ورود به دوزخ و خروج از آن
6 حدیث
مسند ابن حنبل عن جابر بن عبداللّه: سَمِعتُ رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقولُ: الوُرودُ الدُّخولُ؛ لا يَبقى بَرٌّ ولا فاجِرٌ إلّا دَخَلَها، فَتَكونُ عَلَى المُؤمِنِ بَردا وسَلاما كَما كانَت عَلى إبراهيمَ، حَتّى إنَّ لِلنّارِ ـ أو قالَ: لِجَهَنَّمَ ـ ضَجيجا مِن بَردِهِم، ثُمَّ يُنَجِّي اللّهُ الَّذينَ اتَّقَوا وَيَذَرُ الظّالِمينَ فيها جِثِيّا. ۱
مسند ابن حنبل ـ به نقل از جابر بن عبد اللّه ـ : از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مىفرمايد: «ورود، به معناى داخل شدن است. ۲ هيچ نيكوكار و بدكارى نيست، مگر اين كه به دوزخ مىرود؛ امّا همچنان كه آتش بر ابراهيم سرد شد، دوزخ نيز بر مؤمن سرد و خنك مىگردد، تا جايى كه آتش» يا فرمود: دوزخ «از سردىِ آنان فريادش بلند مىشود. سپس خداوند، پرهيزگاران را مىرهاند و ستمكاران را از پافتاده، در آن رها مىكند».
رسول اللّه صلى الله عليه و آله ـ في قَولِ اللّهِ عز و جل: «وَ إِن مِّنكُمْ إلَّا وَارِدُهَا» ـ : يَرِدُ النّاسُ النّارَ، ثُمَّ يَصدُرونَ مِنها بِأَعمالِهِم؛ فَأَوَّلُهُم كَلَمحِ البَرقِ، ثُمَّ كَالرّيحِ، ثُمَّ كَحُضْرِ ۱ الفَرَسِ، ثُمَّ كَالرّاكِبِ في رِجلِهِ ۲، ثُمَّ كَشَدِّ ۳ الرَّجُلِ، ثُمَّ كَمَشيِهِ. ۴
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله ـ در باره آيه: «و هيچ كس از شما نيست، مگر اين كه وارد آن مىشود» ـ : مردم [به دوزخ] وارد مىشوند و سپس بر وفق كردارهايشان، از آن خارج مىشوند: يكى چون برق جهان، يكى چون باد، يكى چون اسبِ تازان، يكى چون اشترسوار، يكى چون مردِ دوان، و يكى قدمزنان.
۱.. الحُضْر: العدْو (النهاية: ج 1 ص 398 «حضر»).
۲.. كالرّاكِبِ في رِجْلِه: أي كعدوه وجريه (هامش المصدر). ولعلّ الصّواب: «كالراكب في رَحْلِهِ» كما في سنن الدارمي.
۳.. الشَدّ: العدو (النهاية: ج 2 ص 452 «شدد»).
۴.. سنن الترمذي: ج 5 ص 317 ح 3159، سنن الدارمي: ج 2 ص 785 ح 2706، المستدرك على الصحيحين: ج 2 ص 407 ح 3421 وفيه «كشدّ الرحال» بدل «كشدّ الرجل» وكلّها عن عبداللّه بن مسعود؛ مجمع البيان: ج 6 ص 812 وليس فيه «في رجله»، روضة الواعظين: ص 387 نحوه، بحارالأنوار: ج 8 ص 249.
عنه صلى الله عليه و آله: إذا أدخَلَ اللّهُ عز و جل المُوَحِّدينَ النّارَ أماتَهُمُ اللّهُ فيها، فَإِذا أرادَ أن يُخرِجَهُم مِنها أمَسَّهُم ألَمَ العَذابِ تِلكَ السّاعَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: هر گاه خداى عز و جل يكتاپرستان را به درون آتش ببرد، ايشان را در آن مىميراند و هنگامى كه خواست آنان را از آتش بيرون ببرد، همان لحظه درد عذاب را به ايشان مىرساند.
۱.. الفردوس: ج 1 ص 252 ح 976 عن أبي هريرة، كنزالعمّال: ج 1 ص 66 ح 240.
عنه صلى الله عليه و آله: إنَّ اللّهَ يُعَذِّبُ المُوَحِّدينَ في جَهَنَّمَ بِقَدرِ نُقصانِ إيمانِهِم، ثُمَّ يَرُدُّهُم إلَى الجَنَّةِ خُلودا دائِما بِإيمانِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداوند، يكتاپرستان را به اندازه كاستىِ ايمانشان در دوزخ، عذاب مىكند. سپس آنان را به بهشت مىبرد كه به سبب ايمانشان در آن، جاويدان و هميشگى مىمانند.
۱.. تاريخ دمشق: ج 35 ص 367 ح 7218 و ج 49 ص 341 كلاهما عن أنس، كنزالعمّال: ج 1 ص 70 ح 270.
عنه صلى الله عليه و آله: قالَ اللّهُ عز و جل:. ما مِن عَبدٍ أُريدُ أن اُدخِلَهُ النّارَ إلّا صَحَّحتُ لَهُ جِسمَهُ، فَإِن كانَ ذلِكَ تَماما لِطَلِبَتِهِ عِندي وإلّا آمَنتُ خَوفَهُ مِن سُلطانِهِ، فَإِن كانَ ذلِكَ تَماما لِطَلِبَتِهِ عِندي وإلّا وَسَّعتُ عَلَيهِ في رِزقِهِ، فَإِن كانَ ذلِكَ تَماما لِطَلِبَتِهِ عِندي وإلّا هَوَّنتُ عَلَيهِ مَوتَهُ حَتّى يَأتِيَني ولا حَسَنَةَ لَهُ عِندي، ثُمَّ اُدخِلُهُ النّارَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله: خداى عز و جل فرمود: «. هيچ بندهاى نيست كه بخواهم او را به برزخ ببَرَم، مگر آن كه تن او را سالم نگه مىدارم. اگر با اين كار، طلبش از من تمام [و تسويه حساب] شد [كه هيچ]، و گر نه ترس او را از حكومت به ايمنى مبدّل مىكنم. و اگر با اين كار طلبش از من تمام شد [كه هيچ]، و گر نه روزىاش را بر او گشايش مىبخشم. و اگر با اين كار، طلبش از من تمام شد [كه هيچ]، و گر نه مرگش را بر او آسان مىگردانم تا وقتى نزد من مىآيد، هيچ كردار نيكى نزد من نداشته باشد و سپس او را به آتش مىبرم».
۱.. الكافي: ج 2 ص 446 ح 10 عن معاوية بن وهب عن الإمام الصادق عليه السلام، التمحيص: ص 38 ح 36 عن منصور بن معاوية عن الإمام الصادق عليه السلام، مشكاة الأنوار: ص 504 ح 1689 عن الإمام الصادق عليه السلام، جامع الأخبار: ص 311 ح 862 كلاهما نحوه، بحارالأنوار: ج 6 ص 172 ح 49.
الإمام الصادق عليه السلام ـ في قَولِهِ تَعالى: «وَ إِن مِّنكُمْ إلَّا وَارِدُهَا» ـ : أما تَسمَعُ الرَّجُلَ
يَقولُ: وَرَدنا ماءَ بَني فُلانٍ؟ فَهُوَ الوِردُ ولَم يَدخُلهُ. ۱
امام صادق عليه السلام ـ در باره اين سخن خداى متعال: «و هيچ كس از شما نيست، مگر اين كه در آن وارد مىشود» ـ : مگر نشنيدهاى كه شخص مىگويد: «بر آب فلان قبيله
وارد شديم»؟! يعنى به آن رسيديم، نه اين كه داخل آب شديم.
۱.. تفسير القمّي: ج 2 ص 52 عن الحسين بن أبي العلا، بحارالأنوار: ج 8 ص 292 ح 31.