فیلترها
نتایج جستجو برای «برهان»: ۴۰ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ الَّذي كَتَبَهُ إلَى المُفَضَّلِ يَذكُرُ فيهِ مُناظَرَةً لَهُ مَعَ طَبيبٍ هِندِيٍّ ـ: ثُمَّ قالَ [الطَّبيبُ]: أخبِرني بِمَ تَحتَجُّ في مَعرِفَةِ رَبِّكَ الَّذي تَصِفُ قُدرَتَهُ ورُبوبِيَّتَهُ، وإنَّما يَعرِفُ القَلبُ الأَشياءَ كُلَّها بِالدَّلالاتِ الخَمسِ الَّتي وَصَفتُ لَكَ؟
قُلتُ: بِالعَقلِ الَّذي في قَلبي، وَالدَّليلِ الَّذي أحتَجُّ بِهِ في مَعرِفَتِهِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در نامه اى كه براى مفضّل نوشت و در آن از گفتگويش با پزشك هندى ياد كرد ـ: آن گاه پزشك گفت: به من بگو چگونه بر شناخت پروردگارى كه او را به توانايى و ربوبيّت وصف مى كنى، استدلال مى كنى، حال آن كه قلب، همه چيز را با حواس پنجگانه كه شرح دادم، باز مى شناسد؟
گفتم: [شناخت خداوند،] با خردى است كه در قلب من جاى دارد و با برهانى كه در شناخت خداوند، بدان استدلال مى كنم.
۱.بحار الأنوار: ج 3 ص 153 عن المفضّل بن عمر.
الإمام الكاظم عليه السلامـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ: يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى بَشَّرَ أهلَ العَقلِ وَالفَهمِ في كِتابِهِ فَقالَ: «فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أحْسَنَهُ اُوْلَـئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَ اُوْلَـئِكَ هُمْ اُوْلُواْ الْأَلْبَـبِ». ۱ يا هِشامُ، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى أكمَلَ لِلنّاسِ الحُجَجَ بِالعُقولِ، ونَصَرَ النَّبِيّينَ بِالبَيانِ، ودَلَّهُم عَلى رُبوبِيَّتِهِ بِالأَدِلَّةِ، فَقالَ: «وَ إلَـهُكُمْ إلَـهٌ وَ حِدٌ لاَّ إلَـهَ إلاَّ هُوَ الرَّحْمَـنُ الرَّحِيمُ * إنَّ فِى خَلْقِ السَّمَـوَ تِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلَـفِ الَّيْلِ وَ النَّهَارِ وَالْفُلْكِ الَّتِى تَجْرِى فِى الْبَحْرِ بِمَا يَنفَعُ النَّاسَ
امام كاظم عليه السلامـ خطاب به هشام بن حكم ـ: اى هشام! خداوند متعال در كتابش صاحبان خرد و فهم را بشارت داده و فرموده است: «پس، به آن بندگان من كه به سخن، گوش فرا مى دهند و بهترينِ آن را پيروى مى كنند، بشارت ده، اينان اند كه خدا آنان را راه نموده و اينان اند همان خردمندان» . اى هشام! خداوند متعال دلايلش را با خرد، كامل كرد و پيامبران را با سخنورى، يارى رسانيد و آنان را با برهان، به ربوبيّت الهى، راهنمايى ساخت. خداوند [در كتابش]فرمود: «و معبود شما، معبود يگانه اى است كه جز او، هيچ معبودى نيست؛ [و اوست] بخشايشگر مهربان. به راستى كه در آفرينش آسمان ها و زمين، و در پىِ يكديگر آمدن شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا روان اند ـ كه به مردم سود مى رساند ـ و [همچنين] آبى كه خدا از آسمان فرو فرستاده و
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّ الأَدَبَ حُجَّةُ العَقلِ، وَالعِلمَ حُجَّةُ القَلبِ. ۱
امام على عليه السلام:ادب، برهانِ خرد و دانش، برهانِ دل است.
۱.أعلام الدين: ص 96.
عنه عليه السلام:الاِحتِمالُ بُرهانُ العَقلِ وعُنوانُ الفَضلِ. ۱
امام على عليه السلام:بردبارى، دليل خردمندى و نشانه فضيلت است.
۱.غرر الحكم: ح 1602، عيون الحكم والمواعظ: ص 50 ح 1268.
عنه عليه السلام:المَعذِرَةُ بُرهانُ العَقلِ. ۱
امام على عليه السلام:عذرخواهى، دليل خردمندى است.
۱.غرر الحكم: ح 497، عيون الحكم والمواعظ: ص 35 ح 695.
عنه عليه السلام:كُن حَسَنَ المَقالِ، جَميلَ الأَفعالِ؛ فَإِنَّ مَقالَ الرَّجُلِ بُرهانُ فَضلِهِ، وفِعالَهُ عُنوانُ عَقلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:نيكوگفتار و زيبارفتار باش؛ زيرا گفتار آدمى، نشانِ فضل اوست و رفتار او، دليل خردمندى اش.
۱.غرر الحكم: ح 7176، عيون الحكم والمواعظ: ص 392 ح 6644 وفيه «حميد» بدل «جميل».
عنه عليه السلام:العاقِلُ لا يَتَكَلَّمُ إلاّ بِحاجَتِهِ أو حُجَّتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:خردمند سخن نمى گويد، مگر از روى نياز، يا بر اساس دليل و برهان.
۱.غرر الحكم: ح 1732، عيون الحكم والمواعظ: ص 23 ح 170.
الإمام عليّ عليه السلام:كِتابُ الرَّجُلِ عُنوانُ عَقلِهِ وبُرهانُ فَضلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:نوشته آدمى، نشانه خردمندى و دليل فضل اوست.
۱.غرر الحكم: ح 7260.
الإمام عليّ عليه السلام:خَليلُ المَرءِ دَليلٌ عَلى عَقلِهِ، وكَلامُهُ بُرهانُ فَضلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:دوست آدمى، نشانه خردمندى اوست و سخن او، دليل فضلش.
۱.غرر الحكم: ح 5088، عيون الحكم والمواعظ: ص 242 ح 4621.
عنه عليهالسلام: إزراءُ الرَّجُلِ عَلى نَفسِهِ بُرهانُ رَزانَةِ عَقلِهِ، وعُنوانُ وُفورِ فَضلِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: خود را كم شمردن، نشانه متانت (سنگينىِ) خرد است و علامتِ فراوانى فضيلت.
۱.غرر الحكم: ح 2006.
عنه عليهالسلام: إعجابُ المَرءِ بِنَفسِهِ بُرهانُ نَقصِهِ وعُنوانُ ضَعفِ عَقلِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: خودپسندى آدمى، دليل كاستى او و نشانه كمخردى اوست.
۱.غرر الحكم: ح 2007.
عنه عليهالسلام: رِضَا المَرءِ عَن نَفسِهِ بُرهانُ سَخافَةِ عَقلِهِ. ۱
امام على عليهالسلام: خشنودى آدمى از خود، نشانِ سبُكمغزى اوست.
۱.غرر الحكم: ح 5441.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ ذاكِرَ اللّهِ يَجيءُ يَومَ القِيامَةِ ولَهُ نورٌ كَنورِ الشَّمسِ، أو بُرهانٌ كَبُرهانِ الشَّمسِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ياد كننده خدا، روز قيامت، در حالى مى آيد كه روشنايى اى چون روشنايىِ خورشيد، يا دليلى چون دليلِ آفتاب دارد.
۱.معجم السفر: ص 112 ح 333 عن أنس.
الإمام العسكريّ عليه السلامـ في تَفسيرِ «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: اللّهُ هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ، يَقولُ: بِسمِ اللّهِ؛ أي أستَعينُ عَلى اُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إلّا لَهُ، المُغيثِ إذَا استُغيثَ، وَالمُجيبِ إذا دُعِيَ.
وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصّادقِ عليه السلام: يَابنَ رَسولِ اللّهِ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني!
فَقالَ لَهُ: يا عَبدَ اللّهِ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ؟ قالَ: نَعَم.
قالَ: فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ
امام عسكرى عليه السلامـ در تفسير «بسم اللّه الرحمن الرحيم» ـ: اللّه، آن موجودى است كه هر آفريده اى به هنگام نيازها و سختى ها، آن گاه كه اميدش از هر آنچه جز اوست، قطع و رشته ها از ما سواى او به كلّى بُريده مى شود، به او پناه مى برد، مى گويد: «بسم اللّه»؛ يعنى در همه كارهايم از آن خدايى كمك مى جويم كه پرستش، جز حقّ او نيست؛ همو كه هر گاه فريادخواهى شود، به فرياد مى رسد، و هر گاه او را بخوانند، پاسخ مى دهد.
اين، همان چيزى است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت: اى فرزند پيامبر خدا! مرا به خدا راه نمايى كن كه چيست؟ زيرا مجادله كنندگان، بر من هجوم آورده اند و سرگشته ام ساخته اند!
به او فرمود: «اى بنده خدا! آيا هرگز سوار كشتى شده اى؟».
گفت: آرى.
فرمود: «آيا شده كه كشتى ات درهم شكند و نه
۱.الوَصْمُ: العَيب والعار. يقال: ما في فلان وَصمة (الصحاح: ج 5 ص 2052 «وصم»).
۲.الأنعام: 40 و 41.
۳.التوحيد: ص 230 ح 5، معاني الأخبار: ص 4 ح 2 وفيه إلى «حيث لا مغيث»، التفسير المنسوب إلى الإمام العسكري عليه السلام: ص 21 ح 5 و 6 و 7 وص 27 ح 9 كلّها عن محمّد بن زياد ومحمّد بن سيّار، بحار الأنوار: ج 92 ص 232 ح 14 وص 240 ح 48.
المناقب لابن شهر آشوب عن أبي حازم:قالَ رَجُلٌ لِزَينِ العابِدينَ عليه السلام: تَعرِفُ الصَّلاةَ؟ فَحَمَلتُ عَلَيهِ، فَقالَ عليه السلام: مَهلاً يا أبا حازِمٍ فَإِنَّ العُلَماءَ هُمُ الحُلَماءُ الرُّحَماءُ. ثُمَّ واجَهَ السّائِلَ فَقالَ: نَعَم أعرِفُها!
فَسَأَلَهُ عَن أفعالِها وتُروكِها وفَرائِضِها ونَوافِلِها، حَتّى بَلَغَ قَولَهُ: مَا افتِتاحُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما بُرهانُها؟ قالَ: القِراءَةُ، قالَ: ما خُشوعُها؟ قالَ: النَّظَرُ إلى مَوضِعِ السُّجودِ، قالَ: ما تَحريمُها؟ قالَ: التَّكبيرُ، قالَ: ما تَحليلُها؟ قالَ: التَّسليمُ، قالَ: ما جَوهَرُها؟ قالَ: التَّسبيحُ. ۱
المناقب، ابن شهرآشوبـ به نقل از ابو حازم ـ: مردى به امام زين العابدين عليه السلام گفت: نماز مى دانى؟! من به او حمله كردم. امام عليه السلام فرمود: «آرام باش، اى ابو حازم! عالمان، بردبار و مهربان اند». سپس، رو به پرسنده كرد و فرمود: «آرى؛ مى دانم!».
مرد از اعمال نماز و مبطلات و واجبات و مستحبّات آن پرسيد، تا به اين جا رسيد كه گفت: شروع نماز چيست؟ فرمود: «تكبير». گفت: برهانش چيست؟ فرمود: «قرائت». گفت: خشوعش چيست؟ فرمود: «نگاه كردن به محلّ سجده». گفت: وارد شدن به حريم نماز، چگونه است؟ فرمود: «با تكبير [ة الإحرام]». گفت: خارج شدن از آن به چيست؟ فرمود: «به سلام دادن». گفت: گوهرش چيست؟ فرمود: «سبحان اللّه».
۱.المناقب لابن شهر آشوب: ج 4 ص 130، بحار الأنوار: ج 84 ص 244 ح 35.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: يا ذَا العِزَّةِ وَالسُّلْطانِ، وَالقُوَّةِ وَالبُرْهانِ، أَجِرْنا مِنْ عَذابِكَ الأَلِيمِ، وَاجْعَلْنا مِنْ سُكّانِ دارِ النَّعِيمِ، يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در دعا ـ: اى خداوند قدرت و سلطنت و نيرو و برهان! ما را از عذاب دردناكت در پناه خويش بدار و از ساكنان سراى پُر نعمت، قرارمان ده، اى مهربان ترينِ مهربانان!
۱.البلد الأمين: ص 323 عن الزهري.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي دُعاءِ يَومِ الجُمُعَةِ ـ: اَللَّهمَّ أَنتَ السَّلامُ ومِنكَ السَّلامُ، أَسأَلُكَ يا ذَا الجَلالِ والإِكرامِ فَكاكَ رَقَبَتِي مِن النارِ، وَأَن تُسكِنَنِي دارَ السَّلامِ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در دعاى روز جمعه ـ: بار خدايا! تويى سلام و از توست سلام. از تو مى خواهم ـ اى پروردگار صاحب شُكوه و ارجمندى ـ كه مرا از آتش بِرَهانى و در سراى سلامت، اسكانم دهى.
۱.مصباح المتهجّد: ص 335، الدروع الواقية: ص 154، بحار الأنوار: ج 97 ص 177.
رجال النجاشي عن محمّد بن إسماعيل بن بزيع عن الإمام الرضا عليه السلام:إنَّ للّهِِ تَعالى بِأَبوابِ الظّالِمينَ مَن نَوَّرَ اللّهُ لَهُ البُرهانَ، ومَكَّنَ لَهُ فِي البِلادِ، لِيَدفَعَ بِهِم عَن أولِيائِهِ، ويُصلِحَ اللّهُ بِهِم اُمورَ المُسلِمينَ، إلَيهِم مَلجأُ المُؤمِنِ مِن الضُّرِّ، وإلَيهِم يَفزَعُ ذُوالحاجَةِ مِن شيعَتِنا، وبِهِم يُؤَمِّنُ اللّهُ رَوعَةَ المُؤمِنِ في دارِ الظَّلَمَةِ، اُولِئكَ المُؤمِنونَ حَقّا، اُولِئكَ اُمَناءُ اللّهِ في أرضِهِ، اُولئِكَ نورٌ في رَعِيَّتِهِم يَومَ القِيامَةِ، ويَزهَرُ نورُهُم لاِ? هلِ السَّماواتِ كَما تَزهَرُ الكَواكِبُ الدُّرِّيَّةُ لِأَهلِ الأَرضِ، اولئِكَ مِن نورِهِم يَومَ القِيامَةِ تُضيءُ مِنهُمُ القِيامَةُ، خُلِقوا وَاللّهِ لِلجَنَّةِ، وخُلِقَتِ
رجال النجاشىـ به نقل از محمّد بن اسماعيل بن بزيع ـ: امام رضا عليه السلام فرمود: «خداى بلندمرتبه، در دستگاه ستمگران، كسانى را دارد كه برهانش را براى آنها روشن كرده و در شهرها برايشان جايگاهى فراهم كرده تا به وسيله آنها از دوستانش دفاع كند و امور مسلمانان را به وسيله آنها اصلاح نمايد. پناهگاه مؤمن در هر سختى، آنهايند و رويكرد شيعيان نيازمند ما، به سمت آنهاست. خداوند در خانه ستمگران، به وسيله آنان، وحشت مؤمن را برطرف مى كند. آنان حقيقتا مؤمن اند و امينان خدا در زمينش هستند. آنان، در قيامت، نورى در ميان مردمشان اند و نورشان براى آسمانيان مى درخشد، همان گونه كه ستارگان درخشان براى زمينيان مى درخشند. روز قيامت، از نور آنان، قيامت روشن مى شود. به خدا، آنها براى بهشت آفريده شدند و بهشت براى آنان
۱.رجال النجاشي: ج 2 ص 215 الرقم 894.
المعجم الكبير عن رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إِنَّ آخِرَ رَجُلٍ يَدخُلُ الجَنَّةَ رَجُلٌ يَتَقَلَّبُ عَلَى الصِّراطِ ظَهرا لِبَطنٍ، كَالغُلامِ يَضرِبُهُ أَبُوهُ وَهُوَ يَفِرُّ مِنهُ يَعجِزُ عَنهُ عَمَلُهُ أَن يَسعى، فَيَقُولُ: يا رَبِّ بَلِّغ بِيَ الجَنَّةَ وَنَجِّنِي مِنَ النّارِ!
فَيُوحِي اللّهُ تَعالَى إِلَيهِ: عَبدِي، إِن أَنا نَجَّيتُكَ مِنَ النّارِ وَأَدخَلتُكَ الجَنَّةَ أَتَعتَرِفُ لِى بِذُنُوبِكَ وَخَطاياكَ؟ فَيَقُولُ العَبدُ: نَعَم يا رَبِّ، وَعِزَّتِكَ وَجَلالِكَ لَئِن تُنَجِّيَنِي مِنَ النّارِ لَأَعتَرِفَنَّ لَكَ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ! فَيَجُوزُ الجِسرَ، وَيَقُولُ العَبدُ فِيما بَينَهُ وَبَينَ نَفسِهِ: لَئِن اعتَرَفتُ لَهُ بِذُنُوبِي وَخَطايايَ لَيَرُدُّنِي إِلَى النّارِ.
المعجم الكبير:پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود: «آخرين مردى كه وارد بهشت مى شود، مردى است كه بر صراط به پشت و رو غلْت مى خورد، همانند پسربچّه اى كه پدرش او را مى زند و او از وى مى گريزد، و اعمالش نمى گذارد كه بدَوَد. پس مى گويد: پروردگارا! مرا به بهشت برسان و از آتش، نجاتم بخش!
خداى بلندمرتبه به او وحى مى كند كه: اى بنده ام! اگر تو را از آتش برَهانم و وارد بهشت نمايم، در برابرم به گناهان و لغزش هايت اعتراف مى كنى؟
بنده مى گويد: بله، اى خداوند! به عزّت و جلالت، سوگند كه اگر مرا از آتش برَهانى، در برابرت به گناهان و لغزش هايم اعتراف مى كنم.
پس، از پل مى گذرد. او با خودش مى گويد: اگر به گناهان و لغزش هايم اعتراف كنم، مرا به آتش باز مى گرداند.
پس خداوند به او وحى مى كند كه: بنده ام!
۱.المعجم الكبير: ج 8 ص 158 ح 7669 عن أبي اُمامة، كنز العمّال: ج 14 ص 507 ح 39431.
بحار الأنوار عن أبي عبد اللّه الحسين عليه السلام:إنَّ أميرَ المُؤمِنينَ عليه السلام غَسَّلَ فاطِمَةَ عليهاالسلام ثَلاثا وخَمسا، وجَعَلَ فِي الغَسلَةِ الخامِسَةِ ـ الآخِرَةِ ـ شَيئا مِنَ الكافورِ، وأشعَرَها ۱ مِئزَرا سابِغا ۲ دونَ الكَفَنِ، وكانَ هُوَ الَّذي يَلي ذلِكَ مِنها وهُوَ يَقولُ:
اللّهُمَّ إنَّها أمَتُكَ، وبِنتُ رَسولِكَ وصَفِيِّكَ وخِيَرَتِكَ مِن خَلقِكَ، اللّهُمَّ لَقِّنها حُجَّتَها، وأعظِم بُرهانَها، وأعلِ دَرَجَتَها، وَاجمَع بَينَها وبَينَ أبيها مُحَمَّدٍ صلى الله عليه و آله. ۳
بحار الأنوارـ از امام حسين عليه السلام ـ: اميرمؤمنان، سه و پنج بار، فاطمه عليهاالسلام را غسل داد و در بار پنجم و آخر، با آب و كافور، غسلش داد و جامه اى سرتاسرى زيرِ كفن بر او پوشانْد و خود، اين امور را به عهده داشت و مى گفت: «خدايا! او كنيز تو و دختر پيامبرت و برگزيده تو و برگزيده از خلقت است. خدايا! حجّتش را بر او تلقين كن و برهانش را بزرگ دار و درجه اش را بالا ببر و ميان او و پدرش جمع كن».
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۴۰