فیلترها
نتایج جستجو برای «جماع»: ۵۹۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا.
قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا.
فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ
وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲
قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ
الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴
گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد.
آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند
متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶
سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس
۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268).
وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت».
وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
عنه عليه السلام:يا حَمَلَةَ العِلمِ اعمَلوا بِهِ، فَإِنَّمَا العالِمُ مَن عَمِلَ بِما عَلِمَ ووافَقَ عِلمَهُ عَمَلُهُ، وسَيَكونُ أقوامٌ يَحمِلونَ العِلمَ لا يُجاوِزُ تَراقِيَهُم، يُخالِفُ عَمَلُهُم عِلمَهُم وتُخالِفُ سَريرَتُهُم عَلانِيَتَهُم، يَجلِسونَ حَلَقًا فَيُباهي بَعضُهُم بَعضًا، حَتّى إنَّ الرَّجُلَ لَيَغضَبُ عَلى جَليسِهِ أن يَجلِسَ إلى غَيرِهِ ويَدَعَهُ، اُولئِكَ لا تَصعَدُ أعمالُهُم في مَجالِسِهِم تِلكَ إلَى اللّهِ ۱.
امام على عليه السلام:اى حاملان دانش! به دانش خود عمل كنيد كه دانا كسى است كه به آنچه دانست عمل كرد و عملش با علمش موافق است. بزودى اقوامى بيايند كه دانش را بر دوش كشند، ولى از استخوانهاى ترقوه شان فراتر نرود. عملشان با علمشان مخالف باشد و باطن آنها با ظاهرشان يكى نباشد. دور هم نشينند و بر همديگر فخر فروشند، تا آنجا كه شخص بر همنشين خود خشم گيرد كه چرا با ديگرى نشيند و او را وا مى گذارد. اعمال اين جماعت در اين گونه مجلسها، به سوى خدا بالا نخواهد رفت.
۱.سنن الدارمي: 1 / 112 / 388، تاريخ دمشق: 42 / 509 وفيه «حملة القرآن» بدل «حملة العلم» وكلاهما عن يحيى بن جعدة، جامع بيان العلم: 2 / 7، شرح نهج البلاغة: 20 / 267 / 97 نحوه.
عنه عليه السلام:خَطَبَ أميرُ المُؤمِنينَ عليه السلامبِهذِهِ الخُطبَةِ [أي خُطبَةَ الأَشباحِ]عَلى مِنبَرِ الكوفَةِ، وذلِكَ أنَّ رَجُلاً أتاهُ فَقالَ لَهُ: يا أميرَ المُؤمِنينَ، صِف لَنا رَبَّنا مِثلَما نَراهُ عِيانًا لِنَزدادَ لَهُ حُبًّا وبِهِ مَعرِفَةً، فَغَضِبَ ونادى: الصَّلاةَ جامِعَةً، فَاجتَمَعَ النّاسُ حَتّى غَصَّ المَسجِدُ بِأَهلِهِ، فَصَعِدَ المِنبَرَ وهُوَ مُغضَبٌ مُتَغَيِّرُ اللَّونِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ وصَلّى عَلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله، ثُمَّ قالَ:. فَانظُر أيُّهَا السّائِلُ: فَما دَلَّكَ القُرآنُ عَلَيهِ مِن صِفَتِهِ فَائتَمَّ بِهِ واستَضِئ بِنورِ هِدايَتِهِ، وما كَلَّفَكَ الشَّيطانُ عِلمَهُ مِمّا لَيسَ فِي الكِتابِ عَلَيكَ فَرضُهُ، ولا في سُنَّةِ النَّبِيِّ
امام صادق عليه السلام:اميرمؤمنان اين خطبه (خطبه اشباح) بر منبر كوفه خواند و اين بدان جهت بود كه مردى نزد حضرت آمد و گفت: اى اميرمؤمنان! پروردگارمان را چنان برايمان توصيف كن كه گويى وى را آشكارا مى بينيم، تا معرفت و محبّت ما به او افزون شود. حضرت خشمگين شد و به نماز جماعت ندا داد. مردم گرد آمدند تا آنكه مسجد مالامال از جمعيت شد. حضرت خشمناك و با رنگ چهره دگرگون بالاى منبر رفت و حمد و ثناى الهى گفت و بر پيامبر صلى الله عليه و آلهدرود فرستاد و فرمود:. اى پرسشگر! هر صفتى را كه قرآن ره نموده، پيروى كن و از نور هدايتش روشنى گير و هر صفتى كه شيطان تو را بدان وا مى دارد، ولى كتاب بر تو واجب ننموده است و اثرى از آن در سنّت پيامبر صلى الله عليه و آله و پيشوايان هدايت نيست، آگاهى به آن را به خداوند
۱.نهج البلاغة: الخطبة 91 عن مسعدة بن صدقة، وراجع تفسير العيّاشي: 1 / 163 / 5.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلآنچه شایسته جاهل است +4 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه السلام:دَخَلَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله المَسجِدَ فَإِذا جَماعَةٌ قَد أطافوا بِرَجُلٍ فَقالَ: ما هذا؟ فَقيلَ: عَلاّمَةٌ، فَقالَ: ومَا العَلاّمَةُ؟ فَقالوا لَهُ: أعلَمُ النّاسِ بِأَنسابِ العَرَبِ ووَقائِعِها وأيّامِ الجاهِلِيَّةِ والأَشعارِ العَرَبِيَّةِ، فَقالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: ذاكَ عِلمٌ لا يَضُرُّ مَن جَهِلَهُ ولا يَنفَعُ مَن عَلِمَهُ ۱.
امام كاظم عليه السلام:پيامبرخدا صلى الله عليه و آله داخل مسجد شد و ديد گروهى بر گرد مردى حلقه زده اند. فرمود: چه خبر است؟ گفته شد: علاّمه اى است. فرمود: چه علاّمه اى؟ گفتند: داناترين مردم به نسبهاى عرب و وقايع و جنگهاى جاهليت و شعرهاى عرب. پس پيامبر فرمود: اين دانشى است كه به آنكه نداند، زيان نمى رساند و به آنكه مى داند سود نمى بخشد.
۱.الكافي: 1 / 32 / 1، معاني الأخبار: 141 / 1، أمالي الصدوق: 340 / 403 كلّها عن إبراهيم بن عبدالحميد، مستطرفات السرائر: 127 / 1 عن عبدالحميد بن أبي العلاء، عوالي اللآلي: 4/79/75، مشكاة الأنوار: 137، وراجع منية المريد: 381.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتاحکام آموختن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ في دُعاءِ السَّفَرِ ـ: اللّهُمَّ فَاصرِف عَنّي مَقاديرَ كُلِّ بَلاءٍ ومَقضِيَّ كُلِّ لَأواءٍ ۱، وَابسُط عَلَيَّ كَنَفا ۲ مِن رَحمَتِكَ ولُطفا مِن عَفوِكَ وسَعَةً مِن رِزقِكَ وتَماما مِن نِعمَتِكَ وجِماعا ۳ مِن مُعافاتِكَ، وأوقعِ عَلَيَّ فيهِ جَميعَ قَضائِكَ عَلى مُوافَقَةِ جَميعِ هَوايَ في حَقيقَةِ ۴ أحسَنِ أمَلي. ۵
امام صادق عليه السلامدر دعاى سفر ـ: بار خدايا! هر بلايى را كه مقدّر گشته و هر سختى اى را كه حكم آن صادر شده است، از من بگردان و سايه رحمتت را بر من بگستران و به لطف خويش، مرا ببخشاى و درِ روزى ات به من گشايش ده و نعمتت را بر من، تمام گردان و مرا از هر جهت، مشمول عافيت خود گردان و در اين سفر، همه قضايت را سازگار با همه دلخواه من قرار ده و بهترين آرزوهاى مرا تحقّق بخش.
۱.اللأواء: الشدّة (الصحاح: ج 6 ص 2478 «لأى»).
۲.الكَنَف: الجانب والظلّ والحرز والستر والناحية. وانهزموا فما كانت لهم كانفة: أي حاجز يحجُز العدوّ عنهم (القاموس المحيط: ج 3 ص 192 «كنف»).
۳.جِماع الشيء: جَمعه، يقال: جِماعُ الخِباءِ الأخبيةُ؛ أي جمعُها، لأنّ الجِماع ما جمع عددا (القاموس المحيط: ج 3 ص 15 «جمع»). قال ابن الأثير: جماع الإثم: مجمعه ومظنّته (النهاية: ج 1 ص 295 «جمع»).
۴.اُريد بالحقيقة التحقّق والإثبات (الوافي: ج 12 ص 404).
۵.الكافي: ج 4 ص 288 ح 5 عن أبي سعيد المكاري، المصباح للكفعمي: ص 319، المقنعة: ص 392، الأمان: ص 41 كلاهما من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 100 ص 105 ح 11.
الإمام الصادق عليه السلام:مَا اجتَمَعَ مِن أصحابِنا جَماعَةٌ في ذِكرِ اللّهِ أو في شَيءٍ مِن ذِكرِنا، إلّا بَعَثَ إبليسُ شَيطانا في عُنُقِهِ شَريطٌ لِيُفَرِّقَ جَماعَتَهُم. ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ گاه گروهى از ياران ما براى ياد كردن از خدا يا براى ياد كردن از ما گرد نمى آيند، مگر آن كه ابليس، شيطانى شلّاق به گردن را مى فرستد تا جمع آنان را بپراكنَد.
۱.شرح الأخبار: ج 3 ص 459 ح 1344 عن عليّ بن حمزة.
الإمام الصادق عليه السلام:مَن دَخَلَ سوقا أو مَسجِدَ جَماعَةٍ فَقالَ مَرَّةً واحِدَةً: «أشهَدُ أن لا إلهَ إلَا اللّهُ وَحدَهُ لا شَريكَ لَهُ، واللّهُ أكبَرُ كَبيرا، وَالحَمدُ للّهِِ كَثيرا، وسُبحانَ اللّهِ بُكرَةً وأصيلاً، ولا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَلِيِّ العَظيمِ، وصَلَّى اللّهُ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِهِ» عَدَلَت لَهُ حَجَّةً مَبرورَةً. ۱
امام صادق عليه السلام:هر كس وارد بازارى يا مسجد قومى شود و يك بار بگويد: «گواهى مى دهم كه معبودى جز خداى يگانه و بى انباز نيست، و خدا، بسى بزرگ است، و ستايش فراوان، خداى راست، و خدا را هر بام و شام، به پاكى مى ستايم، و هيچ نيرو و توانى نيست، مگر از خداى بلندمرتبه و باعظمت. و درود خدا بر محمّد و خاندان او باد!»، اين، براى او با يك حجّ پذيرفته شده، برابرى مى كند.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 3 ص 199 ح 3753، المحاسن: ج 1 ص 111 ح 102 كلاهما عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 84 ص 19 ح 4 وج 76 ص 173 ح 6.
عنه عليه السلامـ في رِسالَتِهِ إلى جَماعَةٍ مِن شيعَتِهِ وأصحابِهِ ـ: أكثِروا ذِكرَ اللّهِ مَا استَطَعتُم في كُلِّ ساعَةٍ مِن ساعاتِ اللَّيلِ وَالنَّهارِ، فَإِنَّ اللّهَ أمَرَ بِكَثرَةِ الذِّكرِ لَهُ، وَاللّهُ ذاكِرٌ لِمَن ذَكَرَهُ مِنَ المُؤمِنينَ، وَاعلَموا أنَّ اللّهَ لَم يَذكُرهُ أحَدٌ مِن عِبادِهِ المُؤمِنينَ إلّا ذَكَرَهُ بِخَيرٍ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در نامه اش به گروهى از پيروان و يارانش ـ: تا مى توانيد، در هر ساعتى از ساعات شبانه روز، فراوان ياد خدا گوييد؛ زيرا كه خداوند فرمان داده است او را بسيار ياد كنند، و آن كس از مؤمنان كه به ياد خدا باشد، خدا نيز به ياد اوست؛ و بدانيد كه هيچ يك از بندگان مؤمن خدا او را ياد نمى كند، مگر آن كه خداوند از او به نيكى ياد نمايد.
۱.الكافي: ج 8 ص 7 ح 1 عن إسماعيل بن جابر وإسماعيل بن مخلّد السرّاج، تحف العقول: ص 314.
المعجم الصغير عن ابن عبّاس:مَرَّ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله بِعَبدِ اللّهِ بنِ رَواحَةَ الأَنصارِيِّ وهُوَ يُذَكِّرُ أصحابَهُ، فَقالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: أما إنَّكُمُ المَلَأُ الَّذينَ أمَرَنِي اللّهُ أن أصبِرَ نَفسي مَعَكُم، ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «وَ اصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِالْغَدَوةِ وَ الْعَشِىِّ» إلى قَولِهِ: «وَ كَانَ أَمْرُهُ فُرُطًا» ۱، أما إنَّهُ ما جَلَسَ عِدَّتُكُم إلّا جَلَسَ مَعَهُم عِدَّتُهم مِنَ المَلائِكَةِ، إن سَبَّحُوا اللّهَ سَبَّحوهُ، وإن حَمِدُوا اللّهَ حَمِدوهُ، وإن كَبَّرُوا اللّهَ كَبَّروهُ، ثُمَّ يَصعَدونَ إلَى الرَّبِّ وهُوَ أعلَمُ مِنهُم، فَيَقولونَ: يا رَبَّنا، عِبادُكَ سَبَّحوكَ فَسَبَّحنا، وكَبَّروكَ
المعجم الصغيرـ به نقل از ابن عبّاس ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله بر عبد اللّه بن رواحه انصارى گذشت كه يارانش را پند مى داد. پيامبر خدا فرمود: «هان! شما، همان گروهى هستيد كه خداوند به من فرمود تا خودم را با شما بدارم». سپس اين آيه را خواند: « «و با كسانى كه پروردگارشان را صبح و شام مى خوانند» تا: «و [اساس]كارش بر زياده روى است» ». [و افزود:] «هان! هر تعداد از شما گِرد هم بنشينند، به همان شمار، از فرشتگان با آنان مى نشينند. اگر آنان خدا را تسبيح گويند، آن فرشتگان نيز او را تسبيح مى گويند، و اگر خدا را سپاس گويند، آن فرشتگان نيز او را سپاس مى گويند، و اگر خدا را به بزرگى ياد كنند، آنان نيز او را به بزرگى ياد مى كنند. سپس به درگاه پروردگارشان مى روند و به او ـ كه البته از آنان بهتر مى داند ـ،
سنن الدارقطني عن أبي هريرة:إنَّ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله كانَ إذا قَرَأَ وهُوَ يَؤُمُّ النّاسَ، اِفتَتَحَ الصَّلاةَ بِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» . ۱
سنن الدارقطنىـ به نقل از ابو هريره ـ: پيامبر صلى الله عليه و آله هر گاه نماز جماعت را براى مردم مى خواند، قرائت نماز را با «بسم اللّه الرحمن الرحيم» آغاز مى كرد.
۱.سنن الدارقطني: ج 1 ص 306 ح 17، السنن الكبرى: ج 2 ص 69 ح 2396 عن منصور بن أبي مزاحم عن جدّه.
تفسير العيّاشي عن زيد بن عليّ:دَخَلتُ عَلى أبي جَعفَرٍ عليه السلام فَذَكَرَ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» فَقالَ: تَدري ما نَزَلَ في «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»؟ فَقُلتُ: لا!
فَقالَ: إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله كانَ أحسَنَ النّاسِ صَوتا بِالقُرآنِ، وكانَ يُصَلّي بِفِناءِ الكَعبَةِ فَرَفَعَ صَوتَهُ، وكانَ عُتبَةُ بنُ رَبيعَةَ، وشَيبَةُ بنُ رَبيعَةَ، وأبو جَهلِ بنُ هِشامٍ، وجَماعَةٌ مِنهُم يَستَمِعونَ قِراءَتَهُ. قالَ: وكانَ يُكثِرُ قِراءَةَ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» فَيَرفَعُ بِها صَوتَهُ. قالَ: فَيَقولونَ: إنَّ مُحَمَّدا لَيُرَدِّدُ اسمَ رَبِّهِ تَردادا، إنَّهُ لَيُحِبُّهُ! فَيَأمُرونَ مَن يَقومُ فَيَستَمِعُ عَلَيهِ، ويَقولونَ: إذا جازَ «بِسْمِ
تفسير العيّاشىـ به نقل از زيد بن على ـ: خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم. امام عليه السلام «بسم اللّه الرحمن الرحيم» گفت و سپس فرمود: «مى دانى در باره بسم اللّه الرحمن الرحيم چه نازل شده است؟».
گفتم: خير.
فرمود: «پيامبر خدا، قرآن را خوش تر از هر كس مى خوانْد. ايشان در جلو كعبه نماز مى گزارد و با صداى بلند مى خواند. عتبة بن ربيعه وشيبة بن ربيعه و ابوجهل بن هشام و گروهى از ايشان (كافران) به خواندن او گوش مى دادند. پيامبر صلى الله عليه و آله بسم اللّه الرحمن الرحيم را بسيار مى خواند و آن را با صداى بلند مى گفت.
[قريش] مى گفتند: محمّد، نام خدايش را فراوان تكرار مى كند و عاشق اوست! سپس كسى را مأمور مى كردند كه برخيزد و به نماز خواندن پيامبر صلى الله عليه و آله گوش كند، و مى گفتند: هر گاه
۱.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 295 ح 85، بحار الأنوار: ج 85 ص 73 ح 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ مِن خُطبَتِهِ يَومَ الغَديرِ ـ: مَعاشِرَ النّاسِ، إِنَّهُ ما مِن قَريَةٍ إِلّا وَاللّهُ مُهلِكُها بِتَكذيبِها، وكَذلِكَ يُهلِكُ القُرى وهِيَ ظالِمَةٌ كَما ذَكَرَ اللّهُ تَعالى، وهذا عَلِيٌّ إِمامُكُم ووَلِيُّكُم، وهُوَ مَواعيدُ اللّهِ وَاللّهُ يَصدُقُ ما وَعَدَهُ.
مَعاشِرَ النّاسِ، قَد ضَلَّ قَبلَكُم أَكثَرُ الأَوَّلينَ، وَاللّهُ لَقَد أَهلَكَ الأَوَّلينَ وهُوَ مُهلِكُ الآخِرينَ، قالَ اللّهُ تَعالى: «أَلَمْ نُهْلِكِ الْأَوَّلِينَ * ثُمَّ نُتْبِعُهُمُ الْاخِرِينَ * كَذَ لِكَ نَفْعَلُ بِالْمُجْرِمِينَ * وَيْلٌ يَوْمَئِذٍ لِّلْمُكَذِّبِينَ» ۱. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ از سخنرانى ايشان در روز غدير ـ: اى جماعت مردم! هيچ شهرى نيست، مگر آن كه خدا آن را به جهت دروغ انگارى [مردمِ] آن، هلاك كرده است. همچنين، شهرها را هلاك مى كند، در حالى كه [مردمِ]آنها ستمكارند، همان طور كه خداى متعال [در قرآن]ذكر كرده است. اين، على، امام و سرپرست شماست. او وعده هاى خداست ۳ و خدا به آنچه وعده كرده است، وفا مى كند.
اى جماعت مردم! پيش از شما بيشتر پيشينيان، گم راه شدند و بى گمان، خدا آنان را هلاك كرد. او هلاك كننده پسينيان است. خداى متعال فرمود: «آيا پيشينيان را هلاك نكرديم؟ پس از آن، پسينيان را از پىِ آنها خواهيم آورد. بدين گونه، با بدكاران رفتار مى كنيم. در آن روز، واى بر دروغ انگاران!» .
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های اعتقادیایمان به خداشناخت اسما و صفات خدا +1 مورد دیگر
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ اُمِرنا أن نُكلِّمَ النّاسَ على قَدرِ عُقولِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، فرمان داريم كه با مردم، به فراخورِ فهم و خِردهايشان سخن بگوييم.
۱.الكافي: ج 1 ص 23 ح 15.
عنه صلى الله عليه و آله:إنّا مَعاشِرَ الأنبياءِ تَنامُ أعيُنُنا ولا تَنامُ قُلوبُنا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ما جماعت پيامبران، چشم هايمان مى خوابد؛ امّا دل هايمان نمى خوابد.
۱.كنز العمال: ج 11 ص 425 ح 31993.
بحار الأنوار:كانَت الهِجرَةُ سَنَةَ أربَعَ عَشرَةَ مِن المَبعَثِ، وهِيَ سَنَةُ أربَعٍ وثَلاثينَ مِن مُلكِ كِسرى پرويز، سنةَ تِسعٍ لِهِرَقلَ ۱، وأوّلُ هذهِ السَّنَةِ المُحرَّمُ. وكانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله مُقيما بمَكّةَ لَم يَخرُجْ مِنها، وقَد كانَ جَماعَةٌ خَرَجوا في ذي الحجّةِ، وقالَ محمّدُ بنُ كعبِ القُرَظيّ: اجتَمَعَ قُرَيشٌ على بابِهِ وقالوا: إنّ محمّدا يَزعُمُ أ نَّكم إن بايَعتُموهُ كُنتُم مُلوكَ العَرَبِ والعَجَمِ، ثُمّ بُعِثتُم بَعدَ مَوتِكُم فجُعِلَ لَكُم جِنانٌ كجِنانِ الأرضِ، وإن لَم تَفعَلوا كانَ لَكُم مِنهُ الذَّبحُ ثُمّ بُعِثتُم بَعدَ مَوتِكُم فجُعِلَت لَكُم نارٌ تُحرَقونَ بِها. فخَرَجَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله فأخَذَ حَفنَةً ۲ مِن تُرابٍ، ثُمّ قالَ: نَعَم
بحار الأنوار:هجرت [پيامبر صلى الله عليه و آله به مدينه] در سال چهاردهم بعثت صورت گرفت و مصادف بود با سى و چهارمين سال سلطنت خسرو پرويز و نهمين سال فرمان روايى هِرَقل (امپراتور روم)، و اوّل اين سال محرّم است. پيامبر خدا در مكّه بود و آن جا را ترك نكرده بود؛ امّا عدّه اى از مسلمانان در ماه ذى حجّه بيرون رفته بودند. محمّد بن كعب قُرَظى مى گويد: قريش بر درِ خانه پيامبر جمع شدند و گفتند: محمّد مى گويد كه اگر شما با او بيعت كنيد، بر عرب و عجم، فرمان روا خواهيد شد و بعد از مرگ هم، دوباره زنده مى شويد و براى شما باغ ها و جنّت هايى چون باغ هاى اين جهان خواهد بود و اگر بيعت نكنيد، به دست او كشته خواهيد شد و بعد از مرگ هم زنده خواهيد شد و در آتش سوزان خواهيد سوخت.
در اين هنگام، پيامبر خدا از خانه
۱.هِرَقْل: من ملوك الروم، وهو أوّل من ضرب الدنانير، وأوّل من أحدث البيعة (لسان العرب: ج 11 ص 694).
۲.الحفنة: مل ء الكفّين (كما في هامش المصدر).
۳.يس: 1 ـ 9.
۴.التوشّح بالرداء: أن يدخل الثوب من تحت يده اليمنى فيلقيه على منكبه الأيسر كما يفعل المُحرم (لسان العرب: ج 2 ص 633).
۵.بحار الأنوار: ج 19 ص 38 ح 6.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أهلُ النّارِ كلُّ جَعْظَريٍّ جَوّاظٍ مُستكبِرٍ جَمّاعٍ مَنّاعٍ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر تندخوىِ خشنِ مغرورِ گردن فرازِ حريصِ خسيسِ بى خير، اهل دوزخ است.
۱.كنز العمّال: ج 16 ص 102 ح 44064.
الأمالي للصدوق عن الرّيّان بن الصّلت:حَضَرَ الرِّضا عليه السلام مَجلِسَ المَأمونِ بِمَروَ، وقَدِ اجتَمَعَ في مَجلِسِهِ جَماعَةٌ مِن أهلِ العِراقِ وخُراسانَ ـ إلى أن قال: ـ فَقالَ المَأمونُ: مَنِ العِترَةُ الطّاهِرَةُ؟ فَقالَ الرِّضا عليه السلام: الَّذينَ وَصَفَهُمُ اللّهُ في كِتابِهِ فَقالَ جَلَّ وعَزَّ: «إنَّما يُريدُ اللّهُ لِيُذهِبَ عَنكُمُ الرِّجسَ أهلَ البَيتِ ويُطَهِّرَكُم تَطهيرًا» ، وهُمُ الَّذينَ قالَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: إنّي مُخَلِّفٌ فيكُمُ الثَّقَلَينِ كِتابَ اللّهِ وعِترَتي أهلَ بَيتي، وإنَّهُما لَن يَفتَرِقا حَتّى يَرِدا عَلَيَّ الحَوضَ، وانظُروا كَيفَ تَخلُفوني فيهِما. ۱
الأمالى، صدوقـ به نقل از ريّان بن صلت ـ: امام رضا عليه السلام در مجلس مأمون در مرو، حاضر شد. گروهى از عراقيان و خراسانيان در مجلس او گِرد آمده بودند. مأمون پرسيد: عترت پاك، چه كسانى هستند؟
امام رضا عليه السلام فرمود: «كسانى كه خداوند در كتابش با: «خداوند، فقط مى خواهد آلودگى را از شما خاندان [پيامبر]بزُدايد و شما را پاك و پاكيزه گرداند» ، توصيفشان كرده است و همان كسانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حقّشان فرمود: من در ميان شما دو چيز گران بها به يادگار مى گذارم: كتاب خدا و عترتم كه همان اهل بيت من اند. اين دو، هرگز از يكديگر جدا نمى شوند تا كنار حوض [كوثر] بر من وارد شوند. بنگريد كه چگونه در اين دو، جانشينى من مى كنيد.».
۱.الأمالي للصدوق: ص 422 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يدُ اللّهِ على الجَماعَةِ، والشّيطانُ معَ مَن خالَفَ الجَماعَةَ يَركُضُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دست خدا بر سر جماعت است و شيطان، همراه كسى است كه با جماعت مسلمانان ناسازگارى كند.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 206 ح 1031.
عنه صلى الله عليه و آله:أيُّها النّاسُ، علَيكُم بالجَماعةِ، وإيّاكُم والفُرْقةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اى مردم! به جماعت (يك پارچگى) روى آوريد و از پراكندگى بپرهيزيد.
۱.كنز العمّال: ج 1 ص 206 ح 1028.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۵۹۷