نتایج جستجو برای «عبرت»: ۳۰۴ حدیث
الإمام الصادق عليه السلام:تَفَكُّرُ ساعَةٍ خَيرٌ مِن عِبادَةِ سَنَةٍ، قالَ اللّهُ: «إنَّمَا يَتَذَكَّرُ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ» ۱. ۲
امام صادق عليه السلام:يك ساعت انديشه كردن، بهتر از يك سال عبادت است. خداوند فرمود: «همانا خردمندان، عبرت مى گيرند» .
۱.الزمر: 9، الرعد: 19.
۲.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 208 ح 26 عن أبي العبّاس، بحار الأنوار: ج 71 ص 327 ح 22.
الدرّ المنثور عن ابن دينار:أوحَى اللّهُ إلى موسى عليه السلام: أنِ اتَّخِذ نَعلَينِ مِن حَديدٍ وعَصًا، ثُمَّ سِح فِي الأَرضِ، فَاطلُبِ الآثارَ وَالعِبَرَ، حَتّى تَحفُوَ النَّعلانِ وتَنكَسِرَ العَصا. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن دينار ـ: خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد: «كفش هايى آهنى و عصايى بردار، آن گاه در زمين گردش كن و از عبرت ها و نشانه ها [ى گذشتگان]جستجو كن تا كفش هايت ساييده شود و عصايت بشكند».
۱.الدرّ المنثور: ج 6 ص 61 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب التفكّر.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلامـ في وَصِيَّتِهِ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَعالى يَقولُ في كِتابِهِ: «إنَّ فِى ذَ لِكَ لَذِكْرَى لِمَن كَانَ لَهُ قَلْبٌ» يَعني: عَقلٌ: وقالَ: «وَلَقَدْ ءَاتَيْنَا لُقْمَـنَ الْحِكْمَةَ». ۱ قالَ: الفَهمَ وَالعَقلَ. يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ ۲، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأكمَلُهُم عَقلاً أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ. يا هِشامُ، كَيفَ يَزكو ۳ عِندَ اللّهِ عَمَلُكَ، وأنتَ قَد شَغَلتَ قَلبَكَ عَن أمرِ رَبِّكَ وأطَعتَ هَواكَ عَلى غَلَبَةِ عَقلِكَ؟!. يا هِشامُ، نُصِبَ الحَقُّ لِطاعَةِ اللّهِ، ولا

امام كاظم عليه السلامـ در سفارش به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش فرموده است: «قطعا در اين [عقوبت ها] براى هر صاحب دل و حق نيوشى كه خود به گواهى ايستد، عبرتى است» ؛ يعنى [براى كسى كه] خرد [دارد]. وفرموده است: «وبه راستى، لقمان را حكمت داديم» ، [يعنى]فهم وخرد [داديم]. اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولانش را مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه از خداوند خِرد دريافت ۵ كنند [و از بصيرت الهى برخوردار گردند]. بهترين كسانى كه دعوت پيامبران را پاسخ گفتند، آنانى هستند كه از شناختِ نيكو برخوردارند؛ و كسانى داناتر به دستورات و شئون الهى اند كه از خردى نيكوتر بهره مندند؛ و آنانى كه از خردى كامل تر برخوردار باشند، به جايگاهى برجسته تر در دنيا و آخرت دست خواهند يافت. اى هشام! چگونه كارهايت در

۱.لقمان: 37.
۲.قال العلاّمة المجلسي: عقل عن اللّه، أي حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهي إلى اللّه بأن أخذه عن أنبيائه وحججه عليهم السلام، إمّا بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر (مرآة العقول: ج 1 ص 58). وقال الطريحي: عقل عن اللّه: أي عرف عنه، كأن أخذ العلم من كتاب اللّه وسنّة نبيّه صلى الله عليه و آله (مجمع البحرين: ج 2 ص 1250).
۳.الزكاة تكون بمعنى النموّ وبمعنى الطهارة، وهنا يحتملهما (هامش المصدر).
۴.الكافي: ج 1 ص 16 ح 12، تحف العقول: ص 388، بحار الأنوار: ج 1 ص 139 ح 30.
۵.ر. ك: ص 426 پ 1.
۶.ر. ك: ص 426 پ 1.
۷.ر. ك: ص 426 پ 1.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:العاقِلُ مَنِ اتَّعَظَ بِغَيرِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، آن است كه از ديگران عبرت بگيرد.
۱.غرر الحكم: ح 1284، عيون الحكم والمواعظ: ص 47 ح 1180.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:العاقِلُ إذا سَكَتَ فَكَرَ، وإذا نَطَقَ ذَكَرَ، وإذا نَظَرَ اعتَبَرَ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه هر گاه سكوت مى كند، مى انديشد و هر گاه سخن مى گويد، [خدا را] به ياد دارد، و هر گاه مى نگرد، عبرت مى گيرد.
۱.غرر الحكم: ح 1813، عيون الحكم والمواعظ: ص 54 ح 1399.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ أيضًا ـ: يا هِشامُ، لِكُلِّ شَيءٍ دَليلٌ، ودَليلُ العاقِلِ التَّفَكُّرُ، ودَليلُ التَّفَكُّرِ الصَّمتُ. ولِكُلِّ شَيءٍ مَطِيَّةٌ، ومَطِيَّةُ العاقِلِ التَّواضُعُ، وكَفى بِكَ جَهلاً أن تَركَبَ ما نُهيتَ عَنهُ. يا هِشامُ، لَو كانَ في يَدِكَ جَوزَةٌ وقالَ النّاسُ: في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ، ما كانَ يَنفَعُكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها جَوزَةٌ، ولَو كانَ في يَدِكَ لُؤلُؤَةٌ وقالَ النّاسُ: إنَّها جَوزَةٌ، ما ضَرَّكَ وأنتَ تَعلَمُ أنَّها لُؤلُؤَةٌ. يا هِشامُ، ما بَعَثَ اللّهُ أنبِياءَهُ ورُسُلَهُ إلى عِبادِهِ إلاّ لِيَعقِلوا عَنِ اللّهِ، فَأَحسَنُهُمُ استِجابَةً أحسَنُهُم مَعرِفَةً لِلّهِ، وأعلَمُهُم بِأَمرِ اللّهِ أحسَنُهُم عَقلاً، وأعقَلُهُم أرفَعُهُم دَرَجَةً فِي الدُّنيا وَالآخِرَةِ.

امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هِشام بن حَكَم ـ: اى هشام! هر چيزى را نشانه اى است و نشانه خردمند، انديشه كردن است و نشانه انديشه كردن، سكوت است، و هر چيزى را مركبى است و مركب خردمند، فروتنى است. براى نادانى تو، همين بس كه كارى را كه از آن نهى شده اى، انجام دهى. اى هشام! اگر در دست تو گردويى بود و مردم گفتند: «در دست تو دُرّى است» و تو مى دانى گردوست، [سخن آنان] تو را سودى نمى بخشد، و اگر در دست تو دُرّى بود و مردم گفتند: «گردوست»، [از سخن آنان]آسيبى به تو نمى رسد، تا زمانى كه تو مى دانى كه دُرّ است. اى هشام! خداوند، پيامبران و رسولان را به سوى مردمْ مبعوث نكرد، مگر بدان جهت كه مردم از خداوند، خرد دريافت كنند [و از بينش الهى برخوردار گردند]. پس بهترين كسانى كه پيامبران را اجابت مى كنند،

۱.تحف العقول: ص 386، الكافي: ج 1 ص 16 ح 12 نحوه وفيه «دليل العقل» بدل «دليل العاقل» و «قليل العمل من العالم» بدل «قليل العمل من العاقل» وكلاهما عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 138 ح 30.
۲.در احاديث متعددى به موضوع «دريافت خِرد (عقل) از خداوند متعال» با جملاتى نظير «عقل عن اللّه»، «ليعقلوا عن اللّه»، «يعقل عن اللّه»، «لم يعقل عن اللّه» اشاره شده است. علاّمه مجلسى رحمه اللهدر بيان مقصود از اين جمله مى فرمايد: «عقل عن اللّه، أى حصل له معرفة ذاته وصفاته وأحكامه وشرايعه، أو أعطاه اللّه العقل، أو علم الاُمور بعلم ينتهى إلى اللّه بأن أخذه عن أنبياءه وحججه، اما بلا واسطة أو بواسطة، أو بلغ عقله إلى درجة يفيض اللّه علومه عليه بغير تعليم بشر؛ عقل عن اللّه، يعنى معرفت ذات و صفات و احكام شرع خداوندى برايش حاصل شد، و يا اين كه خداوند به وى خِرد عطا كرد، و يا اين كه به امور و حقايق از طريق پيامبران و حجّت هاى الهى و يا بدون واسطه آگاه گشت، و يا اين كه خِردش به آن جا رسيد كه خداوند بدون فراگيرى از انسانى، دانش هايش را به وى افاضه مى كند» (بحار الأنوار: ج 1 ص 138). با عنايت به آنچه در مقدمه اين بخش درباره معناى «عقل» در قرآن و احاديث اسلامى ذكر شد، مى توان گفت مقصود از «عقل»، نور و بينش و يا بصيرتى است كه انسان در پر تو آن، حق را از باطل تميز مى دهد، چنان كه از پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهنقل شده است كه: «العقل نور فى القلب يفرق به بين الحق والباطل؛ خرد، نورى است در دل كه بدان، حق را از باطل جدا مى كند» (ر. ك: ح 2). همه انسان ها در ژرفاى وجود خود، از اين نور برخوردارند. انبياء الهى آمده اند تا با موانع شكوفايى نور خِرد در وجود انسان مبارزه كنند و زمينه پرورش آن را فراهم سازند، تا با شكوفا شدن عقل، انسان به نور علم دست يابد، چنان كه در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است: «ليس العلم بكثرة التعلّم. إنّما هو نور يقع في قلب مَن يريد اللّه تبارك وتعالى أن يهديه؛ دانش، به زياد آموختن نيست. همانا دانش، نورى است كه در دل هر كس كه خداوند متعال بخواهد او را هدايت كند، قرار مى گيرد» (ر. ك: ج 2 ح 1283). بنا بر اين، يكى از مهم ترين دلايل بعثت انبياى الهى، شكوفاسازى نيروى عقل در وجود انسان است، چنان كه امام على عليه السلام در اين باره مى فرمايد: «ويثيروا لهم دفائن العقول؛ گنجينه هاى خِرد را برايشان آشكار مى سازد» (ر. ك: ح 240). به عبارت ديگر، انبياى الهى آمده اند تا زمينه دريافت نور خِرد را از خداوند متعال براى انسان فراهم سازند، چنان كه امام كاظم عليه السلام مى فرمايد: «ما بعث اللّه انبياءه ورسله إلى عباده إلاّ ليعقلوا عن اللّه؛ خداوند، رسولان و پيامبرانش را به سوى بندگان نفرستاد مگر بدان جهت كه بينش و بصيرت الهى پيدا كنند» (ر. ك: ح 162). بر اين پايه، مقصود از دريافت خِرد از خداوند متعال، شكوفا سازى خِرد فطرى (فطرت عقل) از طريق عمل به رهنمودهاى پيامبران و برخوردارى از بينش و بصيرت است و بدين سان مى توان «عقل» را در جمله «عَقَلَ عَنِ اللّه ِ»، به «برخوردارى از بصيرت الهى» تفسير كرد. با شكوفا شدن فطرت عقل و رسيدن انسان به نور علم و بصيرت الهى، حقيقت دنيا براى او آشكار مى گردد و لذا ـ چنان كه در روايت بالا آمده ـ كسى كه از خداوند خِرد دريافت كرد، نسبت به دنيا و اهل دنيا بى رغبت مى شود و نيز معرفت حقيقى نسبت به خداوند پيدا مى كند و چنين كسى خدا را در قضا و قَدَرش متّهم نمى نمايد و در روزى دادنش كُند نمى شمارد.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: مَن قَوِيَ عَقلُهُ أكثَرَ الاِعتِبارَ. ۱
امام على عليه‏السلام: آن كه خردش نيرومند باشد، بسيار عبرت مى‏آموزد.
۱.غرر الحكم: ح 8303.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه‏السلام ـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ : يا هِشامُ، مَن سَلَّطَ ثَلاثًا عَلى ثَلاثٍ فَكَأَنَّما أعانَ عَلى هَدمِ عَقلِهِ: مَن أظلَمَ نورَ تَفَكُّرِهِ بِطولِ أمَلِهِ، ومَحا طرائِفَ حِكمَتِهِ بِفُضولِ كَلامِهِ، وأطفَأَ نورَ عِبرَتِهِ بِشَهَواتِ نَفسِهِ، فَكَأَنَّما أعانَ هَواهُ عَلى هَدمِ عَقلِهِ، ومَن هَدَمَ عَقلَهُ أفسَدَ عَلَيهِ دينَهُ ودُنياهُ. ۱
امام كاظم عليه‏السلام ـ خطاب به هشام بن حكم ـ : اى هشام! آن كه سه چيز را بر سه چيز مسلّط كند، بر نابودى خردش كمك كرده است: روشنى انديشه را با آرزوى دراز، تاريك كند؛ حكمت‏هاى نغز را با سخن گفتن بسيار، از بين ببرد؛ و روشنايى پندآموزى را با شهوات نفسانى، خاموش گرداند. [چنين كسى،] گويا هوسش را بر نابودى خرد خويش، يارى داده است، و آن كه خردش نابود شود، دين و دنيايش تباه مى‏گردد.
۱.الكافي: ج 1 ص 17 ح 12، تحف العقول: ص 386، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 34 كلّها عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 137 ح 30.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ أولِياءَ اللّهِ سَكَتوا فَكانَ سُكوتُهُم ذِكرًا، ونَظَروا فَكانَ نَظَرُهُم عِبرَةً، ونَطَقوا فَكانَ نُطقُهُم حِكمَةً ۱.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دوستان خدا ساكت شدند، پس سكوت آنها خود ذكر بود و نگريستند پس نظرشان، عبرت اندوزى بود و سخن گفتند پس سخنشان، حكمت بود.
۱.الكافي: 2 / 237 / 25، أمالي الصدوق: 647 / 878 و ص 379 / 482 كلّها عن عيسى النهريريّ عن الإمام الصادق عليه السلام، مشكاة الأنوار: 124، روضة الواعظين: 475 وفي الثلاثة الأخيرة «. سُكُوتُهُم فِكرا، وتَكَلَّمُوا فَكانَ كَلامُهُم ذِكرا، ونَظَرُوا.».
کلیدواژه‌ها حکمتفضیلت حکمتدعاشرایط استجابت دعا +8 مورد دیگر
الإمام عليّ عليه السلام:مَن ثَبَتَت لَهُ الحِكمَةُ عَرَفَ العِبرَةَ ۱.
امام على عليه السلام:هركه در حكمت راسخ گرديد، عبرت را شناخت.
۱.غرر الحكم: 8706.
کلیدواژه‌ها حکمتآثار حکمتدعاشرایط استجابت دعا +9 مورد دیگر
عنه عليه السلام:اليَقينُ عَلى أربَعِ شُعَبٍ: تَبصِرَةِ الفِطنَةِ، وتَأَوُّلِ الحِكمَةِ، ومَعرِفَةِ العِبرَةِ، وسُنَّةِ الأَوَّلينَ. فَمَن أبصَرَ الفِطنَةَ عَرَفَ الحِكمَةَ، ومَن تَأَوَّلَ الحِكمَةَ عَرَفَ العِبرَةَ، ومَن عَرَفَ العِبرَةَ عَرَفَ السُّنَّةَ، ومَن عَرَفَ السُّنَّةَ فَكَأَنَّما كانَ مَعَ الأَوَّلينَ واهتَدى إلَى الَّتي هِيَ أقوَمُ، ونَظَرَ إلى مَن نَجى بِما نجى ومَن هَلَكَ بِما هَلَكَ، وإنَّما أهلَكَ اللّهُ مَن أهلَكَ بِمَعصِيَتِهِ، وأنجى مَن أنجى بِطاعَتِهِ ۱.
امام على عليه السلام:يقين چهار شاخه است: تيزبينى، دريافت حكمت، شناخت عبرت و سنّت پيشينيان. پس هركس ديده تيزبين يافت، حكمت را شناخت و هركس حكمت را بيابد، عبرت را شناخت و هركس عبرت را شناخت، به سنّت پيشينيان پى برد و هركس سنّت را شناخت، گويى كه با پيشينيان بوده است و به آنچه راست تر است، راه بَرَد و به مايه نجات نجات يافتگان و هلاكت هلاك شدگان بنگرد و جز اين نيست كه خداوند آنكه را هلاك كرده، به سبب سرپيچى اش بوده و آنكه را نجات داده به جهت فرمان برداريش بوده است.
۱.الكافي: 2 / 50 / 1 عن جابر عن الإمام الباقر عليه السلام، وراجع نهج البلاغة: الحكمة 31، الخصال: 231/74 عن الأصبغ بن نباتة، أمالي المفيد: 277 / 3، أمالي الطوسي: 38 / 40 كلاهما عن قبيصة بن جابر الأسديّ، تحف العقول: 165، روضة الواعظين: 52 كلّها نحوه وليس فيها ذيله من «واهتَدى إلَى الَّتي.».
کلیدواژه‌ها حکمتآثار حکمتدعاشرایط استجابت دعا +9 مورد دیگر
عيسى عليه السلام:بِحَقٍّ أقولُ لَكُم: إنَّ الحَكيمَ يَعتَبِرُ بِالجاهِلِ، والجاهِلُ يَعتَبِرُ بِهَواهُ.
عيسى عليه السلام:به حقّ برايتان مى گويم: حكيم از نادان عبرت مى گيرد و نادان از هواى خود.
کلیدواژه‌ها حکمتدعاشرایط استجابت دعاشناخت +8 مورد دیگر
عنه عليه السلام:الفِكرُ يوجِبُ الاِعتِبارَ، ويُؤمِنُ العِثارَ، ويُثمِرُ الاِستِظهارَ ۱.
امام على عليه السلام:انديشه مايه عبرت گرفتن است و از لغزش ايمن مى سازد و پشت گرمى مى آورد.
۱.غرر الحكم: 2124.
عنه عليه السلام:تَفَكُّرُكَ يُفيدُكَ الاِستِبصارَ ويَكسِبُكَ الاِعتِبارَ ۱.
امام على عليه السلام:تفكرت برايت بينش مى آورد و مايه عبرت گرفتن تو مى گردد.
۱.غرر الحكم: 4574
عنه عليه السلام:لا تُخلِ نَفسَكَ مِن فِكرَةٍ تَزيدُكَ حِكمَةً، وعِبرَةٍ تُفيدُكَ عِصمَةً ۱.
امام على عليه السلام:خود را از انديشه اى كه مايه فزونى حكمتت گردد و عبرتى كه مايه حفظ تو شود، تهى مدار.
۱.غرر الحكم: 10307
عنه عليه السلام:رَحِمَ اللّهُ امرَأً تَفَكَّرَ فَاعتَبَرَ، واعتَبَرَ فَأَبصَرَ ۱.
امام على عليه السلام:خداى رحمت كند مردى را كه انديشيد، پس عبرت گرفت و عبرت گرفت، پس بينش يافت.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 103، إرشاد القلوب: 191، غرر الحكم: 5206، وراجع مطالب السؤول: 51، البحار: 73 / 119 / 109 نقلاً عن عيون الحكم والمواعظ.
ابنُ دينار:أوحَى اللّهُ إلى موسى عليه السلام: أنِ اتَّخِذ نَعلَينِ مِن حَديدٍ وعَصًا، ثُمَّ سِح فِي الأَرضِ، فَاطلُبِ الآثارَ والعِبَرَ، حَتّى تَحفُوَ النَّعلانِ وتَنكَسِرَ العَصا ۱.
ابن دينار:خداوند به موسى عليه السلام وحى كرد كه دو كفش و عصاى آهنين برگير و آنگاه در زمين سياحت كن و آثار و عبرتها را بجوى؛ تا آنكه كفشها پاره و عصا شكسته شود.
۱.الدرّ المنثور: 6 / 61 نقلاً عن ابن أبي الدنيا في كتاب التفكّر، وراجع ص 395 ح 1686.
الإمام عليّ عليه السلام:مَنِ اعتَبَرَ أبصَرَ، ومَن أبصَرَ فَهِمَ، ومَن فَهِمَ عَلِم ۱.
امام على عليه السلام:آنكه عبرت اندوزد، بينا شود و آنكه بينا شود، دريابد و آنكه دريابد، بداند.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 208، خصائص الأئمّة عليهم السلام: 118، العدد القويّة: 292 / 18 عن الإمام الرضا عليه السلام.
عنه عليه السلام:مَنِ اعتَبَرَ بِعَقلِهِ استَبانَ ۱.
امام على عليه السلام:آنكه با خردش عبرت گيرد، نيك بشناسد.
۱.غرر الحكم: 8296.
عنه عليه السلام:رَحِمَ اللّهُ امرَأً تَفَكَّرَ فَاعتَبَرَ، واعتَبَرَ فَأَبصَرَ ۱.
امام على عليه السلام:خداى بيامرزد كسى را كه انديشيد و عبرت گرفت و عبرت اندوخت و بينا شد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 103، غرر الحكم: 5206.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۰۴