حدیث دربارهتفسير مرگ

الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:لَمّا اشتَدَّ الأمرُ بالحُسينِ بنِ عليِّ بنِ أبي طالبٍ عليهما السلام نَظَرَ إلَيهِ مَن كانَ مَعهُ فإذا هُو بخِلافِهِم؛ لأنّهُم كُلّما اشتَدَّ الأمرُ تَغيَّرَت ألوانُهُم و ارتَعدَت فَرائصُهُم و وجَبَت قُلوبُهُم؛ و كانَ الحُسينُ عليه السلام و بعضُ مَن مَعهُ مِن خَصائصهِ تُشرِقُ ألوانُهُم و تَهدَأُ جَوارِحُهُم و تَسكُنُ نُفوسُهُم. فقالَ بَعضُهم لبَعضٍ: اُنظُروا، لا يُبالي بالمَوتِ! فقالَ لَهُمُ الحُسينُ عليه السلام: صَبرا بَني الكِرامِ! فما المَوتُ إلاّ قَنطَرَةٌ تَعبُرُ بِكُم عَنِ البُؤسِ و الضَّرّاءِ إلَى الجِنانِ الواسِعَةِ و النَّعيمِ الدّائمَةِ، فأيُّكُم يَكرَهُ أن يَنتَقِلَ مِن سِجنٍ إلى قَصرٍ؟! ۱
امام زين العابدين عليه السلام:چون كار بر حسين بن على بن ابى طالب عليهما السلام سخت شد، همراهيان حضرت به او نگريستند و ديدند حالتش برخلاف آنهاست؛ چه آنكه آنها هرگاه كار بالا مى گرفت رنگشان بر مى گشت و بدن هايشان مى لرزيد و دل هايشان به تپش مى افتاد، امّا حسين عليه السلام و برخى از همراهان خاصّ او رنگهايشان برافروخته مى شد و اندام هايشان آرام و جان هايشان آرامش مى يافت. پس، آنان به يكديگر مى گفتند: نگاه كنيد، از مرگ پروايى ندارد! حسين عليه السلام به ايشان فرمود: صبور باشيد، اى بزرگ زادگان! زيرا مرگ جز پلى كه شما را از رنج و بدبختى به سوى بهشت هاى پر گستره و نعمت جاويدان عبور مى دهد، نيست. كدام يك از شما خوش ندارد كه از زندانى به قصرى برده شود؟!
۱.معاني الأخبار: 288/3.

احادیث دیگر این موضوع

۸