حدیث دربارهبايسته آرزو هنگام قطع شدن آرزوها

الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مُناجاةٍ لَهُ ـ: إلهي حَرَمَني كُلُّ مَسؤولٍ رِفدَهُ ۱، ومَنَعَني كُلُّ مَأمولٍ ما عِندَهُ، وأخلَفَني مَن كُنتُ أرجوهُ لِرَغبَةٍ، وأقصِدُهُ لِرَهبَةٍ، وحالَ الشَّكُّ في ذلِكَ يَقينا، وَالظَنُّ عِرفانا، وَاستَحالَ الرَّجاء يَأسا، ورَدَّتنِي الضَّرورَةُ إلَيكَ حينَ خابَت آمالي، وَانقَطَعَت أسبابي، وأيقَنتُ أنَّ سَعيي لا يُفلِحُ، وَاجتِهادي لا يَنجَحُ إلاّ بِمَعونَتِكَ، وأنَّ مُريدي بِالخَيرِ لا يَقدِرُ عَلى إنالَتي إيّاهُ إلاّ بِإِذنِكَ ۲.
امام زين العابدين عليه السلامـ در يكى از مناجات هايش ـ: معبود من! از هر كه درخواست نمودم، مرا از عطايش محروم ساخت و از هركس هر آرزوى ممكنى داشتم، از من دريغ كرد و هركس كه براى خواهشى به او اميد بستم يا براى ترس و بيمى نزدش رفتم، خلافِ انتظارم را از او ديدم و شك من در اين باره [كه به مخلوق، اميد نشايد بست] به يقين و گمان، به شناخت [قطعى] و اميد به يأس تبديل شد و آن گاه كه آرزوها بر آورده نگشتند و همه رشته ها بُريده شد، ضرورت، مرا به سوى تو كشاند و يقين كردم كه تلاش من، به جايى نمى رسد و كوششم به نتيجه نمى رسد، مگر با كمك تو و هر كس خير را بخواهد، نمى تواند مرا به آن خير و خوبى برساند، مگر با اجازه تو.
۱.رَفَدَهُ: أعطاه أو أعانه (المصباح المنير: ص 232 «رفد»).
۲.بحار الأنوار: ج 94 ص 129 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.

احادیث دیگر این موضوع

۶