فیلترها
نتایج جستجو برای «خاموشی»: ۴۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
جامع الأحاديث للقمّي:سُئِلَ أميرُالمُؤمِنينَ عليه السلام: ما أفضَلُ ما اُعطِيَ الإِنسانُ؟
قالَ: غَريزَةُ عَقلٍ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَأَخٌ مُستَشيرٌ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَصَمتٌ فِي المَجالِسِ.
قيلَ: فَإِن لَم يَكُن؟
قالَ: فَمَوتٌ عاجِلٌ. ۱
جامع الأحاديث:از امير مؤمنان سؤال شد: برترين چيزى كه به انسان ها بخشيده شده، چيست؟
فرمود: «خردِ سرشتى».
گفته شد: اگر نباشد؟
فرمود: «برادرى كه با او مشورت شود».
گفته شد: اگر نبود؟
فرمود: «خاموشى در مجلس ها».
گفته شد: اگر اين هم نبود؟
فرمود: «مرگ زودرس».
۱.جامع الأحاديث للقمّي: ص 194.
الإمام الباقر عليه السلام:كانَ يَرى موسَى بنُ عِمرانَ عليه السلام رَجُلاً مِن بَني إسرائيلَ يُطَوِّلُ سُجودَهُ ويُطَوِّلُ سُكوتَهُ، فَلا يَكادُ يَذهَبُ إلى مَوضِعٍ إلاّ وهُوَ مَعَهُ، فَبَينا هُوَ يَومًا مِنَ
الأَيّامِ في بَعضِ حَوائِجِهِ إذ مَرَّ عَلى أرضٍ مُعشِبَةٍ تَزهو وتَهتَزُّ. قالَ: فَتَأَوَّهَ الرَّجُلُ.
فَقالَ لَهُ موسى: عَلى ماذا تَأَوَّهتَ؟
قالَ: تَمَنَّيتُ أن يَكونَ لِرَبّي حِمارٌ أرعاهُ هاهُنا.
قالَ: فَأَكَبَّ موسى عليه السلام طَويلاً بِبَصَرِهِ عَلَى الأَرضِ اغتِمامًا بِما سَمِعَ مِنهُ.
قالَ: فَانحَطَّ عَلَيهِ الوَحيُ، فَقالَ لَهُ: مَا الَّذي أكبَرتَ مِن مَقالَةِ عَبدي؟! أنَا اُؤاخِذُ عِبادي عَلى قَدرِ ما أعطَيتُهُم مِنَ العَقلِ. ۱
امام باقر عليه السلام:موسى بن عمران عليه السلام مردى از بنى اسرائيل را مى ديد كه سجده هاى طولانى مى كرد و خاموشى اش دراز بود. هر جا موسى عليه السلاممى رفت، آن مرد، وى را همراهى مى كرد.
روزى از روزها كه موسى عليه السلام به دنبال كارى بود، از زمين سرسبزى گذشت. مرد عبادت پيشه، آهى كشيد. موسى عليه السلام بدو گفت: «چرا آه مى كشى؟».
گفت: آرزو كردم كه اى كاش پروردگارم، الاغى داشت و من آن را در اين سرزمين مى چراندم.
موسى عليه السلام مدّتى طولانى چشمانش را به زمين دوخت، در حالى كه از سخن آن مرد، غمگين شده بود. بر موسى عليه السلام وحى آمد كه: «چرا سخن بنده ام بر تو گران آمد. من از بندگانم به ميزان خردشان حسابرسى مى كنم».
۱.المحاسن: ج 1 ص 308 ح 608 عن عبيداللّه بن الوليد الوصّافي، بحار الأنوار: ج 1 ص 91 ح 21 وراجع عيون الأخبار لابن قتيبة: ج 2 ص 38.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
الإمام الصادق عليهالسلام: كَمالُ العَقلِ في ثَلاثَةٍ: التَّواضُعِ لِلّهِ، وحُسنِ اليَقينِ، وَالصَّمتِ إلاّ مِن خَيرٍ. ۱
امام صادق عليهالسلام: كمال خرد، به سه چيز است: فروتنى براى خدا، يقين نيكو، و خاموشى گزيدن جز در خوبى.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 25.
الإمام الصادق عليه السلام:ثَلاثَةٌ لا يُصيبونَ إلّا خَيرا: اُولُو الصَّمتِ، وتارِكُو الشَّرِّ، وَالمُكِثرونَ ذِكرَ اللّهِ عز و جل. ۱
امام صادق عليه السلام:سه دسته اند كه جز خوبى نمى بينند: خاموشى گُزينان، ترك كنندگان بدى، و آنان كه بسيارْ خداوند عز و جل را ياد مى كنند.
۱.نزهة الناظر: ص 108 ح 16.
الإمام عليّ عليه السلامـ في ذِكرِ حَديثِ مِعراجِ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله ـ: قالَ اللّهُ تَعالى:. يا أحمَدُ، وعِزَّتي وجَلالي، ما مِن عَبدٍ ضَمِنَ لي بِأَربَعِ خِصالٍ إلّا أدخَلتُهُ الجَنَّةَ: يَطوي لِسانَهُ فَلا يَفتَحُهُ إلّا بِما يُعينُهُ، ويَحفَظُ قَلبَهُ مِنَ الوَسواسِ، ويَحفَظُ عِلمي ونَظَري إلَيهِ، ويَكونُ قُرَّةُ عَينَيهِ الجوع. يا أحمَدُ، لَو ذُقتَ حَلاوَةَ الجوعِ وَالصَّمتِ وَالخَلَوةِ، وما وَرِثوا مِنها!
قالَ: يا رَبِّ، ما ميراثُ الجوعِ؟
قالَ: الحِكمَةُ، وحِفظُ القَلبِ، وَالتَّقَرُّبُ إلَيَّ، وَالحُزنُ الدّائِمُ، وخِفَّةُ المَؤونَةِ بَينَ النّاسِ، وقَولُ الحَقِّ، ولا يُبالي عاشَ بِيُسرٍ أو بِعُسرٍ.
يا أحمَدُ، هَل تَدري بِأَيِّ وَقتٍ يَتَقَرَّبُ العَبدُ إلَيَّ؟
امام على عليه السلامـ در يادكرد از حديث معراج پيامبر صلى الله عليه و آله ـ: خداى بلندمرتبه فرمود: «اى احمد! به عزّت و جلالم سوگند، هيچ بنده اى نيست كه چهار كار را به من تعهّد دهد، مگر آن كه او را به بهشت مى برم: زبانش را فرو بندد و آن را جز به آنچه برايش سودمند است، نگشايد؛ دلش را از وسوسه نگه دارد؛ مراقب كردار خود و نگاه من به خود باشد؛ و نور چشمش، گرسنگى كشيدن (روزه دارى) باشد.
اى احمد! اگر شيرينىِ گرسنگى و خاموشى و تنهايى و آنچه را از اينها به ارث برده اند، مى چشيدى!».
پيامبر صلى الله عليه و آله گفت: پروردگارا! ميراث گرسنگى چيست؟
فرمود: «فرزانگى و نگهداشت دل و نزديك شدن به من و اندوه هميشگى و سبُكبار بودن در ميان مردم و گفتن حق و باكى نداشته باشد كه در آسانى به سر بَرد، يا در
عنه صلى الله عليه و آله:إنّ أولياءَ اللّهِ سَكَتوا فَكانَ سُكوتُهُم ذِكرا، وَنَظَروا فَكانَ نَظَرُهُم عِبرَةً، وَنَطَقوا فَكانَ نُطقُهُم حِكمَةً، وَمَشَوا فَكانَ مَشيُهُم بَينَ النّاسِ بَرَكَةً، لَولا الآجالُ الَّتي قَد كُتِبَت عَلَيهِم لَم تَقَرَّ أرواحُهُم في أجسادِهِم خَوفا مِن العَذابِ وَشَوقا إلَى الثَّوابِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دوستان خدا، خاموشى مى گزينند و خاموشى آنها ذكر خداست، و مى نگرند و نگاهشان عبرت است، و سخن مى گويند و سخنانشان حكمت است، و راه مى روند و راه رفتنشان در ميان مردم، مايه بركت است. اگر نه اين بود كه اجلهايشان نوشته شده است، از ترس عذاب و شوق به ثواب، [لحظه اى]جانهايشان در كالبدهايشان قرار نمى گرفت.
۱.الكافي: 2 / 237 / 25.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتارزش عالمان +1 مورد دیگر
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سزاوار نيست عالم با داشتن علم، خاموشى گزيند؛ و سزاوار نيست جاهل بر جهل خود، سكوت كند. خداوند ـ كه بزرگ است يادش ـ مى فرمايد: «پس اگر نمى دانيد، از اهل ذكر، جويا شويد» .
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه شایسته جاهل است +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ موسى عليه السلام لَقِيَ الخِضْرَ عليه السلام فَقالَ: أوصِني.
فَقالَ الخِضْرُ:. يا موسى، تَفَرَّغ لِلعِلمِ إن كُنتَ تُريدُهُ، فَإِنَّمَا العِلمُ لِمَن تَفَرَّغَ لَهُ. وأعرِض عَنِ الجُهّالِ، وَاحلُم عَنِ السُّفَهاءِ، فَإِنَّ ذلِكَ فَضلُ الحُلَماءِ وزَينُ العُلَماءِ، إذا شَتَمَكَ الجاهِلُ فَاسكُت عَنهُ سَلَماً وجانِبهُ حَزماً، فَإِنَّ ما بَقِيَ مِن جَهلِهِ عَلَيكَ وشَتمِهِ إيّاكَ أكثَرُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:موسى عليه السلام، خضر عليه السلام را ملاقات كرد و گفت: مرا پند ده.
خضر عليه السلام گفت: «اى موسى! اگر دانش مى خواهى، خودت را وقف آن ساز؛ زيرا دانش، از آنِ كسى است كه خود را وقف آن سازد.، و از نادانان، كناره گيرى كن و در برابر ابلهان، بردبار باش؛ زيرا اين براى بردباران، فضيلت و براى آگاهان، زينت است. اگر نادانىْ تو را دشنام داد، به ملايمت سكوت كن و با دورانديشى، از او كناره بگير؛ زيرا ثوابى كه از نادانى و دشنام او به تو برايت باقى مانده، بيشتر است».
۱.منية المريد: ص 140، بحار الأنوار: ج 1 ص 226 ح 18؛ المعجم الأوسط: ج 7 ص 78 ح 6908 وفيه «الحكماء» بدل «الحلماء» عن عمر بن الخطّاب.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه در معاشرت با جاهل شایسته است +1 مورد دیگر
عنه صلى الله عليه و آله:عَلِّموا ويَسِّروا، عَلِّموا ويَسِّروا ـ ثَلاثَ مَرّاتٍ ـ وإذا غَضِبتَ فَاسكُت ـ مَرَّتَينِ ـ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بياموزيد و آسان بگيريد. بياموزيد و آسان بگيريد (سه بار فرمود) و هنگامى كه به خشم مى آيى، خاموشى گزين (دو بار فرمود).
۱.الأدب المفرد: ص 381 ح 1320 وص 83 ح 245 نحوه كلاهما عن ابن عبّاس.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +1 مورد دیگر
صحيح مسلم عن معاوية بن الحكم السّلميّ:بَينا أنَا اُصَلّي مَعَ رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذ عَطَسَ رَجُلٌ مِنَ القَومِ، فَقُلتُ: يَرحَمُكَ اللّهُ، فَرَمانِي القَومُ بِأَبصارِهِم.
فَقُلتُ: وا ثُكلَ اُمِّياه، ما شَأنُكُم تَنظُرونَ إلَيَّ؟!
فَجَعَلوا يَضرِبونَ بِأَيديهِم عَلى أفخاذِهِم، فَلَمّا رَأَيتُهُم يُصَمِّتونَني، لكِنّي سَكَتُّ.
فَلَمّا صَلّى رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله، فَبِأَبي هُوَ واُمّي، ما رَأَيتُ مُعَلِّماً قَبلَهُ ولا بَعدَهُ أحسَنَ تَعليما مِنهُ؛ فَوَاللّهِ ما كَهَرَني ۱ ولا ضَرَبَني ولا شَتَمَني، قالَ: إنَّ هذِهِ الصَّلاةَ لا يَصلُحُ فيها شَيءٌ مِن كَلامِ النّاسِ، إنَّما هُوَ التَّسبيحُ وَالتَّكبيرُ وقِراءَةُ القُرآنِ. ۲
صحيح مسلمـ به نقل از معاوية بن حكَم سلمى ـ: در حالى كه با پيامبر خدا نماز مى خواندم، ناگهان، مردى از ميان نمازگزاران عطسه كرد.
گفتم: خداوند، تو را رحمت كند!
همه آنان با نگاهشان مرا نشانه گرفتند و من گفتم: مادرم به عزايم بنشيند! شما را چه شده است كه به من چشم دوخته ايد؟
پس شروع به زدن دست هايشان بر روى ران هايشان كردند و چون ديدم كه مرا به خاموشى مى خوانند، ساكت شدم.
هنگامى كه پيامبر خدا ـ كه پدر و مادرم فدايش باد كه نه پيش از او و نه پس از او آموزگارى را نيكوتر از وى در ياد دادن نديدم ـ نمازش را به پايان برد، به خدا سوگند، نه به من چشمْ غرّه رفت و نه مرا كتك زد و نه به من دشنام داد و [فقط]فرمود: «در اين نماز، هيچ سخنى از سخنان آدميان، سزاوار نيست. آن، تنها تسبيح و تكبير و قرآن خواندن است».
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتآداب آموختن +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَنبَغي لِلعالِمِ أن يَكونَ قَليلَ الضِّحكِ، كَثيرَ البُكاءِ، لا يُمازِحُ ولا يُصاخِبُ ولا يُماري ولا يُجادِل، إن تَكَلَّمَ تَكَلَّمَ بِحَقٍّ، وإن صَمَتَ صَمَتَ عَنِ الباطِلِ، وإن دَخَلَ دَخَلَ بِرِفقٍ، وإن خَرَجَ خَرَجَ بِحِلمٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سزاوار است كه دانشمند، كم خنده و گريان باشد؛ شوخى نكند و به آواز بلند سخن نگويد و ستيزه و مجادله نكند؛ آن گاه كه سخن مى گويد، به حق بگويد و چون خاموش مى مانَد، از باطل، خاموشى گزيند و چون در مى آيد، به مدارا درآيد و چون بيرون مى رود، با بردبارى بيرون رود.
۱.الفردوس: ج 5 ص 500 ح 8885 عن اُبيّ بن كعب.
عنه عليه السلام:لَو سَكَتَ الجاهِلُ ما اخْتَلَفَ النّاسُ. ۱
امام على عليه السلام:اگر نادان خاموشى مى گزيد، مردم دچار اختلاف نمى شدند.
۱.بحار الأنوار: 78/81/75.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لِقَنْبرٍ وقد رامَ أن يَشتِمَ شاتِمَهُ ـ: مَهْلاً يا قَنبرُ! دَعْ شاتِمَكَ مُهانا تُرْضِ الرَّحمنَ وتُسخِطُ الشَّيطانَ وتُعاقِبُ عَدُوَّكَ، فَوَالذي فَلَقَ الحَبَّةَ وبَرَأ النَّسَمَةَ ما أرضَى المؤمنُ رَبَّهُ بِمِثلِ الحِلْمِ، ولا أسخَطَ الشَّيطانَ بِمِثلِ الصَّمتِ، ولا عُوقِبَ الأحمَقُ بمِثلِ السُّكوتِ عَنهُ. ۱
امام على عليه السلامـ به قنبر، كه خواست به كسى كه بدو ناسزا گفته بود ناسزا گويد ـفرمود: آرام باش قنبر! دشنامگوىِ خود را خوار و سرشكسته بگذار، تا خداى رحمان را خشنود و شيطان را ناخشنود كرده و دشمنت را كيفر داده باشى. قسم به خدايى كه دانه را شكافت و خلايق را بيافريد، مؤمن، پروردگار خود را با چيزى همانند بردبارى و گذشت خشنود نكرد و شيطان را با حربه اى چون خاموشى به خشم نياورد و احمق به چيزى مانند سكوت در مقابل او مجازات نشد.
۱.الأمالي للمفيد: 118/2.
عنه عليه السلام:قالَ لقمانُ لابنِهِ: إذا سافَرتَ مَع قَومٍ فَأكثِرِ استِشارَتَهُم في أمرِكَ وأمرِهِم، وأكثِرِ التَّبَسُّمَ في وُجوهِهِم، وكُن كَريما على زادِكَ بَينَهُم، وإذا دَعَوكَ فَأجِبهُم، وإذا استَعانُوكَ فَأعِنهُم، واغلِبهُم بثَلاثٍ: طُولِ الصَّمتِ، وكَثرَةِ الصَّلاةِ، وسَخاءِ النَّفسِ بما مَعكَ مِن دابَّةٍ أو مالٍ أو زادٍ. ۱
امام صادق عليه السلام:لقمان به فرزندش گفت: هرگاه با عدّه اى همسفر شدى، دركارهاى مربوط به خودت و آنها با ايشان زياد مشورت كن و در روى آنان تبسّم زياد داشته باش، در زاد و توشه ات نسبت به آنان بخشنده باش، اگر تو را دعوت كردند قبول كن و اگر از تو كمك خواستند كمكشان كن و در سه چيز از آنان برتر باش: خاموشى طولانى، كثرت نماز و بخشندگى در مركب يا دارايى و يا توشه اى كه همراه دارى.
۱.بحار الأنوار: 76/271/28.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آلهـ لأبي ذَرٍّ وهو يَعِظُهُ ـ: أربَعٌ لا يُصِيبُهُنَّ إلّا مؤمنٌ: الصَّمتُ وهُو أوَّلُ العِبادَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در اندرز به ابوذر ـفرمود: چهار چيز است كه جز مؤمن به آنها دست نمى يابد: خاموشى كه گام نخست عبادت است.
۱.مكارم الأخلاق: 2/377/2661.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:الصَّمتُ آيَةُ النُّبلِ وثَمَرَهُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:خاموشى، نشانه هوشمندى و ميوه خرد است.
۱.غرر الحكم: 1343.
امام على عليه السلامـ در توصيف مؤمن ـفرمود: خاموشيش بسيار است و اوقاتش پُر (پيوسته در كار و انديشه خدا و آخرت است).
۱.نهج البلاغة: الحكمة 333.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:علَيكَ بطُولِ الصَّمتِ فإنّهُ مَطرَدَةٌ لِلشَّيطانِ، وعَونٌ لكَ على أمرِ دِينِكَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بر تو باد به خاموشى بسياركه آن موجب طرد شيطان است و در كار دينَت ياور تو.
۱.بحار الأنوار: 71/279/19.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۱