حدیث دربارههشدار درباره نازپروردگى
سنن أبي داوود عن أنس:إنَّ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله خَرَجَ فَرَأى قُبَّةً مُشرِفَةً فَقالَ: ما هذِهِ؟ قالَ لَهُ أصحابُهُ: هذِهِ لِفُلانٍ رَجُلٍ مِنَ الأَنصارِ، قالَ: فَسَكَتَ وحَمَلَها في نَفسِهِ، حَتّى إذا جاءَ صاحِبُها رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُسَلِّمُ عَلَيهِ فِي النّاسِ أعرَضَ عَنهُ، صَنَعَ ذلِكَ مِرارا، حَتّى عَرَفَ الرَّجُلُ الغَضَبَ فيهِ وَالإِعراضَ عَنهُ، فَشَكا ذلِكَ إلى أصحابِهِ فَقالَ: وَاللّهِ إنّي لَاُنكِرُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله. قالوا: خَرَجَ فَرَأى قُبَّتَكَ. قالَ: فَرَجَعَ الرَّجُلُ إلى قُبَّتِهِ فَهَدَمَها حَتّى سَوّاها بِالأَرضِ، فَخَرَجَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله ذاتَ يَومٍ فَلَم يَرَها، قالَ: ما فَعَلَتِ القُبَّةُ؟ قالوا: شَكا إلَينا صاحِبُها إعراضَكَ عَنهُ، فَأَخبَرناهُ فَهَدَمَها. فَقالَ: أما إنَّ كُلَّ بِناءٍ وَبالٌ عَلى صاحِبِهِ إلّا ما لا، إلّا ما لا. يَعني: ما لا بُدَّ مِنهُ. ۱
سنن أبى داوودـ به نقل از انس ـ: پيامبر خدا بيرون آمد. گنبدى بلند ديد. فرمود: «اين چيست؟».
يارانش گفتند: اين، از آنِ فلان مرد از انصار است.
پيامبر صلى الله عليه و آله سكوت كرد و خود را نگاه داشت، تا آن گاه كه صاحب آن گنبد، نزد وى آمد و در ميان مردم، به ايشان سلام داد. پيامبر صلى الله عليه و آله از او روى گرداند و اين كار را چند بار انجام داد، چندان كه آن مرد، خشم و روى گردانى ايشان را دريافت. پس، از اين حال به ياران ايشان گِله بُرد و گفت: به خدا سوگند، من، اين رفتار پيامبر خدا را نمى پسندم.
گفتند: ايشان بيرون آمد و گنبدت را ديد.
مرد به سوى گنبد خويش باز گشت و آن را ويران كرد، چندان كه با خاك يكسانش نمود. ديگر بار، روزى پيامبر خدا بيرون آمد و آن را نديد. فرمود: «آن گنبد چه شد؟».
گفتند: صاحب آن، از روى گردانى شما، به ما گِله آورد و ما از ماجرا خبرش داديم. پس آن را ويران ساخت.
فرمود: «هلا! هر ساختمانى، وبال گردن صاحب آن است، مگر اين كه چاره اى از آن نباشد».
۱.. سنن أبي داوود: ج 4 ص 360 ح 5237؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 71 نحوه.