فیلترها
نتایج جستجو برای «بسم الله الرحمن الرحیم»: ۱۴۲ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
الإمام زين العابدين عليه السلام:بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، اللّهُمَّ بِذِكرِكَ أستَفتِحُ مَقالي، وبِشُكرِكَ أستَنجِحُ سُؤالي. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:به نام خداى مهرگستر مهربان. بار خدايا! با نام تو، گفتارم را آغاز مى كنم و با سپاس گزارى از تو، برآورده شدن درخواستم را مى جويم.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 153 ح 22 نقلاً عن كتاب أنيس العابدين.
الإمام زين العابدين عليه السلام:بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، الحَمدُ للّهِِ الأَوَّلِ قَبلَ الإِنشاءِ وَالإِحياءِ، وَالآخِرِ بَعدَ فَناءِ الأَشياءِ، العَليمِ الَّذي لا يَنسى مَن ذَكَرَهُ، ولا يَنقُصُ مَن شَكَرَهُ، ولا يُخَيِّبُ مَن دَعاهُ، ولا يَقطَعُ رَجاءَ مَن رَجاهُ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:به نام خداى مهرگستر مهربان. ستايش، خداوند را كه پيش از آن كه چيزى بيافريند و حياتى خلق كند، وجود داشته است، و پس از نيستى همه چيزها خواهد بود؛ آن دانايى كه هر كس را به ياد او باشد، فراموش نمى كند، و از [نعمت] آن كس كه سپاسش گويد، نمى كاهد، و آن كس را كه بخواندش، نوميد نمى گرداند، و اميد آن كس را كه به او اميد بندد، قطع نمى كند.
۱.المصباح للكفعمي: ص 138، البلد الأمين: ص 87، بحار الأنوار: ج 90 ص 134 ح 2.
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ.
وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد.
اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند!
به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه
۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
التوحيد عن الحسن بن عليّ بن فضّال:سَأَلتُ الرِّضا عَليَّ بنَ موسى عليه السلام عَن «بِسمِ اللّهِ»، قالَ: مَعنى قَولِ القائِلِ: «بِسمِ اللّهِ» أي أسِمُ عَلى نَفسي سِمَةً مِن سِماتِ اللّهِ عز و جلوهِيَ العِبادَةُ.
قالَ: فَقُلتُ لَهُ: مَا السِّمَةُ؟ فَقالَ: العَلامَةُ. ۱
التوحيدـ به نقل از حسن بن على بن فضّال ـ: از امام رضا عليه السلام در باره «بسم اللّه» پرسيدم. فرمود: «وقتى كسى مى گويد: بسم اللّه، يعنى سِمه اى از سِمات خداوند برخود مى نهم و آن، سِمه بندگى است». ۲
گفتم: «سِمه» چيست؟
فرمود: «نشانه».
الإمام الصادق عليه السلام:لَقَد دَخَلَ عَبدُ اللّهِ بنُ يَحيى عَلى أميرِ المُؤمِنينَ عليه السلام فَقالَ:. يا أميرَ المُؤمِنينَ، ما تَفسيرُ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ؟ قالَ عليه السلام: إنَّ العَبدَ إذا أرادَ أن يَقرَأَ أو يَعمَلَ عَمَلاً ويَقولُ «بِسمِ اللّهِ»: أي بِهذَا الاِسمِ أعمَلُ هذَا العَمَلَ، فَكُلُّ أمرٍ يَعمَلُهُ يَبدَأُ فيهِ ب «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» فَإِنَّهُ يُبارَكُ لَهُ فيهِ. ۱
امام صادق عليه السلام:عبد اللّه بن يحيى بر اميرمؤمنان وارد شد و گفت:. اى امير مؤمنان! تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» چيست؟
فرمود: «بنده، هر گاه بخواهد بخواند ۲ يا كارى انجام دهد و بسم اللّه بگويد، معنايش اين است كه من با اين نام، اين كار را انجام مى دهم. پس، هركارى را كه انجام مى دهد، با بسم اللّه الرحمن الرحيم آغاز كند، در آن كار به او بركت داده مى شود».
معاني الأخبار عن صفوان بن يحيى عمّن حدّثه عن الإمام الصادق عليه السلام:أنَّهُ سُئِلَ عَن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ؟ فَقالَ: الباءُ بَهاءُ اللّهِ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّهِ، وَالميمُ مُلكُ اللّهِ. قالَ:
قُلتُ: اللّهُ؟
قالَ: الأَلِفُ آلاءُ اللّهِ عَلى خَلقِهِ مِنَ النِّعَمِ بِوِلايَتِنا، وَاللّامُ إلزامُ اللّهِ خَلقَهُ وِلايَتَنا. قُلتُ: فَالهاءُ؟
فَقالَ: هَوانٌ لِمَن خالَفَ مُحَمَّدا وآلَ مُحَمَّدٍ صَلَواتُ اللّهِ عَلَيهِم. قُلتُ: الرَّحمنُ؟
قالَ: بِجَميعِ العالَمِ. قُلتُ: الرَّحيمُ؟
قالَ: بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً. ۱
معانى الأخبارـ به نقل از صفوان بن يحيى، از كسى كه از امام صادق عليه السلام روايت كرده است ـ: از امام [صادق عليه السلام] در باره «بسم اللّه الرحمن الرحيم» سؤال شد. فرمود: «باء، به معناى بهاى (نورانيّت / زيبايى) خداست، سين به معناى سناى (رفعت) خدا، ميم به معناى مُلك (سلطنت و مالكيت) خدا».
گفتم: «اللّه» چه؟
فرمود: «الف به معناى آلاء (نعمت هاى) خدا كه نعمت ولايت ما را به خلقش ارزانى داشته است، لام به اين معناست كه خداوند، خلقش را به ولايت ما ملزم ساخته است».
گفتم: «هاء» چه؟
فرمود: «اشاره به هوان (خوارى) كسى كه با محمّد و خاندان محمّد ـ كه درودهاى خدا بر ايشان باد ـ، مخالف است».
گفتم: «الرحمن» چه؟
فرمود: «به معناى رحمتش نسبت به همه عالم».
گفتم: «الرحيم» چه؟
فرمود: «به معناى رحمتش در خصوص مؤمنان».
۱.معاني الأخبار: ص 3 ح 2، التوحيد: ص 230 ح 3، بحار الأنوار: ج 92 ص 231 ح 12.
الكافي عن عبد اللّه بن سنان:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، قالَ:
الباءُ بَهاءُ اللّهِ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّهِ، وَالميمُ مَجدُ اللّهِ ـ ورَوى بَعضُهُم: الميمُ مُلكُ اللّهِ ـ، وَاللّهُ إلهُ كُلِّ شَيءٍ، الرَّحمنُ بِجَميعِ خَلقِهِ، وَالرَّحيمُ بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً ۱. ۲
الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ: از امام صادق عليه السلام در باره تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» پرسيدم. فرمود: «باء، [اشاره به] بهاى خداست، سين، به سناى خدا، ميم، به مجد (شكوه و بزرگوارى) خدا».
برخى روايت كرده اند [كه فرمود]: «ميم، به مُلك خدا [اشاره دارد] و اللّه، به اين كه او معبود هر چيزى است و رحمان، به مهربانى او با همه خلقش، و رحيم، به مهربانى اش با مؤمنان».
۱.الكافي: ج 1 ص 114 ح 1، التوحيد: ص 230 ح 2، معاني الأخبار: ص 3 ح 1، تفسير القمّي: ج 1 ص 28 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 92 ص 231 ح 11.
۲.علّامه مجلسى رحمه الله، در باره عبارت «باء، بهاى خداست» مى گويد: از بسيارى از اخبار، چنين پيداست كه حروف مفرده، وضع ها و معانى متعدّدى دارند كه جز حجّت هاى الهى، كسى آنها را نمى داند، و اين، يكى از ابعاد علوم ايشان و استنباطشان از قرآن است. اهل سنّت، در باره «الم (الف. لام. ميم)» از ابن عبّاس روايت كرده اند كه: الف، به معناى آلاء (نعمت هاى) خداست، و لام به معناى لطف او، و ميم، نشانگر مُلك او. «بهاء»، به معناى زيبايى و نيكويى است، «سناء»، به معناى رفعت و بلندى، و «مجد»، به معناى بزرگوارى و شرافت.
ممكن است اين مطلب بر پايه اشتقاق كبير و مناسبت ذاتى ميان الفاظ و معانى آنها باشد. بنا بر اين، «باء»، چون مشترك ميان معناى حرفى و بهاء است، پس بايد ميان معانى آن دو، مناسبتى باشد. همچنين است «اسم» و «سناء»؛ چون در «سين» اشتراك دارند. پس در معناى بلندى و رفعت نيز اشتراك دارند.
نيز «اسم»، چون با «مجد» و «ملك» (در حرف ميم) اشتراك دارند، پس بايد ميان معانى آنها نيز مناسبتى باشد. اين خود، موضوع پُردامنه اى در لغت است كه براى اهل تحقيق و جستجو، كه مبانى و معانى را شناخته باشند، روشن مى شود. پس مراد از اين جمله ايشان كه: «سين، سناى خداست»، اين است كه وجود اين حرف (سين) در كلمه «اسم»، مناط حصول اين معنا در آن است. به همين سان است بقيّه عبارات حديث.
تأمّل در اين مطلب، شدّت استبعاد از ظاهر اين كلام را از بين مى برد. اين بود آنچه در اين جا به ذهن رسيد. شايد اين برداشت، به حقيقت نزديك تر باشد تا آنچه يكى از بزرگان آورده و گفته است: چون تفسير آن بر حسب معناى حرف اضافه است، و از طرفى «اسم»، براى كسى كه آشنا به زبان باشد، نيازى به بيان ندارد، لذا ايشان بر حسب مدلولات دور، پاسخ داده است، يا چون تبرّكا و بيرون از مدلول اوّل به كار رفته است، آن را به غير آن از آنچه در تبرّك لحاظ مى شود، تفسير كرده است، و مراد از اين تفسير، يا اين است كه اين حروف، چون در آغاز اين كلمات، دالّ بر اين صفات هستند، تبرّكا اخذ شده اند، يا اين كه اين حروف بر اين معانى دلالت دارند يا به اين دليل كه با اين معانى كه براى آنها وضع شده اند، مناسبت دارند، و چون در آغاز اين كلمات قرار دارند، لذا مناسبتشان از ديگر حروف آن کلمات، بيشتر و دلالتشان بر معانى آنها قوى تر است، و يا به اين دليل كه چون حرف «باء» دلالت بر ارتباط و اضافه دارد، و مناط ارتباط و اضافه به چيزى هم يافتن زيبايى و حُسن مطلوب براى طالب است، پس اين حرف، دلالت بر حسن و بها دارد كه خود، مطلوب هر طالبى است. پس، بر اين پايه به «بهاء اللّه» تفسير شده است. همچنين چون «اسم» از ماده «سُمُوّ» گرفته شده است كه دلالت بر رفعت و بلندى و بزرگوارى و شرافت دارد. پس هر يك از دو حرف به اضافه ديگرى دلالت بر آن مطلوب دارد. پس به دلالت بر «سناء»، از باب مناسبت به «سين» نسبت داده شده است و آن را به سناى خدا تفسير كرده است. دلالت بر مجد يا ملك نيز بر همين پايه مناسبت، به ميم نسبت داده شده و آن را به مجد يا به روايت ديگرى به ملك، تفسير كرده است.
و «اللّه، به اين كه او معبود هر چيزى است»؛ يعنى مستحق و سزاوار عبوديت براى هر چيزى است. «رحمان به مهربانى او با همه خلقش»، بدان كه رحمان، مبالغه اى بيشتر از رحيم دارد؛ چرا كه بسيارى مبنا بر بسيارى معنا دلالت دارد. رحمان را يك بار به اعتبار كمّيّت در نظر مى گيريم و يك بار به اعتبار كيفيّت. بنا بر اعتبار اوّل، گفته شده است: «يا رحمن الدنيا»، چون مهرورزى او مؤمن و كافر را در بر مى گيرد، و «رحيم الآخرة»، چون در آخرت، مهر و رحمت او اختصاص به مؤمنان دارد. بنا بر اعتبار دوم، گفته شده است: «يا رحمن الدنيا والآخرة و رحيمهما»، كه رحمان بر نعمت هاى بزرگ، اختصاص داده شده است و رحيم به نعمت هاى غير بزرگ. دومى نيز احتمال دارد كه بر وجه اوّل حمل شود؛ يعنى در هر دو سرا، رحمان است با نعمت هاى عام، و در هر دو سرا، رحيم است با نعمت هاى خاص؛ يعنى هدايت و توفيق در دنيا و نسبت درجات آن. وجه اخير در اين خبر، ظهور بيشترى دارد (مرآة العقول: ج 2 ص 37).
رسول اللّه صلى الله عليه و آله: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» سُنَّةُ اللّهِ، سَبَقَت رَحمَةُ اللّهِ غَضَبَهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:«بسم اللّه الرحمن الرحيم»، قانون خداست. رحمت خدا بر غضب او پيشى دارد.
۱.الاختصاص: ص 45، بحار الأنوار: ج 9 ص 338 ح 20.
المستدرك على الصحيحين عن ابن عبّاس:إنَّ عُثمانَ بنَ عَفّانٍ سَأَلَ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَن «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، فَقالَ: هُوَ اسمٌ مِن أسماءِ اللّهِ، وما بَينَهُ وبَينَ اسمِ اللّهِ الأَكبَرِ إلّا كَما بَينَ سَوادِ العَينِ وبَياضِها مِنَ القُربِ. ۱
المستدرك على الصحيحينـ به نقل از ابن عبّاس ـ: عثمان بن عفّان از پيامبر خدا، در باره «بسم اللّه الرحمن الرحيم» پرسيد. ايشان فرمود: «نامى از نام هاى خداست و نزديكى آن به نام اعظم خدا، چونان نزديكى سياهىِ چشم به سفيدى آن است».
۱.المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 738 ح 2027، الدرّ المنثور: ج 1 ص 23 نقلاً عن البيهقي في شُعب الإيمان والخطيب في تاريخه، كنزالعمّال: ج 2 ص 296 ح 4047 نقلاً عن ابن النجّار.
الإمام الباقر عليه السلام:«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» أقرَبُ إلَى اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ مِن ناظِرِ العَينِ إلى بَياضِها. ۱
امام باقر عليه السلام:«بسم اللّه الرحمن الرحيم»، به اسم اعظم خدا نزديك تر از مردمك چشم به سفيدى آن است.
۱.تهذيب الأحكام: ج 2 ص 289 ح 1159 عن عبد اللّه بن يحيى الكاهلي عن الإمام الصادق عليه السلام، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 2 ص 5 ح 11 عن محمّد بن سنان، تفسير العيّاشي: ج 1 ص 21 ح 13 عن إسماعيل بن مهران وكلاهما عن الإمام الرضا عليه السلام، تحف العقول: ص 487 عن الإمام العسكري عليه السلام وفيها «سواد» بدل «ناظر»، بحار الأنوار: ج 92 ص 233 ح 15.
الإمام عليّ عليه السلامـ في مَعنى بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ـ: إنَّ قَولَكَ «اللّهُ» أعظَمُ اسمٍ مِن أسماءِ اللّهِ. ۱
امام على عليه السلامـ در باره معناى «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: كلمه «اللّه»، بزرگ ترين نام از نام هاى خداست.
۱.التوحيد: ص 231 ح 5، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 27 ح 9 كلاهما عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار عن الإمام العسكري عن الإمام زين العابدين عن الإمام الحسين عن الإمام الحسن عليهم السلام، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 244 ح 48. اُنظر تمام الحديث في ص 182 ح 537.
امام صادق عليه السلامـ در باره اين سخن خداوند عز و جل: «ما به تو سبع مثانى و قرآن بزرگ را داديم» ـ: «بسم اللّه الرحمن الرحيم»، بزرگ ترين نام خداست و سَبْعِ مَثانى، همان «امّ الكتاب» (سوره فاتحه) است كه در هر نمازى، دو بار خوانده مى شود.
مُهج الدعوات عن معاوية بن عمّار عن الإمام الصادق عليه السلام:«بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» اسمُ اللّهِ الأكبَرُ ـ أو قالَ ـ: الأَعظَمُ. ۱
مهج الدعواتـ به نقل از معاوية بن عمّار ـ: امام صادق عليه السلام فرمود: «بسم اللّه الرحمن الرحيم اسم اكبر خداست» يا فرمود: «اسم اعظم خداست».
۱.مُهج الدعوات: ص 379 عن معاوية بن عمّار، بحار الأنوار: ج 93 ص 223 ح 1.
الإمام الرضا عليه السلام:مَن قالَ بَعدَ صَلاةِ الفَجرِ: «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ، لا حَولَ ولا قُوَّةَ إلّا بِاللّهِ العَليِّ العَظيمِ» مِئَةَ مَرَّةٍ، كانَ أقرَبَ إلَى اسمِ اللّهِ الأَعظَمِ مِن سَوادِ العَينِ إلى بَياضِها، وإِنَّهُ دَخَلَ فيهَا اسمُ اللّهِ الأَعظَمُ. ۱
امام رضا عليه السلام:هر كس بعد از نماز صبح، صد مرتبه بگويد: «بسم اللّه الرحمن الرحيم، لا حول ولا قوّة الّا باللّه العلىّ العظيم»، به نام اعظم خدا نزديك تر از سياهى چشم به سفيدى آن باشد. نام اعظم خدا، داخل در اين جمله است.
۱.مُهج الدعوات: ص 379 عن سليمان بن جعفر الحميري، بحار الأنوار: ج 86 ص 162 ح 41.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:«بسم اللّه الرحمن الرحيم»، سرآغاز هر كتاب [آسمانى] است.
۱.الجامع لأخلاق الراوي وآداب السامع: ج 1 ص 407 ح 547 عن فرات بن أحنف عن الإمام الباقر عليه السلام، كنزالعمّال: ج 1 ص 555 ح 2490.
الإمام الباقر عليه السلام:أوَّلُ كُلِّ كِتابٍ نَزَلَ مِنَ السَّماءِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، فَإِذا قَرَأتَ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» فَلا تُبالي أن لا تَستَعيذَ، وإذا قَرَأتَ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» سَتَرَتكَ فيما بَينَ السَّماءِ وَالأَرضِ. ۱
امام باقر عليه السلام:آغاز هر كتابى كه از آسمان فرود آمده، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بوده است. پس هر گاه «بسم اللّه الرحمن الرحيم» گفتى، ديگر باكى نيست كه استعاذه (أعوذ باللّه من الشيطان الرجيم) نگويى؛ زيرا هر گاه «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بگويى، تو را از [گزند] آنچه ميان آسمان و زمين است، مى پوشاند.
۱.الكافي: ج 3 ص 313 ح 3 عن فرات بن أحنف.
الإمام الصادق عليه السلام:ما نَزَلَ كِتابٌ مِنَ السَّماءِ إلّا وأوَّلُهُ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ». ۱
امام صادق عليه السلام:هيچ كتابى از آسمان نازل نشده، مگر آن كه آغازش «بسم اللّه الرحمن الرحيم» است.
۱.المحاسن: ج 1 ص 111 ح 103 عن صفوان الجمّال، بحار الأنوار: ج 92 ص 234 ح 17.
عنه عليه السلام:ما أنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ كِتابا إلّا وفاتِحَتُهُ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ»، وإنَّما كانَ يُعرَفُ انقِضاءُ السّورَةِ بِنُزولِ «بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ» ابتِداءً لِلاُخرى. ۱
امام صادق عليه السلام:خداوند، هيچ كتابى از آسمان فرو نفرستاد، مگر اين كه آغازش «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بود، و پايان يافتن هر سوره و آغاز شدن سوره اى ديگر، با نازل شدنِ «بسم اللّه الرحمن الرحيم» دانسته مى شد.
۱.تفسير العيّاشي: ج 1 ص 19 ح 5 عن صفوان الجمّال، بحار الأنوار: ج 92 ص 236 ح 29 وراجع السنن الكبرى: ج 2 ص 63 ح 2376.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:كانَ جَبرَئيلُ عليه السلام إذا جاءَني بِالوَحيِ أوَّلَ ما يُلقي عَلَيَّ: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» . ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:جبرئيل عليه السلام هر گاه برايم وحى مى آورد، نخستين چيزى كه بر من مى افكند، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بود.
۱.سنن الدارقطني: ج 1 ص 305 ح 13 عن ابن عمر.
الدرّ المنثور عن ابن عبّاس:أوَّلُ ما نَزَلَ جِبريلُ عليه السلام عَلى مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله قالَ لَهُ جِبريلُ عليه السلام: «بِسْمِ اللَّهِ» يا مُحَمَّدُ، يَقولُ: اِقرَأ بِذِكرِ اللّهِ، وَ «اللَّهِ» ذُو الاُلوهِيَّةِ وَالمَعبودِيَّةِ عَلى خَلقِهِ أجمَعينَ، وَ «الرَّحْمَـنِ» الفَعلانِ مِنَ الرَّحمَةِ، وَ «الرَّحِيمِ» الرَّفيقُ الرَّقيقُ بِمَن أحَبَّ أن يَرحَمَهُ، وَالبَعيدُ الشَّديدُ عَلى مَن أحَبَّ أن يُضعِفَ عَلَيهِ العَذابَ. ۱
الدرّ المنثورـ به نقل از ابن عبّاس ـ: نخستين بار كه جبرئيل عليه السلام بر محمّد صلى الله عليه و آله فرود آمد، به او گفت: «بسم اللّه» ـ اى محمّد ـ، يعنى: با نام خدا بخوان و «اللّه»، يعنى كسى كه اِلاه و معبود همه خلق است. «الرحمن»، بر وزن «فَعلان» است از رحمت، و «الرحيم»، يعنى نرم خو و مهربان است با كسى كه دوست دارد به او رحم كند، و دور و سختگير است نسبت به كسى كه دوست دارد عذابش را دو چندان سازد.
۱.الدرّ المنثور: ج 1 ص 23 نقلاً عن ابن جريج وابن أبي حاتم.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱۴۲