نتایج جستجو برای «کیفر»: ۶۸۶ حدیث
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ لِمَن قالَ لَهُ: أخبِرني عَنِ العَقلِ ما هُوَ؟ وكَيفَ هُوَ؟ وما يَتَشَعَّبُ مِنهُ وما لا يَتَشَعَّبُ؟ وصِف لي طَوائِفَهُ كُلَّها ـ: إنَّ العَقلَ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ، وَالنَّفسُ مِثلُ أخبَثِ الدَّوابِّ، فَإِن لَم تُعقَل حارَت، فَالعَقلُ عِقالٌ مِنَ الجَهلِ، وإنَّ اللّهَ خَلَقَ العَقلَ فَقالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ، وقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ، فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: وعِزَّتي وجَلالي، ما خَلَقتُ خَلقًا أعظَمَ مِنكَ ولا أطوَعَ مِنكَ، بِكَ اُبدِئُ وبِكَ اُعيدُ، لَكَ الثَّوابُ وعَلَيكَ العِقابُ. فَتَشَعَّبَ مِنَ العَقلِ الحِلمُ، ومِنَ الحِلمِ العِلمُ، ومِنَ العِلمِ الرُّشدُ، ومِنَ الرُّشدِ العَفافُ، ومِنَ العَفافِ الصِّيانَةُ، ومِنَ الصِّيانَةِ الحَياءُ،

پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در پاسخ كسى كه پرسيد: خرد چيست و چگونه است؟ چه چيزهايى از خرد، پيدا مى شود؟ و انواع خرد، كدام است؟ ـ: خرد، بازدارنده از نادانى است. نفْس، به سانِ پليدترينِ چارپايان است و اگر مهار نشود، حيران مى گردد. پس خرد، بازدارنده از نادانى است. همانا خداوند، خرد را بيافريد و بدو فرمود: «روى آور». پس روى آورد، و بدو گفت: «باز گرد». پس باز گشت. آن گاه خداوند به عزّت و جلال خويش، سوگند ياد كرد كه: «آفريده اى بزرگ تر از تو و فرمانبرتر از تو نيافريدم. [نعمت هاى خود را]با تو آغاز مى كنم و با تو باز مى گردانم. پاداش و كيفر، از آنِ توست». از خرد، بردبارى سرچشمه مى گيرد و از بردبارى دانش، و از دانش، رُشد، و از رشد، پاك دامنى، و از پاك دامنى، امنيّت، و از امنيّت، آزرم، و از

۱.تحف العقول: ص 15، بحار الأنوار: ج 1 ص 117 ح 11.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
عنه عليه السلام:عُقوبَةُ العُقَلاءِ التَّلويحُ. ۱
امام على عليه السلام:كيفر خردمندان، با كنايه گفتن [خطاى آنان] است.
۱.غرر الحكم: ح 6328، عيون الحكم والمواعظ: ص 339 ح 5776.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: اِتَّقُوا اللّه‏َ عِبادَ اللّه‏ِ تَقِيَّةَ ذي لُبٍّ شَغَلَ التَّفَكُّرُ قَلبَهُ، وأنصَبَ الخَوفُ بَدَنَهُ، وأسهَرَ التَّهَجُّدُ غِرارَ نَومِهِ، وأظمَأَ الرَّجاءُ هَواجِرَ يَومِهِ، وظَلَفَ الزُّهدُ شَهَواتِهِ، وأوجَفَ الذِّكرُ بِلِسانِهِ، وقَدَّمَ الخَوفَ لِأَمانِهِ، وتَنَكَّبَ المَخالِجَ عَن وَضَحِ السَّبيلِ، وسَلَكَ أقصَدَ المَسالِكِ إلَى النَّهجِ المَطلوبِ، ولَم تَفتِلهُ فاتِلاتُ الغُرورِ، ولَم تَعمَ عَلَيهِ مُشتَبِهاتُ الاُمورِ، ظافِرًا بِفَرحَةِ البُشرى وراحَةِ النُّعمى، في أنعَمِ نَومِهِ وآمَنِ يَومِهِ. وقَد عَبَرَ مَعبَرَ العاجِلَةِ حَميدًا، وقَدَّمَ زادَ الآجِلَةِ سَعيدًا، وبادَرَ مِن وَجَلٍ، وأكمَشَ في مَهَلٍ، ورَغِبَ في طَلَبٍ، وذَهَبَ عَن هَرَبٍ، وراقَبَ في

امام على عليه‏السلام: بندگان خدا! تقوا پيشه كنيد؛ تقواى خردمندى كه انديشه، دلش را مشغول داشته، و ترس، بدنش را ناتوان كرده، و شب‏زنده‏دارى، خواب اندكش را ربوده، و اميد، او را به تشنگىِ (روزه) روزانه وا داشته، و زُهد، شهوت‏هايش را ميرانده، و ياد خدا زبانش را به حركت در آورده است و ترس را براى امان يافتن خود، پيش داشته، و از خيالات، در راه روشن، دورى گزيده و نزديك‏ترين راه رسيدن به مقصد را انتخاب كرده است و دام‏هاى فريب، او را گرفتار نساخته‏اند و امور مشتبه بر او پنهان نگرديده است، [و اين همه] در حالى است كه بر خوشىِ بشارت و آسايش نعمت، در خوش‏ترين خواب و آسوده‏ترين روز، دست يافته است. [چنين شخصى] از گذرگاه دنيا به شايستگى گذر كرده و توشه آخرت را با خوش‏بختى پيش فرستاده، و به خاطر ترس [بر

۱.نهج البلاغة: الخطبة 83، بحار الأنوار: ج 77 ص 426 ح 44.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلامـ مِن كِتابِهِ لِشُرَيحِ بنِ الحارِثِ ـ: بَلَغَني أنَّكَ ابتَعتَ دارًا بِثَمانينَ دينارًا، وكَتَبتَ لَها كِتابًا، وأشهَدتَ فيهِ شُهودًا. يا شُرَيحُ، أما إنَّهُ سَيَأتيكَ مَن لا يَنظُرُ في كِتابِكَ ولا يَسأَلُكَ عَن بَيِّنَتِكَ، حَتّى يُخرِجَكَ مِنها شاخِصًا ويُسلِمَكَ إلى قَبرِكَ خالِصًا. فَانظُر يا شُرَيحُ لا تَكونُ ابتَعتَ هذِهِ الدّارَ مِن غَيرِ مالِكَ، أو نَقَدتَ الثَّمَنَ مِن غَيرِ حَلالِكَ، فَإِذا أنتَ قَد خَسِرتَ دارَ الدُّنيا ودارَ الآخِرَةِ! أما إنَّكَ لَو كُنتَ أتَيتَني عِندَ شِرائِكَ مَا اشتَرَيتَ لَكَتَبتُ لَكَ كِتابًا عَلى هذِهِ النُّسخَةِ فَلَم تَرغَب في شِراءِ هذِهِ الدّارِ بِدِرهَمٍ فَما فَوقُ! وَالنُّسخَةُ هذِهِ: «هذا مَا اشتَرى عَبدٌ ذَليلٌ مِن مَيِّتٍ

امام على عليه السلامـ در نامه اى به شُرَيح بن حارث ـ: به من خبر رسيده كه خانه اى را به هشتاد دينار خريده اى و اين را مكتوب كرده اى و بر آن، گواه گرفته اى. اى شريح! بدان كه به زودى، كسى نزد تو مى آيد كه نوشته ات را نگاه نمى كند و از گواهت نمى پرسد، تا اين كه تو را از آن خانه يكسره بيرون برده و از همه چيز جدا كرده، به گورت بسپارد. پس ـ اى شريح ـ بنگر كه مبادا اين خانه را از مالِ ديگرى، خريده باشى، يا بهاى آن را از غيرِ حلال داده باشى كه در اين صورت، سراى دنيا و سراى آخرت را از دست داده اى. آگاه باش كه اگر هنگام خريد خانه نزد من آمده بودى، براى تو قباله اى مى نوشتم كه به خريد اين خانه با يك درهم ـ چه رسد كه بيشتر ـ رغبت نمى كردى و [آن]قباله اين است: «اين، خانه اى است كه بنده اى خوار،

۱.غافر: 78.
۲.نهج البلاغة: الكتاب 3، بحار الأنوار: ج 33 ص 485 ح 690.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه السلام:أيُّهَاالنّاسُ! إنَّكُم إن آثَرتُمُ الدُّنيا عَلَى الآخِرَةِ أسرَعتُم إجابَتَها إلَى العَرَضِ الأَدنى، ورَحَلَت مَطايا آمالِكُم إلَى الغايَةِ القُصوى، تورِدُ مَناهِلَ ۱ عاقِبَتِها النَّدَمَ، وتُذيقُكُم ما فَعَلَت بِالاُمَمِ الخالِيَةِ وَالقُرونِ الماضِيَةِ مِن تَغَيُّرِ الحالاتِ وتَكَوُّنِ المَثُلات ۲. ۳
امام على عليه السلام:اى مردم! شما اگر دنيا را بر آخرت بر گزينيد، در پذيرفتن دعوت آن به كالاى پست شتافته ايد و مَركب آرزوهايتان تا دورترين مقصد، تاخت بر مى دارند و شما را به آبشخورهايى مى بَرَند كه فرجامشان پشيمانى است و كارهايى را كه با امّت هاى پيشين و نسل هاى گذشته كرد، يعنى دگرگونى حالات و فرودآمدن كيفرها، به شما نيز مى چشانَد.
۱.المناهل: جمع المَنْهَل: وهو المورد؛ وهو عينُ ماءٍ تَرِدُه الإبل (المصباح المنير: ص 628 «نَهِلَ»).
۲.المُثلَة: نِقمةٌ تنزل بالإنسان فيُجعَل مِثالاً يَرتدِعُ به غيرُه، وذلك كالنّكال، وجمعه: مُثُلات ومَثُلات (مفردات ألفاظ القرآن: ص 760 «مثل»).
۳.تحف العقول: ص 221، بحار الأنوار: ج 78 ص 60 ح 137.
عدّة الداعي:أوحَى اللّهُ إلى داوودَ عليه السلام: إنَّ أهوَنَ ما أنَا صانِعٌ بِعَبدٍ غَيرِ عامِلٍ بِعِلمِهِ، مِن سَبعينَ عُقوبَةً باطِنِيَّةً؛ أن اُخرِجَ مِن قَلبِهِ حَلاوَةَ ذِكري. ۱
عدّة الداعى:خداوند به داوود عليه السلام وحى فرمود كه: «از ميان هفتاد كيفر درونى، كمترين كارى كه با بنده عمل نكننده به علمش مى كنم، اين است كه شيرينى يادم را از دلش بيرون مى برم».
۱.عدّة الداعي: ص 69، مصباح الشريعة: ص 345 عن الإمام الصادق عليه السلام، بحار الأنوار: ج 2 ص 32 ح 25.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَعالى: إذا كانَ الغالِبُ عَلى عَبدِي الاِشتِغالَ بي جَعَلتُ نَعيمَهُ ولَذَّتَهُ في ذِكري، فَإِذا جَعَلتُ نَعيمَهُ ولَذَّتَهُ في ذِكري عَشِقَني وعَشِقتُهُ، فَإِذا عَشِقَني وعَشِقتُهُ رَفَعتُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ، وصِرتُ مَعالِما ۱ بَينَ عَينَيهِ لا يَسهو إذا سَهَا النّاسُ؛ اُولئِكَ كَلامُهُم كَلامُ الأَنبياءِ، اُولئِكَ الأَبطالُ حَقّا، اُولئِكَ الَّذينَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً وعَذابا ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ ذلِكَ عَنهُم. ۲
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «هر گاه غالب حالات بنده ام پرداختن به من باشد، خوشى و لذّت او را در ياد كردنش از من قرار دهم، و هر گاه خوشى و ذلّتش را در يادم قرار دهم، او عاشق من مى شود و من، عاشق او مى شوم، و هر گاه او عاشق من شود و من عاشق او، پرده ميان خودم و او را كنار مى زنم و نشانه هايى فرا چشم او مى شوم، به طورى كه هر گاه مردم اشتباه كنند، او اشتباه نمى كند. اين گونه بندگان، سخنشان، سخن پيامبران است. اينان، پهلوانان حقيقى هستند. اينان، كسانى هستند كه هر گاه بخواهم زمينيان را كيفر و عذاب كنم، به ياد ايشان مى افتم و كيفر و عذاب را از مردمان مى گردانم».
۱.المَعْلَم: الأثر يستدلّ به على الطريق (الصحاح: ج 5 ص 1991 «علم»). وفي كنزالعمّال: «. وصيّرت ذلك تغالبا عليه، لا يسهو.».
۲.حلية الأولياء: ج 6 ص 165 عن الحسن، كنز العمّال: ج 1 ص 433 ح 1872.
عنه صلى الله عليه و آله:كَفى بِالاِغتِرارِ بِاللّهِ جَهلًا. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:براى نادانى، همين بس كه [آدمى]به [مهلتى كه]خداوند [داده و در كيفر گناهان عجله نكرده،]فريفته شود.
۱.شُعب الإيمان: ج 1 ص 472 ح 746.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ من وَصِيَّتِهِ لِأَبي ذَرٍّ ـ: يا أباذَرٍّ، إذا سُئِلتَ عَن عِلمٍ لا تَعلَمُهُ فَقُل: «لا أعلَمُهُ» تَنجُ مِن تَبِعَتِهِ، ولا تُفتِ النّاسَ بِما لا عِلمَ لَكَ بِهِ تَنجُ مِن عَذابِ يَومِ القِيامَةِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در سفارشش به ابو ذر ـ: اى ابو ذر! هر گاه از دانشى پرسيده شدى كه آن را نمى دانى، بگو: «نمى دانم» تا از پيامدهاى آن، رهايى يابى و در آنچه نمى دانى، به مردم فتوا مده تا از كيفرِ روز قيامت بِرَهى.
۱.الأمالي للطوسي: ص 527 ح 1162.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إذا كانَ يَومُ القِيامَةِ جَمَعَ اللّهُ العُلَماءَ فَقالَ: إنّي لَم أستَودِع حِكمَتي قُلوبَكُم وأنَا اُريدُ أن اُعَذِّبَكُم، اُدخُلُوا الجَنَّةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هنگامى كه روز قيامت فرا رسد، خداوند، دانشمندان را گِرد مى آورد و مى گويد: «من، حكمتم را در دل هاى شما به وديعه ننهادم تا شما را كيفر دهم. به بهشت وارد شويد».
۱.كنزالعمّال: ج 10 ص 172 ح 28894.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ إلى داوُودَ عليه السلام: لا تَجعَل بَيني وبَينَكَ عالِماً مَفتوناً بِالدُّنيا فَيَصُدَّكَ عَن طَريقِ مَحَبَّتي، فَإِنَّ اُولئِكَ قُطّاعُ طَريقِ عِبادِيَ المُريدينَ، إنَّ أدنى ما أنَا صانِعٌ بِهِم أن أنزَعَ حَلاوَةَ مُناجاتي عَن قُلوبِهِم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند به داوود عليه السلام وحى كرد: «ميان من و خودت، دانشمند مفتون دنيا را قرار مده كه تو را از مسير محبّت من، باز مى دارد. اينان، راهزنان راه بندگانِ خواهانِ من اند. كمترين كارى كه با آنان مى كنم، اين است كه شيرينىِ راز و نياز با خود را از دل هايشان مى برم».
۱.الكافي: ج1 ص46 ح4.
عنه صلى الله عليه و آله:العُلَماءُ رَجُلانِ: رَجُلٌ عالِمٌ آخِذٌ بِعِلمِهِ فَهذا ناجٍ، وعالِمٌ تارِكٌ لِعِلمِهِ فَهذا هالِكٌ. وإنَّ أهلَ النّارِ لَيَتَأَذَّونَ مِن ريحِ العالِمِ التّارِكِ لِعِلمِهِ وإنَّ أشَدَّ أهلِ النّارِ نَدامَةً وحَسرَةً رَجُلٌ دَعا عَبداً إلَى اللّهِ فَاستَجابَ لَهُ وقَبِلَ مِنهُ، فَأَطاعَ اللّهَ فَأَدخَلَهُ اللّهُ الجَنَّةَ، وأدخَلَ الدّاعِيَ النّارَ بِتَركِ عِلمِهِ وَاتِّباعِهِ الهَوى وطولِ الأَمَلِ، أمَّا اتِّباعُ الهَوى فَيَصُدُّ عَنِ الحَقِّ، وطولُ الأَمَلِ يُنسِي الآخِرَةَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:دانشمندان، دو گونه اند: مردى دانا كه به دانش خود، عمل مى كند ـ و اين، نجات يافته است ـ و دانشمندى كه دانش خود را وا نهاده ـ و اين، هلاك شده است ـ، و دوزخيان از بوى دانشمندِ وا گذارنده دانش خود، اذيّت مى شوند و پشيمان ترين و پرحسرت ترينِ ساكنان جهنّم، مردى است كه بنده اى را به سوى خدا فرا خوانده و او پاسخ مثبت داده و از وى پذيرفته و اطاعت خدا را كرده و خدا هم او را به بهشت برده است؛ ولى آن دعوت كننده را به سبب وا گذاردن دانشش و پيروى از هوسش و درازىِ آرزويش، به دوزخ افكنده است. پيروى هوس، از حق باز مى دارد و درازىِ آرزو، آخرت را از ياد مى برد.
۱.الكافي: ج 1 ص 44 ح 1.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:إنَّ أعلى مَنازِلِ الإِيمانِ دَرَجَةٌ واحِدَةٌ، مَن بَلَغَ إلَيها فَقَد فازَ وظَفِرَ، وهُوَ أن يَنتَهِيَ بِسَريرَتِهِ فِي الصَّلاحِ إلى أن لا يُبالِيَ بِها إذا ظَهَرَت، ولا يَخافُ عِقابَها إذَا استَتَرَت. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:بالاترين مرتبه ايمان، يك درجه است كه هر كس به آن درجه برسد، برنده و پيروز شده است، و آن اين است كه باطن او به آن حدّ از پاكى برسد كه هر گاه آشكار شود، باكى نداشته باشد و هر گاه پوشيده بمانَد، از عاقبت آن [يا از كيفر خدا بر آن]بيم نداشته باشد.
۱.عدّة الداعي: ص 214.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أَوحَى اللّهُ عز و جل إِلى أَخِي العُزَيرِ:. لا تَأمَن مَكري حَتّى تَدخُلَ جَنَّتي، فَاهَتزَّ عُزَيرٌ يَبكي، فَأَوحَى اللّهُ إِلَيهِ: لا تَبكِ يا عُزَيرُ؛ فَإِن عَصَيتَني بِجَهلِكَ غَفَرتُ لَكَ بِحِلمي؛ لِأَنّي كَريمٌ لا أَعجَلُ بِالعُقوبَةِ عَلى عِبادي وأَنَا أَرحَمُ الرَّاحِمينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند عز و جل به برادرم عُزَير وحى كرد: «. از مكر من، ايمن مباش تا اين كه به بهشتم در آيى». پس عُزَير گريست و بر خود لرزيد. خداوند به او وحى كرد: «اى عُزَير! گريه مكن. اگر به دليل نادانى ات مرا نافرمانى كنى، تو را با بردبارى خود بيامرزم؛ زيرا من، كريمى هستم كه در كيفر بندگانم شتاب نمى كنم و من، مهربان ترينِ مهربانانم».
۱.الفردوس: ج 1 ص 144 ح 514.
رسول اللّه صلى الله عليه و آلهـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ إِنّي أَسأَلُكَ بِاسمِكَ. يا ناصِرُ يا مُنتَصِرُ، يا مُهلِكُ يا مُنتَقِمُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهـ در دعا ـ: خدايا! از تو مى خواهم به نامت. اى يارى رسان، اى پيروزگر، اى هلاك كننده، اى سخت كيفر!
۱.مهج الدعوات: ص 194.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:لَمّا رَأى يونُسُ عليه السلام أنَّ قَومَهُ لا يُجيبونَهُ ولا يُؤمِنونَ، ضَجِرَ وعَرَفَ مِن نَفسِهِ قِلَّةَ الصَّبرِ، فَشَكا ذلِكَ إلى رَبِّهِ، وكانَ فيما شَكا ۱ أن قالَ: يا رَبِّ، إنَّكَ بَعَثتَني إلى قَومي، ولي ثَلاثونَ سَنَةً، فَلَبِثتُ فيهِم أدعوهُم إلَى الإِيمانِ بِكَ، وَالتَّصديقِ بِرِسالاتي، واُخَوِّفُهُم عَذابَكَ ونَقِمَتَكَ ثَلاثا وثَلاثينَ سَنَةً، فَكَذَّبوني ولَم يُؤمِنوا بي، وجَحَدوا نُبُوَّتي وَاستَخَفّوا بِرِسالاتي، وقَد تَواعَدوني وخِفتُ أن يَقتُلوني، فَأَنزِل عَلَيهِم عَذابَكَ، فَإِنَّهُم قَومٌ لا يُؤمنونَ. قالَ: فَأَوحَى اللّهُ إلى يونُسَ: أنَّ فيهِمُ الحَملَ، وَالجَنينَ وَالطِّفلَ، وَالشَّيخَ الكَبيرَ، وَالمَرأَةَ الضَّعيفَةَ، وَالمُستَضعَفَ

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:يونس عليه السلام، زمانى كه ديد قومش دعوت او را نمى پذيرند و به او ايمان نمى آورند، آزرده شد و احساس بى تابى كرد. از اين رو، به پروردگارش شِكوه نمود. در بخشى از شِكوه هاى او چنين بود: اى پروردگار من! تو مرا در سى سالگى به سوى قومم مبعوث فرمودى و من، سى و سه سال در ميانشان ماندم و آنان را به ايمان آوردن به تو و تصديق رسالتم دعوت نمودم و از عذاب و نقمت تو بيمشان دادم؛ امّا آنان تكذيبم كردند و به من ايمان نياوردند، و نبوّتم را انكار نمودند و رسالتم را سبُك شمردند و من را تهديد نمودند و ترسيدم كه مرا بكُشند. پس، عذابت را بر آنان فرود آور؛ زيرا آنان، قومى هستند كه ايمان نمى آورند. آن گاه خداوند به يونس عليه السلام وحى فرمود: «در ميان آنان، زن باردار و جنين و كودك

۱.في المصدر: «يشكي»، وما في المتن أثبتناه من بحار الأنوار.
۲.مَهِين: أي حقير (الصحاح: ج 6 ص 2209 «مهن»).
۳.تفسير العيّاشي: ج 2 ص 129 ح 44.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:مَن أصابَ فِي الدُّنيا ذَنبا فَعوقِبَ بِهِ، فَاللّهُ أعدَلُ مِن أن يُثَنِّيَ عُقوبَتَهُ عَلى عَبدِهِ، ومَن أذنَبَ ذَنبا فِي الدُّنيا فَسَتَرَهُ اللّهُ عَلَيهِ، فَاللّهُ أكرَمُ مِن أن يَعودَ في شَيءٍ قَد عَفا عَنهُ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هر كس در دنيا به گناهى گرفتار آيد و كيفر شود، خداوند، دادگرتر از آن است كه كيفر آن را بر بنده اش تكرار نمايد، و هر كس در دنيا به گناهى مرتكب شود و خداوندْ آن را بپوشاند، خداوند، بخشنده تر از آن است كه به چيزى كه گذشت كرده است، باز گردد.
۱.سنن ابن ماجة: ج 2 ص 868 ح 2604.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:عَنِ اللّهِ أروي حَديثي، إنَّ اللّهَ تَبارَكَ وتَعالى يَقولُ: يَابنَ آدَمَ بِمَشيئَتي كُنتَ أنتَ الَّذي تَشاءُ لِنَفسِكَ ما تَشاءُ، وبِإِرادَتي كُنتَ أنتَ الَّذي تُريدُ لِنَفسِكَ ما تُريدُ، وبِفَضلِ نِعمَتي عَلَيكَ قَوِيتَ عَلى مَعصِيَتي، وبِعِصمَتي وعَوني وعافِيَتي أدَّيتَ إلَيَّ فَرائِضي، فَأَنَا أولى بِحَسَناتِكَ مِنكَ، وأنتَ أولى بِسَيِّئاتِكَ مِنّي، فَالخَيرُ مِنّي إلَيكَ بِما أولَيتُ بَداءٌ ۱، وَالشَّرُّ مِنّي إلَيكَ بِما جَنَيتَ جَزاءٌ، وبِإِحساني إلَيكَ قَوِيتَ عَلى طاعَتي، وبِسوءِ ظَنِّكَ بي قَنَطتَ مِن رَحمَتي، فَلِيَ الحَمدُ وَالحُجَّةُ عَلَيكَ بِالبَيانِ، ولِيَ السَّبيلُ عَلَيكَ بِالعِصيانِ، ولَكَ جَزاءُ الخَيرِ عِندي بِالإِحسانِ، لَم أدَع

پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:سخن خود را از خدا روايت مى كنم. خداوند ـ تبارك و تعالى ـ مى فرمايد: «اى فرزند آدم! به مشيّت من است كه آنچه مى خواهى، براى خود مى خواهى، و به اراده من است كه آنچه اراده مى كنى، براى خود اراده مى كنى، و به سبب بسيارى نعمتم بر تو، بر نافرمانى از من نيرو گرفتى، و در سايه پاكى و يارى و آسايش من، واجب هاى مرا براى من ادا نمودى. پس، من به نيكى هاى تو از تو سزاوارترم و تو به بدى هايت از من شايسته ترى. پس، خير رسيده از جانب من به تو ـ كه به خاطر سزاوارى من است ـ ابتدايى است [نه بازتاب عمل تو]، و شرّ رسيده از جانب من به تو ـ كه به سبب جُرم توست ـ يك كيفر است، و به سبب احسان من به تو، بر فرمانبرى از من، نيرو گرفتى و به جهت بدگمانى به من، از رحمتم نوميد گشتى. پس به خاطر

۱.بالرفع خبر للخير وكذا الجملة التالية أي الخير الواصل منّي إليك مبتدء من دون استحقاقك لأنّ مبادئ الخير الذى تستحقّه بعملك أيضاً منّي، والشرّ الواصل جزاء متفرّع على جنايتك. وفي نسخة «ب» بالنصب وهو على التمييز والخبر مقدّر (هامش المصدر: ص 340).
۲.التوحيد: ص 343 ح 13.
عنه صلى الله عليه و آله:يَقولُ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: إنَّ أحَبَّ العِبادِ إلَيَّ المُتَحابّونَ مِن أجلي، المُتَعَلِّقَةُ قُلوبُهُم بِالمَساجِدِ، وَالمُستَغِفرونَ بِالأَسحارِ، اُولئِكَ إذا أرَدتُ بِأَهلِ الأَرضِ عُقوبَةً ذَكَرتُهُم فَصَرَفتُ العُقوبَةَ عَنهُم. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند متعال مى فرمايد: «محبوب ترين بندگانم در نزد من، كسانى هستند كه براى من با يكديگر دوستى مى كنند، دل بسته مسجدهايند و سحرگاهان، به استغفار مشغول اند. آنان هستند كه هر گاه بخواهم زمينيان را كيفرى دهم، يادشان مى كنم و به سبب آنان، كيفر را از زمينيانْ بازمى دارم».
۱.مكارم الأخلاق: ج 2 ص 375 ح 2661.
رسول اللّه صلى الله عليه و آله:أوحَى اللّهُ إلى أخي العُزَيرِ عليه السلام: يا عُزَيرُ، إن أصابَتكَ مُصيبَةٌ فلا تَشكُني إلى خَلقي، فقد أصابَني مِنكَ مَصائبُ كَثيرَةٌ ولَم أشكُكَ إلى مَلائكتي. يا عُزَيرُ، اعصِني بقَدرِ طاقَتِكَ على عَذابي، وسَلْني حَوائجَكَ على مِقدارِ عَمَلِكَ، ولا تأمَنْ مَكري حتّى تَدخُلَ جَنَّتي، فاهتَزَّ عُزَيرٌ يَبكي، فأوحَى اللّهُ إلَيهِ: لا تَبكِ يا عُزَيرُ! فإن عَصَيتَني بجَهلِكَ غَفَرتُ لكَ بحِلمي؛ لأنّي حَليمٌ لا أعجَلُ بالعُقوبَةِ على عِبادي وأنا أرحَمُ الرّاحِمينَ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:خداوند به برادرم عُزَير عليه السلام، وحى فرمود: «اى عُزَير! اگر گرفتارى و مصيبتى به تو رسيد، از من نزد خَلقم شكايت مكن؛ زيرا از تو نيز مصايب بسيارى به من رسيده و من از تو نزد فرشتگانم شكايت نكرده ام. اى عُزَير! به اندازه تحمّلت در برابر عذاب من، مرا نافرمانى كن و نيازهايت را به اندازه عملت از من بخواه و از مكر من، آسوده خاطر مباش، تا به بهشت من در آيى». عُزَير بر خود لرزيد و گريست. خداوند به او وحى فرمود: «اى عُزَير! گريه مكن؛ زيرا اگر از روى نادانى ات مرا نافرمانى كردى، من با بردبارى خود، تو را مى بخشم؛ چرا كه من بردبارم و در كيفر بندگانم، شتاب نمى ورزم و من، مهربان ترينِ مهربانانم».
۱.كنز العمال: ج 11 ص 500 ح 32341.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۸۶