فیلترها
نتایج جستجو برای «عناب»: ۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العُنّابُ يَذهَبُ بِالحُمّى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عُنّاب، تب را مى بَرد.
۱.طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 9.
تفسير القمّي عن الإمام الصادق عليه السلام: «وَاللَّهُ يُضَـعِفُ لِمَن يَشَاءُ» ۱ لِمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ. قالَ: فَمَن أنفَقَ مالَهُ ابتِغاءَ مَرضاةِ اللّهِ ثُمَّ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ، كانَ كَما قالَ اللّهُ: «أَيَوَدُّ أَحَدُكُمْ أَن تَكُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِّن نَّخِيلٍ وَأَعْنَابٍ تَجْرِى مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَـرُ لَهُ فِيهَا مِن كُلِّ الثَّمَرَ تِ وَأَصَابَهُ الْكِبَرُ وَلَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفَاءُ فَأَصَابَهَا إِعْصَارٌ فِيهِ نَارٌ فَاحْتَرَقَتْ» ۲ قالَ: الإِعصارُ: الرِّياحُ، فَمَنِ امتَنَّ عَلى مَن تَصَدَّقَ عَلَيهِ، كَمَن كانَ لَهُ جَنَّةٌ كَثيرَةُ الثِّمارِ، وهُوَ شَيخٌ ضَعيفٌ لَهُ أولادٌ صِغارٌ ضُعَفاءُ، فَتَجيءُ ريحٌ أو نارٌ فَتُحرِقُ ما لَهُ كُلَّهُ. ۳
تفسير القمّىـ به نقل از امام صادق عليه السلام ـ: [آيه] «خدا براى هر كه بخواهد، دو چندان مى كند» ، براى كسى است كه دارايى خود را به خاطر جلب خشنودى خدا انفاق كند. هر كس دارايى خود را در راه جلب خشنودى خدا انفاق كند و سپس بر كسى كه به او كمك كرده است، منّت گذارد، چنان است كه خداوند فرموده است: «آيا كسى از شما دوست دارد كه باغى از درخت خرما و انگور داشته باشد كه در آن، جوى ها روان اند و براى او در آن باغ، هر گونه ميوه اى هست و در حالى كه به او، پيرى رسيده و فرزندانى خردسال دارد، [ناگهان] اِعصارى آتشين بر آن بيفتد و [باغ، يكسر] بسوزد؟» . اِعصار، به معناى گردباد است.
پس، هر كه بر كسى كه به او صدقه داده است، منّت بگذارد، همانند كسى است كه باغى پُر ميوه دارد و خود، پيرى ناتوان است و فرزندانى
عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اَللَّهُمَّ إِنَّكَ خَلَقْتَ جَنَّةً لِمَنْ أَطاعَكَ، وَأَعْدَدْتَ فِيها مِنَ النَّعِيمِ المُقِيمِ ما لا يَخْطُرُ عَلى القُلُوبِ، وَوَصَفْتَها بِأَحْسَنِ الصِّفَةِ فِي كِتابِكَ، وَشَوَّقْتَ إِلَيها عِبادَكَ، وَأَمَرْتَ بِالمُسابَقَةِ إِلَيْها، وَأَخْبَرْتَ عَنْ سُكّانِها وَما فِيها مِنْ حُورٍ عينٍ كَأَنَّهُنَّ بَيضٌ مَكْنُونٌ، وَوِلْدانٍ كَاللُّؤْلُؤِ المَنْثُورِ، وَفاكِهَةٍ وَنَخْلٍ وَرُمّانٍ، وَجَنّاتٍ مِنْ أَعْنابٍ، وَأَنْهارٍ مِنْ طَيِّبِ الشَّرابِ، وَسُنْدُسٍ وَاِسْتَبْرَقٍ، وَسَلْسَبِيلٍ وَرَحِيقٍ مَخْتُومٍ، وَأَسْوِرَةٍ مِنْ فِضَّةٍ، وَشَرابٍ طَهُورٍ، وَمُلْكٍ كَبِيرٍ، وَقُلْتَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ تَبارَكْتَ وَتَعالَيْتَ: «فَلَا تَعْلَمُ نَفْسٌ مَّا
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا! تو براى كسى كه فرمانت بَرَد، بهشتى آفريدى و در آن، چنان نعمت هاى ماندگارى فراهم آوردى كه هيچ كس تصوّرش را هم نمى كند، و آن بهشت را در كتابت به نيكوترين شكل، وصف نمودى و بندگانت را به آن، تشويق كردى و آنان را به پيشى گرفتن به سوى آن، فرمان دادى و از ساكنان آن و آنچه در آن بهشت است، خبر دادى؛ از: سيه چشمانى كه [از سيمين بَرى] چونان تخم شترمرغ، [زير پَر]پنهان اند، و پسركانى كه گويى مرواريدهاى پراكنده اند، و ميوه ها و خرمابُنان و انار، و باغ هاى انگور، و جويبارانى از نوشيدنىِ پاك، و جامه هاى ابريشمى و ديباى ستبر، و [چشمه] سَلسَبيل و باده نابِ سر به مُهر، و دستبندهاى سيمين، و شراب پاك، و سلطنتى بزرگ، و در پىِ اين همه ـ اى بلندمرتبه والا ـ
الإمام العسكري عليه السلام:قُلتُ لِأَبي عَلِيِّ بنِ مُحَمَّدٍ عليهماالسلام: هَل كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُناظِرُ اليَهودَ وَالمُشرِكينَ إذا عاتَبوهُ ويُحاجُّهُم [إذا حاجّوهُ]؟ قالَ: بَلى مِرارا كَثيرةً، مِنها ما حَكَى اللّهُ مِن قَولِهِم: «وَ قَالُواْ مَالِ هَـذَا الرَّسُولِ يَأْكُلُ الطَّعَامَ وَ يَمْشِى فِى الْأَسْوَاقِ لَوْلَا أُنزِلَ إِلَيْهِ مَلَكٌ» إلى قَولِهِ ـ: «رَجُلاً مَّسْحُورًا» . ۱ «وَ قَالُواْ لَوْلَا نُزِّلَ هَـذَا الْقُرْءَانُ عَلَى رَجُلٍ مِّنَ الْقَرْيَتَيْنِ عَظِيمٍ» . ۲
وقَولُهُ عز و جل: «وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَكَ حَتَّى تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ يَنـبُوعًا» ـ إلى قَولِهِ ـ: «كِتَـبًا نَّقْرَؤُهُ» . ۳
ثُمَّ قيلَ لَهُ في آخِرِ ذلِكَ: لَو
امام عسكرى عليه السلام:به پدرم، امام هادى عليه السلام، گفتم: آيا پيامبر خدا با يهوديان و مشركان، زمانى كه وى را مورد عتاب قرار مى دادند، مناظره مى كرد و آيا [هنگامى كه آنان محاجّه مى كردند] با آنان محاجّه مى نمود؟
فرمود: «آرى، بارها و بارها! از جمله آنها، همانى است كه خدا از قول مشركان نقل كرده است: «و گفتند: «اين چه پيامبرى است كه غذا مى خورد و در بازارها راه مى رود؟! چرا فرشته اى به سوى او نازل نشده؟. از مردى افسون شده پيروى مى كنيد»» ؛ «و گفتند: «چرا اين قرآن، بر مردى بزرگ از [آن] دو شهر، فرود نيامده است؟»» . و نيز قول خداوند عز و جل كه مى فرمايد: «و گفتند: «هرگز به تو ايمان نخواهيم آورد، مگر اين كه برايمان از زمين، چشمه اى بجوشانى، يا چنان كه خود مى پندارى، آسمان را پاره پاره بر سر
۱.الفرقان: 7 و 8.
۲.الزخرف: 31.
۳.الإسراء: 90 ـ 93.
۴.استفحل أمر العدوّ: إذا قوي واشتدّ (لسان العرب: ج 11 ص 517).
۵.الطور: 44.
۶.العلق: 6 و 7.
۷.الفرقان: 7 و 8.
۸.الإسراء: 48.
۹.الفرقان: 10.
۱۰.هود: 12.
۱۱.الأنعام: 8 و 9.
۱۲.الكهف: 110.
۱۳.الفرقان: 9.
۱۴.اللازب: الثابت الشديد الثبوت، ويعبّر باللازب عن الواجب، فيقال: ضربة لازب (مفردات ألفاظ القرآن: ص 739)، وفي بعض النسخ «ضريبة» بدل «ضربة».
۱۵.الزخرف: 31 و 32.
۱۶.في بحار الأنوار «أنفَذتُم».
۱۷.الإسراء: 93.
۱۸.الاحتجاج: ج 1 ص 47 ح 22، بحار الأنوار: ج 9 ص 269 ح 2.
۱۹.. «استفحل أمر العدوّ» وقتى گفته مى شود كه دشمن، قوى و شديد شده باشد.
۲۰.. تعبير «لازب» كه در متن حديث آمده به معناى بسيار پايدار است. گاه از واجب نيز با تعبير لازب ياد مى شود. به ضربه چسبنده، ضربه لازب مى گويند.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:العُنّابُ يَذهَبُ بِالحُمّى. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:عُنّاب، ۲ تب را مى بَرد.
۱.. طبّ النبيّ صلى الله عليه و آله: ص 9، بحار الأنوار: ج 62 ص 232 ح 1.
۲.عُنّاب، درختى است مشهور، و چنان كه ادّعا كرده اند، برگ آن براى چشم دردهاى گرم، سودمند است و ميوه اش نيز رطوبت را از خون مى گيرد. حتّى گفته اند كه دست زدن به عنّاب نيز همين اثر را دارد. از همين روى، هر گاه بخواهند آن را از شهرى به شهر ديگر ببرند، هر روز، آن را بر پشت يك مَركَب مى نهند تا يك مركب، به تنهايى آن را حمل نكند و خونش خشك نشود!
جالينوس، درباره آن گفته است: خون را خشك نمى كند. تنها بر غلظت آن مى افزايد.
ابن بيطار، به نقل از مسيح عليه السلام آورده است: گرم و مرطوب و در ميانه درجه نخست است و در آن، حرارت، بيش از رطوبت است. چون خودِ عنّاب يا آبش خورده شود، خلطى خوب مى آورد. اين ميوه، تندى و سوزندگى خون را نيز تسكين مى دهد و براى سرفه، نفَس تنگى، درد كليه و مثانه و درد سينه، سودمند است. نوع برگزيده آن، عُنّابى است كه هسته اش نيز بزرگ باشد. اگر پيش از غذا خورده شود، مناسب تر است.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، قد جَعَلَ اللّهُ ذلكَ دَليلاً على مَعرِفَتِهِ بأنَّ لَهُم مُدَبِّرا، فقالَ: «و سَخَّرَ لَكُمُ اللَّيْلَ و النَّهارَ و الشَّمْسَ و القَمَرَ و النُّجُومُ مُسَخَّراتٌ بأمْرِهِ إنَّ في ذلِكَ لاَياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلونَ» ۱، و قالَ: «هُوَ الّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ مِنْ نُطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثُمَّ لِتَبْلُغوا أشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخا و مِنْكُمْ مَن يُتَوفَّى مِن قَبْلُ و لِتَبْلُغوا أجَلاً مُسَمَّىً و لَعَلَّكُم تَعْقِلونَ» ۲، و قالَ: إنّ في اخْتِلافِ اللَّيْلِ و النَّهارِ و ما أنْزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن رِزْقٍ فأحْيا بِهِ الأرْضَ بَعْدَ مَوْتِها و تَصْريفِ الرِّياحِ (و السَّحابِ المُسَخَّرِ بَيْنَ
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند اينها را راهنمايى براى شناخت خود قرار داده است، تا دريابند كه آنان را مدبّرى است و فرمود: «و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او رام شده اند. مسلّما در اين [پديده ها] براى مردمى كه تعقّل مى كنند نشانه اى است» و فرمود: «او كسى است كه شما را از خاكى بيافريد و سپس از نطفه اى و آنگاه از لخته خونى و زان پس شما را [به صورت]كودكى بيرون مى آورد تا به كمال قوّت خود برسيد و تا سالمند شويد و برخى از شما [اين سير را نمى پويد و]مرگ پيش رَس مى يابد و تا [سرانجام] به مدّتى كه مقرّر است برسيد و اميد كه تعقّل ورزيد» و فرمود: همانا در گردش شب و روز در آنچه از روزى كه خدا از آسمان فرو فرستاد و بدان وسيله زمين مرده را حيات بخشيد و در جا به