فیلترها
نتایج جستجو برای «یقین»: ۲۱۳ حدیث
فیلترها
فیلترها
کتاب
موضوع
معصوم
طول حدیث
عنه صلى الله عليه و آله:تَبارَكَ الَّذي قَسَّمَ العَقلَ بَينَ عِبادِهِ أشتاتًا، إنَّ الرَّجُلَينِ لَيَستَوي
عَمَلُهُما وبِرُّهُما وصَومُهُما وصَلاتُهُما، ولكِنَّهُما يَتَفاوَتانِ فِي العَقلِ كَالذَّرَّةِ في جَنبِ اُحُدٍ، وما قَسَمَ اللّهُ لِخَلقِهِ حَظًّا هُوَ أفضَلُ مِنَ العَقلِ وَاليَقينِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خجسته است آن كه خرد را ميان بندگانش گوناگون قسمت كرد.
گاه، دو انسان، كردار، نيكى ها، روزه و نمازشان برابر است؛ امّا در خرد، متفاوت اند، مانند ذره اى در كنار كوه اُحُد. خداوند، بهره اى برتر از خرد و يقين در ميان آفريدگانش قسمت نكرد.
۱.كنز العمّال: ج 3 ص 382 ح 7053 نقلاً عن الحكيم عن طاووس.
إرشاد القلوب:قالَ النَّبِيُّ صلى الله عليه و آله: إنَّ مِن دِعامَةِ البَيتِ أساسَهُ، ودِعامَةُ الدّينِ المَعرِفَةُ بِاللّهِ تَعالى وَاليَقينُ بِتَوحيدِهِ وَالعَقلُ القامِعُ.
فَقالوا: ومَا القامِعُ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: الكَفُّ عَنِ المَعاصي وَالحِرصُ عَلى طاعَةِ اللّهِ وَالشُّكرُ عَلى جَميعِ إحسانِهِ وإنعامِهِ وحُسنِ بَلائِهِ. ۱
ارشاد القلوب:پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «تكيه گاه خانه، پايه آن است و تكيه گاه دين، شناخت خداوند متعال، يقين به يگانگى او و خِرد سركوب كننده است».
پرسيدند: اى پيامبر خدا! سركوب كننده چيست؟
فرمود: «بازدارى از گناهان، شوق داشتن به پيروى از خداوند و سپاس گزارى بر همه بخشش ها و نعمت ها و آزمايش هاى نيكوى خداوند».
۱.إرشاد القلوب: ص 169 وراجع: الفردوس: ج 2 ص 222 ح 3077.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ مِن نورٍ مَخزونٍ مَكنونٍ في سابِقِ عِلمِهِ الَّذي لَم يَطَّلِع عَلَيهِ نَبِيٌّ مُرسَلٌ ولا مَلَكٌ مُقَرَّبٌ؛ فَجَعَلَ العِلمَ نَفسَهُ وَالفَهمَ روحَهُ، وَالزُّهدَ رَأسَهُ، وَالحَياءَ عَينَيهِ، وَالحِكمَةَ لِسانَهُ، وَالرَّأفَةَ فَمَهُ، وَالرَّحمَةَ قَلبَهُ، ثُمَّ حَشاهُ وقَوّاهُ بِعَشَرَةِ أشياءَ: بِاليَقينِ، وَالإِيمانِ، وَالصِّدقِ، وَالسَّكينَةِ، وَالإِخلاصِ، وَالرِّفقِ، وَالعَطِيَّةِ، وَالقُنوعِ، وَالتَّسليمِ، وَالشُّكرِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند، خرد را از نورِ پنهان در علم پيشينِ خود، بيافريد؛ دانشى كه هيچ پيامبرِ فرستاده شده و هيچ فرشته مقرّبى را بر آن آگاه نكرده است. سپس دانش را نفْسِ خرد قرار داد، و فهميدن را جانِ او، و پارسايى را سرِ او، و آزرم را دو چشم او، و حكمت را زبانش، و مهربانى را دهانش، و رحمت را قلبش. آن گاه با ده ويژگى كه در خرد نهاد، آن را نيرومند كرد: يقين، ايمان، راستى، آرامش، اخلاص، مدارا، بخشش، قناعت، تسليم، و سپاس گزارى.
۱.معاني الأخبار: ص 313 ح 1، الخصال: ص 427 ح 4 كلاهما عن يزيد بن الحسين عن الإمام الكاظم عن آبائه عليهم السلام، الأمالي للطوسي: ص 542 ح 1164 عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام عنه صلى الله عليه و آله، روضة الواعظين: ص 7، إرشاد القلوب: ص 197 عن الإمام عليّ عليه السلام عنه صلى الله عليه و آله، بحار الأنوار: ج 1 ص 107 ح 3.
امام صادق عليه السلام:مؤمن، نيرومندى به همراه ديندارى و دورانديشى به همراه نرمى و ايمان به همراه يقين و [نيز]آزمندى در فهم دين دارد.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعقل و جهلتشویق بر خردورزی تفکر و ژرف اندیشی +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى شَرَعَ الإِسلامَ وسَهَّلَ شَرائِعَهُ لِمَن وَرَدَهُ، وأعَزَّ أركانَهُ لِمَن حارَبَهُ، وجَعَلَهُ عِزًّا لِمَن تَوَلاّهُ وسِلمًا لِمَن دَخَلَهُ. وفَهمًا لِمَن تَفَطَّنَ ويَقينًا لِمَن عَقَلَ. ۱
امام على عليه السلام:خداوند متعال، اسلام را تشريع كرد و راه هايش را براى روندگان، آسان ساخت و اركان آن را در برابر دشمنان، استوار ساخت و آن را وسيله عزّتِ پيروان و آرامش گروندگانش. و فهم براى انسان هاى زيرك، و يقين براى خردمندان، قرار داد.
۱.الكافي: ج 2 ص 49 ح 1 عن الأصبغ بن نباتة، بحار الأنوار: ج 68 ص 349 ح 18.
کلیدواژهها حکمت نامه پیامبر اعظم در یک نگاهحکمت های عقلی و علمیعلم حکمت و معرفتراه های معرفت +1 مورد دیگر
سعد السعودـ به نقل از كتابى كه در آن، سنن ادريس آمده بود ـ: بدانيد و يقين كنيد كه تقواى خداوند، بلندترين حكمت و بزرگ ترين نعمت است و همان وسيله اى است كه به «خوبى» دعوت مى كند و درهاى نيكى، فهم و خرد را مى گشايد.
عنه عليه السلام:عَلى قَدرِ العَقلِ يَكونُ الدّينُ، عَلى قَدرِ الدّينِ تَكونُ قُوَّةُ اليَقينِ. ۱
امام على عليه السلام:ديندارى، به اندازه خرد است و يقين، به اندازه ديندارى.
۱.غرر الحكم: ح 6183 و 6184، عيون الحكم والمواعظ: ص 327 ح 5612 و 5616.
عنه عليه السلام:العَقلُ شَجَرَةٌ أصلُهَا التُّقى، وفَرعُهَا الحَياءُ، وثَمَرَتُهَا الوَرَعُ. فَالتَّقوى تَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلَى الفِقهِ فِي الدّينِ، وَالزُّهدِ فِي الدُّنيا، وَالاِنقِطاعِ إلَى اللّهِ تَعالى. وَالحَياءُ يَدعو إلى ثَلاثِ خِصالٍ: إلَى اليَقينِ، وحُسنِ الخُلُقِ، وَالتَّواضُعِ. وَالوَرَعُ
يَدعو إلى خِصالٍ ثَلاثٍ: إلى صِدقِ اللِّسانِ، وَالمُسارَعَةِ إلَى البِرِّ، وتَركِ الشُّبُهاتِ. ۱
امام على عليه السلام:خرد، درختى است كه ريشه اش پارسايى، شاخه هايش آزرم، و ميوه اش، وَرَع است.
پارسايى، به سه خصلت فرا مى خواند: فهم دين، بى رغبتى به دنيا و دل بستگى به خداوند؛ و آزرم، به سه خصلت فرا مى خواند: يقين، خوش خُلقى و فروتنى؛ و وَرَع، به سه خصلت فرا مى خواند: راستگويى، پيشى گرفتن در نيكى، و كنار نهادن كار شبهه ناك.
۱.المواعظ العدديّة: ص 160.
عنه عليه السلام:لَم يُقَسَّم بَينَ العِبادِ أقَلُّ مِن خَمسٍ: اليَقينِ، وَالقُنوعِ، وَالصَّبرِ، وَالشُّكرِ، وَالَّذي يُكَمِّلُ لَهُ هذا كُلَّهُ العَقلُ. ۱
امام صادق عليه السلام:كمترين خصلت هايى كه ميان بندگان تقسيم شده اند، عبارت اند از: يقين، قناعت، شكيبايى و سپاس گزارى، و آنچه همه اينها را براى آدمى كامل مى كند، خرد است.
۱.الخصال: ص 285 ح 36، المحاسن: ج 1 ص 306 ح 601 وفيه «لم يقسّم اللّه بين الناس شيئًا» بدل «لم يقسّم بين العباد» وكلاهما عن عبداللّه بن مسكان، روضة الواعظين: ص 7، بحار الأنوار: ج 1 ص 87 ح 9.
عنه عليه السلام:ظَنُّ العاقِلِ أصَحُّ مِن يَقينِ الجاهِلِ. ۱
امام على عليه السلام:گمان خردمند، درست تر از يقين نادان است.
۱.غرر الحكم: ح 6040، عيون الحكم والمواعظ: ص 323 ح 5567.
ربيع الأبرار عن أنس:قيلَ: يا رَسولَ اللّهِ، الرَّجُلُ يَكونُ حَسَنَ العَقلِ كَثيرَ الذُّنوبِ؟
قالَ: ما مِن آدَمِيٍّ إلاّ ولَهُ ذُنوبٌ وخَطايا يَقتَرِفُها، فَمَن كانَت سَجِيَّتُهُ العَقلَ وغَريزَتُهُ اليَقينَ لَم تَضُرَّهُ ذُنوبُهُ.
قيلَ: كَيفَ ذلِكَ يا رَسولَ اللّهِ؟
قالَ: لِأَنَّهُ كُلَّما أخطَأَ لَم يَلبَث أن تَدارَكَ ذلِكَ بِتَوبَةٍ ونَدامَةٍ عَلى ما كانَ مِنهُ، فَيَمحو ذُنوبَهُ، ويَبقى لَهُ فَضلٌ يَدخُلُ بِهِ الجَنَّةَ. ۱
ربيع الأبرارـ به نقل از اَنَس ـ: سؤال شد: اى پيامبر خدا! ممكن است مردى از خردى نيكو برخوردار باشد و گناهان بسيار داشته باشد؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «هيچ انسانى نيست، مگر اين كه گناهان و لغزش هايى را مرتكب شده است. پس هر كه سرشتش خردمندى و نهادش يقين باشد، گناهانْ بدو آسيبى نمى رسانند».
گفته شد: اى پيامبر خدا! چگونه ممكن است؟
فرمود: «زيرا [خردمند] هر گاه مرتكب لغزشى گردد، آن را با توبه و پشيمانى جبران مى كند و گناهانش را پاك مى گرداند و برايش خوبى باقى مى ماند كه با آن، وارد بهشت مى گردد».
۱.ربيع الأبرار: ج 3 ص 137؛ تنبيه الخواطر: ج 1 ص 62 وليس فيه «ويبقى له فضل.»، تيسير المطالب: ص 147 نحوه.
الإمام الصادق عليهالسلام: كَمالُ العَقلِ في ثَلاثَةٍ: التَّواضُعِ لِلّهِ، وحُسنِ اليَقينِ، وَالصَّمتِ إلاّ مِن خَيرٍ. ۱
امام صادق عليهالسلام: كمال خرد، به سه چيز است: فروتنى براى خدا، يقين نيكو، و خاموشى گزيدن جز در خوبى.
۱.الاختصاص: ص 244، بحار الأنوار: ج 1 ص 131 ح 25.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ المَعروفِ بدُعاءِ كُمَيلٍ ـ: يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ، أسأَ لُكَ بِحَقِّكَ وقُدسِكَ، وأعظَمِ صِفاتِكَ وأسمائِكَ، أن تَجعَلَ أوقاتي مِنَ اللَّيلِ وَالنَّهارِ بِذِكرِكَ مَعمورَةً، وبِخِدمَتِكَ مَوصولَةً، وأعمالي عِندَك مَقبولَةً، حَتّى تَكونَ أعمالي وأورادي كُلُّها وِردا واحِدا، وحالي في خِدمَتِكَ سَرمَدا.
يا سَيِّدي يا مَن عَلَيهِ مُعَوَّلي، يا مَن إلَيهِ شَكَوتُ أحوالي، يا رَبِّ يا رَبِّ، قَوِّ عَلى خِدمَتِكَ جَوارِحي، وَاشدُد عَلَى العَزيمَةِ جَوانِحي، وهَب لِيَ الجِدَّ في خَشيَتِكَ، وَالدَّوامَ فِي الاِتِّصالِ بِخِدمَتِكَ، حَتّى أسرَحَ إلَيكَ في مَيادينِ السّابِقينَ، واُسرِعَ إلَيكَ فِي البارِزينَ، وأَشتاقَ إلى قُربِكَ فِي المُشتاقينَ، وأَدنُوَ مِنكَ
امام على عليه السلامـ از دعاى ايشان، معروف به «دعاى كميل» ـ: اى پروردگار، اى پروردگار، اى پروردگار! به حقّ تو و به مقام قُدست، و به بزرگ ترين صفات و نام هايت، از تو درخواست مى كنم كه اوقات شب و روز مرا به ياد خودت، آباد گردانى و پيوسته، در خدمت خودت قرارم دهى و اعمالم را به درگاهت بپذيرى تا آن كه همه اعمال و اَورادم يك وِرد شوند و تا ابد، در خدمت تو باشم.
سرورم، اى آن كه تكيه ام به اوست، اى آن كه از احوال خويش به او شِكوه مى كنم، اى پروردگار، اى پروردگار! اندام هاى مرا در خدمت به خودت، نيرومند گردان و دلم را در عقيده، استوار بدار و در ترس از خودت، به من كوشايى بخش و پيوسته مرا در خدمت خويش بدار، تا در ميدان هاى مسابقه دهندگان، به سوى تو بدوانم و در ميان پيشى گيرندگان به كوى تو بشتابم و در
۱.مصباح المتهجّد: ص 849، الإقبال: ج 3 ص 336 وفيه «المبادرين» بدل «البارزين» وكلاهما عن كميل.
الإمام الصادق عليه السلامـ مِن دُعاءٍ عَلَّمَهُ أبا بَصيرٍ ـ: اللّهُمَّ إنّي أسأَ لُكَ قَولَ التَّوّابينَ وعَمَلَهُم. وعَمَلَ الذّاكِرينَ ويَقينَهُم. ۱
امام صادق عليه السلامـ از دعايى كه به ابو بصير آموخت ـ: بار خدايا! از تو درخواست مى كنم گفتار و كردار توبه كنندگان را. و كردار و يقين يادكنندگان را.
۱.الكافي: ج 2 ص 593 ح 33 عن أبي بصير، مصباح المتهجّد: ص 278 ح 383، بحار الأنوار: ج 89 ص 303 ح 10.
عنه عليه السلام:ذِكرُ اللّهِ مَسَرَّةُ كُلِّ مُتَّقٍ، ولَذَّةُ كُلِّ موقِنٍ. ۱
امام على عليه السلام:ياد خدا، مايه شادى هر پرهيزگار و لذّت هر اهل يقينى است.
۱.غرر الحكم: ح 5174، عيون الحكم والمواعظ: ص 256 ح 4745.
الخصال عن عبد اللّه بن حامد رفعه إلى بعض الصالحين عليهم السلام:الذِّكرُ مَقسومٌ عَلى سَبعَةِ أعضاءَ: اللِّسانِ، وَالرُّوحِ، وَالنَّفسِ، وَالعَقلِ، وَالمَعرِفَةِ، وَالسِّرِّ، وَالقَلبِ. وكُلُّ واحِدٍ مِنها يَحتاجُ إلَى الاِستِقامَةِ.
فَأَمَّا استِقامَةُ اللِّسانِ فَصِدقُ الإِقرارِ، وَاستِقامَةُ الرّوحِ صِدقُ الاِستِغفارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ الاِعتِذارِ، وَاستِقامَةُ العَقلِ صِدقُ الاِعتِبارِ، وَاستِقامَةُ المَعرِفَةِ صِدقُ الاِفتِخارِ، وَاستِقامَةُ السِّرِّ السُّرورُ بِعالَمِ الأَسرارِ، وَاستِقامَةُ القَلبِ صِدقُ اليَقينِ ومَعرِفَةُ الجَبّارِ.
فَذِكرُ اللِّسانِ الحَمدُ وَالثَّناءُ، وذِكرُ النَّفسِ الجَهدُ وَالعَناءُ، وذِكرُ الرُّوحِ الخَوفُ وَالرَّجاءُ، وذِكرُ القَلبِ الصِّدقُ
الخصالـ به نقل از عبد اللّه بن حامد، از يكى از اهل بيت عليهم السلام ـ: ياد [خدا] ميان هفت عضو، تقسيم شده است: زبان، روان، نفْس (/ تن)، خِرد، شناخت، درون، و دل. و هر يك از اينها را درستى بايد.
درستى زبان، به اقرار راستين است. درستى روان، به آمرزش خواهى راستين است. درستى نفْس، ۳ به پوزش خواهى راستين است. درستى خِرد، به پند آموختن راستين است. درستى شناخت، به افتخار راستين است. درستى درون، به شاد بودن به جهان نهان هاست، و درستى دل، به يقين راستين و شناخت [خداى] جبّار است.
پس، ياد كردن به زبان، ستايش و تمجيد [خدا] است و ياد كردن به نفْس (/ تن)، كوشش و رنج بردن است و ياد كردن به روان، بيم و اميد است و ياد كردن به دل، راستى و يك دلى است و ياد كردن به خِرد، بزرگداشت و شرم [از خدا] است و ياد
۱.في مشكاة الأنوار: «وذِكرُ السِّرِّ الرُّؤيَةُ وَاللِّقاءُ».
۲.الخصال: ص 404، مشكاة الأنوار: ص 113 ح 261، روضة الواعظين: ص 427، بحار الأنوار: ج 93 ص 153 ح 14.
۳.به قرينه ذكر «استقامة القلب» در ادامه متن حديث، يا بايد اين جا «النفس» باشد و در استنساخ، خطايى رخ داده باشد و يا مراد از «القلب»، همان نفْس و جان باشد.
الإمام الصادق عليه السلام:اللّهُمَّ فَصَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجعَلِ اليَقينَ في قَلبي، وَالنّورَ في بَصَري، وَالنَّصيحَةَ في صَدري، وذِكرَكَ بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ عَلى لِساني. ۱
امام صادق عليه السلام:بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و در دلم يقين، و در ديده ام روشنايى، و در سينه ام خلوص قرار بده و زبانم را شب و روز به ياد خودت گويا ساز.
۱.تهذيب الأحكام: ج 3 ص 75 ح 233، المقنعة: ص 176، مصباح المتهجّد: ص 547 ح 637، الإقبال: ج 1 ص 101، المصباح للكفعمي: ص 752، بحار الأنوار: ج 97 ص 374 ح 1.
عنه عليه السلام:اللّهُمَّ اجعَلِ النّورَ في بَصَري، وَالبَصيرَةَ في ديني، وَاليَقينَ في قَلبي، وَالإِخلاصَ في عَمَلي، وَالسَّعَةَ في رِزقي، وذِكرَكَ بِاللَّيلِ وَالنَّهارِ عَلى لِساني، وَالشُّكرَ لَكَ أبَدا ما أبقَيتَني. ۱
امام صادق عليه السلام:بار خدايا! در نگاهم روشنايى، و در دينم بينش، و در دلم يقين، و در كردارم اخلاص، و در روزى ام گشايش قرار ده و زبانم را شب و روز به ياد خودت گويا گردان و همواره تا زنده ام، مرا سپاس گزار خودت بدار.
۱.فلاح السائل: ص 251 ح 153 عن وهب بن عبد ربّه، جمال الاُسبوع: ص 136 عن أبي بصير، الإقبال: ج 2 ص 230، العُدد القويّة: ص 322 كلاهما من دون إسنادٍ إلى أحدٍ من أهل البيت عليهم السلام، المناقب لابن شهرآشوب: ج 2 ص 287 عن الإمام عليّ عليه السلام وكلّها نحوه، بحار الأنوار: ج 86 ص 6 ح 6.
سنن الترمذي عن ابن عمر:قَلَّما كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يَقومُ مِن مَجلِسٍ حَتّى يَدعوَ بِهؤُلاءِ الدَّعَواتِ لِأَصحابِهِ:
اللّهُمَّ اقسِم لَنا مِن خَشيَتِكَ ما يَحولُ بَينَنا وبَينَ مَعاصِيكَ، ومِن طاعَتِكَ ما تُبَلِّغُنا بِهِ جَنَّتَكَ، ومِنَ اليَقينِ ما تُهَوِّنُ بِهِ عَلَينا مُصيباتِ الدُّنيا، ومَتِّعنا بِأَسماعِنا وأبصارِنا و قُوَّتِنا ما أحيَيتَنا، وَاجعَلهُ الوارِثَ مِنّا، وَاجعَل ثَأرَنا عَلى مَن ظَلَمَنا، وَانصُرنا عَلى مَن عادانا، ولا تَجعَل مُصيبَتَنا في دينِنا، ولا تَجعَلِ الدُّنيا أكبَرَ هَمِّنا، ولا مَبلَغَ عِلمِنا، ولا تُسَلِّط عَلَينا مَن لا يَرحَمُنا. ۱
سنن الترمذىـ به نقل از ابن عمر ـ: كمتر پيش مى آمد كه پيامبر خدا از مجلسى برخيزد و براى يارانش چنين دعا نكند: «بار خدايا! چنان ترسى از خود، قسمت ما كن كه مانع ما از نافرمانى كردن تو شود، و [نيز] چنان طاعتى از خود كه با آن، ما را به بهشتت رسانى، و چنان يقينى كه با آن، [تحمّل]مصيبت هاى دنيا را بر ما آسان گردانى، و ما را تا زمانى كه زنده مى دارى، از شنوايى و بينايى و نيرويمان برخوردار بدار و آنها را وارث ما گردان (تا آخر عمر، برايمان باقى بدار)، و انتقام ما را از كسى كه به ما ستم كرده است، بستان، و بر ضدّ كسى كه با ما دشمنى مى كند، يارى مان رسان، و مصيبت ما را در دينمان قرار مده، و دنيا را بزرگ ترين خواست ما و نهايتِ شناخت ما مگردان، و كسى را كه به ما رحم نمى كند، بر ما مسلّط مساز».
۱.سنن الترمذي: ج 5 ص 528 ح 3502، الزهد لابن المبارك: ص 144 ح 431 نحوه، كنز العمّال: ج 2 ص 203 ح 3764 وراجع المستدرك على الصحيحين: ج 1 ص 709 ح 1934.
مسكّن الفؤاد:أوحَى اللّهُ تَعالى إلى بَعضِ الصِّدِّيقينَ: إنَّ لي عِبادا مِن عِبادي يُحِبّوني واُحِبُّهُم، ويَشتاقونَ إلَيَّ وأشتاقُ إلَيهِم، ويَذكُروني وأذكُرُهُم، فَإِن أخَذتَ طَريقَتَهُم أحبَبتُكَ، وإن عَدَلتَ عَنهُم مَقَتُّكَ. ۱
مسكّن الفؤاد:خداى متعال به يكى از صدّيقان وحى فرمود كه: «مرا در ميان بندگانم، بندگانى است كه دوستم مى دارند و دوستشان مى دارم، و مشتاق من اند و من، مشتاق آنانم، و مرا ياد مى كنند و من، يادشان مى كنم. پس اگر راه آنان در پيش گيرى، تو را نيز دوست دارم، و اگر از راه آنان منحرف شوى، دشمنت مى دارم».
۱.مسكّن الفؤاد: ص 28، بحار الأنوار: ج 70 ص 26 ح 28.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۲۱۳