فیلترها
نتایج جستجو برای «حقیقت یاد خدا»: ۱۱ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أطاعَ اللّهَ فَقَد ذَكَرَ اللّهَ، وإن قَلَّت صَلاتُهُ وصِيامُهُ وتِلاوَتُهُ. ومَن عَصَى اللّهَ فَقَد نَسِيَ اللّهَ، وإن كَثُرَت صَلاتُهُ وصِيامُهُ وتِلاوَتُهُ لِلقُرآنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از خدا فرمان بَرد، در حقيقت، از خدا ياد كرده است، اگر چه نماز و روزه و قرآن خواندنش اندك باشد، و هر كس خدا را نافرمانى كند، در حقيقت، او را فراموش كرده است، اگر چه نماز و روزه و تلاوت قرآنش بسيار باشد.
۱.معاني الأخبار: ص 399 ح 56 عن مسعدة بن زياد عن الإمام الصادق عن أبيه عليهماالسلام، الاختصاص: ص 248، بحار الأنوار: ج 93 ص 156 ح 22؛ المعجم الكبير: ج 22 ص 154 ح 413، اُسد الغابة: ج 5 ص 403 كلاهما عن واقد مولى رسول اللّه صلى الله عليه و آله، الزهد لابن المبارك (الملحقات): ص 17 ح 70 عن خالد بن أبي عمران، حلية الأولياء: ج 10 ص 387 عن عبد اللّه بن مسعود وليس فيه «ومن عصى اللّه.».
عنه صلى الله عليه و آلهـ في وَصِيَّتِهِ لِعَلِيٍّ عليه السلام ـ: يا عَلِيُّ، ثَلاثٌ لا تُطيقُها هذِهِ الاُمَّةُ: المُواساةُ لِلأَخِ في مالِهِ، وإنصافُ النّاسِ مِن نَفسِهِ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، ولَيسَ هُوَ: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ»، ولكِن إذا وَرَدَ عَلى ما يَحرُمُ عَلَيهِ خافَ اللّهَ عز و جلعِندَهُ وتَرَكَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارش به على عليه السلام ـ: اى على! سه چيز است كه اين امّت، طاقت آنها را ندارد: كمك مالى كردن به برادر خويش، انصاف داشتن با مردم، و به ياد خدا بودن در همه حال، و آن، گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه ولا إله إلّا اللّه واللّه أكبر» نيست؛ بلكه اين است كه هر گاه با آنچه بر او حرام گشته است رو به رو شود، از خداوند عز و جل بترسد و آن را مرتكب نشود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 4 ص 358 ح 5762 عن حمّاد بن عمرو وأنس بن محمّد عن أبيه جميعا عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام، الخصال: ص 125 ح 122 عن أنس بن محمّد عن أبيه عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام.
معاني الأخبار عن أبي بصير عن الإمام الباقر عليه السلام:مِن أشَدِّ ما عَمِلَ العِبادُ: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ، ومُواساةُ المَرءِ أخاهُ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ.
قالَ: قُلتُ: أصلَحَكَ اللّهُ، وما وَجهُ ذِكرِ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ؟
قالَ: يَذكُرُ اللّهَ عِندَ المَعصِيَةِ يَهُمُّ بِها، فَيَحولُ ذِكرُ اللّهِ بَينَهُ وبَينَ تِلكَ المَعصِيَةِ، وهُوَ قَولُ اللّهِ عز و جل: «إِنَّ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ إِذَا مَسَّهُمْ طَائِفٌ مِّنَ الشَّيْطَـنِ تَذَكَّرُواْ فَإِذَا هُم مُّبْصِرُونَ» ۱. ۲
معانى الأخبارـ به نقل از ابو بصير ـ: امام باقر عليه السلام فرمود: «از جمله سخت ترين كارهاى بندگان، سه چيز است: انصاف داشتن، كمك مالى كردن انسان به برادر خويش، و به ياد خدا بودن در همه حال».
گفتم: به سلامت باشيد! به ياد خدا بودن در همه حال، به چه معناست؟
فرمود: «در هنگام رو به رو شدن با گناه و تصميم به انجام دادن آن، خدا را به ياد آورد. پس ياد خدا، ميان او و آن گناه، حائل مى شود. اين است سخن خداوند عز و جلكه مى فرمايد: «آنان كه پرهيزگارى مى كنند، چون وسوسه اى از شيطان به آنان برسد، خدا را ياد مى كنند و به ناگاه، بينا مى شوند» ».
الإمام الصادق عليه السلام:مِن أشَدِّ ما فَرَضَ اللّهُ عَلى خَلقِهِ ذِكرُ اللّهِ كَثيرا ـ ثُمّ قالَ ـ: لا أعني: «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ ولا إلهَ إلَا اللّهُ وَاللّهُ أكبَرُ» وإن كانَ مِنهُ، ولكِن ذِكرَ اللّهِ عِندَ ما أحَلَّ وحَرَّمَ؛ فَإِن كانَ طاعَةً عَمِلَ بِها، وإن كانَ مَعصِيَةً تَرَكَها. ۱
امام صادق عليه السلام:از سخت ترين چيزهايى كه خداوند بر بندگانش واجب ساخته، بسيار ياد كردنِ خداست. مقصودم، «سبحان اللّه و الحمد للّه و لا إله إلّا اللّه و اللّه أكبر» نيست، هر چند اين هم ياد خداست. مقصودم، به ياد آوردن خدا در هنگام مواجه شدن با حلال و حرام اوست، كه اگر فرمان بود، آن را به كار ببندد و اگر نافرمانى بود، رهايش كند.
۱.الكافي: ج 2 ص 80 ح 4 عن أبي عبيدة وص 145 ح 8، معاني الأخبار: ص 193 ح 3 كلاهما عن الحسن (الحسين) البزّار، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 187، بحار الأنوار: ج 75 ص 29 ح 20.
الكافي عن عبد الأعلى بن أعين:كَتَبَ بَعضُ أصحابِنا يَسأَلونَ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن أشياءَ، وأَمَروني أن أَسأَلَهُ عَن حَقِّ المُسلِم عَلى أخيهِ، فَسَأَلتُهُ فَلَم يُجِبني، فَلَمّا جِئتُ لِاُوَدِّعَهُ، فَقُلتُ: سَأَلتُكَ فَلَم تُجِبني؟!
فَقالَ: إنّي أخافُ أن تَكفُروا! ۱ إنَّ مِن أشَدِّ مَا افتَرَضَ اللّهُ عَلى خَلقِهِ ثَلاثا: إنصافُ المَرءِ مِن نَفسِهِ حَتّى لا يَرضى لِأَخيهِ مِن نَفسِهِ إلّا بِما يَرضى لِنَفسِهِ مِنهُ، ومُواساةُ الأَخِ فِي المالِ، وذِكرُ اللّهِ عَلى كُلِّ حالٍ، لَيسَ «سُبحانَ اللّهِ وَالحَمدُ للّهِِ»، ولكِن عِندَ ما حَرَّمَ اللّهُ عَلَيهِ فَيَدَعُهُ. ۲
الكافىـ به نقل از عبد الأعلى بن اَعيَن ـ: برخى از شيعيان، ما نامه نوشتند و از امام صادق عليه السلام سؤالاتى كردند و به من مأموريت دادند كه از ايشان در باره حقّ مسلمان بر برادرش بپرسم. من پرسيدم؛ امّا ايشان پاسخم را نگفت. چون براى خداحافظى خدمت ايشان رفتم، گفتم: از شما سؤالى كردم؛ امّا پاسخم را نداديد!
فرمود: «مى ترسم كافر شويد! ۳ همانا از سخت ترين وظايفى كه خداوند بر عهده خلقش نهاده، سه چيز است: انصاف داشتن آدمى ـ به طورى كه از جانب خود براى برادرش همان چيزى را بپسندد كه از جانب او براى خود مى پسندد ـ، و شريك كردن برادرش در مال خود، و به ياد خدا بودن در همه حال. ياد خدا هم [فقط] گفتنِ «سبحان اللّه و الحمد للّه» نيست؛ بلكه به اين معناست كه هنگام مواجه شدن با آنچه خدا بر او حرام كرده است،
۱.قال المجلسي قدس سره: قوله عليه السلام: «أن تكفُروا»، قيل: أي تخالِفوا بعد العِلم، وهو أحد معاني الكفر. و أقول: لعلّ المراد به أن تشُكّوا في الحكم أو فينا؛ لعظمته وصعوبته. أو تستخفّوا به وهو مظنّة الكفر (مرآة العقول: ج 9 ص 32).
۲.الكافي: ج 2 ص 170 ح 3 وص 144 ح 3 عن جارود أبي المنذر وفي ذيله «لكن إذا ورد عليك شيء أمر اللّه عز و جل به أخذت به، أو إذا ورد عليك شيء نهى اللّه عز و جل عنه تركته» وص 145 ح 9، معاني الأخبار: ص 192 ح 1 كلاهما عن أبي اُسامة زيد الشحّام نحوه، بحار الأنوار: ج 74 ص 242 ح 41.
۳.علّامه مجلسى قدس سره مى گويد: اين كه فرمود: «[مى ترسم] كافر شويد»، به قولى، يعنى بعد از دانستن، خلاف آن عمل كنيد، و اين، يكى از معانى كفر است. من مى گويم: شايد مراد، اين باشد كه: [مى ترسم]در حكم يا در باره ما شك كنيد؛ چرا كه حقّى بزرگ و دشوار است، يا به اين معناست كه [مى ترسم] آن را سبُك بشماريد، و اين خود، از مصاديق كفر است.
الإمام عليّ عليه السلام:لا تَذكُرِ اللّهَ سُبحانَهُ ساهِيا، ولا تَنسَهُ لاهيا، وَاذكُرهُ كامِلاً يُوافِقُ فيهِ قَلبُكَ لِسانَكَ، ويُطابِقُ إضمارُكَ إعلانَكَ، ولَن تَذكُرَهُ حَقيقَةَ الذِّكرِ حَتّى تَنسى نَفسَكَ في ذِكرِكَ، وتَفقِدَها في أمرِكَ. ۱
امام على عليه السلام:نه خداى سبحان را با بى توجّهى ياد كن و نه از او غافل شو و [به كلّى]فراموشش كن؛ بلكه با تمام وجودت او را ياد كن، آن سان كه دلت با زبانت هم نوا باشد و نهانت با آشكارت، سازگار. تو حقيقتا به ياد خدا نخواهى بود، مگر آن گاه كه خودت را در يادى كه مى گويى، از ياد ببرى و در وقت ذكر گفتن، خويشتن را گم كنى [و فانى در مذكور شوى].
۱.غررالحكم: ح 10359، عيون الحكم والمواعظ: ص 525 ح 9567.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:مَن أطاعَ اللّهَ عزّوجلّ فَقَد ذَكَرَاللّهَ وإن قَلَّتْ صلاتُهُ وصِيامُهُ وتلاوَتُهُ لِلقرآنِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس از خداوند عز و جل فرمان بَرد خدا را ياد كرده است، هرچند نماز خواندن و روزه گرفتن و قرآن خواندنش اندك باشد.
۱.بحار الأنوار: 77/86/3.
امام صادق عليه السلامـ درباره آيه: «وياد خدا بزرگتر است» ـفرمود: خدا را به ياد داشتن، هنگام رو به رو شدن با حلال و حرام خدا.
عنه عليه السلام:الذِّكرُ ذِكرانِ: ذِكرٌ خالِصٌ يُوافِقُهُ القَلبُ، وذِكرٌ صارِفٌ يَنفِي ذِكرَ غَيرِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:ذكر بر دو گونه است: ذكر خالص كه با دل سازگار و همراه است و ذكر بازدارنده كه ياد هر كس جز او را از دل مى برد.
۱.بحار الأنوار: 93 / 159 / 33
عنه عليه السلام:اِجعَلْ ذِكرَ اللّهِ مِن أجلِ ذِكرِهِ لكَ، فإنّهُ ذَكَرَكَ وهُو غَنِيٌّ عنكَ فَذِكرُهُ لكَ أجَلُّ وأشهى وأتَمُّ مِن ذِكرِكَ لَهُ وأسبَقُ. فَمَن أرادَ أن يَذكرَ اللّهَ تعالى فَلْيَعلَمْ أ نَّهُ ما لَم يَذكُرِ اللّهُ العَبدَ بالتوفيقِ لِذِكرِهِ لا يَقدِرُ العَبدُ عَلى ذِكرِهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:ياد خدا را بدان سبب دان كه او به ياد توست، او تو را ياد مى كند در حالى كه بى نياز از توست. پس ياد او از تو ارزشمندتر و خواستنى تر و كاملتر و پيش تر است تا ياد تو از او. بنابراين، هر كه مى خواهد خداوند متعال را ياد كند بايد بداند كه اگر خداوند توفيق ياد خود را به ياد بنده نياورد، بنده قادر به ذكر و ياد او نيست.
۱.بحار الأنوار: 93 / 158 / 33