حدیث دربارهفتنه و آزمايش الهى

نهج البلاغة:الإمامُ عليٌّ عليه السلام ـ لمّا قامَ إلَيهِ رجُلٌ فقالَ: أخبِرْنا عنِ الفِتنَةِ، و هل سَألتَ رسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله عَنها؟ ـ: إنّه لَمّا أنزَلَ اللّهُ سبحانَهُ قولَهُ: «الم * أ حَسِبَ الناسُ.» عَلِمتُ أنّ الفِتنَةَ لا تَنزِلُ بنا و رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله بينَ أظهُرِنا، فقلتُ: يا رسولَ اللّهِ، ما هذهِ الفِتنَةُ التي أخبَرَكَ اللّهُ تعالى بِها؟ فقالَ: يا عليُّ، إنّ اُمَّتِي سَيُفتَنُونَ مِن بَعدي. يا عليُّ، إنَّ القَومَ سَيُفتَنُونَ بأموالِهِم، و يَمُنُّون بِدِينِهِم على رَبِّهِم، و يَتَمَنَّونَ رَحمَتَهُ، و يَأمَنونَ سَطوَتَهُ، و يَستَحِلُّونَ حَرامَهُ بالشُّبُهاتِ الكاذِبَةِ، و الأهواءِ الساهِيَةِ، فَيَستَحِلُّونَ الخَمرَ بالنَّبيذِ، و السُّحتَ بالهَديَّةِ، و الرِّبا بالبَيعِ. قلتُ: يا رسولَ اللّهِ، فَبِأيِّ المَنازِلِ اُنزِلُهُم عندَ ذلكَ؟ أ بِمَنزِلَةِ رِدَّةٍ، أم بِمَنزِلَةِ فِتنَةٍ؟ فقالَ: بِمَنزِلَةِ فِتنَةٍ. ۱ و في نقلِ كَنزِ العُمّالِ. ثُمّ قالَ لي: يا عليُّ، إنَّكَ باقٍ بَعدِي، و مُبتَلىً بِاُمَّتي، و مُخاصِمٌ يَومَ القِيامَةِ بَينَ يَدَيِ اللّهِ تعالى فَأعدِدْ جَوابا، فقلتُ: بأبي أنتَ و اُمّي، بَيِّنْ لي ما هذهِ الفِتنَةُ التي يُبتَلونَ بها، و على ما اُجاهِدُهُم بَعدَكَ؟ فقالَ: إنّكَ ستُقاتِلُ بَعدي الناكِثَةَ، و القاسِطَةَ، و المارِقَةَ ـ و حَلاهم و سَمّاهُم رَجُلاً رجُلاً ـ ثمّ قالَ لي: و تُجاهِدُ اُمّتي على كُلِّ مَن خالَفَ القرآنَ مِمَّن يَعمَلُ في الدِّينِ بالرَّأيِ، و لا رَأيَ في الدِّينِ، إنّما هُو أمرٌ مِن الربِّ و نَهيُهُ. ۲
نهج البلاغة:امام على عليه السلام به مردى كه برخاست و به او گفت: اى امير مؤمنان! ما را از فتنه آگاه كن و آيا درباره آن از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيده اى؟ فرمود: چون خداوند سبحان اين آيه را فرو فرستاد: «الف، لام، ميم. آيا مردم پنداشتند كه تا گفتند ايمان آورديم، رها مى شوند و مورد آزمايش قرار نمى گيرند؟» دانستم كه تا پيامبر خدا صلى الله عليه و آله در ميان ما هست اين فتنه بر سر ما فرود نمى آيد. پس، گفتم: اى پيامبر خدا! اين چه فتنه اى است كه خداوند بزرگ شما را از آن خبر داده است؟ پيامبر فرمود: اى على! زودا كه امّتم بعد از من آزموده شوند. اى على! بزودى مسلمانان با اموال خود آزموده مى شوند و به خاطر دينشان بر خدا منّت مى نهند و آرزوى رحمت او را مى كنند و خود را از خشم او در امان مى دانند و با شبهه هاى دروغين و خواهشهاى نفسانىِ غفلت زا، حرام او را حلال مى گردانند. مثلاً شراب را به نام آب انگور يا آب خرما، و رشوه را به نام هديه و ربا را به نام بيع و معامله روا مى شمارند! عرض كردم: اى پيامبر خدا! در اين هنگام آنها را در چه جايگاهى قرار دهم؟ آيا در جايگاه ارتداد يا در جايگاه فتنه و آزمايش؟ فرمود: در جايگاه فتنه و آزمايش. در نقل كنز العمّال آمده است:. سپس به من فرمود: اى على! تو بعد از من زنده مى مانى و به امّتم مبتلا مى شوى و روز قيامت در پيشگاه خداوند متعال براى مخاصمه مى ايستى. پس، جوابى آماده كن. عرض كردم: پدر و مادرم فدايت باد! برايم توضيح دهيد اين فتنه اى كه مسلمانان به آن مبتلا مى شوند، چيست و بعد از شما بر چه اساسى با آنها بجنگم. فرمود: بزودى بعد از من با ناكثين و قاسطين و مارقين مى جنگى. پيامبر نام و نشان يكايك آنها را به من گفت. سپس فرمود: توبا هر كس از امّت من كه با قرآن مخالفت ورزد و در دين رأى و نظر خود را به كار زند جهاد مى كنى؛ چرا كه در دين رأى و نظر [شخصى]نيست بلكه دين تنها امر و نهى پروردگار است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 156.
۲.كنز العمّال: 44216.
کلیدواژه‌ها فتنه و آزمایش الهی

احادیث دیگر این موضوع

۸
امام صادق عليه السلام:روز قيامت زن زيبا رويى كه به سبب زيباييش فريفته و گمراه گشته است، آورده مى شود. او مى گويد: پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و در نتيجه، آن ديدم كه ديدم. در اين هنگام مريم عليه السلام را مى آورند و به آن زن گفته مى شود: تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما مفتون و گمراه نشد. [سپس]مرد زيبايى را مى آورند كه به خاطر زيباييش به فتنه و گناه كشيده شده است. او مى گويد: پروردگارا! مرا زيبا آفريدى و در نتيجه، از جانب زنان آن ديدم كه ديدم. پس، يوسف عليه السلام را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود: تو زيباترى يا اين؟ ما او را هم زيبا آفريديم، اما گرفتار فتنه و فساد نشد. [پس از او]شخص گرفتار و بلا زده اى را مى آورند كه بر اثر آن به فتنه و گمراهى درافتاده است. او مى گويد: پروردگارا! مرا به سختى گرفتار و مبتلا كردى تا اين كه به فتنه و تباهى درافتادم. پس ايّوب عليه السلام را مى آورند و به آن مرد گفته مى شود: آيا رنج و بلاى تو سخت تر بود يا رنج و بلاى اين؟ او هم به رنج و بلا درافتاد اما دستخوش فتنه و تباهى نشد.