حدیث دربارهآنچه در قبر از آن سؤال مى شود

الإمامُ الرِّضا عليه السلامـ بعدَ موتِ ابنِ أبي حَمزةَ ۱ ـ: إنّه اُقعِدَ في قَبرِهِ فسُئلَ عنِ الأئمّةِ عليهم السلام فَأخبَرَ بأسمائهِم، حتَّى انتَهى إلَيَّ فَسُئلَ فَوَقَفَ، فَضُرِبَ على رَأسِهِ ضَربَةً امتَلَأ قَبرُهُ نارا. ۲
امام رضا عليه السلامـ پس از در گذشت ابن ابى حمزه ۳ ـفرمود: او در قبرش نشانده شد و درباره امامان عليهم السلام از وى پرسش گرديد و او نام همه آنها را گفت، تا آن كه به من رسيد. درباره من از وى پرسش شد و او پاسخى نداد. پس، چنان ضربه اى بر سرش كوفتند كه گورش آكنده از آتش شد.
۱.كان عليّ بن أبي حمزة من رؤساء الواقفيّة، ادّعى أنّه لا يوجد للشيعة إمام بعد الإمام الكاظم عليه السلام.
۲.بحار الأنوار: 6/242/61.
۳.على بن ابى حمزه از سران واقفيان بود. او ادعا مى كرد كه پس از امام كاظم عليه السلام امام ديگرى براى شيعه نيست.

احادیث دیگر این موضوع

۷