى سازيد و گاه مى ايستيد؟». گفتند: تا اين كه هزينه به ما برسد.
گفتم: «هزينه تان چيست؟».
گفتند: اين سخن مؤمن: «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است». هر گاه اينها را بگويد، ما مشغول ساختن مى شويم، و چون ساكت شود و از گفتنْ باز ايستد، ما نيز [از ساختن] باز مى ايستيم.
۱.اليَقَقُ: المتناهي في البياض (النهاية: ج 5 ص 299 «يقق»).
۲.الأمالي للطوسي: ص 474 ح 1035، عدّة الداعي: ص 249 كلاهما عن حمّاد بن عثمان عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، تفسير القمّي: ج 2 ص 53 عن جميل وج 1 ص 21 عن حمّاد وفيه «تفق» بدل «يققا» وكلاهما عن الإمام الصادق عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 93 ص 83 نقلاً عن تفسير النعماني.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثِ المِعراجِ وقَد قالَ لَهُ سُبحانَهُ: اُنظُر إِلى عَرشي ـ: فَنَظَرتُ إِلى عَظَمَةٍ ذَهَبَت لَها نَفسي وغُشِيَ عَلَيَّ، فَاُلهِمتُ أَن قُلتُ: سُبحانَ رَبِّيَ العَظيمِ وبِحَمدِهِ لِعِظَمِ ما رَأَيتُ، فَلَمّا قُلتُ ذلِكَ تَجَلَّى الغَشيُ عَنّي حَتّى قُلتُها سَبعا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در «حديث معراج» كه خداى سبحان به او فرمود: به عرشم بنگر ـ: پس به سِتُرگى اى نگريستم كه جانم براى آن رفت و بيهوش شدم. پس به سبب سِتُرگى آنچه ديدم، به من الهام شد. گفتم: «منزّه است خداوندگار سِتُرگم و من، به ستايش او مى پردازم!». پس چون آن را گفتم، بيهوشى از من برطرف شد، تا اين كه آن را هفت بار گفتم.
۱.علل الشرائع: ص 315 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
امام صادق عليه السلام:زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به معراج برده شد، جبرئيل عليه السلام ايشان را به جايى رسانيد و خود با ايشان نرفت. پيامبر خدا فرمود: «اى جبرئيل! در چنين وضعى مرا تنها مى گذارى؟».
جبرئيل عليه السلام گفت: برو! به خدا سوگند، در جايى قدم گذاشته اى كه پاى هيچ بشرى به آن جا نرسيده و پيش از تو، هيچ بشرى به آن جا نرفته است.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادینبوتمعراج پیامبر صلی الله علیه و آله +1 مورد دیگر
الإمام الباقر عليه السلام:لَمّا اُسرِيَ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إلَى السَّماءِ فبَلَغَ البَيتَ المَعمورَ وحَضَرَتِ الصَّلاةُ فأذَّنَ جَبرئيلُ وأقامَ، فتَقَدَّمَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وصُفَّ المَلائكَةُ والنَّبِيّونَ خَلفَ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. ۱
امام باقر عليه السلام:شبى كه پيامبر خدا به آسمان برده شد، به بيت المعمور رسيد و وقت نماز شد. جبرئيل عليه السلام اذان و اقامه گفت. پيامبر صلى الله عليه و آله به امامت ايستاد و فرشتگان و پيامبران نيز در پشت سر محمّد صلى الله عليه و آله صف كشيدند.
۱.الكافي: ج 3 ص 302 ح 1.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراج النَّبِيّ صلى الله عليه و آله ـقالَ اللّهُ عز و جل:. يا أحمَدُ، إنَّ أهلَ الآخِرَةِ لا يَهنَؤُهُمُ الطَّعامُ مُنذُ عَرَفوا رَبَّهُم، ولايَشغَلُهُم مُصيبَةٌ مُنذُ عَرَفوا سَيِّئاتِهِم، يَبكونَ عَلى خَطاياهُم، يُتعِبونَ أنفُسَهُم ولا يُريحونَها، وإنَّ راحَةَ أهلِ الجَنَّةِ فِي المَوتِ، وَالآخِرَةُ مُستَراحُ العابِدينَ، مُؤنِسُهُم دُموعُهُمُ الَّتي تَفيضُ عَلى خُدودِهِم، وجُلوسُهُم مَعَ المَلائِكَةِ الَّذينَ عَن أيمانِهِم وعَن شَمائِلِهِم، ومُناجاتُهُم مَعَ الجَليلِ الَّذي فَوقَ عَرشِهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در بيان حديث معراج ـ: خداوند عز و جل فرمود: «. اى احمد! همانا اهل آخرت، از آن هنگام كه پروردگارشان را شناختند، غذايى خوش از گلويشان پايين نرفت و از آن هنگام كه گناهانشان را شناختند، هيچ مصيبتى آنان را به خود مشغول نساخت. بر گناهان خويش مى گريند. نفْس هايشان را به رنج مى افكنند و آنها را آسوده نمى گذارند. آسايش اهل بهشت، در مردن است و آخرت، آسايشگاه عبادتْ پيشگان است. مونس آنان، اشك هايشان است كه بر گونه هايشان سرازير مى شود، و همنشينىِ آنان، با فرشتگانى است كه در راست و چپ آنان قرار گرفته اند، و راز و نيازشان، با خداوند شكوهمندى است كه بر فراز عرشِ خويش است».
۱.بحار الأنوار: ج 77 ص 21 ـ 25 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثِ المِعراجِ ـ: يا رَبِّ، ومَن أوصِيائي؟ فَنوديتُ: يا مُحَمَّدُ، أوصِياؤُكَ المَكتوبونَ عَلى ساقِ عَرشي، فَنَظَرتُ وأنَا بَينَ يَدَي رَبّي جَلَّ جَلالُهُ إلى ساقِ العَرشِ، فَرَأَيتُ اثنَي عَشَرَ نورًا، في كُلِّ نورٍ سَطرٌ أخضَرُ مَكتوبٌ عَلَيهِ اسمُ وَصِيٍّ مِن أوصِيائي، أوَّلُهُم عَلِيُّ بنُ أبي طالِبٍ، وآخِرُهُم مَهدِيُّ اُمَّتي.
فَقُلتُ: يا رَبِّ، هؤُلاءِ أوصِيائي مِن بَعدي؟ فَنوديتُ: يا مُحَمَّدُ، هؤُلاءِ أولِيائي وأحِبّائي وأصفِيائي وحُجَجي بَعدَكَ عَلى بَرِيَّتي، وهُم أوصِياؤُكَ وخُلَفاؤُكَ وخَيرُ خَلقي بَعدَكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديث معراج ـ: [گفتم:] بار خدايا! اوصياى من كيان اند؟
ندا در رسيد كه: «اى محمّد! نام اوصياى تو بر پايه عرش من، نوشته شده است».
من، در حالى كه در برابر پروردگار عز و جل قرار داشتم، به پايه عرش نگريستم و دوازده نور را ديدم كه در هر نور، سطرى سبزرنگ بود كه نام وصى اى از اوصياى من بر آن نوشته شده بود. نخستينِ آنها على بن ابى طالب و آخرينِ ايشان، مهدى امّتم بود.
گفتم: بار خدايا! اينان، اوصياى پس از من هستند؟
ندا در رسيد كه: «اى محمّد! اينان، اوليا، دوستان، برگزيدگان و حجّت هاى من بر مردم، پس از تو هستند. ايشان اند اوصيا و جانشينان تو و بهترينِ خلقم پس از تو».
۱.علل الشرائع: ص6 ح1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيلَةَ عُرِجَ بي إلَى السَّماءِ رَأَيتُ عَلى بابِ الجَنَّةِ مَكتوبًا: لا إلهَ إلَا اللّهُ، مُحَمَّدٌ رَسولُ اللّهِ، عَلِيٌّ حَبيبُ اللّهِ، وَالحَسَنُ وَالحُسَينُ صَفوَةُ اللّهِ، فاطِمَةُ خِيَرَةُ اللّهِ، عَلى باغِضِهِم لَعنَةُ اللّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه مرا به معراج بُردند، ديدم كه بر درِ بهشت نوشته شده است: «معبودى جز اللّه نيست. محمّد، فرستاده خداست. على، حبيب خداست. حسن و حسين، برگزيده خدايند. فاطمه، منتخب خداست. لعنت خدا بر دشمن آنان باد!».
۱.تاريخ بغداد: ج1 ص259.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۰۱