نتایج جستجو برای «کمک»: ۶۴۲ حدیث
عنه عليه السلام:مَنِ استَعانَ بِالعَقلِ سَدَّدَهُ. ۱
امام على عليه السلام:هر كه از خرد كمك بخواهد، او را يارى مى رساند.
۱.غرر الحكم: ح 7925، عيون الحكم والمواعظ: ص 424 ح 7176.
عنه عليه السلام:أعوَنُ الأَشياءِ عَلى تَزكِيَةِ العَقلِ التَّعليمُ. ۱
امام على عليه السلام:بهترين چيزى كه به رُشد خرد كمك مى كند، آموختن است.
۱.غرر الحكم: ح 3246، عيون الحكم والمواعظ: ص 122 ح 2788.
الإمام زين العابدين عليه السلام:اللّهُمَّ ارزُقني عَقلاً كامِلاً وعَزمًا ثاقِبًا ولُبًّا راجِحًا وقَلبًا ذَكِيًّا وعِلمًا كَثيرًا وأدَبًا بارِعًا، وَاجعَل ذلِكَ كُلَّهُ لي ولا تَجعَلهُ عَلَيَّ، بِرَحمَتِكَ يا أرحَمَ الرّاحِمينَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلام:بار خدايا! به من خردى كامل، تصميمى استوار، انديشه اى سنگين، دلى تيز بين، دانشى بسيار و ادبى برجسته روزى كن و اينها را به سودم قرار بده و به زيانم قرار مده، به مهربانى ات، اى مهربان ترينِ مهربانان!
۱.المصباح للكفعمي: ص 93، مستدرك الوسائل: ج 10 ص 223 ح 11900 نقلاً عن المزار القديم، بحار الأنوار: ج 87 ص 325 ح 14.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
بحار الأنوار:فِي المُناجاةِ الَّتي جاءَ بِها جَبرَئيلُ عليه السلام إلَى النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله: وَامحُ اللّهُمَّ رَبِّ بِالتَّوبَةِ ما ثَبَتَ مِن ذُنوبي، وَاغسِل بِقَبولِها جَميعَ عُيوبي، وَاجعَلها جالِيَةً لِرَينِ ۱ قَلبي، شاحِذَةً ۲ لِبَصيرةِ لُبّي. ۳
بحار الأنوارـ در مناجاتى كه جبرئيل عليه السلام براى پيامبر خدا به ارمغان آورد ـ: بار خدايا! گناهان مرا با توبه پاك كن و با پذيرش توبه، عيب هايم را شستشو ده و آن را صيقل دهنده زنگارهاى دل، و تيزبينى خرد قرار ده.
۱.الرَّين: كالصّدأ يغشى القلب (لسان العرب: ج 13 ص 192).
۲.شَحذت السيف والسكّين: إذا حدَدته بالمِسَنّ وغيره (النهاية: ج 2 ص 449).
۳.بحار الأنوار: ج 94 ص 117 ح 17.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الإمام المهديّ عليه السلامـ في دُعاءٍ عَلَّمَهُ لِمُحَمَّدِ بنِ عَلِيٍّ العَلَوِيِّ المِصرِيِّ ـ: إلهي وأسأَلُكَ. أن تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأن تَهدِيَ لي قَلبي وتَجمَعَ لي لُبّي. ۱
امام مهدى عليه السلامـ در دعايى كه به محمّد بن على علوىِ مصرى آموخت ـ: خدايا! از تو مى خواهم. كه بر محمّد و خاندانش درود فرستى، و دلم را راهنمايى كنى، و انديشه ام را فراهم گردانى.
۱.مُهج الدعوات: ص 342، بحار الأنوار: ج 95 ص 272 ح 34.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +3 مورد دیگر
الكافي عن سماعة بن مهران:كُنتُ عِندَ أبي عَبدِاللّهِ عليه السلام وعِندَهُ جَماعَةٌ مِن مَواليهِ، فَجَرى ذِكرُ العَقلِ وَالجَهلِ، فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: اِعرِفُوا العَقلَ وجُندَهُ وَالجَهلَ وجُندَهُ تَهتَدوا. قالَ سَماعَةُ: فَقُلتُ: جُعِلتُ فِداكَ، لا نَعرِفُ إلاّ ما عَرَّفتَنا. فَقالَ أبو عَبدِاللّهِ عليه السلام: إنَّ اللّهَ عز و جل خَلَقَ العَقلَ وهُوَ أوَّلُ خَلقٍ مِنَ الرّوحانِيّينَ عَن يَمينِ العَرشِ مِن نورِهِ، فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ لَهُ: أقبِل فَأَقبَلَ ۱؛ فَقالَ اللّهُ تَبارَكَ وتَعالى: خَلَقتُكَ خَلقًا عَظيمًا وكَرَّمتُكَ عَلى جَميعِ خَلقي. ۲ قالَ: ثُمَّ خَلَقَ الجَهلَ مِنَ البَحرِ الاُجاجِ ظُلمانِيًّا فَقالَ لَهُ: أدبِر فَأَدبَرَ؛ ثُمَّ قالَ

الكافىـ به نقل از سماعه بن مهران ـ: نزد امام صادق عليه السلام بودم و گروهى از دوستداران ايشان در آن جا حضور داشتند. سخن از خرد و نادانى به ميان آمد. امام صادق عليه السلامفرمود: «خرد و سپاهيانش و نادانى و سپاهيانش را بشناسيد تا هدايت يابيد». ۴ گفتم: جانم به فدايت! نمى دانيم، جز آنچه شما ما را بر آن آگاه ساخته ايد. آن گاه امام صادق عليه السلام فرمود: «خداوند، خرد را كه نخستين آفريده روحانى است، از سَمت راست عرش، از نور خود بيافريد. آن گاه بدو فرمود: باز گرد. پس برگشت. سپس به او گفت: روى آور. پس روى آورد. ۵ سپس خداوند متعال فرمود: تو را آفريدم، آفريدنى بزرگ وتو را برهمه مخلوقاتم گرامى داشتم». ۶ سپس [خداوند،] نادانى را از درياى شور و ظلمانى بيافريد و به او گفت: باز گرد. پس برگشت. سپس

۱.شرح المولى محمّد صالح المازندراني هذا الحديث بما يلي: «فقال له: أدبر فأدبر»: أمره بالهبوط من عالم الملكوت والنور إلى عالم الظلمات والشرور والتوجّه إلى ما يلايمه من المشتهيات والنظر إلى ما فيه هواه من المستلذّات، فهبط لما في ذلك من مصلحة وهي ابتلاء العباد ونظام البلاد وعمارة الأرض، إذ لولا ذلك لكان النّاس بمنزلة الملائكة عارين عن حلية التناكح والتناسل والزراعة وتعمير الأرض، وبطل الغرض المطلوب من هذا النوع من الخلق، وبطل خلافة الأرض، ولزم من ذلك بطلان الثواب والعقاب وعدم انكشاف صفات الباري وانجلاء حقائقها وآثارها، مثل العدالة والانتقام والجبّاريّة والقهّاريّة والعفو والغفران وغيرها.
۲.ثمّ قال له: أقبل فلم يقبل»: أمره بعد الإدبار بالإقبال إليه تعالى والرجوع إلى ما لديه من المقامات العليّة والكرامات الرفيعة التي لا يتيسّر الوصول إليها إلاّ بالانتقال من طور أخسّ إلى طور أشرف، ومن حالة أدنى إلى حالة أعلى، ومن نشأة فانية إلى نشأة باقية، وهكذا من حال إلى حال ومن كمال إلى كمال حتّى يبلغ إلى غاية مشاهدة جلال اللّه ونهاية ملاحظة أنوار اللّه ويرتع في جنّة عالية قطوفها دانية، فأبى السلوك في سبيل الرشاد والتقيّد بربقة الانقياد والتمسّك بلوازم الوعظ والنصيحة والانقلاع عن الأفعال القبيحة، كلّ ذلك لشدّة احتجابه بحجاب الظلمات وانغماسه في بحار ذمائم الصفات؛ لتوهّمه أنّ تلك الذمائم الخاسرة والصفات الظاهرة والمشتهيات الحاضرة كمال له، فاغترَّ بها أو افتخر وأخذها بضاعة له واستكبر (شرح اُصول الكافي، كتاب العقل والجهل: ص 268). وصدر أخيرًا عن مؤسّسة التنظيم والنشر لآثار الإمام الخميني قدس سره في هذا المجال كتاب «شرح حديث جنود العقل والجهل» للسيّد الإمام قدس سرهفراجع.
۳.الكافي: ج 1 ص 21 ح 14، علل الشرائع: ص 113 ح 10، تحف العقول: ص 400 كلاهما نحوه، بحار الأنوار: ج 1 ص 109 ح 7.
۴.امام خمينى رحمه الله، كتابى با عنوان شرح حديث جنود عقل و جهل نگاشته كه از سوى مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خمينى رحمه الله به چاپ رسيده است.
۵.ملاّ صالح مازندرانى در شرح اين حديث نوشته است: «خداوند، خرد را فرمان داد تا از عالَم ملكوت و نورانى به دنياى تاريكى ها و شرور فرود آيد و به خواستنى هايى كه سازگار با اوست، توجّه كند و در لذّت هاى مطابق ميلش، درنگ نمايد. سپس خرد، از آن رو كه مصلحتش در آن بود، فرود آمد. آن مصلحت، عبارت است از: آزمودن بندگان، سامان بخشى به شهرها و آبادانى زمين.
۶.گر چنين نبود، مردم به سانِ فرشتگان، از ازدواج و تكثير نسل، كشاورزى و آبادانى زمين، دست مى شُستند و انگيزه آفرينشِ اين دسته از موجودات، از ميان مى رفت، چنان كه جانشينى [اش در]زمين، زائل مى شد، و نظام پاداش و كيفر نيز به هم مى ريخت و صفات خداوندى و حقيقت و آثارش (چون: عدالت، انتقام، جباريّت، قهاريّت، عفو و بخشش و مانند آن) آشكار نمى گشت». وى در تفسير «پس بدو گفت: روى آور. پس رو نياورد»، مى گويد: «خداوند، او را پس از برگشتن، به رو آوردن و بازگشت به مقامات برتر و كرامت هاى بلند ـ كه دستيابى بدانها جز با تحوّل و دگرگونى از صورت پست به صورت برتر و از حالت پايين تر به حالت بالاتر و از دنياى فانى به دنياى پايدار، ممكن نيست ـ فرمان داد، چنان كه او را به سير و سلوك و پيمودن راه كمال تا مشاهده جلال خداوندى و ديدن انوار الهى و گشت و گذار در بهشت برين، فرمان داد؛ او از پيمودن راه رشد و گردن نهادن به بندگى و استفاده از پند و نصيحت و دورى جُستن از رفتار زشت، سر باز زد؛ زيرا در حجاب هاى ظلمانى، پنهان بود و در درياى بدى ها فرو رفته بود، با اين گمان كه اين لذّت هاى ظاهرى و خصلت هاى زشت كمال اوست. از اين رو، بدان مغرور شد و فخرفروشى كرد و آن را دست مايه بزرگى طلبى قرار داد» (شرح اصول كافى، كتاب العقل و الجهل، ص 268. همچنين، ر. ك: شرح حديث جنود عقل و جهل).
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: مَنِ استَعانَ بِذَوِي الأَلبابِ سَلَكَ سَبيلَ الرَّشادِ. ۱
امام على عليه‏السلام: آن كه از خردمندان كمك بجويد، راه رشد را مى‏پيمايد.
۱.غرر الحكم: ح 8912، عيون الحكم والمواعظ: ص 463 ح 8418.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
عنه عليه‏السلام: أعقَلُ النّاسِ مَن غَلَبَ جِدُّهُ هَزلَهُ، وَاستَظهَرَ عَلى هَواهُ بِعَقلِهِ. ۱
امام على عليه‏السلام: خردمندترينِ مردم، كسى است كه جِدّى‏اش بر شوخى‏اش غالب شود و به كمك خرد، بر هوسش پيروز گردد.
۱.غرر الحكم: ح 3355.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام الكاظم عليه‏السلام ـ لِهِشامِ بنِ الحَكَمِ ـ : يا هِشامُ، مَن سَلَّطَ ثَلاثًا عَلى ثَلاثٍ فَكَأَنَّما أعانَ عَلى هَدمِ عَقلِهِ: مَن أظلَمَ نورَ تَفَكُّرِهِ بِطولِ أمَلِهِ، ومَحا طرائِفَ حِكمَتِهِ بِفُضولِ كَلامِهِ، وأطفَأَ نورَ عِبرَتِهِ بِشَهَواتِ نَفسِهِ، فَكَأَنَّما أعانَ هَواهُ عَلى هَدمِ عَقلِهِ، ومَن هَدَمَ عَقلَهُ أفسَدَ عَلَيهِ دينَهُ ودُنياهُ. ۱
امام كاظم عليه‏السلام ـ خطاب به هشام بن حكم ـ : اى هشام! آن كه سه چيز را بر سه چيز مسلّط كند، بر نابودى خردش كمك كرده است: روشنى انديشه را با آرزوى دراز، تاريك كند؛ حكمت‏هاى نغز را با سخن گفتن بسيار، از بين ببرد؛ و روشنايى پندآموزى را با شهوات نفسانى، خاموش گرداند. [چنين كسى،] گويا هوسش را بر نابودى خرد خويش، يارى داده است، و آن كه خردش نابود شود، دين و دنيايش تباه مى‏گردد.
۱.الكافي: ج 1 ص 17 ح 12، تحف العقول: ص 386، تنبيه الخواطر: ج 2 ص 34 كلّها عن هشام بن الحكم، بحار الأنوار: ج 1 ص 137 ح 30.
کلیدواژه‌ها بهشتنام های بهشتخردعوامل بهشتی شدن +2 مورد دیگر
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مُناجاةٍ لَهُ ـ: إلهي حَرَمَني كُلُّ مَسؤولٍ رِفدَهُ ۱، ومَنَعَني كُلُّ مَأمولٍ ما عِندَهُ، وأخلَفَني مَن كُنتُ أرجوهُ لِرَغبَةٍ، وأقصِدُهُ لِرَهبَةٍ، وحالَ الشَّكُّ في ذلِكَ يَقينا، وَالظَنُّ عِرفانا، وَاستَحالَ الرَّجاء يَأسا، ورَدَّتنِي الضَّرورَةُ إلَيكَ حينَ خابَت آمالي، وَانقَطَعَت أسبابي، وأيقَنتُ أنَّ سَعيي لا يُفلِحُ، وَاجتِهادي لا يَنجَحُ إلاّ بِمَعونَتِكَ، وأنَّ مُريدي بِالخَيرِ لا يَقدِرُ عَلى إنالَتي إيّاهُ إلاّ بِإِذنِكَ ۲.
امام زين العابدين عليه السلامـ در يكى از مناجات هايش ـ: معبود من! از هر كه درخواست نمودم، مرا از عطايش محروم ساخت و از هركس هر آرزوى ممكنى داشتم، از من دريغ كرد و هركس كه براى خواهشى به او اميد بستم يا براى ترس و بيمى نزدش رفتم، خلافِ انتظارم را از او ديدم و شك من در اين باره [كه به مخلوق، اميد نشايد بست] به يقين و گمان، به شناخت [قطعى] و اميد به يأس تبديل شد و آن گاه كه آرزوها بر آورده نگشتند و همه رشته ها بُريده شد، ضرورت، مرا به سوى تو كشاند و يقين كردم كه تلاش من، به جايى نمى رسد و كوششم به نتيجه نمى رسد، مگر با كمك تو و هر كس خير را بخواهد، نمى تواند مرا به آن خير و خوبى برساند، مگر با اجازه تو.
۱.رَفَدَهُ: أعطاه أو أعانه (المصباح المنير: ص 232 «رفد»).
۲.بحار الأنوار: ج 94 ص 129 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إلَيهِ ـ: اللّهُمَّ إنَّ الآمالَ مَنوطَةٌ ۱ بِكَرَمِكَ، فَلا تَقطَع عَلائِقَها بِسَخَطِكَ. ۲
امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: بار خدايا! آرزوها به كَرَم توبسته است. پس با خشم و ناخشنودى ات [از من]، بندهاى آنها را قطع مكن.
۱.منوطة: أي معلّقة. ناطَهُ نَوطا: عَلّقه (القاموس المحيط: ج 2 ص 389 «نوط»).
۲.شرح نهج البلاغة: ج 20 ص 348 ح 995.
عنه عليه السلامـ مِن مُناجاةٍ لَهُ في مَسجِدِ جُعفِيٍّ ـ: إلهي إن كانَ صَغُرَ في جَنبِ طاعَتِكَ عَمَلي فَقَد كَبُرَ في جَنبِ رَجائِكَ أمَلي، إلهي كَيفَ أنقَلِبُ بِالخَيبَةِ مِن عِندِكَ مَحروما وكُلُّ ظَنّي بِجودِكَ أن تَقلِبَني بِالنَّجاةِ مَرحوما، إلهي لَم اُسلِّط عَلى حُسنِ ظَنّي بِكَ قُنوطَ الآيِسينَ، فَلا تُبطِل صِدقَ رَجائي مِن بَينِ الآمِلينَ. ۱
امام على عليه السلامـ از مناجات ايشان در مسجد جُعفى ـ: معبود من! اگر عمل من در كنار طاعت از تو ناچيز است، امّا آرزوى فراوان به لطف اميد بخش تو بسته ام. معبود من! چگونه از درگاه تو محروم بازگردم، در حالى كه همه گمانم به بخشندگى تو آن است كه مرامورد مهرخويش قرار دهى وكامياب، بازَم گردانى؟ معبود من! نوميدىِ نوميدان را بر گمان نيكم به تو چيره نگردانيده ام. پس، از ميان اميدواران، بر اميد نيك، مُهر بطلان مزن [و مرا نوميد بر مگردان].
۱.المزار الكبير: ص 151، المزار للشهيد الأوّل: ص272 كلاهما عن ميثم، المصباح للكفعمي: ص485، البلد الأمين: ص 312 كلاهما عن الإمام العسكريّ عن آبائه عنه عليهم السلام وفيها «و كان ظنّي» بدل «و كلّ ظنّي»؛ دستور معالم الحكم: ص 131.
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مُناجاةِ الشّاكِرينَ ـ: إلَهي. أنتَ الرَّؤوفُ الرَّحيمُ البَرُّ الكَريمُ الَّذي لا يُخَيِّبُ قاصديهِ، ولا يَطرُدُ عَن فِنائِهِ آمِليهِ، بِساحَتِكَ تَحُطُّ رِحالُ الرّاجينَ، وبِعَرصَتِكَ تَقِفُ آمالُ المُستَرفِدينَ، فَلا تُقابِل آمالَنا بِالتَّخييبِ وَالإِياسِ، ولا تُلبِسنا سِربالَ القُنوطِ وَالإِبلاسِ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات سپاس گزاران ـ: معبود من!. تو آن رئوف مهربان نيكوكارِ كريمى هستى كه هر كه را به او رو آورد، نوميد بر نمى گردانَد و آرزومندانش را از درگاهش نمى رانَد. اميدواران، در بارگاه تو بار مى افكنند وآرزوهاى عطاخواهان، در ميدان تو توقّف مى كنند.پس آرزوهاى ما را با ناكامى و يأس، پاسخ مده و جامه هاى نوميدى و يأس بر ما مپوشان.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 146.
عنه عليه السلامـ فِي المُناجاةِ الإِنجيلِيَّةِ ـ: اللّهُمَّ. أسأَلُكَ مِنَ الشَّهادَةِ أقسَطَها، و مِنَ العِبادَةِ أنشَطَها. ومِنَ الأَعمالِ أقسَطَها، ومِنَ الآمالِ أوفَقَها، ومِنَ الأَقوالِ أصدَقَها. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات انجيليه ـ: بار خدايا!. از تو درخواست مى كنم: از شهادت و گواهى، درست ترين آن را، از عبادت، با نشاط ترينش را. از اعمال، صحيح ترين آنها را، از آرزوها، مناسب ترينِ آنها را، و از گفتارها، راست ترين آنها را.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 155 ح 22 نقلاً عن كتاب أنيس العابدين.
عنه عليه السلامـ في مُناجاةِ المُفتَقِرينَ ـ: إلهي كَسري لا يُجبِرُهُ إلاّ لُطفُكَ وحَنانُكَ. واُمنِيَّتي لا يُبَلِّغُنيها إلاّ فَضلُكَ. ۱
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات نيازمندان ـ: معبود من! پريشانى مرا، جز لطف و مهر تو به سامان نمى آورد. و جز فضل تو، چيزى مرا به آرزويم نمى رساند.
۱.بحارالأنوار: ج94 ص149 وراجع البلدالأمين: ص312 والمصباح للكفعمي: ص486.
الإمام الصادق عليه السلامـ في دُعاءِ الصَّباحِ ـ: يا مَن جودُهُ وسيلَةُ كُلِّ سائِلٍ، وكَرَمُهُ شَفيعُ كُلِّ آمِلٍ، يا مَن هُوَ بِالجودِ مَوصوفٌ، اِرحَم مَن هُوَ بِالإِساءَةِ مَعروفٌ. ۱
امام صادق عليه السلامـ در دعاى صباح ـ: اى كسى كه جودش دستاويز هر درخواستگرى است و كَرَمش، ميانجىِ هر آرزومندى است، اى كسى كه به بخشندگى موصوف است! رحم فرما بر كسى كه به بدى كردن، معروف است.
۱.البلد الأمين: ص 63، مصباح المتهجّد: ص 233 ح 339، بحار الأنوار: ج 86 ص 182 ح 46.
عنه عليه السلامـ في دُعاءِ السَّفَرِ ـ: اللّهُمَّ فَاصرِف عَنّي مَقاديرَ كُلِّ بَلاءٍ ومَقضِيَّ كُلِّ لَأواءٍ ۱، وَابسُط عَلَيَّ كَنَفا ۲ مِن رَحمَتِكَ ولُطفا مِن عَفوِكَ وسَعَةً مِن رِزقِكَ وتَماما مِن نِعمَتِكَ وجِماعا ۳ مِن مُعافاتِكَ، وأوقعِ عَلَيَّ فيهِ جَميعَ قَضائِكَ عَلى مُوافَقَةِ جَميعِ هَوايَ في حَقيقَةِ ۴ أحسَنِ أمَلي. ۵
امام صادق عليه السلامدر دعاى سفر ـ: بار خدايا! هر بلايى را كه مقدّر گشته و هر سختى اى را كه حكم آن صادر شده است، از من بگردان و سايه رحمتت را بر من بگستران و به لطف خويش، مرا ببخشاى و درِ روزى ات به من گشايش ده و نعمتت را بر من، تمام گردان و مرا از هر جهت، مشمول عافيت خود گردان و در اين سفر، همه قضايت را سازگار با همه دلخواه من قرار ده و بهترين آرزوهاى مرا تحقّق بخش.
۱.اللأواء: الشدّة (الصحاح: ج 6 ص 2478 «لأى»).
۲.الكَنَف: الجانب والظلّ والحرز والستر والناحية. وانهزموا فما كانت لهم كانفة: أي حاجز يحجُز العدوّ عنهم (القاموس المحيط: ج 3 ص 192 «كنف»).
۳.جِماع الشيء: جَمعه، يقال: جِماعُ الخِباءِ الأخبيةُ؛ أي جمعُها، لأنّ الجِماع ما جمع عددا (القاموس المحيط: ج 3 ص 15 «جمع»). قال ابن الأثير: جماع الإثم: مجمعه ومظنّته (النهاية: ج 1 ص 295 «جمع»).
۴.اُريد بالحقيقة التحقّق والإثبات (الوافي: ج 12 ص 404).
۵.الكافي: ج 4 ص 288 ح 5 عن أبي سعيد المكاري، المصباح للكفعمي: ص 319، المقنعة: ص 392، الأمان: ص 41 كلاهما من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 100 ص 105 ح 11.
عنه عليه السلامـ في دُعائِهِ عِندَ التَّوَجُّهِ إلى مِنى ـ: اللّهُمَّ إيّاكَ أرجو وإيّاكَ أدعو، فَبَلِّغني أمَلي وأصلِح لي عَمَلي. ۱
امام صادق عليه السلامـ از دعاى ايشان، هنگام رهسپار شدن به مِنا ـ: بار خدايا! اميدم به توست و تو را مى خوانم. پس مرا به آرزويم برسان و عمل مرا شايسته گردان.
۱.الكافي: ج 4 ص 460 ح 4، تهذيب الأحكام: ج 5 ص 177 ح 595 كلاهما عن معاوية بن عمّار، كتاب من لا يحضره الفقيه: ج 2 ص 539، المقنع: ص 268، المقنعة: ص 407، مصباح المتهجّد: ص 686 ح 765 والأربعة الأخيرة من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 99 ص 247 ح 2.
عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأعِذنا أن تُخَيِّبَ آمالَنا وتُحبِطَ أعمالَنا. ۱
امام صادق عليه السلامـ در دعا ـ: بار خدايا! بر محمّد و خاندان محمّد، درود فرست و ما را از اين كه آرزوهايمان را برآورده نسازى و اعمالمان را بى حاصل گردانى، محفوظ بدار.
۱.الدروع الواقية: ص 96، بحار الأنوار: ج 97 ص 144.
عنه عليه السلام:نِعمَ عَونُ العَمَلِ قَصرُ الأَمَلِ. ۱
امام على عليه السلام:خوب كمكى است كوتاهىِ آرزو براى عمل!
۱.غرر الحكم: ح 9906، عيون الحكم والمواعظ: ص 494 ح 9139.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۶۴۲