حدیث دربارهحقيقت ياد خدا

معاني الأخبار عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام:مِن أشَدِّ ما عَمِلَ العِبادُ: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ، ومُواساةُ المَرءِ أخاهُ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ. قالَ: قُلتُ: أصلَحَكَ اللّهُ، وما وَجهُ ذِكرِ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؟ قالَ: يَذكُرُ اللّهَ عِندَ المَعصِيَةِ يَهُمُّ بِها، فَيَحولُ ذِكرُ اللّهِ بَينَهُ وبَينَ تِلكَ المَعصِيَةِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ۱. ۲
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «از جمله سخت ترين كارهاى بندگان، سه چيز است: انصاف داشتن، كمك مالى كردن انسان به برادر خويش، و به ياد خدا بودن در همه حال». گفتم: به سلامت باشيد! به ياد خدا بودن در همه حال، به چه معناست؟ فرمود: «در هنگام رو به رو شدن با گناه و تصميم به انجام دادن آن، خدا را به ياد آورد. پس ياد خدا، ميان او و آن گناه، حائل مى شود. اين است سخن خداوند عز و جلكه مى فرمايد: «آنان كه پرهيزگارى مى كنند، چون وسوسه اى از شيطان به آنان برسد، خدا را ياد مى كنند و به ناگاه، بينا مى شوند» ».
۱.الأعراف: 201. وطَيفُ الشيطان وطائفُه: إلمامُه بمَسٍّ أو وسوَسَة (المصباح المنير: ص 383 «طاف»).
۲.معاني الأخبار: ص 192 ح 2، الخصال: ص 131 ح 138، جامع الأحاديث للقمّي: ص 189، تحف العقول: ص 378 عن الإمام الصادق عليه السلام نحوه، بحار الأنوار: ج 69 ص 379 ح 36.
کلیدواژه‌ها یاد خداحقیقت یاد خدا

احادیث دیگر این موضوع

۵
الكافىـ به نقل از عبد الأعلى بن اَعيَن ـ: برخى از شيعيان، ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السلام سؤالاتى كردند و به من مأموريت دادند كه از ايشان در باره حقّ مسلمان بر برادرش بپرسم. من پرسيدم؛ امّا ايشان پاسخم را نگفت. چون براى خداحافظى خدمت ايشان رفتم، گفتم: از شما سؤالى كردم؛ امّا پاسخم را نداديد! فرمود: «مى ترسم كافر شويد! علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: اين كه فرمود: «[مى ترسم] كافر شويد»، به قولى، يعنى بعد از دانستن، خلاف آن عمل كنيد، و اين، يكى از معانى كفر است. من مى گويم: شايد مراد، اين باشد كه: [مى ترسم]در حكم يا در باره ما شك كنيد؛ چرا كه حقّى بزرگ و دشوار است، يا به اين معناست كه [مى ترسم] آن را سبُك بشماريد، و اين خود، از مصاديق كفر است. همانا از سخت ترين وظايفى كه خداوند بر عهده خلقش نهاده، سه چيز است: انصاف داشتن آدمى ـ به طورى كه از جانب خود براى برادرش همان چيزى را بپسندد كه از جانب او براى خود مى پسندد ـ، و شريك كردن برادرش در مال خود، و به ياد خدا بودن در همه حال. ياد خدا هم [فقط] گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه» نيست؛ بلكه به اين معناست كه هنگام مواجه شدن با آنچه خدا بر او حرام كرده است، به ياد او باشد و آن حرام را وا نهد».