حدیث دربارهحقيقت ياد خدا
الكافي عن عبد الأعلى بن أعين:كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا يَسأَلونَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن أشياءَ، وأَمَروني أن أَسأَلَهُ عَن حَقِّ المُسلِم عَلى أخيهِ، فَسَأَلتُهُ فَلَم يُجِبني، فَلَمّا جِئتُ لِاُوَدِّعَهُ، فَقُلتُ: سَأَلتُكَ فَلَم تُجِبني؟!
فَقالَ: إنّي أخافُ أن تَكفُروا! ۱ إنَّ مِن أشَدِّ مَا افتَرَضَ اللّهُ عَلى خَلقِهِ ثَلاثا: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ حَتّى لا يَرضى لِأَخيهِ مِن نَفسِهِ إلّا بِما يَرضى لِنَفسِهِ مِنهُ، ومُواساةُ الأَخِ فِي المالِ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، لَيسَ «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ»، ولكِن عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ فَيَدَعُهُ. ۲
الكافىـ به نقل از عبد الأعلى بن اَعيَن ـ: برخى از شيعيان، ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السلام سؤالاتى كردند و به من مأموريت دادند كه از ايشان در باره حقّ مسلمان بر برادرش بپرسم. من پرسيدم؛ امّا ايشان پاسخم را نگفت. چون براى خداحافظى خدمت ايشان رفتم، گفتم: از شما سؤالى كردم؛ امّا پاسخم را نداديد!
فرمود: «مى ترسم كافر شويد! ۳ همانا از سخت ترين وظايفى كه خداوند بر عهده خلقش نهاده، سه چيز است: انصاف داشتن آدمى ـ به طورى كه از جانب خود براى برادرش همان چيزى را بپسندد كه از جانب او براى خود مى پسندد ـ، و شريك كردن برادرش در مال خود، و به ياد خدا بودن در همه حال. ياد خدا هم [فقط] گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه» نيست؛ بلكه به اين معناست كه هنگام مواجه شدن با آنچه خدا بر او حرام كرده است، به ياد او باشد و آن حرام را وا نهد».
۱.قال المجلسي قدس سره: قوله عليه السلام: «أن تكفُروا»، قيل: أي تخالِفوا بعد العِلم، وهو أحد معاني الكفر. و أقول: لعلّ المراد به أن تشُكّوا في الحكم أو فينا؛ لعظمته وصعوبته. أو تستخفّوا به وهو مظنّة الكفر (مرآة العقول: ج 9 ص 32).
۲.الكافي: ج 2 ص 170 ح 3 وص 144 ح 3 عن جارود أبي المنذر وفي ذيله «لكن إذا ورد عليك شيء أمر اللّه عز و جل به أخذت به، أو إذا ورد عليك شيء نهى اللّه عز و جل عنه تركته» وص 145 ح 9، معاني الأخبار: ص 192 ح 1 كلاهما عن أبي اُسامة زيد الشحّام نحوه، بحار الأنوار: ج 74 ص 242 ح 41.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: اين كه فرمود: «[مى ترسم] كافر شويد»، به قولى، يعنى بعد از دانستن، خلاف آن عمل كنيد، و اين، يكى از معانى كفر است. من مى گويم: شايد مراد، اين باشد كه: [مى ترسم]در حكم يا در باره ما شك كنيد؛ چرا كه حقّى بزرگ و دشوار است، يا به اين معناست كه [مى ترسم] آن را سبُك بشماريد، و اين خود، از مصاديق كفر است.