نشانه هاى شخص متكلّف

17 حدیث
عنه عليه السلام:النّاسُ مَنقُوصونَ مَدخُولونَ إلاّ مَن عَصَمَ اللّهُ، سائلُهم مُتَعَنِّتٌ، و مُجيبُهُم مُتَكَلِّفٌ. ۱
امام على عليه السلام:خرد مردم، دستخوش خلل و كاستى است مگر كسى كه خدايش مصون بدارد. سؤال كننده شان لجوج و مجادله گر است و پاسخ دهنده شان متكلّف و خودنما.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 343.
الإمامُ الحسنُ عليه السلامـ لمّا سُئلَ عنِ الكُلفَةِ ـ: كلامُكَ فيما لا يَعنيكَ. ۱
امام حسن عليه السلامـ در پاسخ به اين سؤال كه تكلّف چيست؟ ـفرمود: سخن گفتنت درباره چيزهاى بيهوده.
۱.تحف العقول: 226.
الإمامُ الباقرُ عليه السلام:إنَّ اللّهَ بَرَّأ محمّدا صلى الله عليه و آله مِن ثلاثٍ: أن يَتقوَّلَ علَى اللّهِ، أو يَنطِقَ عن هَواهُ، أو يَتَكَلَّفَ. ۱
امام باقر عليه السلام:خداوند محمّد صلى الله عليه و آله را از سه چيز مبرّا كرد: اين كه بر خدا سخن دروغ ببافد، يا از روى هواى نفْس خود سخن بگويد، يا تكلّف ورزد».
۱.بحار الأنوار: 2/178/26.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:المُتَكلِّفُ مُخطِئٌ و إن أصابَ، و المُتَطوِّعُ مُصيبٌ و إن أخطَأ. ۱
امام صادق عليه السلام:متكلّف [كسى كه خود را به زور نه از روى رغبت به كارى وا دارد]، خطاكار است، هرچند [در واقع] كارش درست باشد و داوطلب عملش درست است، اگر چه [در واقع]خطا كرده باشد.
۱.بحار الأنوار: 73/394/1.
الإمامُ الكاظمُ عليه السلام:مَن تَكَلَّفَ ما ليسَ مِن عِلمِهِ ضَيَّعَ عَمَلَهُ و خابَ أمَلُهُ. ۱
امام كاظم عليه السلام:كسى كه خودش را در آنچه در حيطه علم او نيست به تكلّف اندازد، كارش را تباه كرده و آرزويش به جايى نرسد.
۱.الدّرة الباهرة: 34.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أمّا علامةُ المُتَكلِّفِ فأربَعةٌ: الجِدالُ فيما لا يَعنيهِ، و يُنازِعُ مَن فَوقَهُ، و يَتعاطَى ما لا يُنالُ، و يَجعَلُ هَمَّهُ لِما لا يُنجيهِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:اما نشانه متكلّف [عالِم نماى مدّعىِ علم]، چهار چيز است: در موضوعاتى كه به او مربوط نمى شود، بحث و مجادله مى كند. با بالا دست خود مى ستيزد. بدانچه نتواند رسيد، دست مى يازد و همّت خود را مصروف چيزى مى كند، كه نجاتش نمى دهد.
۱.تحف العقول: 21.
عنه صلى الله عليه و آله:للمُتَكلِّفِ ثلاثُ علاماتٍ: يَتَمَلَّقُ إذا حَضَرَ، و يَغتابُ إذا غابَ، و يَشمَتُ بالمُصيبَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:متكلّف را، سه نشانه است: در حضور، چاپلوسى مى كند. پشت سر، بدگويى مى نمايد و از مصيبت و گرفتارى [ديگران] شاد مى شود.
۱.كتاب من لا يحضره الفقيه: 4/361/5762.
عنه صلى الله عليه و آله:لا يَقُصُّ إلاّ أميرٌ، أو مَأمورٌ، أو مُتَكَلِّفٌ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:قصّه نگويد، مگر امير يا مأمور و يا متكلّف (متصنّع و خودنما) ۲.
۱.مسند ابن حنبل: 9/253/24027.
۲.در لسان العرب، ذيل اين حديث، چنين آمده است: يعنى قصه گويى و نقل سرگذشت پيشينيان، سزاوار و شايسته نيست مگر براى امير و زمامدارى كه مردم را موعظه كند و براى عبرت آنان سرگذشت پيشينيان را بازگو كند يا براى كسى كه مأمور به اين كار شده باشد كه در اين صورت حكم امير را دارد و براى كسب درآمد قصه نمى گويد. يا كسى قصه مى گويد كه بخواهد بر مردم بزرگى فروشد يا خودنمايى كند و گفتار و كردارش را به رخ مردم كشد و موعظه و سخنانش حقيقى نيست، بلكه رياكارانه و از روى تصنع است.
لقمانُ عليه السلامـ لابنِهِ ـ: لِلمُتَكلِّفِ ثلاثُ علاماتٍ: يُنازِعُ مَن فَوقَهُ، و يَقولُ ما لا يَعلَمُ، و يَتَعاطى ما لا يُنالُ. ۱
لقمان عليه السلامـ خطاب به فرزندش ـفرمود: متكلّف را سه نشانه است: با بالا دست خود، بحث و ستيزه مى كند. چيزى كه نمى داند، مى گويد و بدانچه نتواند رسيد، دست مى يازد.
۱.الخصال: 121/113.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:لِلمُتَكلِّفِ ثلاثُ علاماتٍ: يُنازِعُ مَن فَوقَهُ بالمَعصيَةِ، و يَظلِمُ مَن دُونَهُ بالغَلَبةِ، و يُظاهِرُ الظَّلَمةَ. ۱
امام على عليه السلام:متكلّف را سه نشانه است: با نافرمانىِ از بالا دست خود [در علم و دانش]با او مى ستيزد و با چيره آمدن بر پايين تر از خود [در علم و دانش]بر او ستم مى كند و ستمگران را تقويت مى نمايد.
۱.الكافي: 1/37/7.
عنه عليه السلامـ لمّا سُئلَ عنِ القَدَرِ ـ: طَريقٌ مُظلِمٌ فلا تَسلُكوهُ، و بَحرٌ عَميقٌ فلا تَلِجوهُ، و سِرُّ اللّهِ فلا تَتَكَلَّفوهُ. ۱
امام على عليه السلامـ در پاسخ به سؤال از تقدير ـفرمود: راهى تاريك است، مپوييدش. دريايى ژرف است، در آن فرو مرويد و راز خداست، خود را [براى دانستن آن] به زحمت ميندازيد.
۱.نهج البلاغة: الحكمة 287.
عنه عليه السلام:دَعِ القَولَ فيما لا تَعرِفُ، و الخِطابَ فيما لم تُكَلَّفْ. ۱
امام على عليه السلام:از سخن گفتن درباره آنچه نمى دانى دم فرو بند و در آنچه مكلّف نشده اى گفتگو مكن.
۱.نهج البلاغة: الكتاب 31.
عنه عليه السلام:اعلَمْ أنَّ الراسِخِينَ في العِلمِ هُمُ الذينَ أغناهُم عَنِ اقتِحامِ السُدَدِ المَضروبَةِ دونَ الغُيوبِ الإقرارُ بجُملَةِ ما جَهِلُوا تَفسيرَهُ مِن الغَيبِ المَحجوبِ، فَمَدَحَ اللّهُ تعالى اعتِرافَهُم بالعَجزِ عَن تَناوُلِ ما لم يُحيطُوا بهِ عِلما، و سَمَّى تَركَهُمُ التَّعَمُّقَ فيما لم يُكَلِّفْهُم البَحثَ عن كُنهِهِ رُسوخا. ۱
امام على عليه السلام:بدان كه راسخان در علم كسانى هستند كه اعتراف به آنچه در پس پرده غيب است و تفسيرش را نمى دانند، آنها را از نسنجيده در آمدن بر پرده هاى غيب بى نياز كرده است. پس، خداوند متعال اعتراف آنان را به ناتوانى در رسيدن به آنچه بدان احاطه علمى ندارند، ستوده است و فرو گذاشتن سختگيرى و باريك بينى را در آنچه مكلّف به جستجو از كُنه و حقيقت آن نيستند، رسوخ [در علم]ناميده است.
۱.نهج البلاغة: الخطبة 91.
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ افتَرَضَ علَيكُم فَرائضَ فلا تُضَيِّعوها. و سَكَتَ لَكُم عَن أشياءَ و لم يَدَعْها نِسيانا فلا تَتَكَلَّفوها. ۱
امام على عليه السلام:خداوند، فرايضى را بر شما واجب فرموده است. پس آنها را فرو مگذاريد. و چيزهايى را هم براى شما مسكوت گذاشته است، نه اين كه گفتن آنها را فراموش كرده باشد. پس براى دانستن آنها، خود را به تكلّف و زحمت نيندازيد.
۱.. نهج البلاغة: الحكمة 105.
عنه عليه السلام:إنَّ تَضييعَ المَرءِ ما وُلِّيَ و تَكَلُّفَهُ ما كُفيَ لَعَجزٌ حاضِرٌ و رَأيٌ مُتَبَّرٌ ۱. ۲
امام على عليه السلام:فرو گذاردن آدمى آنچه را كه به عهده او وا گذار شده و پرداختن متكلّفانه به كارى كه از عهده او برداشته شده [و به عهده كسى ديگر است]، نا توانى اى آشكار و انديشه اى تباه كننده است.
۱.مُتَبَّر: مهلك (مجمع البحرين: 1/216).
۲.نهج البلاغة: الكتاب 61.
الإمامُ الحسنُ عليه السلامـ لمّا سَألَهُ أميرُ المؤمنينَ عليه السلام عن الكُلفَةِ ـ: التَّمسُّكُ بمَنْ لا يُؤمِنُكَ، و النَّظرُ فيما لا يَعنيكَ. ۱
امام حسن عليه السلامـ در پاسخ به اين پرسش امير المؤمنين عليه السلام از او كه تكلّف چيست؟ ـفرمود: تمسّك جستن به كسى كه به تو امان نمى دهد و انديشيدن در چيزهاى بيهوده و بى ربط.
۱.معاني الأخبار: 401/62.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:مِن العُلَماءِ مَن يَضَعُ نفسَهُ لِلفَتيا و يقولُ: سَلُوني، و لَعلَّهُ لا يُصيبُ حَرفا، و اللّهُ لا يُحِبُّ المُتَكَلِّفينَ. ۱
امام صادق عليه السلام:علمايى هستند كه خود را در مَسند فتوا مى نشانند و مى گويند: از من بپرسيد. در حالى كه اى بسا حتى يك كلمه اش [از پاسخ هايى كه مى دهد] درست نباشد و خداوند متكلّفان را دوست نمى دارد.
۱.روضة الواعظين: 12.