حدیث دربارهوسوسه

الإمام الصادق عليه السلامـ فِي احتِجاجِهِ عَلى زِنديقٍ قالَ لَهُ: أفَمِن حِكمَتِهِ أن جَعَلَ لِنَفسِهِ عَدُوًّا، وقَد كانَ ولا عَدُوَّ لَهُ، فَخَلَقَـ كَما زَعَمتَ ـ «إبليسَ» فَسَلَّطَهُ عَلى عَبيدِهِ يَدعوهُم إلى خِلافِ طاعَتِهِ، ويَأمُرُهُم بِمَعصِيَتِهِ، وجَعَلَ لَهُ مِنَ القُوَّةِ، كَما زَعَمتَ، يَصِلُ بِلُطفِ الحيلَةِ إلى قُلوبِهِم، فَيُوَسوِسُ إلَيهِم فَيُشَكِّكُهُم في رَبِّهِم، ويُلَبِّسُ عَلَيهِم دينَهُم، فَيُزيلُهُم عَن مَعرِفَتِهِ، حَتّى أنكَرَ قَومٌ لَمّا وَسوَسَ إلَيهِم رُبوبِيَّتَهُ وعَبَدوا سِواهُ، فَلِمَ سَلَّطَ عَدُوَّهُ عَلى عَبيدِهِ، وجَعَلَ لَهُ السَّبيلَ إلى إغوائِهِم؟! ـ: قالَ عليه السلام: إنَّ هذَا العَدُوَّ الَّذي ذَكَرتَ لا تَضُرُّهُ عَداوَتُهُ، ولا تَنفَعُهُ وَلايَتُهُ. وعَداوَتُهُ لا تَنقُصُ مِن مُلكِهِ شَيئًا، ووَلايَتُهُ لا تَزيدُ فيهِ شَيئًا، وإنَّما يُتَّقَى العَدُوُّ إذا كانَ في قُوَّةٍ يَضُرُّ ويَنفَعُ، إن هَمَّ بِمُلكٍ أخَذَهُ، أو بِسُلطانٍ قَهَرَهُ. فَأَمّا إبليسُ فَعَبدٌ، خَلَقَهُ لِيَعبُدَهُ ويُوَحِّدَهُ، وقَد عَلِمَ حينَ خَلَقَهُ ما هُوَ وإلى ما يَصيرُ إلَيهِ، فَلَم يَزَل يَعبُدُهُ مَعَ مَلائِكَتِهِ حَتَّى امتَحَنَهُ بِسُجودِ آدَمَ، فَامتَنَعَ مِن ذلِكَ حَسَدًا، وشَقاوَةً غَلَبَت عَلَيهِ، فَلَعَنَهُ عِندَ ذلِكَ، وأخرَجَهُ عَن صُفوفِ المَلائِكَةِ، وأنزَلَهُ إلَى الأَرضِ مَلعونًا مَدحورًا، فَصارَ عَدُوَّ آدَمَ ووُلدِهِ بِذلِكَ السَّبَبِ، وما لَهُ مِنَ السَّلطَنَةِ عَلى وُلدِهِ إلاَّ الوَسوَسَةُ، والدُّعاءُ إلى غَيرِ السَّبيلِ، وقَد أقَرَّ مَعَ مَعصِيَتِهِ لِرَبِّهِ بِرُبوبِيَّتِهِ ۱.
امام صادق عليه السلامـ در احتجاج با زنديقى كه گفته بود:آيا از حكمت خداست كه براى خود دشمنى گماشته و حال آنكه خدا بود و دشمن نداشت، پس آنگونه كه مى پندارى، ابليس را آفريد و بر بندگانش مسلّط كرد، تا آنان را به خلاف اطاعتش بخواند و به معصيتش فرمان دهد و براى وى آن نيرويى قرار دهد كه مى پنداريد. با نيرنگ و حيله به دلهاى ايشان راه مى يابد و ايشان را وسوسه مى كند، تا در پروردگارشان ترديد كنند و دينشان را برايشان مشتبه سازد، تا شناخت خدا را از ايشان بگيرد؛ تا آنجا كه گروهى به سبب وسوسه او، ربوبيّت خدا را منكر شدند و جز او را پرستيدند. پس چرا دشمنش را بر بندگانش مسلّط كرده و راه گمراه ساختن آنان را براى او باز گذاشته است؟ [حضرت] فرمود: اين دشمنى كه گفتى، دشمنى اش به خدا زيان نمى رساند ودوستى اش او را بهره اى نمى دهد. دشمنى اش از ملك او چيزى نمى كاهد و دوستى اش در آن چيزى نمى افزايد. تنها از دشمنى پرهيز مى شود كه قدرت زيان و سود رساندن دارد و اگر قصد ملكى كند [مى تواند] بگيرد يا قصد سلطانى كند او را مقهور سازد، ولى ابليس خود بنده است. خدا او را آفريد تا بندگيش كند و او را به وحدانيت بستايد و خدا از همان هنگام آفرينش وى مى دانست كه او چيست و كارش به كجا مى انجامد. پس همواره خدا را همراه با فرشتگان عبادت كرد، تا آنكه خداوند با سجده در برابر آدم او را آزمايش كرد و او از روى حسد و چيرگى شقاوتش خوددارى كرد، پس اين هنگام خدا لعنتش كرد و او را از صف فرشتگان بيرون كرد و ملعون و مطرود به زمين فرو آورد و به همين سبب دشمن آدم و فرزندانش شد و هيچ تسلّطى بر فرزندان آدم ندارد، جز وسوسه و دعوت به بيراهه و با وجود سرپيچى اش، اقرار به ربوبيّت پروردگارش دارد.
۱.الاحتجاج: 2 / 217.

احادیث دیگر این موضوع

۸