حدیث دربارهاندرزهاى امام كاظم عليه السلام

عنه عليه السلام:يا هِشامُ، كانَ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام يَقولُ: ما عُبِدَ اللّهُ بشَيءٍ أفضَلَ مِن العَقلِ، و ما تَمَّ عَقلُ امرئٍ حتّى يَكونَ فيهِ خِصالٌ شَتّى: الكُفرُ و الشَّرُّ مِنهُ مَأمُونانِ، و الرُّشدُ و الخَيرُ مِنهُ مَأمُولانِ، و فَضلُ مالِهِ مَبذولٌ، و فَضلُ قَولِهِ مَكفوفٌ، و نَصيبُهُ مِن الدُّنيا القُوتُ، لا يَشبَعُ مِن العِلمِ دَهرَهُ، الذُّلُّ أحَبُّ إلَيهِ مَع اللّهِ مِن العِزِّ مَع غَيرِهِ، و التَّواضُعُ أحَبُّ إلَيهِ مِن الشَّرَفِ، يَستَكثِرُ قَليلَ المَعروفِ مِن غَيرهِ، و يَستَقِلُّ كَثيرَ المَعروفِ مِن نَفسهِ، و يَرَى النّاسَ كُلَّهُم خَيرا مِنهُ، و أنَّهُ شَرُّهُم في نَفسِهِ، و هُو تَمامُ الأمرِ ۱. ۲
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! امير المؤمنين عليه السلام مى فرمود: خداوند به چيزى بهتر از عقل پرستش نشده است، و خرد انسان كامل نباشد تا اينكه در او چند خصلت گوناگون باشد: كفر و بدى از وى نتراود، به هدايت و خوبى او اميد برود، زيادى مالش را ببخشد، از زياده گويى بپرهيزد، بهره اش از دنيا همان خوراك روزانه اش باشد، تا عمر دارد از دانش سير نشود، خوارىِ با خدا نزد او خوشتر باشد از عزّت با غير او، افتادگى نزد وى محبوبتر از بلندى و شرافت باشد، احسان اندك ديگران را زياد شمارد و احسان زياد خود را اندك داند، همه مردم را بهتر از خود بيند و خودش را از همه آنها بدتر شمارد و اين تمامِ مطلب است ۳.
۱.أي: كلّ أمر من اُمور الدين يتمّ به، أو كأنّه جميع اُمور الدين مبالغةً. (كما في هامش المصدر).
۲.الكافي: 1/18/12.
۳.يعنى هر امرى از امور دين با اين تمام و كامل مى شود، يا گويى با داشتن آن به همه امور دين رسيده شده است. شايد هم مقصود اين باشد كه تماميت و كمال عقل با اين امور تحقّق مى يابد (به نقل از پاورقى الكافى).

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خداوند اينها را راهنمايى براى شناخت خود قرار داده است، تا دريابند كه آنان را مدبّرى است و فرمود: «و شب و روز و خورشيد و ماه را براى شما رام گردانيد و ستارگان به فرمان او رام شده اند. مسلّما در اين [پديده ها] براى مردمى كه تعقّل مى كنند نشانه اى است» و فرمود: «او كسى است كه شما را از خاكى بيافريد و سپس از نطفه اى و آنگاه از لخته خونى و زان پس شما را [به صورت]كودكى بيرون مى آورد تا به كمال قوّت خود برسيد و تا سالمند شويد و برخى از شما [اين سير را نمى پويد و]مرگ پيش رَس مى يابد و تا [سرانجام] به مدّتى كه مقرّر است برسيد و اميد كه تعقّل ورزيد» و فرمود: همانا در گردش شب و روز در آنچه از روزى كه خدا از آسمان فرو فرستاد و بدان وسيله زمين مرده را حيات بخشيد و در جا به جا كردن بادها (ابر رام شده اى كه ميان آسمان و زمين است) قطعا نشانه هايى است براى كسانى كه مى انديشند اين قسمت مضمون آيه پنجم سوره جاثيه است نه عين عبارت آن. و فرمود: «زمين را پس از مردنش زنده مى كند. ما اين نشانه ها را براى شما توضيح مى دهيم شايد كه بينديشيد» و فرمود: «و باغ هايى از انگور و كشتزارها و درختان خرما، چه از يك ريشه و چه از غير يك ريشه، كه با يك آب سيراب مى گردند و [با اين همه]برخى از آنها را بر برخى ديگر برترى مى دهيم. بى گمان در اين [پديده ها نيز]براى مردمى كه تعقّل مى كنند نشانه هايى است» و فرمود: «و از نشانه هاى او [اين است كه]آذرخش را براى شما بيم آور و اميد بخش مى نماياند و از آسمان به تدريج آبى فرو مى فرستد كه به وسيله آن زمين را پس از مرگش زنده مى گرداند. در اين [امر] براى مردمى كه تعقّل مى كنند، قطعا نشانه هايى است» و فرمود: «بگو: بياييد تا آنچه را پروردگارتان بر شما حرام كرده براى شما بخوانم: چيزى را با او شريك قرار ندهيد و به پدر و مادر نيكى كنيد و فرزندان خود را از بيم تنگدستى مكشيد. ما شما و آنان را روزى مى رسانيم و به كارهاى زشت ـ چه علنى آن و چه پوشيده اش ـ نزديك نشويد و نفْسى را كه خدا محترم شمرده است، جز به حقّ نكشيد. اينهاست كه خدا شما را به آن سفارش كرده است، باشد كه بينديشيد» و فرمود: «آيا در آنچه به شما روزى كرده ايم شريكانى از بردگانتان داريد كه در آن [مال با هم] مساوى باشيد و همان طور كه شما از يكديگر بيم داريد، از آنها بيم داشته باشيد؟ اين گونه آيات خود را براى مردمى كه مى انديشند به تفصيل بيان مى كنيم».
امام كاظم عليه السلام:اى هشام! خرد با دانايى همراه است. خداوند مى فرمايد: «و اين مَثَل ها را ما براى مردم مى زنيم، و [لى]درباره آنها نمى انديشند مگر دانايان». اى هشام! خداوند سپس كسانى را كه خرد خود را به كار نمى گيرند نكوهش كرده مى فرمايد: «و هرگاه به آنان گفته شود: از آنچه خداوند نازل كرده است پيروى كنيد؛ گويند: بلكه از آن چيزى پيروى مى كنيم كه پدران و نياكان خود را بر آن يافتيم. آيا هرچند پدرانشان چيزى را درك نمى كردند و به راه درست نمى رفته اند؟» و مى فرمايد: «و مَثَل [دعوت كننده]كافران مانند مَثَل كسى است كه حيوانى را كه جز صدا و ندايى [مبهم، چيزى]نمى شنود، بانگ مى زند. [آرى] كرند، لالند، كورند و تعقّل نمى ورزند» و مى فرمايد: «و برخى از آنان كسانى هستند كه به تو گوش فرا مى دهند. آيا تو كران را ـ هر چند درنيابند ـ شنوا خواهى كرد؟» و مى فرمايد: «يا گمان دارى كه بيشترشان مى شنوند يا مى انديشند؟ آنان جز مانند ستوران نيستند، بلكه گمراهترند» و مى فرمايد: «آنان به صورت دسته جمعى، جز در قريه هايى كه داراى استحكامات است، يا از پشت ديوارها با شما نخواهند جنگيد. جنگشان ميان خودشان سخت است. ايشان را متّحد مى پندارى و [لى]دل هايشان پراكنده است؛ زيرا آنان مردمانى هستند كه نمى انديشند» و مى فرمايد: «و خود را فراموش مى كنيد در حالى كه كتاب را مى خوانيد، آيا نمى انديشيد؟».