بايسته آرزو هنگام قطع شدن آرزوها

7 حدیث
الإمام زين العابدين عليه السلامـ في مُناجاةٍ لَهُ ـ: إلهي حَرَمَني كُلُّ مَسؤولٍ رِفدَهُ ۱، ومَنَعَني كُلُّ مَأمولٍ ما عِندَهُ، وأخلَفَني مَن كُنتُ أرجوهُ لِرَغبَةٍ، وأقصِدُهُ لِرَهبَةٍ، وحالَ الشَّكُّ في ذلِكَ يَقينا، وَالظَنُّ عِرفانا، وَاستَحالَ الرَّجاء يَأسا، ورَدَّتنِي الضَّرورَةُ إلَيكَ حينَ خابَت آمالي، وَانقَطَعَت أسبابي، وأيقَنتُ أنَّ سَعيي لا يُفلِحُ، وَاجتِهادي لا يَنجَحُ إلاّ بِمَعونَتِكَ، وأنَّ مُريدي بِالخَيرِ لا يَقدِرُ عَلى إنالَتي إيّاهُ إلاّ بِإِذنِكَ ۲.
امام زين العابدين عليه السلامـ در يكى از مناجات هايش ـ: معبود من! از هر كه درخواست نمودم، مرا از عطايش محروم ساخت و از هركس هر آرزوى ممكنى داشتم، از من دريغ كرد و هركس كه براى خواهشى به او اميد بستم يا براى ترس و بيمى نزدش رفتم، خلافِ انتظارم را از او ديدم و شك من در اين باره [كه به مخلوق، اميد نشايد بست] به يقين و گمان، به شناخت [قطعى] و اميد به يأس تبديل شد و آن گاه كه آرزوها بر آورده نگشتند و همه رشته ها بُريده شد، ضرورت، مرا به سوى تو كشاند و يقين كردم كه تلاش من، به جايى نمى رسد و كوششم به نتيجه نمى رسد، مگر با كمك تو و هر كس خير را بخواهد، نمى تواند مرا به آن خير و خوبى برساند، مگر با اجازه تو.
۱.رَفَدَهُ: أعطاه أو أعانه (المصباح المنير: ص 232 «رفد»).
۲.بحار الأنوار: ج 94 ص 129 ح 19 نقلاً عن الكتاب العتيق الغروي.
عنه عليه السلامـ كانَ يَدعو عِندَ استِجابَةِ دُعائِهِ بِهذَا الدُّعاءِ ـ: اللّهُمَّ قَد أكدَى ۱ الطَّلَبُ وأعيَتِ ۲ الحِيَلُ إلاّ عِنَدكَ، وضاقَتِ المَذاهِبُ وَامتَنَعَتِ المَطالِبُ وعَسُرَتِ الرَّغائِبُ وَانقَطَعَتِ الطُّرُقُ إلاّ إلَيكَ، وتَصَرَّمَتِ ۳ الآمالُ وَانقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنكَ، وخابَتِ الثِّقَةُ وأخلَفَ الظَّنُ إلاّ بِكَ ۴.
امام زين العابدين عليه السلامـ هنگام مستجاب شدن دعايش اين دعا را مى خواند ـ: بارخدايا! همه جستن ها بى نتيجه مانْد و چاره انديشى ها راه به جايى نبرد، مگر در نزد تو، و راه ها تنگ، خواست ها، ناشدنى و مطلوب ها، دست نايافتنى و راه ها، قطع مى گردد، مگر به سوى تو، و رشته آرزو و اميد بُريده مى شود، مگر آرزوى تو و اميد به تو، و اعتماد و حسن ظن [به هركس] به بى اعتمادى و سوء ظن، بدل شود، مگر اعتماد و حُسن ظن به تو.
۱.الكُدية: قطعة غليظة صلبة لا تعمل فيها الفأس، وأكدى الحافر: إذا بلغها (النهاية: ج4 ص156 «كدا»).
۲.عَيَّ: عجز عنها وأشكل عليه أمرها (النهاية: ج 3 ص 334 «عيا»).
۳.الصرم: القطع (النهاية: ج 3 ص 26 «صرم»).
۴.الدعوات: ص 72 ح 171، بحار الأنوار: ج 95 ص 450 ح 3.
عنه عليه السلامـ فِي المُناجاةِ الإِنجيلِيَّةِ ـ: اللّهُمَّ بِذِكرِكَ أستَفتِحُ مَقالي، وبِشُكرِكَ أستَنجِحُ سُؤالي، وعَلَيكَ تَوَكُّلي في كُلِّ أحوالي، وإيّاكَ [أنتَ]أمَلي فَلا تُخَيِّب آمالي ۱.
امام زين العابدين عليه السلامـ در مناجات انجيليه ـ: بار خدايا! به نام و ياد تو سخنم را مى آغازم و با سپاس گزارى از تو، برآورده شدن خواهشم را مى طلبم و در همه احوالم بر تو توكلّ مى كنم و تنها آرزويم تويى. پس مرا در آرزوهايم، نامراد مكن.
۱.بحار الأنوار: ج 94 ص 153 ح 22 نقلاً عن كتاب أنيس العابدين.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ في صَلاةِ اللَّيلِ ـ: أنَا العَبدُ الضَّعيفُ عَمَلاً، الجَسيمُ أمَلاً، خَرَجَت مِن يَدي أسبابُ الوُصُلاتِ إلاّ ما وَصَلَهُ رَحمَتُك، وتَقَطَّعَت عَنّي عِصَمُ الآمالِ إلاّ ما أنَا مُعتَصِمٌ بِهِ مِن عَفوِكَ ۱.
امام زين العابدين عليه السلامـ از دعاى ايشان در نماز شب ـ: اين بنده، كردارش اندك و آرزويش بزرگ است. رشته هاى اتّصال از دستم خارج گشته است، مگر آن رشته اى كه رحمت تو وصلش بدارد و زنجيره هاى آرزوها در من گسسته است، مگر زنجيره بخشايش تو كه بدان، چنگ آويخته ام.
۱.الصحيفة السجّاديّة: ص 129 الدعاء 32، الإقبال: ج 2 ص 153 عن الإمام الصادق عليه السلام في دعائه يوم عرفة وفيه «فارحم عبدك الضعيف» بدل «أنا العبد الضعيف»، بحار الأنوار: ج 98 ص 265؛ شرح نهج البلاغة: ج 6 ص 183.
الإمام الصادق عليه السلامـ في دُعاءٍ عَلَّمَهُ بَعضَ أصحابِهِ لرَفعِ الفَقرِ ـ: اللّهُمَّ أنتَ أنتَ، انقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنكَ، وخابَتِ الآمالُ إلاّ فيكَ، يا ثِقَةَ مَن لا ثِقَةَ لَهُ، لا ثِقَةَ لي غَيرُكَ، اجعَل لي مِن أمري فَرَجا ومَخرَجا، وَارزُقني مِن حَيثُ أحتَسِبُ ومِن حَيثُ لا أحتَسِبُ ۱.
امام صادق عليه السلامـ در دعايى كه جهت از بين رفتن فقر به يكى از يارانش آموخت ـ: خدايا! تو، تويى (هيچ كس چون تو نمى تواند بود). هر اميدى جز اميد به تو، قطع مى شود و هر آرزويى جز آرزوى تو ناكام مى شود. اى تكيه گاه آن كه تكيه گاهى ندارد! مرا تكيه گاهى جز تو نيست. در كار من، گشايشى و راه خروجى قرار ده و از آن جا كه گمانش را دارم و ندارم، روزى ام ده.
۱.مصباح المتهجّد: ص 329 ح 437 عن مبشّر بن عبد العزيز، مكارم الأخلاق: ج 2 ص 124 ح 2332 عن ميسر بن عبد العزيز.
عنه عليه السلامـ فِي الدُّعاءِ بَعدَ فَريضَةِ العِشاءِ ـ: اللّهُمَّ. اكفِني ما ضاقَ بِهِ صَدري، وعِيلَ ۱ بِهِ صَبري، وقَلَّت فيهِ حيلَتي، وضَعُفَت عَنهُ قُوَّتي، وعَجَزَت عَنهُ طاقَتي، ورَدَّتني فيهِ الضَّرورَةُ عِندَ انقِطاعِ الآمالِ وخَيبَةِ الرَّجاءِ مِنَ المَخلوقينَ إلَيكَ ۲.
امام صادق عليه السلامـ در دعاى بعد از نماز عشاء ـبار خدايا!. مرا از اين حال و روزكه دلْ تنگم كرده و صبرم را بُريده و چاره اى برايم باقى نگذاشته و قدرتم به آن نمى رسد و از توانم خارج گشته و اميد و چشمداشتم به مخلوق، قطع شده و به ناچار نزد تو آمده ام، تو خود، كفايتم كن.
۱.عِيل: غُلِب (النهاية: ج 3 ص 322 «عول»).
۲.فلاح السائل: ص 446 ح 304 عن معاوية بن عمّار، مصباح المتهجّد: ص 113 ح189 عن معاوية بن عمّار من دون إسنادٍ إلى المعصوم، بحار الأنوار: ج 86 ص 121 ح3.
عنه عليه السلامـ مِن دُعائِهِ عِندَ الصَّباحِ ـ: اللّهُمَّ إنَّهُ قَد أكدَى الطَّلَبُ، وأعيَتِ الحِيَلُ إلاّ عِندَكَ، وَانغَلَقتِ الطُّرُقُ وضاقَتِ المَذاهِبُ إلاّ إلَيكَ، ودَرَسَتِ ۱ الآمالُ وَانقَطَعَ الرَّجاءُ إلاّ مِنكَ، وكُذِّبَ الظَّنُّ واُخلِفَتِ العِداةُ إلاّ عِدَتُكَ ۲.
امام صادق عليه السلامـ از دعاى ايشان در صبحگاه ـ: بار خدايا! سعى، بى نتيجه ماند و چاره انديشى ها، راه به جايى نبرد، مگر در نزد تو، و همه راه ها بسته و مسيرها تنگ باشد، مگر راه ها و مسيرهايى كه به تو مى رسند، و همه آرزوها بر باد رفته و اميدها قطع شده است، مگر آرزوى تو و اميد به تو، و همه خوش گمانى ها دروغ از آب درآمده و همه وعده ها زير پا گذاشته شده، مگر وعده هاى تو.
۱.درس: عفا وخفيت آثاره (المصباح المنير: ص 192 «درس»).
۲.مُهَج الدعوات: ص 226 عن الربيع، بحار الأنوار: ج 86 ص 317 ح 67 نقلاً عن كتاب مجموع الدعوات.