فیلترها
نتایج جستجو برای «رهایی»: ۴۸۵ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:عَلَيكَ بِالفِكرِ؛ فَإِنَّهُ رُشدٌ مِنَ الضَّلالِ، ومُصلِحُ الأَعمالِ. ۱
امام على عليه السلام:بر تو باد انديشه كردن؛ زيرا رهايى از گم راهى و اصلاح كننده رفتارهاست.
۱.غرر الحكم: ح 6132، عيون الحكم والمواعظ: ص 334 ح 5692.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:المَرءُ يَتَغَيَّرُ في ثَلاثٍ: القُربِ مِنَ المُلوكِ، وَالوَلاياتِ، وَالغَناءِ مِنَ الفَقرِ. فَمَن لَم يَتَغَيَّر في هذِهِ فَهُوَ ذو عَقلٍ قَويمٍ وخُلُقٍ مُستَقيمٍ. ۱
امام على عليه السلام:آدمى در سه جا دگرگون مى شود: در نزديكى به پادشاهان، در رسيدن به مقام، و در رهايى از تنگ دستى. هر كه در اين سه حالتْ دگرگون نشود، داراى خردى استوار و خُلق و خويى درست است.
۱.غرر الحكم: ح 2133، عيون الحكم والمواعظ: ص 65 ح 1670.
عنه عليه السلام:إنَّ العاقِلَ مَن نَظَرَ في يَومِهِ لِغَدِهِ، وسَعى في فَكاكِ نَفسِهِ، وعَمِلَ لِما لابُدَّ لَهُ مِنهُ ولا مَحيصَ لَهُ عَنهُ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند، كسى است كه در امروزش، به فرداى خود بنگرد و در رهايى خويش، تلاش كند و براى آنچه از آن بى نياز نيست و راه فرار ندارد، بكوشد.
۱.غرر الحكم: ح 3570، عيون الحكم والمواعظ: ص 153 ح 522.
امام صادق عليه السلامـ از دعاى ايشان در صبحگاه ـ: بار خدايا! سعى، بى نتيجه ماند و چاره انديشى ها، راه به جايى نبرد، مگر در نزد تو، و همه راه ها بسته و مسيرها تنگ باشد، مگر راه ها و مسيرهايى كه به تو مى رسند، و همه آرزوها بر باد رفته و اميدها قطع شده است، مگر آرزوى تو و اميد به تو، و همه خوش گمانى ها دروغ از آب درآمده و همه وعده ها زير پا گذاشته شده، مگر وعده هاى تو.
عنه عليه السلام:أيُّهَاالنّاسُ! إنَّكُم إن آثَرتُمُ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ أسرَعتُم إجابَتَها إلَى العَرَضِ الأَدنى، ورَحَلَت مَطايا آمالِكُم إلَى الغايَةِ القُصوى، تورِدُ مَناهِلَ ۱ عاقِبَتِها النَّدَمَ، وتُذيقُكُم ما فَعَلَت بِالاُمَمِ الخالِيَةِ وَالقُرونِ الماضِيَةِ مِن تَغَيُّرِ الحالاتِ وتَكَوُّنِ المَثُلات ۲. ۳
امام على عليه السلام:اى مردم! شما اگر دنيا را بر آخرت بر گزينيد، در پذيرفتن دعوت آن به كالاى پست شتافته ايد و مَركب آرزوهايتان تا دورترين مقصد، تاخت بر مى دارند و شما را به آبشخورهايى مى بَرَند كه فرجامشان پشيمانى است و كارهايى را كه با امّت هاى پيشين و نسل هاى گذشته كرد، يعنى دگرگونى حالات و فرودآمدن كيفرها، به شما نيز مى چشانَد.
عنه صلى الله عليه و آله:مَن ذَكَرَ اللّهَ كَثيرا كُتِبَت لَهُ بَراءَتانِ: بَراءَةٌ مِنَ النّارِ، وبَراءَةٌ مِنَ النِّفاقِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس بسيار ياد خدا كند، دو برات برايش نوشته شود: يكى بَرات رهايى از آتش، و ديگرى بَرات رهايى از نفاق.
۱.الكافي: ج 2 ص 500 ح 3 عن داوود بن سرحان عن الإمام الصادق عليه السلام.
عنه عليه السلام:أفيضوا في ذِكرِ اللّهِ جَلَّ ذِكرُهُ؛ فَإِنَّهُ أحسَنُ الذِّكرِ، وهُوَ أمانٌ مِنَ النِّفاقِ، وبَراءَةٌ مِنَ النّارِ، وتَذكيرٌ لِصاحِبِهِ عِندَ كُلِّ خَيرٍ يَقسِمُهُ اللّهُ جَلَّ وعَزَّ، ولَهُ دَوِيٌّ تَحتَ العَرشِ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند عز و جل را بسيار ياد كنيد؛ زيرا كه ياد خدا بهترين ياد است، و مايه ايمنى از نفاق و رهايى از آتش است و صاحبش (ذاكر) را در هنگام هر خيرى كه خداوند عز و جل قسمت مى كند، به ياد خدا مى آورد، و ياد خدا در زير عرش، طنين مى افكند.
۱.تحف العقول: ص 149، بحار الأنوار: ج 77 ص 290 ح 2.
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن كَلامٍ قالَهُ عِندَ تِلاوَتِهِ: «يُسَبِّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الْاصَالِ * رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَـرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ اللَّهِ» ـ: إنَّ اللّهَ سُبحانَهُ وتَعالى جَعَلَ الذِّكرَ جِلاءً لِلقُلوبِ، تَسمَعُ بِهِ بَعدَ الوَقرَةِ ۱، وتُبصِرُ بِهِ بَعدَ العَشوَةِ ۲، وتَنقادُ بِهِ بَعدَ المُعانَدَةِ. وما بَرِحَ للّهِِ ـ عَزَّت آلاؤُهُ ـ فِي البُرهَةِ بَعدَ البُرهَةِ، وفي أزمانِ الفَتَراتِ ۳، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم، وكَلَّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم، فَاستَصبَحوا بِنورِ يَقَظَةٍ فِي الأَبصارِ وَالأَسماعِ وَالأَفئِدَةِ، يُذَكِّرونَ بِأَيّامِ اللّهِ، ويُخَوِّفونَ مَقامَهُ، بِمَنزِلَةِ الأَدِلَّةِ فِي الفَلَواتِ ۴، مَن أخَذَ القَصدَ ۵ حَمِدوا إلَيهِ
امام على عليه السلامـ از سخن ايشان در هنگام تلاوت اين آيه: «و در آنها، هر بامداد و شامگاه، مردانى نيايش مى كنند كه نه تجارتى و نه داد و ستدى، آنان را از ياد خدا باز نمى دارد» » ـ: خداوندِ پاك و والا، ياد [خود] را جلا دهنده دل ها قرار داد، به طورى كه به سبب آن، دل هاى ناشنوا، شنوا، و دل هاى نابينا، بينا، و دل هاى سركش، رام مى شوند. خداوند ـ كه نعمت هايش گران سنگ است ـ، در هر برهه اى و در هر دوره اى، همواره بندگانى داشته كه با آنان، در ژرفاى انديشه شان نجوا كرده، و در اندرون خِردهايشان، با ايشان سخن گفته است و در نتيجه، نور بيدارى، در چشم و گوش و دل هاى آنان، فروزان گشته بوده است. [آنان]روزهاى خدا را [به مردم]يادآور مى شدند و از مقام او مى ترسانيدند، چونان راه نمايان در بيابان ها كه هر كس
۱.الوَقْرة: هي المرّة من الوَقْر؛ ثِقَل السمع (النهاية: ج 5 ص 213 «وقر»).
۲.العَشْوَة: المرّة من العشا؛ أي سوء البصر بالليل والنهار، أو العمى (القاموس المحيط: ج 4 ص 362 «عشا»).
۳.الفَتْرة: ما بين الرسولين من رسل اللّه تعالى من الزمان الذي انقطعت فيه الرسالة (النهاية: ج 3 ص 408 «فتر»).
۴.الفلاة: القَفْر أو المفازة لا ماءَ فيها، أو الصحراء الواسعة (القاموس المحيط: ج 4 ص 375 «فلا»).
۵.القصد: الرشد. قصد في الأمر قصدا: توسّط وطلب الأسَدّ، ولم يُجاوز الحدّ (المصباح المنير: ص 505 «قصد»).
۶.جمع مقام (بحار الأنوار: ج 69 ص 328).
۷.نشج الباكي ينشِجُ نشيجا: غصّ بالبكاء في حلقه من غير انتحاب (القاموس المحيط: ج 1 ص 209 «نشج»).
۸.النَّسَم: نَفَس الريح إذا كان ضعيفا كالنسيم. وتَنَسَّم: تنفّس. وتَنَسَّمَ النسيمَ: تشمّمه (القاموس المحيط: ج 4 ص 180 «نسم»).
۹.الرَّوح: الراحة والرحمة ونسيم الريح (القاموس المحيط: ج 1 ص 224 «روح»). أي يدعون ويتوقّعون بدعائه تجاوزه عن ذنوبهم (بحار الأنوار: ج 69 ص 329).
۱۰.النُّدْح: الأرض الواسعة، والمنادح: المفاوز (الصحاح: ج 1 ص 409 «ندح»).
۱۱.نهج البلاغة: الخطبة 222، بحار الأنوار: ج 69 ص 325 ح 39.
عنه صلى الله عليه و آله:لَيَبعَثَنَّ اللّهُ أقواما يَومَ القِيامَةِ في وُجوهِهِمُ النّورُ عَلى مَنابِرِ اللُّؤلُؤِ، يِغبِطُهُمُ النّاسُ، لَيسوا بِأَنبِياءَ ولا شُهَداءَ؛ هُمُ المُتَحابّونَ فِي اللّهِ مِن قَبائِلَ شَتّى وبِلادٍ شَتّى، يَجتَمِعونَ عَلى ذِكرِ اللّهِ يَذكُرونَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، در روز قيامت، مردمانى را برمى انگيزد كه چهره هايى نورانى دارند و بر منبرهايى از مرواريدند و مردم بر آنان، رشك مى برند. آنان، نه پيامبرند و نه شهيد. آنان، مردمانى از هر قبيله و آبادى اند كه براى خدا يكديگر را دوست مى دارند، براى يادكرد خدا گِرد هم مى آيند و از او ياد مى كنند.
۱.كنزالعمّال: ج 1 ص 438 ح 1893 نقلاً عن المعجم الكبير عن أبي الدرداء.
المزار الكبيرـ في ذِكرِ ما يُقالُ عِندَ الخُروجِ لِلسَّفَرِ ـ: وتَقولُ أيضا ما رُوِيَ عَن سَيِّدِنا رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله أنَّهُ قالَ: جاءَني جَبرَئيلُ عليه السلام فَقالَ: رَبُّكَ يُقرِئُكَ السَّلامَ ويَقولُ لَكَ: يا مُحَمَّدُ! مَن أرادَ مِن اُمَّتِكَ أن أحفَظَهُ في سَفَرِهِ، واُؤَدِّيَهُ سالِما، فَليَقُل: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ.
فَإِذا وَضَعتَ رِجلَكَ عَلى بابِكَ لِلخُروجِ فَقُل: بِاسمِ اللّهِ، آمَنتُ بِاللّهِ، تَوَكَّلتُ عَلَى اللّهِ، ما شاءَ اللّهُ، لا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ. ۱
المزار الكبيرـ در بيان ذكرهايى كه هنگام رفتن به سفر گفته مى شود ـ: و نيز همان چيزى را مى گويى كه از سَروَرمان، پيامبر خدا، روايت شده است كه فرمود: «جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت: پروردگارت به تو سلام مى رساند و مى گويد: اى محمّد! هر كس از امّت تو كه مى خواهد در سفرش از او محافظت كنم و او را به سلامت برسانم، بگويد: به نام خداوند مهرگستر مهربان. به خدا توكّل كردم.
و آن گاه كه براى بيرون رفتن، پايت را دمِ در گذاشتى، بگو: به نام خدا. به خدا ايمان دارم. بر خدا توكّل كردم. هر چه خدا خواهد. توش و توانى نيست، مگر به مدد خدا».
۱.المزار الكبير: ص49، المزار للمفيد: ص 62 وفيه من «فإذا وضعت.»، بحار الأنوار: ج 76 ص 263 ح 57.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في حَديثٍ ذَكَرَ فيهِ أنَّ اللّهَ عز و جل لَمّا خَلَقَ إبراهيمَ عليه السلام كَشَفَ لَهُ عَن بَصَرِهِ فَنَظَرَ إلى أنوارِ مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله وأهلِ بَيتِهِ عليهم السلام في جانِبِ العَرشِ، إلى أن قالَ ـ: قالَ [إبراهيمُ عليه السلام]: إلهي وسَيِّدي، وأرى عِدَّةَ أنوارٍ حَولَهُم لا يُحصي عِدَّتَهُم إلّا أنتَ! قالَ: يا إبراهيمُ، هؤُلاءِ شيعَتُهُم ومُحِبُّوهُم.
قالَ: إلهي وسَيِّدي، بِمَ يُعرَفُ شيعَتُهُم ومُحِبُّوهُم؟ قالَ: يا إبراهيمُ، بِصَلاةِ الإحدى وَالخَمسينَ، وَالجَهرِ بِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، وَالقُنوتِ قَبلَ الرُّكوعِ، وسَجدَتَيِ الشُّكرِ، وَالتَّخَتُّمِ بِاليَمينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در حديثى كه در آن فرمود: خداوند عز و جل چون ابراهيم را آفريد، پرده از ديده اش كنار زد و او انوار محمّد صلى الله عليه و آله و اهل بيت او را در كنار عرش ديد،. ـ: [ابراهيم عليه السلام] گفت: معبودا و سرورا! پيرامون ايشان، نورهايى مى بينم كه شمارِ آنها را كسى جز تو نمى داند.
خداوند فرمود: «اى ابراهيم! آنها پيروان و دوستداران ايشان اند».
ابراهيم عليه السلام گفت: معبودا و سرورا! پيروان و دوستداران ايشان، به چه شناخته مى شوند؟
فرمود: «اى ابراهيم! به پنجاه و يك [ركعت] نماز، ۲ و بلند گفتن بسم اللّه الرحمن الرحيم و قنوت خواندن پيش از ركوع، و گزاردن سجده شكر [در پايان نماز]، و انگشترى را در دست راست كردن».
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ من وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أباذَرٍّ، إذا سُئِلتَ عَن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل: «لا أعلَمُهُ» تَنجُ مِن تَبِعَتِهِ، ولا تُفتِ النّاسَ بِما لا عِلمَ لَكَ بِهِ تَنجُ مِن عَذابِ يَومِ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارشش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! هر گاه از دانشى پرسيده شدى كه آن را نمى دانى، بگو: «نمى دانم» تا از پيامدهاى آن، رهايى يابى و در آنچه نمى دانى، به مردم فتوا مده تا از كيفرِ روز قيامت بِرَهى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 527 ح 1162.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، أنَا وأنتَ وَابناكَ الحَسَنُ والحُسَينِ، وتِسعَةٌ مِن وُلدِ الحُسَينِ، أركانُ الدّينِ، ودَعائِمُ الإسلامِ، مَن تَبِعنَا نَجا ومَن تَخَلَّفَ عَنَّا فإِلَى النّارِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على! من و تو و دو پسرت حسن و حسين و نُه تن از نسل حسين، اركان دين و تكيه گاه هاى اسلام هستيم. هر كه از ما پيروى كند، رهايى مى يابد و هر كه از ما روى بگردانَد، به سوى آتش ره مى سپارد.
۱.الأمالي للمفيد: ص 217 ح 4.
عنه صلى الله عليه و آلهـ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ. مَثَلُكَ ومَثَلُ الأَئِمَّةِ مِن وُلدِكَ بَعدي مَثَلُ سَفينةِ نوحٍ، مَن رَكِبَها نَجا، ومَن تَخَلَّفَ عَنها غَرِقَ، ومَثَلُكُم مَثَلُ النُّجومِ، كُلَّما غابَ نَجمٌ طَلَعَ نَجمٌ، إلى يَومِ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ به على عليه السلام ـ: اى على!. مَثَل تو و امامان از نسلِ تو پس از من، همچون كشتى نوح است كه هر كس بر آن در آيَد، رهايى مى يابد و هر كه از آن باز مانَد، غرق مى شود. مَثَل شما، همچون ستارگان است كه هر گاه يكى ناپديد شود، ديگرى پيدا مى گردد تا به روز رستاخيز.
۱.الأمالي للصدوق: ص 222 ح 18.
المعجم الأوسط عن عُمَر بن عَلِيٍّ عَن أبيهِ الإِمامِ عَلِيٍّ عليه السلام:أنَّهُ قالَ لِلنَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: أمِنّا المَهدِيُّ أم مِن غَيرِنا يا رَسولَ اللّهِ؟ قالَ: بَل مِنّا (بِنا) يَختِمُ اللّهُ كَما بِنا فَتَحَ، وبِنا يُستَنقَذونَ مِنَ الشِّركِ، وبِنا يُؤَلِّفُ اللّهُ بَينَ قُلوبِهِم بَعدَ عَداوَةٍ بَيِّنَةٍ، كَما بِنا ألَّفَ بَينَ قُلوبِهِم بَعدَ عَداوَةِ الشِّركِ. ۱
المعجم الأوسطـ به نقل از عمر بن على، درباره پدرش امام على عليه السلام ـ: وى (على عليه السلام) به پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: اى پيامبر خدا! آيا مهدى از ماست، يا از غير ما؟
فرمود: «از ماست. خداوند، با ما پايان مى بخشد و با ما آغاز مى كند و همه با ما از شرك رهايى مى يابند و خداوند با ما دل ها را پس از خصومتى آشكار، الفت مى بخشد، چنان كه پس از دشمنىِ شرك، دل هايشان را با يكديگر مأنوس ساخت».
۱.المعجم الأوسط: ج 1 ص 57 ح 157.
مشكاة الأنوار:قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: ألا اُحَدِّثُكُم عَن أقوامٍ لَيسوا بِأَنبِياءَ ولا شُهَداءَ، يَغبِطُهُم يَومَ القِيامَةِ الأَنبِياءُ وَالشُّهَداءُ بِمَنازِلِهِم مِنَ اللّهِ، عَلى مَنابِرَ مِن نورٍ؟ قيلَ: مَن هُم يا رَسول اللّهِ؟ قالَ: هُمُ الذَّينَ يُحَبِّبونَ عِبادَ اللّهِ إلَى اللّهِ، ويُحَبِّبونَ اللّهَ إلى عِبادِهِ. قُلنا: هذا حَبَّبُوا اللّهَ إلى عِبادِهِ، فَكَيفَ يُحَبِّبونَ عِبادَ اللّهِ إلَى اللّهِ؟ قالَ: يَأمُرونَهُم بِما يُحِبُّ اللّهُ، ويَنهَونَهُم عَمّا يَكرَهُ اللّهُ، فَإِذا أطاعوهُم أحَبَّهُمُ اللّهُ. ۱
مشكاة الأنوار:پيامبر خدا فرمود: «آيا براى شما از اقوامى بگويم كه با آن كه پيامبر و يا شهيد نبودند، امّا در روز قيامت، پيامبران و شهيدان، به خاطر مقامى كه آنان نزد خداوند دارند و بر روى منبرهايى از نورند، به آنان غبطه مى خورند؟».
گفته شد: اى پيامبر خدا! آنان كيان اند؟
فرمود: «آنان، كسانى هستند كه خدا را در نظر مردم و مردم را در نظر خداوند، محبوب مى سازند».
گفتيم: اين كه خداوند را در نظر بندگان، محبوب مى سازند، روشن است؛ امّا چگونه بندگان خدا را در نظر خداوند، محبوب مى سازند؟
فرمود: «آنان را بدانچه خداوند دوست مى دارد، فرمان مى دهند و از آنچه خداوند ناپسند مى شمارد، نهى شان مى كنند. وقتى مردم از آنان اطاعت كنند، خداوند، ايشان را دوست خواهد داشت».
۱.مشكاة الأنوار: ص 240 ح 692.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ ضَربَ مَثَلاً صِراطا مُستَقيما، على كَنَفَيِ الصِّراطِ دارانِ لَهُما أبوابٌ مُفَتّحَةٌ، علَى الأبوابِ سُتورٌ وداعٍ يَدعو على رأسِ الصِّراطِ، وداعٍ يَدعو فَوقَهُ، واللّهُ يَدعو إلى دارِ السَّلامِ ويِهدي مَن يَشاءُ إلى صِراطٍ مُستَقيمٍ، والأبوابُ الّتي على كَنَفَيِ الصِّراطِ حُدودُ اللّهِ، فلا يَقَع أحَدٌ في حُدودِ اللّهِ حتّى يُكشَفَ السِّترُ، والّذي يَدعو مِن فَوقِهِ واعِظُ رَبِّهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، راه راستى را مَثَل زده كه در دو كناره آن راه، دو خانه است كه درهاى گشوده دارند و جلوى درها پرده هايى آويزان است. بر سر آن راه، فراخواننده اى فرا مى خواند و در بالاى آن راه، فراخواننده ديگرى فرا مى خواند. و خداوند به خانه سلامتْ دعوت مى كند و هر كه را بخواهد، به راه راستْ هدايت مى كند. درهايى كه در دو كناره آن راه است، حدود خدايند كه هر كس در [قرقگاه]حدود خداوندْ وارد شود، پرده برداشته مى شود، و آن دعوتگرى كه از بالاى راه دعوت مى كند، واعظ پروردگار اوست.
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 144 ح 2859.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ في وصيَّتهِ لابنِ مَسعودٍ ـ: يابنَ مَسعودٍ، أنصِفِ النّاسَ مِن نَفسِكَ، وانصَحِ الاُمَّةَ وارحَمْهُم، فإذا كُنتَ كذلكَ وغَضِبَ اللّهُ على أهلِ بَلدَةٍ أنتَ فيها وأرادَ أن يُنزِلَ علَيهِمُ العَذابَ نَظَرَ إلَيكَ فرَحِمَهُم بِكَ، يقولُ اللّهُ تعالى: «وماكانَ رَبُّكَ لِيُهْلِكَ القُرى بِظُلْمٍ وأهْلُها مُصْلِحونَ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به ابن مسعود ـ: اى ابن مسعود! با مردم به انصاف رفتار كن و خيرخواه امّت باش و با آنان، مهربانى كن، كه اگر چنين بودى و خداوند بر اهل شهرى كه تو در آنى، خشم گرفت و خواست عذاب بر ايشان نازل كند، به تو مى نگرد و به واسطه تو، بر آنان رَحْم مى آورد. خداوند متعال مى فرمايد: «و پروردگار تو [هرگز] بر آن نبوده كه شهرهايى را كه مردمش اصلاحگرند، به ستمْ هلاك كند» .
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 360 ح 2660.
عنه صلى الله عليه و آله:أتَيتُ ليلةَ اُسرِيَ بِي على قَومٍ بُطونُهُم كالبيوتِ فيها الحَيّاتُ تُرى مِن خارجِ بُطونِهِم، فقلتُ: مَن هؤلاءِ يا جَبرئيلُ؟ قالَ: هؤلاءِ أكَلَةُ الرِّبا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شبى كه به معراج رفتم، بر مردمى گذشتم كه شكم هايشان چون خانه اى بود و در آنها مارهايى وجود داشتند كه از بيرون، شكم هايشان ديده مى شدند. پرسيدم: اى جبرئيل! اينها كيستند؟
گفت: «اينان، رباخواران اند».
۱.كنز العمّال: ج 11 ص 399 ح 31857.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:الدَّواوينُ عندَ اللّهِ عز و جل ثلاثةٌ: دِيوانٌ لا يَعبَأُ اللّهُ بهِ شيئا، ودِيوانٌ لا يَترُكُ اللّهُ مِنهُ شيئا، وديوانٌ لا يَغفِرُهُ اللّهُ، فأمّا الدِّيوانُ الذي لا يَغفِرُهُ اللّهُ فالشِّركُ بِاللّه قالَ اللّهُ عز و جل: «وَ مَن يُشْرِكْ بِاللّهِ فَقَدْ حَرَّمَ اللّهُ علَيهِ الجَنَّةَ» . ۱
وأمّا الدِّيوانُ الذي لا يَعبَأُ اللّهُ بهِ شيئا فَظُلمُ العَبدِ نفسَهُ فيما بينَهُ وبينَ رَبِّهِ، مِن صومِ يومٍ تَرَكَهُ، أو صلاةٍ تَرَكَها، فإنَّ اللّهَ عز و جل يَغفِرُ ذلكَ ويَتَجاوَزُ إن شاءَ.
وأمّا الدِّيوانُ الذي لا يَترُكُ اللّهُ مِنهُ شيئا فَظُلمُ العِبادِ بَعضِهِم بَعضا، القِصاصُ لا مَحالَةَ. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ديوان هاى اعمال نزد خداوند عز و جل سه گونه اند: ديوانى كه خداوند به آن هيچ اعتنايى نمى كند، ديوانى كه خداوند از آن چيزى را فرو نمى گذارد، و ديوانى كه خداوند آن را نمى بخشايد. ديوانى كه خداوند آن را هرگز نمى بخشايد، شرك به خداوند است. خداوند عز و جلفرموده است: «هر كه به خدا شرك ورزد، همانا خداوند بهشت را بر او حرام مى كند» .
امّا ديوانى كه خداوند به آن هيچ اعتنايى نمى كند، ظلم بنده به خود است در كارهايى كه به رابطه او و خدا مربوط مى شود؛ مانند نگرفتن روزه اى، يا نخواندن نمازى. خداوند عز و جل اگر بخواهد، اينها را مى بخشد و گذشت مى كند. و امّا ديوانى كه خداوند كمترين چيزى از آن را فرو نمى گذارد، ستم بندگان به يكديگر است كه چاره اى جز قصاص ندارد.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۸۵