تفسير مرگ
12 حدیث
عنه عليه السلام:ما أقرَبَ الحَيَّ مِن المَيِّتِ لِلَحاقِهِ بهِ، ما أبعَدَ المَيِّتَ مِن الحَيِّ لانقِطاعِهِ عَنهُ! ۱
امام على عليه السلام:چه نزديك است زنده به مرده، چون به او مى پيوندد. چه دور است مرده از زنده زيرا كه از او جدا و بريده است!
۱.غرر الحكم: 9598 و 9599.
الإمامُ عليٌّ عليه السلامـ و قد سُئلَ عن تفسيرِ المَوتِ ـ: علَى الخَبيرِ سَقَطتُم، هُو أحَدُ ثلاثةِ اُمورٍ يَرِدُ علَيهِ: إمّا بِشارةٌ بنَعيمِ الأبَدِ، و إمّا بِشارةٌ بعَذابِ الأبدِ، و إمّا تَحزينٌ و تَهويلٌ و أمرٌ(ه) مُبهَمٌ، لا يَدري مِن أيِّ الفِرَقِ هُو. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از تفسير مرگ ـفرمود: نزد شخص آگاهى آمديد. مرگ يكى از سه امر است كه بر انسان وارد مى شود: يا بشارتى است به نعمت جاويدان، يا خبرى است از عذاب هميشگى و يا مايه اندوه و هراس و كارش در بوته ابهام است؛ نمى داند كه در زمره كدام دسته مى باشد.
۱.معاني الأخبار: 288/2.
الإمامُ الحسنُ عليه السلامـ أيضا ـ: أعظَمُ سُرورٍ يَرِدُ علَى المؤمنينَ إذ نُقِلوا عن دارِ النَّكَدِ إلى نَعيمِ الأبَدِ، و أعظَمُ ثُبورٍ يَرِدُ علَى الكافِرينَ إذ نُقِلوا عَن جَنّتِهِم إلى نارٍ لا تَبيدُ و لا تَنفَدُ. ۱
امام حسن عليه السلامـ نيز در پاسخ به همين پرسش ـفرمود: بزرگترين شادى اى است كه به مؤمنان مى رسد؛ زيرا از سراى رنج و بدبختى به نعمت جاويدان منتقل مى شوند و بزرگترين هلاكتى است كه بر كافران در مى رسد؛ زيرا از بهشتشان [در دنياى پُر ناز و نعمت] به سوى آتشى برده مى شوند كه از ميان نمى رود و به پايان نمى رسد.
۱.معاني الأخبار: 288/3.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:لَمّا اشتَدَّ الأمرُ بالحُسينِ بنِ عليِّ بنِ أبي طالبٍ عليهما السلام نَظَرَ إلَيهِ مَن كانَ مَعهُ فإذا هُو بخِلافِهِم؛ لأنّهُم كُلّما اشتَدَّ الأمرُ تَغيَّرَت ألوانُهُم و ارتَعدَت فَرائصُهُم و وجَبَت قُلوبُهُم؛ و كانَ الحُسينُ عليه السلام و بعضُ مَن مَعهُ مِن خَصائصهِ تُشرِقُ ألوانُهُم و تَهدَأُ جَوارِحُهُم و تَسكُنُ نُفوسُهُم. فقالَ بَعضُهم لبَعضٍ: اُنظُروا، لا يُبالي بالمَوتِ! فقالَ لَهُمُ الحُسينُ عليه السلام: صَبرا بَني الكِرامِ! فما المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ و الضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ و النَّعيمِ الدّائمَةِ، فأيُّكُم يَكرَهُ أن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ؟! ۱
امام زين العابدين عليه السلام:چون كار بر حسين بن على بن ابى طالب عليهما السلام سخت شد، همراهيان حضرت به او نگريستند و ديدند حالتش برخلاف آنهاست؛ چه آنكه آنها هرگاه كار بالا مى گرفت رنگشان بر مى گشت و بدن هايشان مى لرزيد و دل هايشان به تپش مى افتاد، امّا حسين عليه السلام و برخى از همراهان خاصّ او رنگهايشان برافروخته مى شد و اندام هايشان آرام و جان هايشان آرامش مى يافت. پس، آنان به يكديگر مى گفتند: نگاه كنيد، از مرگ پروايى ندارد! حسين عليه السلام به ايشان فرمود: صبور باشيد، اى بزرگ زادگان! زيرا مرگ جز پلى كه شما را از رنج و بدبختى به سوى بهشت هاى پر گستره و نعمت جاويدان عبور مى دهد، نيست. كدام يك از شما خوش ندارد كه از زندانى به قصرى برده شود؟!
۱.معاني الأخبار: 288/3.
عنه عليه السلامـ لمّا سُئلَ عنِ المَوتِ ـ: لِلمؤمنِ كنَزعِ ثِيابٍ وَسِخَةٍ قَمِلَةٍ، و فَكِّ قُيودٍ و أغلالٍ ثَقيلَةٍ، و الاستِبدالِ بأفخَرِ الثِّيابِ و أطيَبِها رَوائحَ، و أوطَأَ المَراكِبِ، و آنَسِ المَنازِلِ؛ و للكافِرِ كخَلعِ ثِيابٍ فاخِرَةٍ، و النَّقلِ عن مَنازِلَ أنيسَةٍ، و الاستِبدالِ بأوسَخِ الثِّيابِ و أخشَنِها، و أوحَشِ المَنازِلِ، و أعظَمِ العَذابِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در پاسخ به اين پرسش كه مرگ چيست؟ ـفرمود: براى مؤمن چون بركندن جامه هايى چركين و شپشى از تن است و از هم گسستن كُند و زنجيرهاى گرانبار و جايگزين كردن فاخرترين و خوش بوترين جامه ها و راهوارترين مركب ها و امن ترين منزل ها. و براى كافر به منزله بركندن جامه هايى فاخر از تن و منتقل شدن از منزل هايى امن و جايگزين كردن آنها به كثيف ترين و خشن ترين جامه ها و وحشتناك ترين منزل ها و بزرگترين عذاب است.
۱.معاني الأخبار: 289/4.
عيون أخبار الرِّضا:قال الإمامُ الصّادقُ عليه السلام ـ أيضا ـ: للمؤمنِ كأطيَبِ رِيحٍ يَشمُّهُ فيَنعَسُ لِطيبِهِ و يَنقَطِعُ التَّعَبُ و الألَمُ كلُّهُ عنهُ، و للكافِرِ كلَسعِ الأفاعي و لَدغِ العَقارِبِ و أشَدَّ!
قيلَ: فإنّ قَوما يقولونَ: إنّهُ أشَدُّ مِن نَشرٍ بالمَناشيرِ، و قَرضٍ بالمَقاريضِ، و رَضخٍ بالأحجارِ، و تَدويرِ قُطبِ الأرحِيَةِ علَى الأحداقِ! ۱ قالَ: كذلكَ هُو على بعضِ الكافِرينَ و الفاجِرينَ. ۲
عيون أخبار الرضا:امام صادق عليه السلام ـ در پاسخ به همين پرسش ـ فرمود: براى مؤمن مانند خوشترين بويى است كه استشمام مى كند و از بوى خوش آن خوابش مى برد و رنج و درد بكلّى از او برطرف مى شود و براى كافر همچون گزش مارها و نيش عقربهاست و [بلكه]دردناكتر!
عرض شد: عدّه اى مى گويند كه مرگ دردناكتر از ارّه شدن و قيچى گشتن و خرد شدن با سنگها و به چرخش در آوردن ستونه آهنى آسيا بر تخم چشم است! حضرت فرمود: براى بعضى از كافران و گنهكاران همين گونه است.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلامـ لَمّا دَخَلَ على رجُلٍ قد غَرِقَ في سَكَراتِ المَوتِ ـ: المَوتُ هُو المَصْفاةُ يُصَفّي المؤمنينَ مِن ذُنوبِهِم فيكونُ آخِرُ ألَمٍ يُصيبُهُم كَفّارَةَ آخِرِ وِزرٍ بَقِيَ علَيهِم، و يُصَفّي الكافِرينَ مِن حَسَناتِهِم فيكونُ آخِرَ لَذّةٍ أو راحَةٍ تَلحَقُهُم، و هُو آخِرُ ثَوابِ حسَنَةٍ تكونُ لَهُم. ۱
امام كاظم عليه السلامـ وقتى نزد مردى رفت كه در سكرات مرگ فرو رفته بود ـفرمود: مرگ صافى اى است كه مؤمنان را از گناهانشان صاف مى كند و آخرين دردى است كه به عنوان كفّاره آخرين گناهى كه در وجودشان مى باشد به آنها مى رسد و كافران را نيز از حسناتشان صاف مى سازد و آخرين خوشى يا آسايشى است كه به عنوان آخرين پاداش حسنه اى كه دارند، به ايشان مى رسد.
۱.معاني الأخبار: 289/6.
الإمامُ الجوادُ عليه السلام:مَرِضَ رجلٌ من أصحاب الرِّضا عليه السلام فَعادَهُ، فقالَ: كيفَ تَجِدُكَ؟ قالَ: لَقِيتُ المَوتَ بَعدَكَ! ـ يُريدُ ما لَقِيَهُ مِن شِدَّةِ مَرَضِهِ ـ فقالَ: كيفَ لَقِيتَهُ؟ فقالَ: أليما شَديدا، فقالَ: ما لَقِيتَهُ، إنّما لَقِيتَ ما يُنذِرُكَ بهِ و يُعرِّفُكَ بعضَ حالِهِ. ۱
امام جواد عليه السلام:يكى از اصحاب امام رضا عليه السلام بيمار شد حضرت از او عيادت نمود و فرمود: حالت چگونه است؟ عرض كرد: بعد از [رفتن]شما، مرگ را ديدم! ـ منظورش درد و رنجى بود كه از شدّت بيماريش مى كشيد ـ حضرت فرمود: آن را چگونه ديدى؟ عرض كرد: سخت و دردناك. فرمود: تو مرگ را نديده اى، بلكه هشدار دهنده مرگ و چيزى را ديده اى كه پاره اى احوال آن را به تو مى شناساند.
۱.معاني الأخبار: 289/7.
عنه عليه السلامـ لمّا سُئل عن المَوتِ ـ: هُو النَّومُ الّذي يأتيكُم كُلَّ ليلَةٍ إلاّ أنّهُ طويلٌ مُدَّتُهُ لا يُنتَبَهُ مِنهُ إلاّ يَومَ القيامَةِ، فمَن رأى في نَومِهِ من أصنافِ الفَرَحِ ما لا يُقادِرُ قَدرَهُ، و مِن أصنافِ الأهوالِ ما لا يُقادِرُ قَدرَهُ، فكيفَ حالُ فَرِحٍ في النَّومِ و وَجِلٍ فيهِ؟ هذا هُو المَوتُ، فاستَعِدُّوا لَهُ. ۱
امام جواد عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از مرگ ـفرمود: همان خوابى است كه هر شب به سراغ شما مى آيد، جز اينكه مدتش طولانى است و انسان از اين خواب بيدار نمى شود مگر در روز رستاخيز. پس، مرده كسى است كه در خواب خود انواع شادى هاى بى شمار و انواع ترس و وحشت هايى كه قادر به شمارش آنها نيست مى بيند. حال [بنگر]چگونه است حال آنكه در خواب شاد است و آنكه در آن دچار ترس و هراس است؟ اين است مرگ؛ پس خود را براى آن آماده سازيد.
۱.معاني الأخبار: 289/5.
الإمامُ الهاديُّ عليه السلام:قيلَ لمُحمّد بن عَليِّ بن موسى عليهم السلام: ما بالُ هؤلاءِ المُسلمينَ يَكرَهونَ الموتَ؟ قالَ: لأنّهُم جَهِلوهُ فكَرِهوهُ، و لو عَرَفوهُ و كانوا مِن أولياءِ اللّهِ عَزَّ و جلَّ لأحَبُّوهُ، و لَعلِموا أنّ الآخِرَةَ خَيرٌ لَهُم مِن الدّنيا. ثُمّ قالَ عليه السلام: يا أبا عبدِ اللّهِ، ما بالُ الصَّبيِّ و المَجنونِ يَمتَنِعُ مِن الدَّواءِ المُنَقّي لبَدَنِهِ و النّافي للألَمِ عنهُ؟ قالَ: لجَهلِهِم بنَفعِ الدَّواءِ. قالَ: و الّذي بَعَثَ محمّدا بالحَقِّ نبيّا إنّ مَنِ استَعدَّ للمَوتِ حَقَّ الاستِعدادِ فهُو أنفَعُ لَهُ مِن هذا الدَّواءِ لهذا المُتعالِجِ، أما إنّهُم لَو عَرَفوا ما يُؤدّي إلَيهِ المَوتُ من النّعيمِ لاستَدعَوهُ و أحَبُّوهُ أشَدَّ ما يَستَدعي العاقِلُ
امام هادى عليه السلام:از امام جواد عليه السلام سؤال شد به نظر شما چرا مسلمانان مرگ را ناخوش دارند؟ حضرت فرمود: زيرا مردم مرگ را نمى شناسند و از اين رو آن را ناخوش مى دارند؛ در صورتى كه اگر مرگ را مى شناختند و از اولياى خداوند عزّ و جلّ بودند، بى گمان آن را دوست مى داشتند و مى فهميدند كه آخرت براى آنها بهتر از دنياست. حضرت سپس فرمود: اى ابو عبد اللّه! به چه دليل كودك و ديوانه از خوردن دارو كه بدنشان را سالم مى كند و دردشان را برطرف مى سازد خوددارى مى ورزند؟ عرض كرد: چون سودمندى دارو را نمى دانند. حضرت فرمود: سوگند به آنكه محمّد را به حق پيامبر كرد، هر كس خودش را براى مرگ چنان كه بايد و شايد آماده گرداند، سودمندى مرگ براى او بيشتر از سودمندى اين دارو براى اين شخص تحت درمان است. بدان كه اگر
۱.معاني الأخبار: 290/8.
الإمامُ العسكريُّ عليه السلام:دَخَلَ عليُّ بن محمّدٍ عليهما السلام على مَريضٍ من أصحابهِ و هو يَبكي و يَجزَعُ من المَوتِ، فقالَ لَهُ: يا عبدَ اللّهِ، تَخافُ من المَوتِ لأنّكَ لا تَعرِفُهُ، أ رأيتُكَ إذا اتَّسَختَ و تَقَذّرتَ و تَأذَّيتَ مِن كَثرَةِ القَذَرِ و الوَسَخِ علَيكَ و أصابَكَ قُروحٌ و جَرَبٌ و عَلِمتَ أنّ الغَسلَ في حَمّامٍ يُزيلُ ذلكَ كلَّهُ أ ما تُريدُ أن تَدخُلَهُ فَتَغسِلَ ذلكَ عنكَ؟ أ وَ ما تَكرَهُ أن لا تَدخُلَهُ فيَبقى ذلكَ علَيكَ؟ قالَ: بلى يَا بنَ رسولِ اللّهِ. قالَ: فذاكَ المَوتُ هو ذلكَ الحَمّامُ، و هو آخِرُ ما بقِيَ علَيكَ مِن تَمحيصِ ذُنوبِكَ و تَنقِيَتِكَ مِن سَيّئاتِكَ، فإذا أنتَ وَرَدتَ علَيهِ و جاوَزتَهُ فقد نَجَوتَ مِن كُلِّ غَمٍّ و هَمٍّ و أذىً، و وصَلتَ إلى
امام عسكرى عليه السلام:على بن محمّد (امام هادى) عليهما السلام نزد يكى از اصحاب خود كه بيمار بود رفت. او مى گريست و از مردن بيتابى مى كرد. حضرت به او فرمود: اى بنده خدا! تو از مرگ مى ترسى چون آن را نمى شناسى. اگر بدن تو چندان كثيف و چركين شود كه از شدّت چرك و كثافت، آزرده شوى و بدنت پر از زخم شود و گال بگيرى و بدانى كه اگر در حمّامى خودت را بشويى همه آنها از بين مى رود، آيا دوست ندارى به آن حمّام بروى و چرك و كثافت ها را از خودت بشويى؟ يا دوست دارى حمّام نروى و به همان حال باقى بمانى؟ عرض كرد: چرا، يا بن رسول اللّه [دوست دارم حمّام بروم]. فرمود: اين مرگ همان حمّام است و آخرين گناهان و بدى هاى وجود تو را پاك و تميز مى كند. پس، هرگاه وارد آن [حمّام روح]شدى و از آن گذشتى از هر گونه غم و اندوه و
۱.معاني الأخبار: 290/9.
عنه عليه السلامـ لمّا سُئلَ عنِ المَوتِ ـ: هُو التَّصديقُ بما لا يكونُ، حَدَّثَني أبي عن أبيهِ عن جَدِّهِ عنِ الصّادقِ عليه السلام قالَ: إنّ المؤمنَ إذا ماتَ لَم يَكُنْ مَيّتا؛ فإنّ المَيّتَ هُو الكافِرُ. ۱
امام عسكرى عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از مرگ ـفرمود: مرگ، تصديق كردن چيزى است كه وجود ندارد. پدرم از پدرش از جدّش از حضرت صادق عليه السلام برايم حديث كرد كه فرمود: مؤمن هرگاه بميرد، مرده نيست، بلكه اين كافر است كه مرده مى باشد.
۱.معاني الأخبار: 290/10.