فیلترها
نتایج جستجو برای «انسان کامل»: ۲۷ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه عليه السلام:الكامِلُ مَن غَلَبَ جِدُّهُ هَزلَهُ. ۱
امام على عليه السلام:[انسانِ] كامل، كسى است كه جدّى او بر شوخى اش چيره باشد.
۱.غرر الحكم: ح 2197.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:مؤمن، در نزد خداوند عز و جل از فرشتگانى كه در نزد اويند، برتر است. سوگند به آن كه جانم در دست اوست، مقام بنده مؤمن، از مقام فرشتگان، بالاتر است «آنان كه ايمان آورده اند و كارهاى شايسته كرده اند، اينان، بهترين آفريدگان اند» .
ثواب الأعمال عن أبي هريرة وعبداللّه بن عبّاس:خَطَبَنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ وَفاتِهِ ـ وهِيَ آخِرُ خُطبَةٍ خَطَبَها بِالمَدينَةِ. قالَ: يا أيُّهَا النّاسُ: اُدنوا ووَسِّعوا لِمَن خَلفَكُم.
فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ، لِمَن نُوَسِّعُ؟ قالَ: لِلمَلائِكَةِ.
فَقالَ: إنَّهُم إذا كانوا مَعَكُم لَم يَكونوا مِن بَينِ أيديكُم ولا مِن خَلفِكُم، ولكِن يَكونونَ عَن أيمانِكُم وعَن شَمائِلِكُم.
فَقالَ رَجُلٌ: يا رَسولَ اللّهِ لِمَ لا يَكونونَ مِن بَينِ أيدينا ولا مِن خَلفِنا؟ أمِن فَضلِنا عَلَيهِم أم فَضلِهِم عَلَينا؟ قالَ: أنتُم أفضَلُ مِنَ المَلائِكَةِ. ۱
ثواب الأعمالـ به نقل از ابو هُرَيره و عبد اللّه بن عبّاس ـ: پيامبر خدا، پيش از وفاتش براى ما سخنرانى كرد ـ و اين، آخرين سخنرانى اى بود كه در مدينه ايراد كرد ـ و فرمود: «اى مردم! پيش تر بياييد و جا را براى آنان كه پشت سر شما هستند، باز كنيد.
مردى گفت: اى پيامبر خدا! براى چه كسانى جا باز كنيم؟
فرمود: «براى فرشتگان».
سپس فرمود: «آنان، هرگاه با شما باشند، جلوتر از شما يا پشتِ سرتان نيستند؛ بلكه در سمت راست و چپ شما قرار مى گيرند».
مردى گفت: اى پيامبر خدا! چرا جلوتر از ما يا پشت سرمان قرار نمى گيرند؟ آيا به خاطر برترى ما بر آنهاست يا به خاطر برترى آنها بر ماست؟
فرمود: «شما از فرشتگان، برتريد».
۱.ثواب الأعمال: ص 330 ح 1 عن أبي هريرة وعبد اللّه بن عبّاس، أعلام الدين: ص 410 عن ابن عبّاس، بحارالأنوار: ج 76 ص 359 ح 30.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَمّا عُرِجَ بي إلَى السَّماءِ أذَّنَ جِبرَئيلُ مَثنى مَثنى، وأقامَ مَثنى مَثنى، ثُمَّ قالَ لي: تَقَدَّم يا مُحَمَّدُ، فَقُلتُ لَهُ: يا جَبرَئيلُ أتَقَدَّمُ عَلَيكَ؟ فَقالَ: نَعَم، لِأَنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى فَضَّلَ أنبِياءَهُ عَلى مَلائِكَتِهِ أجمَعينَ، وفَضَّلَكَ خاصَّةً.
فَتَقَدَّمتُ فَصَلَّيتُ بِهِم ولا فَخرَ، فَلَمَّا انتَهَيتُ إلى حُجُبِ النّورِ، قالَ لي جَبرَئيلُ: تَقَدَّم يا مُحَمَّدُ، وتَخَلَّفَ عَنّي.
فَقُلتُ: يا جَبرَئيلُ، في مِثلِ هذَا المَوضِعِ تُفارِقُني؟ فَقالَ: يا مُحَمَّدُ، إنَّ انتِهاءَ حَدِّي الَّذي وَضَعَنِي اللّهُ عَزَّ وجَلَّ فيهِ إلى هذَا المَكانِ، فَإِن تَجاوَزتُهُ احتَرَقَت أجنِحَتي بِتَعَدِّي حُدودِ رَبّي جَلَّ جَلالُهُ.
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون به آسمان برده شدم، جبرئيل عليه السلام دو به دو اذان و دو به دو اقامه گفت. ۲ سپس به من گفت: [براى نماز] جلو بِايست، اى محمّد!
من گفتم: «اى جبرئيل! بر تو پيشى گيرم؟». گفت: آرى؛ چون خداوند ـ تبارك و تعالى ـ پيامبرانش، بويژه تو را بر همه فرشتگانش برترى داده است.
پس من جلو ايستادم و برايشان نماز خواندم، و بدين فخر نمى فروشم. چون به پرده هاى نور رسيدم، جبرئيل عليه السلام به من گفت: پيش برو، اى محمّد! و خودش با من نيامد.
گفتم: «اى جبرئيل! در چنين جايى مرا تنها مى گذارى؟
گفت: اى محمّد! آخرين مرزى كه خداوند عز و جلبراى من نهاده، تا بدين جاست. اگر از آن فراتر بروم، به خاطر گذشتن از مرزهاى پروردگار شكوهمندم، بال هايم مى سوزد. ۳
پس، مرا به زور در [عالم] نور
۱.علل الشرائع: ص 6 ح 1، عيون أخبار الرضا عليه السلام: ج 1 ص 263 ح 22، كمال الدين: ص 255 ح 4، تأويل الآيات الظاهرة: ج 2 ص 877 ح 9 كلّها عن عبدالسلام بن صالح الهروى عن الإمام الرضا عن آبائه عليهم السلام، بحارالأنوار: ج 26 ص 336 ح 1.
۲.يعنى هر بند اذان و اقامه را دو بار گفت.
۳.احمد، ار بگشايد آن پرّ جليل
تا ابد، بيهوش مانَد جبرئيل
چون گذشت احمد ز سِدره ومرصَدَش
وز مقام جبرئيل و از حَدَش
گفت او را: هين بِپر اندر پى ام
گفت: رو، رو، من حريف تو نَى ام
باز گفت او را: بيا، اى پرده سوز
من به اوج خود نرفتستم هنوز
گفت: بيرون زين حَد، اى خوش فرّمن
گر زنم پَرّى، بسوزد پرّ من!
(مثنوى معنوى، دفتر چهارم).
الإمام الباقر عليه السلام:ما خَلَقَ اللّهُ عَزَّ وجَلَّ خَلقا أكرَمَ عَلَى اللّهِ عَزَّ وجَلَّ مِنَ المُؤمِنِ، لِأَنَّ المَلائِكَةَ خُدّامُ المُؤمِنينَ، وأنَّ جِوارَ اللّهِ لِلمُؤمِنينَ، وأنَّ الجَنَّةَ لِلمُؤمِنينَ، وأنَّ الحورَ العينَ لِلمُؤمِنينَ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند عز و جل هيچ مخلوقى گرامى تر در نزد خودش از مؤمن نيافريده است؛ چرا كه فرشتگان خدمت گزار مؤمنان اند. همسايگى خدا، از آنِ مؤمنان است. بهشت، از آنِ مؤمنان است، و سيه چشمان بهشتى، از آنِ مؤمنان اند.
۱.الكافي: ج 2 ص 33 ح 2 عن أبي الصباح الكناني، بحارالأنوار: ج 69 ص 19 ح 2.
امام صادق عليه السلام:نخستين كسى كه قياس كرد، ابليس بود؛ زيرا گفت: «مرا از آتش آفريده اى و او (آدم) را از گِل»؛ در حالى كه اگر ابليس مى دانست خداوند چه [فضايلى] در آدم نهاده است، بر او فخر نمى فروخت.
الإمام الصادق عليه السلام:لَمّا اُسرِيَ بِرَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وحَضَرَتِ الصَّلاةُ، أذَّنَ جَبرَئيلُ وأقامَ الصَّلاةَ، فَقالَ: يا مُحَمَّدُ تَقَدَّم.
فَقالَ لَهُ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله: تَقَدَّم يا جَبرَئيلُ، فَقالَ لَهُ: إنّا لا نَتَقَدَّمُ عَلَى الآدَمِيّينَ مُنذُ اُمِرنا بِالسُّجودِ لِادَمَ. ۱
امام صادق عليه السلام:چون پيامبر صلى الله عليه و آله به معراج برده شد و وقت نماز رسيد، جبرئيل عليه السلام اذان و اقامه نماز گفت، سپس گفت: جلو بِايست، اى محمّد!
پيامبر خدا به او فرمود: «تو جلو بِايست، اى جبرئيل!»
جبرئيل عليه السلام به ايشان گفت: از زمانى كه به ما فرمان داده شد بر آدم سجده كنيم، بر آدميان، پيشى نمى گيريم.
۱.علل الشرائع: ص 8 ح 4، تفسير العياشي: ج 2 ص 277 ح 5 كلاهما عن هشام بن سالم، بحارالأنوار: ج 26 ص 338 ح 3.
عنه عليه السلام:لَمّا ماتَ آدَمُ عليه السلام فَبَلَغَ إلَى الصَّلاةِ عَلَيهِ، فَقالَ هِبَةُ اللّهِ لِجَبرَئيلَ عليه السلام: تَقَدَّم يا رَسولَ اللّهِ فَصَلِّ عَلى نَبِيِّ اللّهِ، فَقالَ جَبرَئيلُ عليه السلام: إنَّ اللّهَ أمَرَنا بِالسُّجودِ لِأَبيكَ فَلَسنا نَتَقَدَّمُ عَلى أبرارِ وُلدِهِ، وأنتَ مِن أبَرِّهِم.
فَتَقَدَّمَ، فَكَبَّرَ عَلَيهِ خَمسا عِدَّةَ الصَّلاةِ الَّتي فَرَضَهَا اللّهُ عَلى اُمَّةِ مُحَمَّدٍ، وهِيَ السُّنَّةُ الجارِيَةُ في وُلدِهِ إلى يَومِ القِيامَةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:چون آدم عليه السلام درگذشت و نوبت نماز خواندن بر او رسيد، هبة اللّه [فرزند آدم] به جبرئيل عليه السلام گفت: «جلو بايست، اى فرستاده خدا و بر پيامبر خدا، نماز بگزار».
جبرئيل عليه السلام گفت: خداوند به ما فرمان داد كه بر پدرت سجده آوريم. پس ما بر فرزندان نيك او پيشى نمى جوييم، و تو از نيك ترين هاى آنان هستى.
در اين هنگام، هبة اللّه، جلو ايستاد و پنج تكبير بر او گفت، به شمار نمازهايى كه خداوند بر امّت محمّد واجب ساخت، و اين [پنج تكبير در نماز ميّت] تا روز قيامت، در ميان فرزندان او سنّت شد.
۱.تهذيب الأحكام: ج 3 ص 330 ح 1033، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 1 ص 163 ح 465 وكلاهما عن عبداللّه بن سنان، بحارالأنوار: ج 11 ص 260 ح 3.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَيسَ شَيءٌ خَيرٌ مِن ألفٍ مِثلِهِ إلَا الإِنسانُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ چيزى نيست كه از هزار همنوع خويش بهتر باشد، مگر انسان.
۱.المعجم الكبير: ج 6 ص 238 ح 6095، الأمثال لأبي الشيخ: ص 173 ح 137، الفردوس: ج 3 ص 383 ح 5169 كلّها عن سلمان، مسند الشهاب: ج 2 ص 216 ح 1216 عن عبداللّه بن عمر وفيه «المؤمن» بدل «الإنسان»، كنزالعمّال: ج 12 ص 191 ح 34615.
عنه صلى الله عليه و آله:لا نَعلَمُ شَيئا خَيرا مِن ألفٍ مِثلِهِ، إلَا الرَّجُلَ المُؤمِنَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هيچ چيزى را نمى شناسيم كه از هزار همنوعِ خود بهتر باشد، مگر مرد مؤمن را.
۱.المعجم الصغير: ج 1 ص 147، مسند ابن حنبل: ج 2 ص 441 ح 5888، المعجم الأوسط: ج 4 ص 17 ح 3500 كلّها عن عبداللّه بن عمر وفيهما «مئة» بدل «ألف»، كنزالعمّال: ج 1 ص 146 ح 722.
عنه عليه السلام:المرءُ بأصغَرَيْهِ: بقلبِهِ و لسانِهِ، إنْ قاتَلَ قاتَلَ بجَنانٍ، و إن نَطقَ نَطقَ ببَيانٍ. ۱
امام على عليه السلام:ارزش انسان به دو عضو كوچك اوست: دلش و زبانش. با دل [قوى]به ميدان جنگ پا مى نهد و با زبان به عرصه بيان.
۱.غرر الحكم: 2089.
عنه عليه السلام:للإنسانِ فَضيلَتانِ: عَقلٌ و مَنْطقٌ، فبِالعقلِ يَستفيدُ و بالمَنطقِ يُفيدُ. ۱
امام على عليه السلام:انسان دو فضيلت دارد: خِرد و سخن. با خرد، بهره مى ستاند و با سخن، بهره مى رساند.
۱.غرر الحكم: 7356.
عنه عليه السلام:أصلُ الإنسانِ لُبُّهُ، و عَقلُهُ دِينُهُ، و مُروّتُهُ حيثُ يَجعَلُ نَفسَهُ. ۱
امام على عليه السلام:اصل و تبار انسان، دل اوست و خردش دين او و مردانگى اش جايگاهى است كه خود را در آن قرار دهد.
۱.بحار الأنوار: 1 / 82 / 2.
عنه عليه السلام:المرءُ يُوزَنُ بقولِهِ و يُقَوَّمُ بفعلِهِ. ۱
امام على عليه السلام:انسان با گفتارش اندازه گيرى مى شود و با كردارش ارزش يابى.
۱.غرر الحكم: 1848.
عنه عليه السلام:المرءُ بفِطنتِهِ لا بصُورَتِهِ، المرءُ بِهمّتِهِ لا بِقُنيَتِهِ. ۱
امام على عليه السلام:[ارزش] انسان به هوش اوست، نه به شكل و شمايلش؛ [ارزش]انسان به همّت اوست نه به مال و اندوخته اش.
۱.غرر الحكم: 2166 ـ 2167.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:قد أحيا عَقلَهُ و أماتَ نَفسَهُ، حتّى دَقَّ جليلُهُ، و لَطُفَ غليظُهُ، و برَقَ لَه لامعٌ كثيرُ البَرقِ، فأبانَ لَه الطَّريقَ، و سلكَ بهِ السَّبيلَ، و تَدافَعَتهُ الأَبوابَ إلى بابِ السَّلامَةِ وَ دارِ الإِقامَةِ، و ثَبَتَت رِجلاهُ بِطُمَأنينَةِ بَدَنِهِ في قَرارِ الأمنِ و الرّاحَةِ بِمَا استَعمَلَ قَلبَهُ و أَرضَى رَبَّهُ. ۱
امام على عليه السلام:همانا خرد خويش را زنده گردانْد و نفس خود را ميرانْد چندان كه [اندام]درشت او نزار شد و خشونتش (درشتى اش) به لطافت گراييد. درخشنده اى پر نور بر وى تابيد و راه را برايش روشن ساخت و او را در راه [راست] به پيش راند و از درى به درى برد تا به در سلامت كشاند، و خانه اقامت و دو پاى او در قرارگاه ايمنى و آسايش استوار گردديد به آرامشى كه كه در بدنش پديدار گرديد، بدانچه دل خود را در آن به كار بُرد، و پروردگار خويش را راضى گرداند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 220.
عنه عليه السلام:ما بَرِحَ للّهِ ـ عَزّتْ آلاؤهُ ـ في البُرْهَةِ بعدَ البُرْهَةِ و في أزمانِ الفَتراتِ، عِبادٌ ناجاهُم في فِكرِهِم و كَلّمَهُم في ذاتِ عُقولِهِم. و كانوا كذلكَ مَصابِيحَ تلكَ الظُّلُماتِ، و أدِلّةَ تلكَ الشُّبُهاتِ. ۱
امام على عليه السلام:همواره خدا را ـ كه نعمتهايش گرانبهاست ـ در برهه اى از روزگار پس از برهه اى ديگر و زمانى ميان آمدن دو پيامبر، بندگانى است كه از راه انديشه با آنان در راز است و از طريق خرد با ايشان دمساز. آنان اين چنين، چراغهايى در آن تاريكيها بوده اند و راهنمايانى در آن شبهه ها.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 222.
عنه عليه السلام:يا هِشامُ، كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام يَقولُ: ما عُبِدَ اللّهُ بشَيءٍ أفضَلَ مِن العَقلِ، و ما تَمَّ عَقلُ امرئٍ حتّى يَكونَ فيهِ خِصالٌ شَتّى: الكُفرُ و الشَّرُّ مِنهُ مَأمُونانِ، و الرُّشدُ و الخَيرُ مِنهُ مَأمُولانِ، و فَضلُ مالِهِ مَبذولٌ، و فَضلُ قَولِهِ مَكفوفٌ، و نَصيبُهُ مِن الدُّنيا القُوتُ، لا يَشبَعُ مِن العِلمِ دَهرَهُ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مَع اللّهِ مِن العِزِّ مَع غَيرِهِ، و التَّواضُعُ أحَبُّ إلَيهِ مِن الشَّرَفِ، يَستَكثِرُ قَليلَ المَعروفِ مِن غَيرهِ، و يَستَقِلُّ كَثيرَ المَعروفِ مِن نَفسهِ، و يَرَى النّاسَ كُلَّهُم خَيرا مِنهُ، و أنَّهُ شَرُّهُم في نَفسِهِ، و هُو تَمامُ الأمرِ ۱. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! امير المؤمنين عليه السلام مى فرمود: خداوند به چيزى بهتر از عقل پرستش نشده است، و خرد انسان كامل نباشد تا اينكه در او چند خصلت گوناگون باشد: كفر و بدى از وى نتراود، به هدايت و خوبى او اميد برود، زيادى مالش را ببخشد، از زياده گويى بپرهيزد، بهره اش از دنيا همان خوراك روزانه اش باشد، تا عمر دارد از دانش سير نشود، خوارىِ با خدا نزد او خوشتر باشد از عزّت با غير او، افتادگى نزد وى محبوبتر از بلندى و شرافت باشد، احسان اندك ديگران را زياد شمارد و احسان زياد خود را اندك داند، همه مردم را بهتر از خود بيند و خودش را از همه آنها بدتر شمارد و اين تمامِ مطلب است ۳.
۱.أي: كلّ أمر من اُمور الدين يتمّ به، أو كأنّه جميع اُمور الدين مبالغةً. (كما في هامش المصدر).
۲.الكافي: 1/18/12.
۳.يعنى هر امرى از امور دين با اين تمام و كامل مى شود، يا گويى با داشتن آن به همه امور دين رسيده شده است. شايد هم مقصود اين باشد كه تماميت و كمال عقل با اين امور تحقّق مى يابد (به نقل از پاورقى الكافى).
عنه عليه السلام:كمالُ المَرءِ عَقلُهُ، و قيمَتُهُ فَضلُهُ. ۱
امام على عليه السلام:كمال آدمى، خرد اوست و ارزش او، فضل اوست.
۱.غرر الحكم: 7235.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۷