آنچه در قبر از آن سؤال مى شود
8 حدیث
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:حتّى إذا انصَرَفَ المُشَيِّعُ و رَجَعَ المُتَفجِّعُ، اُقعِدَ في حُفرَتِهِ نَجِيّا لِبَهتَةِ السُّؤالِ و عَثرَةِ الامتِحانِ. ۱
امام على عليه السلام:چون تشييع كننده برگردد و مصيبت ديده مراجعت كند، مرده را در گورش بنشانند در حالى كه از دهشت سؤال و لغزشِ در امتحان، آهسته سخن مى گويد.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 83.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:إنّ العَبدَ إذا وُضِعَ في قَبرِهِ و تَولّى عَنهُ أصحابُهُ، و إنّهُ لَيَسمَعُ قَرعَ نِعالِهِم إذا انصَرَفُوا، أتاهُ مَلَكانِ فَيُقعِدانِهِ فيَقولانِ لَهُ: ما كنتَ تَقولُ في هذا النبيِّ محمّدٍ؟ فأمّا المؤمنُ فيقولُ: أشهَدُ أنّهُ عبدُ اللّهِ و رسولُهُ، فيقالُ لَهُ: انظُر إلى مَقعَدِكَ مِن النارِ أبدَلَكَ اللّهُ بهِ مَقعَدا مِن الجَنَّةِ، فَيَراهُما جَميعا.
و أمّا الكافِرُ أو المُنافِقُ فيقولُ: لا أدرِي، كنتُ أقولُ ما يقولُ الناسُ فيه! ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:چون آدمى را در گورش نهادند و همراهان او باز گشتند، در حالى كه هنوز صداى كفشهاى آنها را مى شنود، دو فرشته نزدش مى آيند و او را مى نشانند و مى پرسند: درباره اين پيامبر، محمّد، چه عقيده اى داشتى؟ اگر مؤمن باشد مى گويد: گواهى مى دهم كه او بنده خدا و فرستاده اوست. پس، به او گفته شود: به جايگاهت در آتش بنگر. خداوند به جاى آن، جايگاهى در بهشت به تو داد. او هر دو جايگاه را مى بيند. اما اگر كافر يا منافق باشد مى گويد: نمى دانم. همان عقيده اى را درباره او داشتم كه مردم داشتند!
۱.الترغيب و الترهيب: 4/363/12.
. عنه صلى الله عليه و آلهـ في روايةٍ اُخْرى ـ: و يَأتيهِ مَلَكانِ فَيُجلِسانِهِ فيَقولانِ لَهُ: مَن رَبُّكَ؟ فيقولُ: رَبّيَ اللّهُ، فيَقولانِ لَهُ: و ما دِينُكَ؟ فيقولُ: دِيني الإسلامُ، فيقولانِ لَهُ: ما هذا الرجُلُ الّذي بُعِثَ فيكُم؟ فيقولُ: هُو رسولُ اللّهِ، فيقولانِ لَهُ: و ما يُدرِيكَ؟ فيقولُ: قَرَأتُ كتابَ اللّهِ و آمَنتُ و صَدَّقتُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در روايتى ديگر ـفرمود: دو فرشته نزدش مى آيند و او را مى نشانند و مى پرسند: پروردگارت كيست؟ او پاسخ مى دهد: پروردگارم خداست. مى پرسند: دينت چيست؟ پاسخ مى دهد: دينم اسلام است. مى پرسند: اين مردى كه در ميان شما مبعوث شد، كيست؟ پاسخ مى دهد: او فرستاده خداست. مى پرسند: از كجا مى دانى؟ پاسخ مى دهد: كتاب خدا را خواندم و ايمان آوردم و تصديق كردم.
۱.الترغيب و الترهيب: 4/365/15.
الإمامُ زينُ العابدينَ عليه السلام:كأن قد أوفِيتَ أجَلَكَ، و قَبَضَ المَلَكُ رُوحَكَ، و صِرتَ إلى مَنزِلٍ وَحيدا، فَرُدَّ إلَيكَ فيهِ رُوحُكَ، و اقتَحَمَ علَيكَ فيهِ مَلَكاكَ مُنكَرٌ و نَكيرٌ لِمُساءلَتِكَ، و شَديدِ امتِحانِكَ.
ألاَ و إنَّ أوَّلَ ما يَسألانِكَ عن ربِّكَ الذي كُنتَ تَعبُدُهُ، و عن نَبيِّكَ الذي اُرسِلَ إلَيكَ، و عن دِينِكَ الذي كُنتَ تَدِينُ بهِ، و عن كتابِكَ الذي كُنتَ تَتلُوهُ، و عن إمامِكَ الذي كنتَ تَتَولاّهُ.
ثُمّ عن عُمُرِكَ فيما أفنَيتَهُ، و مالِكَ مِن أينَ اكتَسَبتَهُ و فيما أتلَفتَهُ، فَخُذْ حِذرَكَ و انظُرْ لِنَفسِكَ، و أعِدَّ للجَوابِ قَبلَ الامتِحانِ و المُساءلَةِ و الاختِبارِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:زودا كه عمرت به سر آيد و فرشته جانت را بگيرد و يكّه و تنها به سوى منزلى رهسپار شوى سپس در آن مكان جانت به تو بازگردانده شود و دو فرشته ات، منكر و نكير، براى پرسش از تو و امتحانى سخت، وارد قبرت شوند.
بدان! نخستين پرسشى كه آن دو از تو مى كنند درباره پروردگار توست، كه او را مى پرستيدى و درباره پيامبر تو، كه برايت فرستاده شده و درباره دينت، كه به آن باور داشتى و درباره كتابت، كه تلاوتش مى كردى و درباره امامت، كه ولايت او را داشتى. سپس از عمرت، كه آن را چگونه صرف كردى و دارايى ات، كه از كجا به دست آوردى و در چه راه خرج كردى. پس، بهوش باش و براى خودت فكرى كن و پيش از شروع امتحان و پرسش و آزمون، خويشتن را براى جواب گويى آماده ساز.
۱.بحار الأنوار: 78/143/6.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:إذا ماتَ المؤمنُ شَيَّعَهُ سَبعونَ ألفَ ملَكٍ إلى قَبرِهِ، فإذا اُدخِلَ قَبرَهُ أتاهُ مُنكرٌ و نَكيرٌ فَيُقعِدانِهِ و يَقولانِ لَهُ: مَن رَبُّكَ؟ و ما دِينُكَ؟ و مَن نَبيُّكَ؟ فيقولُ: ربّي اللّهُ، و محمّدٌ نَبيِّي، و الإسلامُ دِيني، فَيَفسَحانِ لَهُ في قَبرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ، و يَأتيانِهِ بالطَّعامِ مِن الجَنَّةِ و يُدخِلانِ علَيهِ الرَّوحَ و الرَّيحانَ. ۱
امام صادق عليه السلام:هر گاه مؤمن بميرد، هفتاد هزار فرشته او را تا گورش تشييع كنند و چون در گور نهاده شود، منكر و نكير نزدش آيند و او را بنشانند و پرسند: پروردگارت كيست؟ دينت چيست؟ پيامبرت كيست؟ و او پاسخ دهد: پروردگارم اللّه است و پيامبرم محمّد و دينم اسلام. پس، آن دو فرشته قبر او را تا جايى كه چشمش كار مى كند برايش فراخ گردانند و از بهشت برايش غذا آورند و او را خوش و خرّم گردانند.
۱.الأمالي للصدوق: 365/455.
عنه عليه السلام:يُسألُ المَيِّتُ في قَبرِهِ عن خَمسٍ عن صَلاتِهِ، و زَكاتِهِ، و حَجِّهِ، و صيامِهِ، و وَلايَتِهِ إيّانا أهلَ البَيتِ، فتَقولُ الوَلايةُ مِن جانِبِ القَبرِ للأربَعِ: ما دَخَلَ فِيكُنَّ مِن نَقصٍ فَعلَيَّ تَمامُهُ. ۱
امام صادق عليه السلام:در قبر از مرده پنج سؤال مى كنند: از نماز، زكات، حجّ، روزه و ولايتش نسبت به ما خاندان. پس، ولايت از گوشه قبر به آن چهار چيز مى گويد: هر يك از شما كم و كاستى داشتيد، كامل كردن آن با من.
۱.الكافي: 3/241/15.
امام رضا عليه السلامـ پس از در گذشت ابن ابى حمزه ۳ ـفرمود: او در قبرش نشانده شد و درباره امامان عليهم السلام از وى پرسش گرديد و او نام همه آنها را گفت، تا آن كه به من رسيد. درباره من از وى پرسش شد و او پاسخى نداد. پس، چنان ضربه اى بر سرش كوفتند كه گورش آكنده از آتش شد.
بحار الأنوار عن يونسَ:دخلتُ علَى الرِّضا عليه السلام، فقالَ لي: ماتَ عليُّ بنُ أبي حَمزةَ؟ قلتُ: نَعَم، قالَ: قد دَخَلَ النارَ. قالَ: فَفَزِعتُ مِن ذلكَ، قالَ: أما إنّهُ سُئلَ عنِ الإمامِ بعدَ موسى أبي فقالَ: لا أعرِفُ إماما بعدَهُ، فقِيلَ: لا؟ فضُرِبَ في قَبرِهِ ضَربَةً اشتَعَلَ قَبرُهُ نارا. ۱
بحار الأنوارـ به نقل از يونس ـ: خدمت امام رضا عليه السلام رسيدم، به من فرمود: على بن ابى حمزه مرد؟ عرض كردم: آرى. حضرت فرمود: به آتش رفت. من از اين سخن [حضرت]وحشت كردم. امام فرمود: از او درباره امام بعد از پدرم موسى سؤال شد و او گفت: بعد از او امامى نمى شناسم. به او گفته شد: نمى شناسى؟ پس، در گورش چنان ضربه اى به او زده شد كه گور از آتش شعله ور گشت.
۱.بحار الأنوار: 6/242/62.