فیلترها
نتایج جستجو برای «غرور»: ۳۳۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن خُطبَةٍ لَهُ يَومَ الجُمُعَةِ ـ: ألا وإنَّ مِن عَلاماتِ العَقلِ: التَّجافِيَ عَن دارِ الغُرورِ، وَالإِنابَةَ إلى دارِ الخُلودِ، وَالتَّزَوُّدَ لِسُكنَى القُبورِ، وَالتَّأَهُّبَ لِيَومِ النُّشورِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در يكى از خطبه هاى روز جمعه ـ: بدانيد كه يكى از نشانه هاى خردمندى، [دل]كندن از خانه فريبنده [ى دنيا]، رو كردن به سراى جاودانه، توشه گيرى براى خانه قبر و آمادگى براى روز رستاخيز است.
۱.أعلام الدين: ص 333 عن أبي الدرداء، إرشاد القلوب: ص 45، بحار الأنوار: ج 77 ص 176 ح 10.
عنه عليه السلام:عِندَ غُرورِ الأَطماعِ وَالآمالِ تَنخَدِعُ عُقولُ الجُهّالِ، وتُختَبَرُ ألبابُ الرِّجالِ. ۱
امام على عليه السلام:به هنگام فريبكارى آزها و آرزوها، خردِ نادان، فريب مى خورد و خرد مردان، سنجيده مى شود.
۱.غرر الحكم: ح 6222، عيون الحكم والمواعظ: ص 337 ح 5748.
عنه عليهالسلام: أفضَلُ العَقلِ الاِعتِبارُ، وأفضَلُ الحَزمِ الاِستِظهارُ، وأكبَرُ الحُمقِ الاِغتِرارُ. ۱
امام على عليهالسلام: برترين خردمندى، پندآموزى است؛ برترين دورانديشى، يارى جُستن است؛ و بزرگترين حماقت، غرور است.
۱.غرر الحكم: ح 3273، عيون الحكم والمواعظ: ص 123 ح 2807 وليس فيه ذيله.
امام على عليهالسلام: خردمند، فريفته نمىشود.
عنه عليهالسلام: اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ. ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ. ۱
امام على عليهالسلام: بندگان خدا! از خداوند، پروا كنيد؛ پرواى خردمندى كه انديشيدن، دلش را مشغول كرده است. و [زيورهاى] فريبنده، او را [از راه درست] باز نگردانده است.
۱.نهجالبلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44 نقلاً عن كتاب عيون الحكم والمواعظ وليس فيه «عباد اللّه».
عنه عليهالسلام: اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ.
وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في
امام على عليهالسلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شبزندهدارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوتهايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديكترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دامهاى فريب، او را گرفتار نساختهاند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوشترين خواب و آسودهترين روز، دست يافته است.
[چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوشبختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
الإمام عليّ عليه السلام:لا يَنبَغي لِلعاقِلِ أن يُظهِرَ سُرورًا بِرَجاءٍ؛ لِأَنَّ الرَّجاءَ غُرورٌ. ۱
امام على عليه السلام:سزاوار نيست كه خردمند، تنها بر پايه اميد (آرزو)، شادمانى خود را ابراز دارد؛ زيرا اميد (آرزو) فريبنده است.
۱.نثر الدرّ: ج 1 ص 322.
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا.
يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ!
وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ
امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى.
اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد.
پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى.
آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است:
«اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،
إنَّ خِضرًا وعَلِيًّا عليهماالسلام قَدِ اجتَمَعا، فَقالَ لَهُ عَلِيٌّ عليه السلام:قُل كَلِمَةَ حِكمَةٍ، فَقالَ: ما أحسَنَ تَواضُعَ الأَغنِياءِ لِلفُقَراءِ قُربَةً إلَى اللّهِ! فَقالَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: وأحسَنُ من ذلِكَ تيهُ الفُقَراءِ عَلَى الأَغنِياءِ ثِقَةً بِاللّهِ. فَقالَ الخِضرُ: لِيُكتَب هذا بِالذَّهَبِ ۱.
خضر و على عليه السلام گرد هم آمدند. على عليه السلام به او گفت:سخن حكيمانه اى بگو. خضر گفت: چه نيكوست تواضع توانگران در برابر مستمندان به جهت نزديكى به خدا. امير مؤمنان عليه السلام نيز فرمود: نيكوتر از آن، غرور مستمندان بر توانگران است از روى اتكاء به خداوند. خضر نيز گفت: اين سخن را بايد با طلا نوشت.
۱.المناقب لابن شهر آشوب: 2 / 247، وراجع نهج البلاغة: الحكمة 406، روضة الواعظين: 497، مشكاة الأنوار: 128؛ تاريخ بغداد: 11 / 234، المناقب للخوارزمي: 373 / 392.
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ مِنَ العِلمِ كَهَيئَةِ المَكنونِ لايَعلَمُهُ إلاَّ العُلَماءُ بِاللّهِ، فَإِذا نَطَقوا بِهِ لا يُنكِرُهُ إلاّ أهلُ الغِرَّةِ بِاللّهِ عز و جل ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:گونه اى دانش نهانى است كه آن را جز دانايان به خدا ندانند، پس هرگاه بدان لب بگشايند، جز مغروران به خداى عز و جل، آن را انكار نكنند.
۱.الفردوس: 1 / 210 / 802 عن أبي هريرة.
عنه عليه السلام:لا يُلفَى العاقِلُ مَغرورًا ۱.
امام على عليه السلام:خردمند، فريب نمى خورد.
۱.غرر الحكم: 10563
عنه عليه السلام:غُرورُ الشَّيطانِ يُسَوِّلُ ويُطمِعُ ۱.
امام على عليه السلام:فريب شيطان زينت مى دهد و به طمع مى اندازد.
۱.غرر الحكم: 6389.
عنه عليه السلام:اِتَّقُوا اللّهَ عِبادَ اللّهِ، تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ. ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ ۱.
امام على عليه السلام:بندگان خدا! از خدا پروا كنيد؛ پرواى انديشمندى كه انديشيدن دلش را مشغول ساخته. و فريبهاى منحرف كننده او را از راه به در نبرده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83.
امام على عليه السلام:من، شما را از دنيا برحذر مى دارم؛ چرا كه دنيا، شيرين و چشم نواز است، آكنده از خواهش هاى نفسانى و دل بسته دنياست؛ به آرزوها آباد است و به فريبندگى ها، آراسته.
عنه عليه السلام:في غُرورِ الآمالِ انقِضاءُ الآجالِ. ۱
امام على عليه السلام:در فريب آرزوها، عمرها به پايان مى رسد.
۱.غرر الحكم: ح 6471، عيون الحكم والمواعظ: ص 354 ح 6002.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أبا ذَرٍّ، كَم مِن مُستَقبِلٍ يَوما لا يَستَكمِلُهُ، ومُنتَظِرٍ غَدا لا يَبلُغُهُ.
يا أبا ذَرٍّ، لَو نَظَرتَ إلَى الأَجَلِ ومَسيرِهِ لَأَبغَضتَ الأَمَلَ وغُرورَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابوذر ـ: اى ابوذر! بسا آغازكننده روزى كه آن را به پايان نمى بَرَد و بسا چشم به راه فردايى كه به آن نمى رسد!
اى ابوذر! اگر به اَجَل و فرا رسيدن آن مى نگريستى، هر آينه، آرزو و فريبكارى آن را دشمن مى داشتى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 526 ح 1162، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 364 ح 2661 كلاهما عن أبي ذرّ، بحار الأنوار: ج 77 ص 75 ح 3؛ مسند الشهاب: ج 1 ص 346 ح 593، الفردوس: ج 3 ص 304 ح 4913 كلاهما عن ابن عمر، كنز العمّال: ج 3 ص 493 ح 7573.
عنه عليه السلام:لو رَأَى العَبدُ الأَجَلَ ومَصيرَهُ، لَأَبغَضَ الأَمَلَ وغُرورَهُ. ۱
امام على عليه السلام:اگر بنده، اَجَل را و فاصله [اندك] آن را مى ديد، هر آينه، آرزو راو فريب آن را دشمن مى داشت.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 334، بحار الأنوار: ج 73 ص 167 ح 29.
امام على عليه السلام:اگر اَجَل و حركت آن را مى ديديد، از آرزو و فريب آن، روى مى گردانديد.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ عِندَ ذِكرِ المَوتِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ، وَاكفِنا طولَ الأَمَلِ وقَصِّرهُ عَنّا بِصِدقِ العَمَلِ، حَتّى لا نُؤَمِّلَ استِتمامَ ساعَةٍ بَعدَ ساعَةٍ و لاَ استيفاءَ يَومٍ بَعدَ يَومٍ ولاَ اتِّصالَ نَفسٍ بِنَفسٍ ولا لُحوقَ قَدَمٍ بِقَدَمٍ، وسَلِّمنا مِن غُرورِهِ وآمِنّا مِن شُرورِهِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى ايشان در هنگام ياد از مرگ ـ: خداوندا! بر محمّد و خاندان او درود فرست و ما را از درازىِ آرزو، نگه دار و با راستىِ كردار، آرزو را در ما كوتاه گردان، آن گونه كه [حتّى] آرزو نداشته باشيم ساعتى را پس از ساعت ديگر به سر آوريم، يا روزى را از پس روزى ديگر به پايان بريم، يا نفسى را به نفسى ديگر، پيوند دهيم، يا گامى از پىِ گامى ديگر برداريم. ما را از فريب آرزو به سلامت دار و از بدى هاى آن، در امان بدار.
۱.الصحيفة السجّاديّة: ص 153 الدعاء 40، الدعوات: ص 178 ح 492 وفيه «الحذر» بدل «العمل» و «استتمام» بدل «استيفاء».
عنه عليه السلام:إيّاكَ وطولَ الأَمَلِ؛ فَكَم مِن مَغرورٍ اُفتُتِنَ بِطولِ أمَلِهِ وأفسَدَ عَمَلَهُ وقَطَعَ أجَلَهُ، فَلا أمَلَهُ أدرَكَ ولا ما فاتَهُ استَدرَكَ. ۱
امام على عليه السلام:از آرزوى دراز بپرهيز؛ زيرا بسا فريب خورده اى كه فريبِ آرزوى درازش را خورد و عملش را تباه كرد و عمرش را به سر آورد و نه به آرزويش رسيد و نه [عمر و عملِ] از دست رفته را جبران كرد.
۱.غرر الحكم: ح 2715، عيون الحكم والمواعظ: ص 99 ح 2278.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۳۷