حدیث دربارهمعناى «بسم اللّه الرحمن الرحيم»
الكافي عن عبد اللّه بن سنان:سَأَلتُ أبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، قالَ:
الباءُ بَهاءُ اللّهِ، وَالسِّينُ سَناءُ اللّهِ، وَالميمُ مَجدُ اللّهِ ـ ورَوى بَعضُهُم: الميمُ مُلكُ اللّهِ ـ، وَاللّهُ إلهُ كُلِّ شَيءٍ، الرَّحمنُ بِجَميعِ خَلقِهِ، وَالرَّحيمُ بِالمُؤمِنينَ خاصَّةً ۱. ۲
الكافىـ به نقل از عبد اللّه بن سنان ـ: از امام صادق عليه السلام در باره تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» پرسيدم. فرمود: «باء، [اشاره به] بهاى خداست، سين، به سناى خدا، ميم، به مجد (شكوه و بزرگوارى) خدا».
برخى روايت كرده اند [كه فرمود]: «ميم، به مُلك خدا [اشاره دارد] و اللّه، به اين كه او معبود هر چيزى است و رحمان، به مهربانى او با همه خلقش، و رحيم، به مهربانى اش با مؤمنان».
۱.الكافي: ج 1 ص 114 ح 1، التوحيد: ص 230 ح 2، معاني الأخبار: ص 3 ح 1، تفسير القمّي: ج 1 ص 28 عن أبي بصير، بحار الأنوار: ج 92 ص 231 ح 11.
۲.علّامه مجلسى رحمه الله، در باره عبارت «باء، بهاى خداست» مى گويد: از بسيارى از اخبار، چنين پيداست كه حروف مفرده، وضع ها و معانى متعدّدى دارند كه جز حجّت هاى الهى، كسى آنها را نمى داند، و اين، يكى از ابعاد علوم ايشان و استنباطشان از قرآن است. اهل سنّت، در باره «الم (الف. لام. ميم)» از ابن عبّاس روايت كرده اند كه: الف، به معناى آلاء (نعمت هاى) خداست، و لام به معناى لطف او، و ميم، نشانگر مُلك او. «بهاء»، به معناى زيبايى و نيكويى است، «سناء»، به معناى رفعت و بلندى، و «مجد»، به معناى بزرگوارى و شرافت.
ممكن است اين مطلب بر پايه اشتقاق كبير و مناسبت ذاتى ميان الفاظ و معانى آنها باشد. بنا بر اين، «باء»، چون مشترك ميان معناى حرفى و بهاء است، پس بايد ميان معانى آن دو، مناسبتى باشد. همچنين است «اسم» و «سناء»؛ چون در «سين» اشتراك دارند. پس در معناى بلندى و رفعت نيز اشتراك دارند.
نيز «اسم»، چون با «مجد» و «ملك» (در حرف ميم) اشتراك دارند، پس بايد ميان معانى آنها نيز مناسبتى باشد. اين خود، موضوع پُردامنه اى در لغت است كه براى اهل تحقيق و جستجو، كه مبانى و معانى را شناخته باشند، روشن مى شود. پس مراد از اين جمله ايشان كه: «سين، سناى خداست»، اين است كه وجود اين حرف (سين) در كلمه «اسم»، مناط حصول اين معنا در آن است. به همين سان است بقيّه عبارات حديث.
تأمّل در اين مطلب، شدّت استبعاد از ظاهر اين كلام را از بين مى برد. اين بود آنچه در اين جا به ذهن رسيد. شايد اين برداشت، به حقيقت نزديك تر باشد تا آنچه يكى از بزرگان آورده و گفته است: چون تفسير آن بر حسب معناى حرف اضافه است، و از طرفى «اسم»، براى كسى كه آشنا به زبان باشد، نيازى به بيان ندارد، لذا ايشان بر حسب مدلولات دور، پاسخ داده است، يا چون تبرّكا و بيرون از مدلول اوّل به كار رفته است، آن را به غير آن از آنچه در تبرّك لحاظ مى شود، تفسير كرده است، و مراد از اين تفسير، يا اين است كه اين حروف، چون در آغاز اين كلمات، دالّ بر اين صفات هستند، تبرّكا اخذ شده اند، يا اين كه اين حروف بر اين معانى دلالت دارند يا به اين دليل كه با اين معانى كه براى آنها وضع شده اند، مناسبت دارند، و چون در آغاز اين كلمات قرار دارند، لذا مناسبتشان از ديگر حروف آن کلمات، بيشتر و دلالتشان بر معانى آنها قوى تر است، و يا به اين دليل كه چون حرف «باء» دلالت بر ارتباط و اضافه دارد، و مناط ارتباط و اضافه به چيزى هم يافتن زيبايى و حُسن مطلوب براى طالب است، پس اين حرف، دلالت بر حسن و بها دارد كه خود، مطلوب هر طالبى است. پس، بر اين پايه به «بهاء اللّه» تفسير شده است. همچنين چون «اسم» از ماده «سُمُوّ» گرفته شده است كه دلالت بر رفعت و بلندى و بزرگوارى و شرافت دارد. پس هر يك از دو حرف به اضافه ديگرى دلالت بر آن مطلوب دارد. پس به دلالت بر «سناء»، از باب مناسبت به «سين» نسبت داده شده است و آن را به سناى خدا تفسير كرده است. دلالت بر مجد يا ملك نيز بر همين پايه مناسبت، به ميم نسبت داده شده و آن را به مجد يا به روايت ديگرى به ملك، تفسير كرده است.
و «اللّه، به اين كه او معبود هر چيزى است»؛ يعنى مستحق و سزاوار عبوديت براى هر چيزى است. «رحمان به مهربانى او با همه خلقش»، بدان كه رحمان، مبالغه اى بيشتر از رحيم دارد؛ چرا كه بسيارى مبنا بر بسيارى معنا دلالت دارد. رحمان را يك بار به اعتبار كمّيّت در نظر مى گيريم و يك بار به اعتبار كيفيّت. بنا بر اعتبار اوّل، گفته شده است: «يا رحمن الدنيا»، چون مهرورزى او مؤمن و كافر را در بر مى گيرد، و «رحيم الآخرة»، چون در آخرت، مهر و رحمت او اختصاص به مؤمنان دارد. بنا بر اعتبار دوم، گفته شده است: «يا رحمن الدنيا والآخرة و رحيمهما»، كه رحمان بر نعمت هاى بزرگ، اختصاص داده شده است و رحيم به نعمت هاى غير بزرگ. دومى نيز احتمال دارد كه بر وجه اوّل حمل شود؛ يعنى در هر دو سرا، رحمان است با نعمت هاى عام، و در هر دو سرا، رحيم است با نعمت هاى خاص؛ يعنى هدايت و توفيق در دنيا و نسبت درجات آن. وجه اخير در اين خبر، ظهور بيشترى دارد (مرآة العقول: ج 2 ص 37).