فیلترها
میزان الحکمه ج ۹
۱۶۲۹ حدیث
فیلترها1
فیلترها 1
کتاب1
موضوع
معصوم
طول حدیث
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:نِعمَ الشيءُ الفَألُ؛ الكَلِمَةُ الحَسَنةُ يَسمَعُها أحَدُكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چه خوب چيزى است فال خوب زدن؛ سخن نيكى كه فردى از شما آن را مى شنود.
۱.كنز العمّال: 28593.
عنه صلى الله عليه و آله:لا طِيَرَةَ، و خَيرُها الفَألُ؛ الكَلِمَةُ الصالِحَةُ يَسمَعُها أحَدُكُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:شومى و فال بد وجود ندارد؛ بهترين آن فال خوب است: جمله شايسته اى كه فردى از شما آن را مى شنود.
۱.كنز العمّال: 28590.
عنه صلى الله عليه و آله:لا عَدوى و لا طِيَرَةَ، و يُعجِبُنِي الفَألُ الصالِحُ، و الفَألُ الصالِحُ: الكَلِمَةُ الحَسَنةُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:واگيرى ۲ و فال بد حقيقت ندارد و من از فال خوب زدن خوشم مى آيد؛ و فال خوب زدن همان سخنِ نيكوست.
صحيح مسلم عن أبي هريرة:سمعت النبيّ صلى الله عليه و آله يقول: لا طِيَرةَ، و خَيرُها الفَألُ. قيلَ: يا رسولَ اللّهِ، و ما الفَألُ؟ قالَ: الكَلِمَةُ الصالِحَةُ يَسمَعُها أحَدُكُم. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از ابو هريره ـ: شنيدم پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى فرمايد: فال بد زدن سود و زيانى ندارد! و بهترين آن فال خوب زدن است. عرض شد: يا رسول اللّه! فال خوب زدن چيست؟ فرمود: جمله خوبى كه فردى از شما آن را مى شنود.
۱.صحيح مسلم: 4/1745/2223.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:تَفَأّلْ بالخَيرِ تَنجَحْ. ۱
امام على عليه السلام:فال خوب بزن تا كامياب شوى.
۱.غرر الحكم: 4466.
عنه عليه السلام:العَينُ حَقٌّ، و الرُّقى حَقٌّ، و السِّحرُ حَقٌّ، و الفَألُ حَقٌّ، و الطِّيَرَةُ ليسَت بحَقٍّ، و العَدوى ليسَت بِحَقٍّ ۱
امام على عليه السلام:چشم زخم حقيقت دارد، دعا و افسون حقيقت دارد، جادو حقيقت دارد و فال خوب زدن حقيقت دارد. اما فال بد و واگيرى حقيقت ندارد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 400.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:الإيمانُ قَيدُ الفَتكِ، لا يَفتِكُ مُؤمنٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:ايمان، بند (مانع) كشتن غافلگيرانه است و مؤمن غافلگيرانه نمى كُشد. ۲
کلیدواژهها کشتن غافلگیرانه
شرح نهج البلاغة:لمّا قُبِضَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله و اشتَغَلَ عليٌّ عليه السلام بغُسلِهِ و دَفنِهِ و بُويِعَ أبو بكرٍ، خلا الزُّبيرُ و أبو سُفيانَ و جَماعَةٌ مِن المُهاجِرينَ بعبّاسٍ و عليٍّ عليه السلام لإِجالَةِ الرَّأيِ، و تَكَلَّموا بكلامٍ يَقتَضي الاستِنهاضَ و التَّهييجَ، فقالَ العبّاسُ رضى الله عنه: قد سَمِعنا قَولَكُم فلا لِقلّةٍ نَستَعِينُ بكُم، و لا لِظِنَّةٍ نَترُكُ آراءَكُم، فَأمهِلُونا نُراجِعِ الفِكرَ. و اللّهِ لولا أنَّ الإسلامَ قَيَّدَ الفَتكَ لَتَدَكدَكَت جَنادِلُ صَخْرٍ يُسمَعُ اصطِكاكُها مِن المَحَلِّ العَليِّ. ۱
شرح نهج البلاغة:چون پيامبر خدا صلى الله عليه و آله رحلت فرمود و على عليه السلام مشغول غسل و كفن و دفن آن حضرت گرديد و با ابو بكر بيعت شد، زبير و ابو سفيان و گروهى از مهاجران، براى مشورت، با عباس و على عليه السلام خلوت كردند و سخنانى تحريك آميز و مهيّج گفتند. عبّاس رضى الله عنه، گفت: صحبتهاى شما را شنيديم. اما نه به دليل در اقليّت بودن از شما كمك مى گيريم و نه از روى بدگمانى نظرات شما را رها مى كنيم. پس، به ما فرصت دهيد كه بينديشيم. به خدا سوگند اگر نبود كه اسلام كشتن غافلگيرانه را جلو گرفته است، هر آينه صخره ها و تخته سنگها چنان به هم مى خوردند و متلاشى مى شدند كه صداى برهم خوردن آنها از جايگاه مرتفع شنيده مى شد.
۱.شرح نهج البلاغة: 1/218 و 219.
کلیدواژهها کشتن غافلگیرانه
بحار الأنوار عن أبي الفَرَجِ في المَقاتلـ في ذِكرِ ما جَرى على مُسلم بنِ عَقيلٍ ـ: قال هانئُ لمسلمٍ ـ: إنّي لا اُحِبُّ أن يُقتَلَ (يَعني ابنَ زيادٍ) في دارِي. فلمّا خَرَجَ مسلمٌ قالَ لَهُ شريكٌ: ما مَنَعَكَ مِن قَتلِهِ؟ قالَ: خَصلَتانِ: أمّا إحداهُما: فكَراهِيَةُ هانئٍ أن يُقتَلَ في دارِهِ، و أمّا الاُخرى: فحديثٌ حَدَّثَنيهِ الناسُ عن النبيِّ صلى الله عليه و آله: أنّ الإيمانَ قيدُ الفَتكِ، فلا يَفتِكُ مؤمنٌ، فقالَ لَهُ شريكٌ: أما و اللّهِ لو قَتَلتَهُ لَقَتَلتَ فاسِقا فاجِرا كافِرا. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از ابو الفرج اصفهانى در نقل آن چه بر مسلم بن عقيل گذشت ـ: هانى به مسلم گفت: من دوست ندارم كه او ـ ابن زياد ـ در خانه من كشته شود. وقتى مسلم [از نهانگاه]بيرون آمد، شريك به او گفت: چرا او را نكشتى؟ مسلم گفت: به دو سبب: اول اين كه هانى خوش نداشت ابن زياد در خانه او كشته شود. دوم حديثى كه مردم از پيامبر صلى الله عليه و آله برايم روايت كرده اند كه فرموده است: ايمانْ بندِ كشتنِ غافلگيرانه است و مؤمن غفلتاً نمى كشد. شريك به او گفت: هان! به خدا قسم اگر او را مى كشتى، يك نفر فاسق و فاجر و كافر را كشته بودى [نه يك مؤمن را].
۱.بحار الأنوار: 44/344.
کلیدواژهها کشتن غافلگیرانه
مثير الأحزان:خَرَجَ مسلمٌ و السَّيفُ في كَفِّهِ، و قالَ (لَهُ) شريكٌ: (يا هذا) ما مَنَعَكَ مِن الأمرِ؟ قالَ مسلمٌ: (لمّا) هَمَمتُ بالخُروجِ فَتَعَلَّقَت بي امرأةٌ قالَت: ناشَدتُكَ اللّهَ إن قَتَلتَ ابنَ زيادٍ في دارِنا! و بَكَت في وَجهي، فَرَمَيتُ السَّيفَ و جَلَستُ. قالَ هانئٌ: يا وَيلَها قَتَلَتنِي و قَتَلَت نفسَها، و الذي فَرَرتُ مِنهُ وَقَعتُ فيهِ! ۱
مثير الأحزان:[پس از رفتن ابن زياد از خانه هانى]مسلم شمشير به دست [از پشت پرده] بيرون آمد. شريك به او گفت: [اى مرد!] چرا كار را تمام نكردى؟ مسلم پاسخ داد: همين كه خواستم حمله كنم، زنى دامان مرا چسبيد و گفت: تو را به خدا ابن زياد را در خانه ما مكُش. و در برابر من گريست. من هم شمشير را انداختم و نشستم. هانى گفت: اى واى بر او، هم مرا و هم خودش را به كشتن داد. از چيزى كه مى گريختم به سرم آمد.
۱.مثير الأحزان: 31، 32.
کلیدواژهها کشتن غافلگیرانه
نهج البلاغة:الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ لمّا قامَ إلَيهِ رجُلٌ فقالَ: أخبِرْنا عنِ الفِتنَةِ، و هل سَألتَ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنها؟ ـ: إنّه لَمّا أنزَلَ اللّهُ سبحانَهُ قولَهُ: «الم * أ حَسِبَ الناسُ.» عَلِمتُ أنّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بنا و رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بينَ أظهُرِنا، فقلتُ: يا رسولَ اللّهِ، ما هذهِ الفِتنَةُ التي أخبَرَكَ اللّهُ تعالى بِها؟ فقالَ: يا عليُّ، إنّ اُمَّتِي سَيُفتَنُونَ مِن بَعدي. يا عليُّ، إنَّ القَومَ سَيُفتَنُونَ بأموالِهِم، و يَمُنُّون بِدِينِهِم على رَبِّهِم، و يَتَمَنَّونَ رَحمَتَهُ، و يَأمَنونَ سَطوَتَهُ، و يَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بالشُّبُهاتِ الكاذِبَةِ، و الأهواءِ الساهِيَةِ، فَيَستَحِلُّونَ الخَمرَ بالنَّبيذِ، و السُّحتَ
نهج البلاغة:امام على عليه السلام به مردى كه برخاست و به او گفت: اى امير مؤمنان! ما را از فتنه آگاه كن و آيا درباره آن از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيده اى؟ فرمود: چون خداوند سبحان اين آيه را فرو فرستاد: «الف، لام، ميم. آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟» دانستم كه تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ميان ما هست اين فتنه بر سر ما فرود نمى آيد. پس، گفتم: اى پيامبر خدا! اين چه فتنه اى است كه خداوند بزرگ شما را از آن خبر داده است؟ پيامبر فرمود: اى على! زودا كه امّتم بعد از من آزموده شوند. اى على! بزودى مسلمانان با اموال خود آزموده مى شوند و به خاطر دينشان بر خدا منّت مى نهند و آرزوى رحمت او را مى كنند و خود را از خشم او در امان مى دانند
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:ما لي و لِقُريشٍ؟! و اللّهِ لقد قاتَلتُهُم كافِرينَ، و لاُقاتِلَنَّهُم مَفتونينَ. ۱
امام على عليه السلام:مرا چه با قريش! به خدا سوگند كه در زمان كفرشان با آنها جنگيدم و اكنون نيز كه به فتنه و گمراهى در افتاده اند، با آنها مى جنگم.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 33.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
عنه عليه السلام في صفةِ الدنيا حينَ بِعثَةِ النبيِّ صلى الله عليه و آله ـ:أرسَلَهُ عَلى حينِ فَترَةٍ مِن الرُّسُلِ، و طُولِ هَجعَةٍ مِن الاُمَمِ، و اعتِزامٍ مِن الفِتَنِ. و الدنيا كاسِفَةُ النُّورِ. عابِسَةٌ في وَجهِ طالِبِها، ثَمَرُها الفِتنَةُ، و طَعامُها الجِيفَةُ. ۱
امام على عليه السلامـ در وصف اوضاع زمانى كه پيامبر صلى الله عليه و آله مبعوث شد ـفرمود: خداوند او را در زمانى فرستاد كه مدّتها بود پيامبرى نيامده بود و مردم در خوابى دراز به سر مى بردند و فتنه ها نيرومند شده بود. و دنيا بى فروغ شده بود. و به روى طالبِ خود رو ترش كرده بود. ميوه اش فتنه و گمراهى بود و خوراكش مُردار.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 89.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
امام على عليه السلامـ در همان باب ـفرمود: او را در زمانى برانگيخت كه مردم در وادى حيرت سرگشته بودند و راه فتنه و گمراهى مى پيمودند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 95.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
عنه عليه السلامـ في وصفِ الناسِ قبلَ البِعثَةِ بعدَ انصِرافِهِ مِن صِفِّينَ ـ: و الناسُ في فِتَنٍ انجَذَمَ (انحَذَمَ) فيها حَبلُ الدِّينِ، و تَزَعزَعَت سَواري اليَقينِ. أطاعُوا الشيطانَ فَسَلَكوا مَسالِكَهُ، و وَرَدوا مَناهِلَهُ، بهِم سارَتْ أعلامُهُ، و قامَ لِواؤهُ، في فِتَنٍ داسَتهُم بأخفافِها، و وَطِئَتهُم بأظلافِها، و قامَتْ على سَنابِكِها، فهُم فيها تائهونَ حائرونَ، جاهِلونَ مَفتونونَ. ۱
امام على عليه السلامـ در پى بازگشت از صفّين، در وصف احوال مردم روزگار پيش از بعثت پيامبر صلى الله عليه و آله ـفرمود: در آن هنگام مردم گرفتار فتنه هايى بودند كه در آنها ريسمان دين از هم گسيخته شده بود و ستونهاى يقين لرزان. از شيطان فرمان مى بردند و راههايش را مى پيمودند و از آبشخورهاى او مى نوشيدند. به يارى آنها درفشهايش همه جا در اهتزار و بيرقش برپا بود. در فتنه هايى افتاده بودند كه زير سُمهاى خويش خُردشان كرده و آنان را لگد كوب خود كرده بود. اين فتنه ها [مانند اسب سركش]بر روى پاهاى خود ايستاده بود و همگان در اين فتنه ها سرگردان و حيران و نادان و گرفتار بودند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 2.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
عنه عليه السلامـ من كتابٍ لَهُ إلى معاويةَ ـ: فاحذَرِ الشُّبهَةَ و اشتِمالَها على لُبسَتِها، فإنَّ الفِتنَةَ طالَما أغدَفَت جَلابِيبَها، و أغشَت الأبصارَ ظُلمَتُها. ۱
امام على عليه السلامـ در نامه اى به معاويه ـنوشت: از شبهه و اشتباه افكنى آن بپرهيز؛ زيرا چندى است كه فتنه پرده هاى خويش را فرو آويخته و تاريكيش ديده ها را پوشانده است.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 65.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
عنه عليه السلام:فِتَنٌ كَقِطَعِ الليلِ المُظلِمِ، لا تَقومُ لها قائمَةٌ، و لا تُرَدُّ لها رايةٌ، تَأتِيكُم مَزمومَةً مَرحولَةً، يَحفِزُها قائدُها، و يَجهَدُها راكِبُها. ۱
امام على عليه السلام:فتنه هايى چون پاره هاىِ شبِ تار، بر پا گردد كه در مقابل آن كسى قد علم نكند و پرچمى از آن باز پس رانده نشود. [همچون شتر] مهار شده و جهاز بسته، كه جلودارش آن را به شتاب وا مى دارد و سوارش آن را مى دواند، به سوى شما بيايد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة102.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:يُؤتى بالمرأةِ الحَسناءِ يَومَ القِيامَةِ التي قدِ افتُتِنَت في حُسنِها فتَقولُ: يا ربِّ، حَسَّنتَ خَلقِي حتّى لَقِيتُ ما لَقِيتُ! فيُجاءُ بمَريمَ عليها السلام فيقالُ: أنتِ أحسَنُ أو هذهِ؟ قد حَسَّنّاها فلم تُفتَتَنْ. و يُجاءُ بالرُجلِ الحَسَنِ الذي قدِ افتُتِنَ في حُسنِهِ فيقولُ: يا ربِّ، حَسَّنتَ خَلقِي حتّى لَقِيتُ مِن النِّساءِ ما لَقِيتُ! فَيُجاءُ بيُوسفَ عليه السلام فيقالُ: أنتَ أحسَنُ أو هذا؟ قد حَسَّنّاهُ فلم يُفتَتَن. و يُجاءُ بصاحِبِ البَلاءِ الذي قد أصابَتهُ الفِتنَةُ في بَلائهِ، فيقولُ: يا ربِّ، شَدَّدتَ علَيَّ البَلاءَ حتَّى افتُتِنتُ، فيُجاءُ بأيّوبَ عليه السلام فيقالُ: أ بَلِيَّتُكَ أشَدُّ أو بَلِيَّةُ هذا؟ فقدِ ابتُلِيَ فلم يُفتَتَنْ. ۱
امام صادق عليه السلام:روز قيامت زن زيبا رويى كه به سبب زيباييش فريفته و گمراه گشته است، آورده مى شود. او مى گويد: پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و در نتيجه، آن ديدم كه ديدم. در اين هنگام مريم عليه السلام را مى آورند و به آن زن گفته مى شود: تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما مفتون و گمراه نشد. [سپس]مرد زيبايى را مى آورند كه به خاطر زيباييش به فتنه و گناه كشيده شده است. او مى گويد: پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و در نتيجه، از جانب زنان آن ديدم كه ديدم. پس، يوسف عليه السلام را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود: تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما گرفتار فتنه و فساد نشد. [پس از او]شخص گرفتار و بلا زده اى را مى آورند كه بر اثر آن به فتنه و گمراهى درافتاده است. او مى گويد:
۱.بحار الأنوار: 7/285/3.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
الكافي عن مُعمَّر بنِ خَلاّدٍ:سَمِعتُ أبا الحَسَنِ عليه السلام يقولُ: «الم * أ حَسِبَ الناسُ أنْ يُتْرَكُوا أنْ يَقُولُوا آمَنّا و هُم لا يُفْتَنُونَ» ۱ ثُمّ قالَ لي: ما الفِتنَةُ؟ قلتُ: جُعِلتُ فداكَ الذي عِندَنا الفِتنَةُ في الدِّينِ، فقالَ: يُفتَنُونَ كما يُفتَنُ الذَّهبُ، ثُمّ قالَ: يُخلَصُونَ كما يُخلَصُ الذَّهبُ. ۲
الكافىـ به نقل از معمّر بن خلاّد ـ: شنيدم ابو الحسن عليه السلام مى گويد: «الف، لام، ميم.آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟». سپس به من فرمود: آزمايش چيست؟ عرض كردم: فدايت شوم، تا جايى كه ما مى دانيم آزمايش در دين است. حضرت فرمود: همچنان كه طلا گداخته و آزموده مى شود، مردم آزموده مى شوند ۳. و باز فرمود: همچنان كه طلا ناب مى شود، مردم ناب مى شوند.
کلیدواژهها فتنه و آزمایش الهی
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ لمّا قُتِلَ عُثمانُ ـ: ألا و إنّ بَلِيَّتَكُم قد عادَت كَهَيئَتِها يَومَ بَعَثَ اللّهُ نَبيَّهُ (نَبيَّكُم) صلى الله عليه و آله، و الذي بَعَثَهُ بالحَقِّ لتُبَلبَلُنَّ بَلبَلَةً، و لتُغَربَلُنَّ غَربَلَةً. حتّى يَعودَ أسفَلُكُم أعلاكُم، و أعلاكُم أسفَلَكُم، و ليَسبِقَنَّ سابِقونَ كانوا قَصَّرُوا، و ليُقصِّرَنَّ سَبّاقُونَ كانوا سَبَقُوا. ۱
امام على عليه السلامـ بعد از كشته شدن عثمان ـفرمود: هان! آزمايش و فتنه تان، همچون روزى كه خداوند، پيامبر خود صلى الله عليه و آله را برانگيخت، برگشته است. سوگند به آن كه او را به حق مبعوث كرد، هر آينه چنان درهم آميخته و چنان غربال و. شويد كه آن كه پايين است رو آيد و آن كه در زبَر است به زير در شود و پيشى جويندگانى كه عقب مانده اند پيشى گيرند و پيشى گيرندگانى كه جلو افتاده اند عقب مانند.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 16.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۱٬۶۲۹