وسوسه
9 حدیث
الإمام عليّ عليه السلامـ مِن خُطبَةٍ لَهُ يَذُمُّ فيها أتباعَ الشَّيطانِـ: اِتَّخَذُوا الشَّيطانَ لِأَمرِهِم مِلاكًا، واتَّخَذَهُم لَهُ أشراكًا، فَباضَ وفَرَّخَ في صُدورِهِم، ودَبَّ ودَرَجَ في حُجورِهِم، فَنَظَرَ بِأَعيُنِهِم، ونَطَقَ بِأَلسِنَتِهِم، فَرَكِبَ بِهِمُ الزَّلَلَ، وزَيَّنَ لَهُمُ الخَطَلَ، فِعلَ مَن قَد شَرِكَهُ الشَّيطانُ في سُلطانِهِ، ونَطَقَ بِالباطِلِ عَلى لِسانِهِ ۱.
امام على عليه السلامـ در خطبه اى كه در آن پيروان شيطان را نكوهش مى كندـ: شيطان را اساس كار خود ساختند و او آنها را شريك خود قرار داد، پس در سينه هاشان جاى گرفت و در دامنشان پرورش يافت، پس آنچه مى ديدند شيطان بديشان مى نمود، و آنچه مى گفتند سخن او بود. به راه خطاشان برد و زشت را در ديده آنان آراست. همچون كار آنكه كارگزار شيطان گشته و شيطان بر زبان او باطل رانده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 7.
عنه عليه السلام:اِحذَروا عَدُوًّا نَفَذَ فِي الصُّدورِ خَفِيًّا، ونَفَثَ فِي الآذانِ نَجِيًّا ۱.
امام على عليه السلام:از دشمنى كه در سينه ها مخفيانه رخنه مى كند و در گوشها آهسته مى دمد، بپرهيزيد.
۱.غرر الحكم: 2623.
عنه عليه السلام:الشَّيطانُ مُوَكَّلٌ بِهِ [أي العَبد]، يُزَيِّنُ لَهُ المَعصِيَةَ لِيَركَبَها، ويُمَنّيهِ التَّوبَةَ لِيُسَوِّفَها ۱.
امام على عليه السلام:شيطان موكّل او شده است. معصيت را برايش مى آرايد تا انجام دهد و توبه را اميد مى دهد، تا به تأخير اندازد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 64.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ مِن دُعائِهِ فِي الشُّكرِـ: فَلَولا أنَّ الشَّيطانَ يَختَدِعُهُم عَن طاعَتِكَ ما عَصاكَ عاصٍ، ولَولا أنَّهُ صَوَّرَ لَهُمُ الباطِلَ في مِثالِ الحَقِّ ما ضَلَّ عَن طَريقِكَ ضالٌّ ۱.
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى سپاسگزارى وىـ: پس اگر شيطان به آنان در فرمان بردارى تو نيرنگ نزده بود، هيچ عصيانگرى از تو سرپيچى نمى كرد و اگر برايشان باطل را به نقش حقّ جلوه نمى داد، هيچ گمراهى از راه تو گمراه نمى شد.
۱.الصحيفة السجّادية: 144 / الدعاء 37.
رُوِيَأنَّ رَجُلاً قالَ لِلحُسَينِ بنِ عَلِيِّ بنِ أبي طالِبٍ عليهم السلام: اِجلِس حَتّى نَتَناظَرَ فِي الدّينِ، فَقالَ: يا هذا أ نَا بَصيرٌ بِديني مَكشوفٌ عَلَيَّ هُدايَ، فَإِن كُنتَ جاهِلاً بِدينِكَ فَاذهَب فَاطلُبهُ، ما لي ولِلمُماراةِ؟ وإنَّ الشَّيطانَ لَيُوَسوِسُ لِلرَّجُلِ ويُناجيهِ ويَقولُ: ناظِرِ النّاسَ لِئَلاّ يَظُنّوا بِكَ العَجزَ والجَهلَ ۱.
روايت شدهكه مردى به امام حسين عليه السلام گفت: بنشين تا در دين مناظره كنيم. امام حسين عليه السلام فرمود: اى فلان! من به دين خود بينايم و راه بر من آشكار است. اگر تو به دينت نادانى، برو و آن را بجوى. من و ستيزه را چكار؟ شيطان انسان را وسوسه مى كند و به نجوا مى گويد: با مردم مناظره كن، تا گمان ناتوانى و نادانى به تو نبرند.
۱.منية المريد: 171.
الإمام الصادق عليه السلامـ فِي احتِجاجِهِ عَلى زِنديقٍ قالَ لَهُ: أفَمِن حِكمَتِهِ أن جَعَلَ لِنَفسِهِ عَدُوًّا، وقَد كانَ ولا عَدُوَّ لَهُ، فَخَلَقَـ كَما زَعَمتَ ـ «إبليسَ» فَسَلَّطَهُ عَلى عَبيدِهِ يَدعوهُم إلى خِلافِ طاعَتِهِ، ويَأمُرُهُم بِمَعصِيَتِهِ، وجَعَلَ لَهُ مِنَ القُوَّةِ، كَما زَعَمتَ، يَصِلُ بِلُطفِ الحيلَةِ إلى قُلوبِهِم، فَيُوَسوِسُ إلَيهِم فَيُشَكِّكُهُم في رَبِّهِم، ويُلَبِّسُ عَلَيهِم دينَهُم، فَيُزيلُهُم عَن مَعرِفَتِهِ، حَتّى أنكَرَ قَومٌ لَمّا وَسوَسَ إلَيهِم رُبوبِيَّتَهُ وعَبَدوا سِواهُ، فَلِمَ سَلَّطَ عَدُوَّهُ عَلى عَبيدِهِ، وجَعَلَ لَهُ السَّبيلَ إلى إغوائِهِم؟! ـ: قالَ عليه السلام: إنَّ هذَا العَدُوَّ الَّذي ذَكَرتَ لا تَضُرُّهُ عَداوَتُهُ، ولا تَنفَعُهُ
امام صادق عليه السلامـ در احتجاج با زنديقى كه گفته بود:آيا از حكمت خداست كه براى خود دشمنى گماشته و حال آنكه خدا بود و دشمن نداشت، پس آنگونه كه مى پندارى، ابليس را آفريد و بر بندگانش مسلّط كرد، تا آنان را به خلاف اطاعتش بخواند و به معصيتش فرمان دهد و براى وى آن نيرويى قرار دهد كه مى پنداريد. با نيرنگ و حيله به دلهاى ايشان راه مى يابد و ايشان را وسوسه مى كند، تا در پروردگارشان ترديد كنند و دينشان را برايشان مشتبه سازد، تا شناخت خدا را از ايشان بگيرد؛ تا آنجا كه گروهى به سبب وسوسه او، ربوبيّت خدا را منكر شدند و جز او را پرستيدند. پس چرا دشمنش را بر بندگانش مسلّط كرده و راه گمراه ساختن آنان را براى او باز گذاشته است؟
[حضرت] فرمود: اين دشمنى كه گفتى، دشمنى اش به خدا زيان نمى رساند ودوستى اش
۱.الاحتجاج: 2 / 217.
الإمام زين العابدين عليه السلام:إلهي أشكو إلَيكَ عَدُوًّا يُضِلُّني، وشَيطانًا يُغويني، قَد مَلَأَ بِالوَسواسِ صَدري، وأحاطَت هَواجِسُهُ بِقَلبي، يُعاضِدُ لِيَ الهَوى، ويُزَيِّنُ لي حُبَّ الدُّنيا، ويَحولُ بَيني وبَينَ الطّاعَةِ والزُّلفى ۱.
امام زين العابدين عليه السلام:خداى من! از دشمنى پيش تو شكوه مى كنم كه مرا به بيراهه مى كشاند و از شيطانى كه گمراهم مى كند، سينه ام را از وسواس آكنده و دمدمه هاى او دلم را احاطه كرده است. هوسم را پشتيبانى مى كند و محبّت دنيا را برايم مى آرايد و ميان من و فرمان بردارى و نزديكى به تو جدايى مى اندازد.
۱.الصحيفة السجّاديّة الجامعة: 403 / الدعاء 183، البحار: 94 / 143 نقلاً عن بعض كتب الأصحاب.
هارونُ بنُ خارِجَةَ عَن أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام:قُلتُ لَهُ: إنّي أفرَحُ مِن غَيرِ فَرَحٍ أراهُ في نَفسي ولا في مالي ولا في صَديقي، وأحزَنُ مِن غَيرِ حُزنٍ أراهُ في نَفسي ولا في مالي ولا في صَديقي؟ قالَ: نَعَم، إنَّ الشَّيطانَ يَلُمُّ بِالقَلبِ فَيَقولُ: لَو كانَ لَكَ عِندَ اللّهِ خَيرًا ما أراكَ عَلَيكَ عَدُوَّكَ، ولا جَعَلَ بِكَ إلَيهِ حاجَةً، هَل تَنتَظِرُ إلاّ مِثلَ الَّذِي انتَظَرَ الَّذينَ مِن قَبلِكَ فَهَل قالوا شَيئًا؟ فَذاكَ الَّذي يَحزَنُ مِن غَيرِ حُزنٍ. وأمَّا الفَرَحُ فَإِنَّ المَلَكَ يَلُمُّ بِالقَلبِ فَيَقولُ: إن كانَ اللّهُ أراكَ عَلَيكَ عَدُوَّكَ وجَعَلَ بِكَ إلَيهِ حاجَةً، فَإِنَّما هِيَ أيّامٌ قَلائِلُ أبشِر بِمَغفِرَةٍ مِنَ اللّهِ وفَضلٍ. وهُوَ قَولُ اللّهِ:
هارون بن خارجه:به امام صادق عليه السلام عرض كردم كه من شاد مى شوم بى آنكه در خود و يا دارايى و يا دوستم سببى بيابم و غمگين مى شوم بى آنكه غمى
در خود و دارايى و دوستم ببينم. فرمود: آرى شيطان در دل مى دمد و مى گويد: «اگر نزد خدا خيرى داشتى، دشمنت را به رخ تو نمى كشيد و تو را نيازمند او نمى كرد. جز اين است كه چشم به راه همان چيزى هستى كه پيش از تو، انتظار مى كشيدند. آيا آنها چيزى گفتند؟» پس اين همان غم بى سبب است و امّا شادى، فرشته در دل مى دمد و مى گويد: اگر خداوند دشمنت را به رخ تو كشيده و نيازت را به او قرار داده، جز روزگارى اندك نباشد. مژده باد مغفرت الهى و فضل او و اين همان گفته خداوند است: «شيطان شما را از نادارى مى ترساند و به زشتى فرمان مى دهد و خداوند به شما وعده آمرزش و فضل مى دهد.»
۱.تفسير العيّاشي: 1 / 150 / 495.
الإمام الصادق عليه السلام:إنَّ اللّهَ إذا أرادَ بِعَبدٍ خَيرًا نَكَتَ في قَلبِهِ نُكتَةً بَيضاءَ، وفَتَحَ مَسامِعَ قَلبِهِ، ووَكَّلَ بِهِ مَلَكًا يُسَدِّدُهُ، وإذا أرادَ بِعَبدٍ سوءًا نَكَتَ في قَلبِهِ نُكتَةً سَوداءَ وشَدَّ عَلَيهِ مَسامِعَ قَلبِهِ، ووَكَّلَ بِهِ شَيطانًا يُضِلُّهُ. ثُمَّ تَلا هذِهِ الآيَةَ: «فَمَن يُرِدِ اللّهُ أن يَهدِيَهُ يَشرَح صَدرَهُ لِلإِسلامِ و مَن يُرِد أن يُضِلَّهُ يَجعَل صَدرَهُ ضَيِّقًا حَرَجًا» الآية ۱۲.
امام صادق عليه السلام:هرگاه خداوند خير بنده اى را بخواهد، نقطه سپيدى در دلش نقش مى زند و گوشهاى دلش را مى گشايد و فرشته اى را بر او مى گمارد، تا او را استوار بدارد و اگر بدى بنده اى را بخواهد، نقطه سياهى در دلش رسم مى كند و گوشهاى دلش را مى بندد و شيطانى را بر او مى گمارد تا گمراهش كند. سپس [حضرت] اين آيه را تلاوت كرد. «پس كسى را كه خدا بخواهد به راه آورد، دلش را پذيراى اسلام مى كند و هر كس را بخواهد گمراه كند، دلش را سخت تنگ گرداند» .