حدیث دربارهترغيب به ياد خدا در همه احوال
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَرَرتُ لَيلَةَ اُسرِيَ بي بِرَجُلٍ مَغيبٍ في نورِ العَرشِ؛ فَقُلتُ: مَن هذا! مَلَكٌ؟ قيلَ: لا، قُلتُ: نَبِيٌّ؟ قيلَ: لا، قُلتُ: مَن هُوَ؟
قالَ: هذا رَجُلٌ كانَ فِي الدُّنيا لِسانُهُ رَطبا مِن ذِكرِ اللّهِ، وقَلبُهُ مُعَلَّقا بِالمَساجِدِ، ولَم يَستَسِبَّ ۱ لِوالِدَيهِ قَطُّ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه مرا به معراج بردند، به مردى برخوردم كه در نور عرش، گُم بود. گفتم: اين كيست؟ فرشته است؟
گفته شد: «نه».
گفتم: پيامبر است؟
گفته شد: «نه».
گفتم: او كيست؟
گفتند: «اين، مردى است كه در دنيا زبانش از ياد خدا تَر و تازه، و دلش آويخته به مسجدها بود و هرگز براى پدر و مادرش ناسزا نخريد». ۳
۱.لم يَسْتَسِبَّ لوالديه: أي لم يعرّضهما للسبّ ويجرّه إليهما؛ بأن يسبّ أبوَي غيره فيسبّ أبويه مجازاةً له (اُنظر النهاية: ج 2 ص 330 «سبب»).
۲.الأولياء لابن أبي الدنيا: ص 92 ح 95 عن أبي المخارق.
۳.يعنى به پدر و مادر ديگران، ناسزا نگفت تا آنها نيز، متقابلاً، به پدر و مادر او ناسزا بگويند يا به اين معناست كه با اعمال ناشايست خود، موجب نفرين فرستادن مردم به پدر و مادرش نشد.