فیلترها
نتایج جستجو برای «سلمان»: ۱۷۲۶ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:إنَّ لِكُلِّ شَيءٍ آلَةً وعُدَّةً وآلَةُ المُؤمِنِ وعُدَّتُهُ العَقلُ، ولِكُلِّ تاجِرٍ بِضاعَةٌ وبِضاعَةُ المُجتَهِدينَ العَقلُ، ولِكُلِّ خَرابٍ عِمارَةٌ وعِمارَةُ الآخِرَةِ العَقلُ، ولِكُلِّ سَفَرٍ فِسطاطٌ يَلجَؤونَ إلَيهِ وفِسطاطُ المُسلِمينَ العَقلُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر چيزى به ابزار و نيرويى نيازمند است و نيرو و ابزار مؤمن، خرد است. هر بازرگانى، سرمايه اى دارد و سرمايه كوشش كنندگان، خرد است. هر ويرانى را آبادانى است و آبادانى آخرت، به خرد است. در هر مسافرتى خيمه اى به پا مى كنند كه بدان پناه مى برند و خيمه مسلمانان [در سفر آخرت]، خرد است.
۱.كنز الفوائد: ج 1 ص 56، بحار الأنوار: ج 1 ص 95 ح 34.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يُعجِبَنَّكَ إسلامُ امرِىً حَتّى تَنظُرَ ما مَعقولُ عَقلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيفته مسلمانىِ كسى مشو، تا آن كه ببينى خردورزى او چگونه است.
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 136.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يُعجِبكُم إسلامُ رَجُلٍ حَتّى تَعلَموا كُنهَ عَقلِهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شيفته مسلمانىِ كسى نشويد، مگر آن كه ميزان خردش را بدانيد.
۱.مسند الشهاب: ج 2 ص 88 ح 942، كنز العمّال: ج 3 ص 384 ح 7060.
عنه عليه السلام:مَعاشِرَ النّاسِ (المُسلِمينَ) اتَّقُوا اللّهَ، فَكَم مِن مُؤَمِّلٍ ما لا يَبلُغُهُ، وبانٍ ما لا يَسكُنُهُ، وجامِعٍ ما سَوفَ يَترُكُهُ، ولَعَلَّهُ مِن باطِلٍ جَمَعَهُ، ومِن حَقٍّ مَنَعَهُ، أصابَهُ حَراما وَاحتَمَلَ بِهِ آثاما، فَباءَ بِوِزرِهِ، وقَدِمَ عَلى رَبِّهِ آسِفا لاهِفا ۱، قَد خَسِرَ الدُّنيا وَالآخِرَةَ؛ ذلِكَ هُوَ الخُسرانُ المُبينُ. ۲
امام على عليه السلام:اى گروه مردمان [مسلمان]! از خدا پروا كنيد؛ زيرا بسا آرزومندِ چيزى كه به آن نمى رسد، و سازنده بنايى كه در آن، سكونت نمى كند و گِرد آورنده اموالى كه به زودى همه آنها را رها مى كند؛ مالى كه شايد از راه باطل و يا نپرداختن حقّى گرد آورده است؛ از راه حرامى به آن رسيده و بدان سبب گناهانى را مرتكب شده است؛ بار سنگين آن را به دوش گرفته و با دريغ و اندوه بر پروردگارش در آمده است، در حالى كه در دنيا و آخرت، زيان كرده است، و اين است آن زيانِ آشكار.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى ابو بكر! هر گاه ديدى مردم در دنيا مى شتابند، تو به آخرت روى آور و خدا را نزد هر سنگ و كلوخى ياد كن؛ زيرا هر گاه او را ياد كنى، او نيز تو را ياد مى كند. هرگز هيچ مسلمانى را كوچك مشمار؛ زيرا كوچكِ مسلمانان هم نزد خدا بزرگ است.
امام صادق عليه السلام:مسلمان، هر گاه برادرش را ببيند، چنانچه خداوند عز و جل را ياد كند، مايه زنده شدن دين او مى شود.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر گاه مرد مسلمانى در مسجدها براى نماز و ياد خدا اقامت گزيند، خداوند، از وجود او چنان شاد مى شود كه كسانِ مسافر از باز گشتن مسافرشان به نزد خود، شادمان مى شوند.
۱.البَشّ: فرح الصديق بالصديق، واللطف في المسألة، والإقبال عليه، وقد بَشِشتُ به اُبَشُّ. وهذا مَثَل ضربه لتلقّيه إيّاه ببرّه وتقريبه وإكرامه (النهاية: ج 1 ص 130 «بشش»).
۲.سنن ابن ماجة: ج 1 ص 262 ح 800، مسند ابن حنبل: ج 3 ص 220 ح 8358، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 332 ح 771 وليس فيه «والذِكر» وكلّها عن أبي هريرة، كنز العمّال: ج 7 ص 579 ح 20341.
الكافي عن عبد الأعلى بن أعين:كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا يَسأَلونَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن أشياءَ، وأَمَروني أن أَسأَلَهُ عَن حَقِّ المُسلِم عَلى أخيهِ، فَسَأَلتُهُ فَلَم يُجِبني، فَلَمّا جِئتُ لِاُوَدِّعَهُ، فَقُلتُ: سَأَلتُكَ فَلَم تُجِبني؟!
فَقالَ: إنّي أخافُ أن تَكفُروا! ۱ إنَّ مِن أشَدِّ مَا افتَرَضَ اللّهُ عَلى خَلقِهِ ثَلاثا: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ حَتّى لا يَرضى لِأَخيهِ مِن نَفسِهِ إلّا بِما يَرضى لِنَفسِهِ مِنهُ، ومُواساةُ الأَخِ فِي المالِ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، لَيسَ «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ»، ولكِن عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ فَيَدَعُهُ. ۲
الكافىـ به نقل از عبد الأعلى بن اَعيَن ـ: برخى از شيعيان، ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السلام سؤالاتى كردند و به من مأموريت دادند كه از ايشان در باره حقّ مسلمان بر برادرش بپرسم. من پرسيدم؛ امّا ايشان پاسخم را نگفت. چون براى خداحافظى خدمت ايشان رفتم، گفتم: از شما سؤالى كردم؛ امّا پاسخم را نداديد!
فرمود: «مى ترسم كافر شويد! ۳ همانا از سخت ترين وظايفى كه خداوند بر عهده خلقش نهاده، سه چيز است: انصاف داشتن آدمى ـ به طورى كه از جانب خود براى برادرش همان چيزى را بپسندد كه از جانب او براى خود مى پسندد ـ، و شريك كردن برادرش در مال خود، و به ياد خدا بودن در همه حال. ياد خدا هم [فقط] گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه» نيست؛ بلكه به اين معناست كه هنگام مواجه شدن با آنچه خدا بر او حرام كرده است،
۱.قال المجلسي قدس سره: قوله عليه السلام: «أن تكفُروا»، قيل: أي تخالِفوا بعد العِلم، وهو أحد معاني الكفر. و أقول: لعلّ المراد به أن تشُكّوا في الحكم أو فينا؛ لعظمته وصعوبته. أو تستخفّوا به وهو مظنّة الكفر (مرآة العقول: ج 9 ص 32).
۲.الكافي: ج 2 ص 170 ح 3 وص 144 ح 3 عن جارود أبي المنذر وفي ذيله «لكن إذا ورد عليك شيء أمر اللّه عز و جل به أخذت به، أو إذا ورد عليك شيء نهى اللّه عز و جل عنه تركته» وص 145 ح 9، معاني الأخبار: ص 192 ح 1 كلاهما عن أبي اُسامة زيد الشحّام نحوه، بحار الأنوار: ج 74 ص 242 ح 41.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: اين كه فرمود: «[مى ترسم] كافر شويد»، به قولى، يعنى بعد از دانستن، خلاف آن عمل كنيد، و اين، يكى از معانى كفر است. من مى گويم: شايد مراد، اين باشد كه: [مى ترسم]در حكم يا در باره ما شك كنيد؛ چرا كه حقّى بزرگ و دشوار است، يا به اين معناست كه [مى ترسم] آن را سبُك بشماريد، و اين خود، از مصاديق كفر است.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ مُحَمَّدِ بنِ الحَنَفِيَّةِ ـ: اِعلَم أنَّ مُروءَةَ المَرءِ المُسلِمِ مُروءَتانِ: مُروءَةٌ في حَضَرٍ، ومُروءَةٌ في سَفَرٍ.
وأمّا مُروءَةُ السَّفَرِ: فَبَذلُ الزّادِ، وقِلَّةُ الخِلافِ عَلى مَن صَحِبَكَ، وكَثرَةُ ذِكرِ اللّهِ عز و جلفي كُلِّ مَصعَدٍ ومَهبَطٍ ونُزولٍ وقِيامٍ وقُعودٍ. ۱
امام على عليه السلامـ از سفارش ايشان به فرزندش محمّد بن حنفيّه ـ: بدان كه رادمردىِ مسلمان، دو گونه است: رادمردى در غير سفر و رادمردى در سفر.
رادمردى در سفر، عبارت است از: بخشيدن توشه [به هم سفر]، كمتر ناسازگارى كردن با آن كه هم سفر توست، فراوان ياد كردن از خداوند عز و جل در هر فراز و نشيبى و فرود آمدنى و برخاست و نشستى.
۱.الخصال: ص 54 ح 71 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 1 ص 200 ح 5.
المستدرك على الصحيحين عن أبي عثمان:كانَ سلمانُ في عِصابَةٍ ۱ يَذكُرونَ اللّهَ، فَمَرَّ بِهِم رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَجاءَهُم قاصِدا حَتّى دَنا مِنهُم، فَكَفّوا عَنِ الحَديثِ إعظامالِ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله.
فَقالَ: ما كُنتُم تَقولونَ؟ فَإِنّي رَأَيتُ الرَّحمَةَ تَنزِلُ عَلَيكُم، فَأَحبَبتُ أن اُشارِكَكُم فيها! ۲
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابو عثمان ـ: سلمان با گروهى نشسته بود و از خدا ياد مى كردند. پيامبر خدا بر آنان گذشت و به سوى ايشان آمد. چون نزديك آنان رسيد، به احترام پيامبر خدا از سخن گفتن، باز ايستادند.
فرمود: «چه مى گفتيد؟ زيرا ديدم رحمت بر شما فرو مى بارد و دوست داشتم من نيز در آن [رحمت] با شما شريك شوم».
عنه صلى الله عليه و آله:قالَ اللّهُ عز و جل: إذا أرَدتُ أن أجمَعَ لِلمُسلِمِ خَيرَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ، جَعَلتُ لَهُ قَلبا خاشِعا، ولِسانا ذاكِرا، وجَسَدا عَلَى البَلاءِ صابِرا، وزَوجَةً مُؤمِنَةً. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل فرمود: «هر گاه بخواهم خيرِ دنيا و آخرت را به مسلمانى بدهم، به او دلى خاشع و زبانى ذكرگو و تنى شكيبا در برابر بلا و همسرى باايمان، عطا مى كنم».
۱.الكافي: ج 5 ص 327 ح 2 عن بريد بن معاوية العجلي عن الإمام الباقر عليه السلام، دعائم الإسلام: ج 2 ص 194 ح 705، مشكاة الأنوار: ص 481 ح 1600 عن الإمام الباقر عليه السلام وكلاهما نحوه وراجع الجعفريّات: ص 230 والمعجم الكبير: ج 11 ص 109 ح 11275.
المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس:كانَ المُسلِمونَ لا يَعلَمونَ انقِضاءَ السّورَةِ حَتّى تَنزِلَ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، فَإِذا نَزَلَت «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» عَلِموا أنَّ السّورَةَ قَدِ انقَضَت. ۱
المستدرك على الصحيحين:مسلمانان، پايان يافتن سوره را نمى دانستند تا آن كه «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نازل مى شد، و چون «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نازل مى شد، مى فهميدند كه سوره به پايان رسيده است.
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 356 ح 846، السنن الكبرى: ج 2 ص 63 ح 2378، فضائل القرآن لأبي عبيد: ص 217 عن سعيد بن جبير نحوه.
صحيح البخاري عن المسوّر بن مخرمة ومروانـ في ذِكرِ خَبرِ صُلحِ الحُدَيبِيَةِ ـ: جاءَ سُهَيلُ بنُ عَمرٍو، فَقالَ [لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله]: هاتِ اكتُب بَينَنا وبَينَكُم كِتابا، فَدَعَا النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله الكاتِبَ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ». قالَ سُهَيلٌ: أمَّا الرَّحمنُ، فَوَاللّهِ ما أدري ما هُوَ؟! ولكِنِ اكتُب «بِاسمِكَ اللّهُمَّ» كَما كُنتَ تَكتُبُ.
فَقالَ المُسلِمونَ: وَاللّهِ لا نَكتُبُها إلّا «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ».
فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: اُكتُب «بِاسمِكَ اللّهُمَّ». ۱
صحيح البخارىـ به نقل از مسوّر بن مخرمه و مروان، در نقل ماجراى صلح حديبيه ـ: سهيل بن عمرو آمد و [به پيامبر صلى الله عليه و آله] گفت: بيا تا ميان خود و شما پيمانى بنويسيم.
پيامبر صلى الله عليه و آله كاتب را فرا خواند و فرمود: «بسم اللّه الرحمن الرحيم».
سهيل گفت: به خدا سوگند كه من نمى دانم رحمان چيست. بلكه همچنان كه پيش تر مى نوشتى، بنويس: «به نام تو، اى خداوند!».
مسلمانان گفتند: به خدا سوگند، جز «بسم اللّه الرحمن الرحيم» نمى نويسيم.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «بنويس: به نام تو، اى خداوند!».
۱.صحيح البخاري: ج 2 ص 977 ح 2581، السنن الكبرى: ج 9 ص 368 ح 18807، المعجم الكبير: ج 20 ص 13 ح 13، مسند ابن حنبل: ج 1 ص 187 ح 656، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 166 ح 2657 كلاهما عن عبد اللّه بن شدّاد نحوه.
الخصال عن إسماعيل بن الفضل:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ سَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّكَ قَبْلَ طُـلُوعِ الشَّمْسِ وَ قَبْلَ غُرُوبِهَا» ، فَقالَ: فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ أن يَقولَ قَبلَ طُلوعِ الشَّمسِ عَشرَ مَرّاتٍ وقَبلَ غُروبِها عَشرَ مَرّاتٍ: لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ، وهُوَ حَيٌّ لا يَموتُ، بِيَدِهِ الخَيرُ وهُوَ عَلى كُلِّ شَيءٍ قَديرٌ.
قالَ: فَقُلتُ: لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، لَهُ المُلكُ ولَهُ الحَمدُ، يُحيي ويُميتُ، ويُميتُ ويُحيي.
فَقالَ: يا هذا، لا شَكَّ في أنَّ اللّهَ يُحيي ويُميتُ، ويُميتُ ويُحيي، ولكِن قُل كَما أقولُ. ۱
الخصالـ به نقل از اسماعيل بن فضل ـ: از امام صادق عليه السلام در باره اين سخن خداوند عز و جلپرسيدم: «و پيش از بر آمدن آفتاب و پيش از فرو شدن آن، با ستايشِ پروردگارت، [او را] تسبيح گوى» .
فرمود: «بر هر مسلمانى واجب است كه پيش از طلوع آفتاب و نيز پيش از غروب آن، ده مرتبه بگويد: معبودى جز خدا نيست. يگانه و بى انباز است. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميراند، و خود، زنده ناميراست. خوبى، همه در دست اوست و او بر هر چيز، چيره است».
من گفتم: معبودى جز خدا نيست. يگانه و بى انباز است. پادشاهى و ستايش، از آنِ اوست. زنده مى كند و مى ميراند، و مى ميراند و زنده مى كند. ۲
فرمود: «اى مرد! شكّى نيست كه خدا، زنده مى كند و مى ميرانَد، و مى ميراند و زنده مى كند؛ امّا چنان بگو كه من مى گويم».
عنه صلى الله عليه و آله:خَمسٌ ما أثقَلَهُنَّ فِي الميزانِ: سُبحانَ اللّهِ، وَالحَمدُ للّهِِ، ولا إلهَ إلَا اللّهُ، وَاللّهُ أكبَرُ، وَالوَلَدُ الصّالِحُ يُتَوَفّى لِمُسلِمٍ فَيَصبِرُ ويَحتَسِبُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پنج چيز است كه در ترازو [ى اعمال] بسى سنگينى مى كند: پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است، و فرزند شايسته اى كه از مسلمانى بميرد و او شكيب ورزد و در راه خدا حساب كند.
۱.الخصال: ص 267 ح 1 عن أبي سالم راعي رسول اللّه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 82 ص 115 ح 4؛ مسند ابن حنبل: ج 5 ص 320 ح 15662 عن أبي سلام عن مولى رسول اللّه صلى الله عليه و آله، المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 692 ح 1885 عن أبي سلمى وليس فيهما «فيصبر»، كنزالعمّال: ج 3 ص 285 ح 6579.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:[تأثير جملات] «پاكا خدا، و ستايشْ خداى را، و معبودى جز خدا نيست، و خدا بزرگ تر است» در گناهان مسلمان، همانند خوره در بدن آدميزاد است.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ ومُسلِمَةٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جستجوى دانش، بر هر زن و مرد مسلمانى واجب است.
۱.كنز الفوائد: ج 2 ص 107.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:طَلَبُ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ، ألا إنَّ اللّهَ يُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جستجوى دانش، بر هر مسلمانى واجب است. آگاه باشيد كه خداوند، جويندگان دانش را دوست دارد.
۱.الكافي: ج 1 ص 30 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:اُطلُبُوا العِلمَ ولَو بِالصّينِ؛ فَإِنَّ طَلَبَ العِلمِ فَريضَةٌ عَلى كُلِّ مُسلِمٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش را بجوييد، هرچند در چين باشد؛ زيرا جستجوى دانش، بر هر مسلمانى واجب است.
۱.شُعب الإيمان: ج 2 ص 254 ح 1663.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:اُطلُبُوا العِلمَ؛ فَإِنَّهُ السَّبَبُ بَينَكُم وبَينَ اللّهِ عز و جل. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانش را بجوييد كه رشته ميان شما و خداوند عز و جل است.
۱.الأمالي للمفيد: ص 29 ح 1.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتتشویق به طلب علم و حکمت +1 مورد دیگر
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱٬۷۲۶