حدیث دربارههشدار درباره نازپروردگى
الزهد لابن حنبل عن حرب بن أبي الأسود عن طلحة البصريّ:قَدِمتُ المَدينَةَ ولَم يَكُن لي بِها مَعرِفَةٌ ـ ورُبَّما قالَ: عَريفٌ ـ وكانَ يُجرى عَلَينا مُدٌّ مِن تَمرٍ بَينَ اثنَينِ، فَصَلّى بِنا رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله صَلاةً، فَهَتَفَ بِهِ هاتِفٌ مِن خَلفِهِ فَقالَ: يا رَسولَ اللّهِ، قَد أحرَقَ بُطونَنَا التَّمرُ، وتَخَرَّقَت عَنَّا الخُنُفُ! فَخَطَبَ فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَيهِ وقالَ: وَاللّهِ لَو أجِدُ لَكُمُ اللَّحمَ وَالخُبزَ لَأَطعَمتُكُموهُ، ولَيَأتِيَنَّ عَلَيكُم زَمانٌ يُغدى عَلى أحَدِكُمُ الجِفانُ ويُراحُ، ولَتَلبَسُنَّ مِثلَ أستارِ الكَعبَةِ. قالوا: يا رَسولَ اللّهِ، نَحنُ اليَومَ خَيرٌ مِنّا أو يَومَئِذٍ؟ قالَ: أنتُمُ اليَومَ خَيرٌ مِنكُم يَومَئِذٍ، أنتُمُ اليَومَ خَيرٌ مِنكُم يَومَئِذٍ، يَضرِبُ بَعضُكُم رِقابَ بَعضٍ. ۱
الزهد، ابن حنبلـ به نقل از حرب بن ابى اسود ـ: طلحه بصرى گفت: به مدينه وارد شدم، در حالى كه بِدان شناختى نداشتم (و شايد گفت: در آن جا، آشنايى نداشتم) و ميان ما دو كفِ خرما براى هر نفر تقسيم مى شد. پس روزى پيامبر خدا، پيشاپيشِ ما نماز گزارد. سپس كسى از فرا پشت ايشان بانگ بر آورد و گفت: اى پيامبر خدا! خرما اندرون هاى ما را سوزانده و جامه هاى كتانمان پاره شده است.
پيامبر صلى الله عليه و آله به خطبه ايستاد و پس از حمد و ثناى خداوند، فرمود: «به خدا سوگند، اگر براى شما گوشت و نانى مى يافتم، شما را از آن اطعام مى كردم. هر آينه، روزگارى خواهدتان آمد كه ظرف هاى غذا، صبحگاهان و شامگاهان، پياپى نزدتان در مى آيد و جامه هايى همانند پوشش كعبه بر تن مى كنيد».
گفتند: اى پيامبر خدا! امروز بر خيريم، يا آن روز؟
فرمود: «شما امروز، بيش از آن روز، بر خيريد؛ شما امروز، بيش از آن روز، بر خيريد. در آن روز، گردن يكديگر را خواهيد زد».
۱.. الزهد لابن حنبل: ص 34.