نتایج جستجو برای «ویژگی های پیامبر صلی الله علیه و آله»: ۳۶ حدیث
الغارات عن إبراهيم بن محمّدٍـ مِن وُلدِعليٍّ عليه السلام ـ: كانَ عليٌّ عليه السلام إذا نَعَتَ النَّبيَّ صلى الله عليه و آله قالَ: هو خاتَمُ النَّبيّينَ، أجوَدُ النّاسِ كَفّا، وأجرَأُ النّاسِ صَدرا، وأصدَقُ النّاسِ لَهجَةً وأوفَى النّاسِ ذِمَّةً، وأليَنُهُم عَريكَةً، وأكرَمُهُم عِشرَةً. مَن رَآهُ بَديهَةً هابَهُ، ومَن خالَطَهُ فَعَرِفَهُ أحَبَّهُ، يَقولُ ناعِتُهُ: لَم أرَ قَبلَهُ ولا بَعدَهُ مِثلَهُ. ۱
الغاراتـ به نقل از ابراهيم بن محمّد يكى ازنوادگان على عليه السلام ـ: على عليه السلام هرگاه پيامبر صلى الله عليه و آله را وصف مى كرد، مى فرمود: او خاتم پيامبران است. بخشنده ترين مردم بود و دليرترين و راستگوترين و پايبندترين آنان به عهد و پيمان. از همه نرمخوتر بود و رفتارش بزرگوارانه تر. هركس بدون سابقه قبلى او را مى ديد، هيبتش او را مى گرفت و هر كه با وى معاشرت مى كرد و او را مى شناخت دوستدارش مى شد. هر كه مى خواست آن حضرت را وصف كند، مى گفت: نظير او را در گذشته و حال نديده ام.
۱.الغارات: 1 / 167.
عائشةُـ لَـمّا سُئلَت عـن خُلقِ النّبيِّ صلى الله عليه و آله فيبَيتِهِ ـ: كانَ أحسَنَ النّاسِ خُلقا، لَم يَكُن فاحِشا ولا مُتَفَحِّشا، ولا صَخّابا في الأسواقِ، ولا يَجزي بالسَّيّئَةِ مِثلَها، ولكنْ يَعفو ويَصفَحُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عايشه، در پاسخ بهاين سؤال كه اخلاق پيامبر صلى الله عليه و آله در محيط خانه چگونه بود؟ ـخوش خوترين مردمان بود، نه دشنام مى داد و نه بد زبانى مى كرد و نه در كوچه و بازار هياهو به راه مى انداخت و نه بدى را به بدى جبران مى كرد، بلكه مى بخشيد و گذشت مى كرد.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 365
عائشة:ما كانَ خُلقٌ أبغضَ إلى رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله مِن الكِذبِ، وما اطَّلَعَ مِنهُ على شيءٍ عِندَ أحَدٍ مِن أصحابِهِ فيَبخَلُ لَهُ مِن نَفسِهِ حتّى يَعلَمَ أن أحدَثَ تَوبَةً. ۱
عايشه:هيچ خصلتى نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله منفورتر از دروغ نبود و هرگاه مطلع مى شد يكى از اصحابش دروغى گفته است، به او بى اعتنايى مى كرد تا آن كه مى فهميد توبه كرده است.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 378
الطبقات الكبرى عن عائشة:كانَ صلى الله عليه و آله أليَنَ النّاسِ، وأكرَمَ النّاسِ، وكانَ رجُلاً مِن رِجالِكُم إلّا أ نّهُ كانَ ضَحّاكا بَسّاما. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عايشه ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله نرمخوترين و بزرگوارترين مردم بود. او هم مردى چون مردان شما بود، با اين تفاوت كه همواره خنده و تبسّم بر لب داشت.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 365
الطبقات الكبرى عن محمّد بنِ الحَنَفيّةِ:كانَ رَسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله لا يَكادُ يَقولُ لشيءٍ: لا، فإذا هُو سُئلَ فأرادَ أن يَفعَلَ، قالَ: نَعَم، وإذا لَم يُرِدْ أن يَفعَلَ سَكَتَ، فكانَ قد عُرِفَ ذلكَ مِنهُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از محمّد بن حنفيّه ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله تقريباً هيچ گاه به چيزى «نه» نمى گفت. هرگاه از او چيزى خواسته مى شد اگر مى خواست آن را انجام دهد، مى فرمود: آرى و اگر نمى خواست انجامش دهد سكوت مى كرد و در نتيجه، طرف مى فهميد كه حضرت به آن كار تمايلى ندارد.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 368.
الطبقات الكبرى عن عبداللّهِ بن الحارِثِ:مارَأيتُ أحَدا أكثَرَ تَبَسُّما مِن رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از عبداللّه بن حارث ـ: هيچ كس را نديدم كه بيشتر از رسول خدا صلى الله عليه و آله لبخند بر لب داشته باشد.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 372.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:أما واللّهِ إنّي لَأمينٌ في السَّماءِ وأمينٌ في الأرضِ. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:هان! به خدا قسم كه من در آسمان امين هستم و در زمين نيز امينم.
۱.كنز العمّال: 32147.
السيرة النبويّة لابن هشام عن ابن اسحاق:كانَت قُرَيشٌ تُسَمِّي رَسولَ اللّهِ صلى الله عليه و آله قَبلَ أن يَنزِلَ علَيهِ الوَحيُ: الأمينَ. ۱
السيرة النبويّة، ابن هشامـ به نقل از ابن اسحاق ـ: پيش از آنكه به رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى نازل شود، قريش به آن حضرت امين مى گفتند.
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: 1 / 210
السيرة النبويّة لابن هشام:كانَت خَديجَةُ بِنتُ خُوَيلدٍ امرأةً تاجِرَةً ذاتَ شَرَفٍ ومالٍ، تَستأجِرُ الرِّجالَ في مالِها وتُضارِبُهُم إيّاهُ بشيءٍ تَجعَلُهُ لَهُم، وكانَت قُرَيشٌ قَوما تُجّارا، فلَمّا بَلَغَها عن رَسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله ما بَلَغَها مِن صِدقِ حَديثِهِ، وعِظَمِ أمانَتِهِ، وكَرَمِ أخلاقِهِ، بَعَثَت إلَيهِ فعَرَضَت علَيهِ أن يَخرُجَ في مالٍ لَها إلَى الشّامِ تاجِرا. ۱
السيرة النبويّه، ابن هشام:خديجه دختر خويلد، بانويى تاجر و بزرگ زاده و ثروتمند بود. مردم را براى تجارت با اموال خود استخدام مى كرد و در قبال كارشان مقدارمعينى از سود حاصل از تجارت را به ايشان مى داد. قريش مردمى تاجر پيشه بودند. وقتى خبر راستگويى و امانتدارى و خلق و خوهاى پسنديده پيامبر به گوش خديجه رسيد، كسى را نزد آن حضرت فرستاد و پيشنهاد كرد با اموالى از او براى تجارت به شام رود.
۱.السيرة النبويّة لابن هشام: 1 / 199.
الإمامُ الصّادقُ عليه السلام:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله يُقَسِّمُ لَحَظاتِهِ بَينَ أصحابِهِ، يَنظُرُ إلى ذا ويَنظُرُ إلى ذا بالسَّوِيَّةِ. ۱
امام صادق عليه السلام:رسول خدا صلى الله عليه و آله نگاه هاى خود را ميان اصحابش تقسيم مى كرد و به اين و آن يكسان مى نگريست.
۱.الكافي: 8/268/393.
الإمامُ عليٌّ عليه السلام:كُنّا إذا احمَرَّ البأسُ ولَقِيَ القَومُ القَومَ اتّقَينا برسولِ اللّهِ، فما يَكونُ أحَدٌ أقرَبَ إلَى العَدُوِّ مِنهُ. ۱
امام على عليه السلام:وقتى جنگ شدّت مى گرفت و دو سپاه به جان هم مى افتادند، ما خود را در پناه رسول خدا قرار مى داديم و هيچ كس به دشمن نزديكتر از آن حضرت نبود.
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 53 / 26.
كنز العمّال عن البَراء بن عازِبٍ:كنّا إذا احمَرَّ البأسُ نَتَّقي برسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وإنّ الشُّجاعَ لَلّذي يُحاذي بهِ. ۱
كنز العمّالـ به نقل از بَراء بن عازب ـ: هرگاه جنگ بالا مى گرفت، ما خود را در پناه رسول خدا قرار مى داديم و شجاع كسى بود كه جرأت مى كرد با او همرديف شود.
۱.كنز العمّال: 35347.
صحيح مسلم عن أنسٍ:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله أحسَنَ النّاسِ، وكانَ أجوَدَ النّاسِ، وكانَ أشجَعَ النّاسِ، ولَقد فَزِعَ أهلُ المَدينَةِ ذاتَ لَيلَةٍ، فانطَلقَ ناسٌ قِبَلَ الصَّوتِ، فتَلَقّاهُم رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله راجِعا ـ وقَد سَبَقَهُم إلَى الصَّوتِ ـ وهُو على فَرَسٍ لأبي طَلحَةَ عُرْي، في عُنُقِهِ السَّيفُ وهو يقولُ: لم تُراعُوا، لَم تُراعُوا. ۱
صحيح مسلمـ به نقل از انس ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله زيباترين و بخشنده ترين و شجاعترين مردم بود. شبى مردم مدينه صدايى شنيدند و دچار وحشت شدند. عده اى از مردم به طرف صدا حركت كردند. پيامبر كه جلوتر از آنهابه طرف صدا رفته بود وقتى سوار بر اسب برهنه ابو طلحه و شمشير به دوش برمى گشت، آن عده را ديد و فرمود: نترسيد، نترسيد.
۱.صحيح مسلم: 4 / 1802 / 48.
مكارم الأخلاق عن أنسٍ:كانَ رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله إذافَقَدَ الرّجُلَ مِن إخوانِهِ ثَلاثَةَ أيّامٍ سألَ عَنهُ؛ فإن كانَ غائبا دَعا لَهُ، وإن كانَ شاهِدا زارَهُ، وإن كانَ مَريضا عادَهُ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از انس ـ: اخلاق رسول خدا صلى الله عليه و آله چنين بود كه هرگاه يكى از اصحاب خود را سه روز نمى ديد، جوياى حالش مى شد. اگر به مسافرت رفته بود برايش دعا مى كرد و اگر در شهر بود به ديدنش مى رفت و اگر بيمار بود، از او عيادت مى كرد.
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 55 / 34.
الترغيب والترهيب عن أنسٍ:كُنتُ أمشيمَع رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله وعلَيهِ بُردٌ نَجرانيٌّ غَليظُ الحاشِيَةِ، فأدرَكَهُ أعرابيٌّ فجَذَبَهُ بِردائهِ جَذبَةً شَديدَةً، فنَظَرتُ إلى صَفحَةِ عُنُقِ رسولِ اللّهِ صلى الله عليه و آله، وقَد أثّرَ بها حاشِيَةُ الرِّداءِ مِن شِدَّةِ جَذبَتِهِ. ثُمّ قالَ: يا محمّدُ، مُرْ لي من مالِ اللّهِ الّذي عِندَكَ، فالتَفَتَ إلَيهِ فضَحِكَ ثُمّ أمَرَ لَهُ بعَطاءٍ. ۱
الترغيب والترهيبـ به نقل از انس ـ: من بارسول خدا صلى الله عليه و آله راه مى رفتم و حضرت بُردى نجرانى با حاشيه اى زبر و درشت بر تن داشت. عربى باديه نشين از راه رسيد و رداى ايشان را محكم كشيد. من به گردن پيامبر صلى الله عليه و آله نگاه كردم ديدم حاشيه رداء، از شدّت كشيدن، روى گردن حضرت ردّ انداخته است. آن باديه نشين سپس گفت: اى محمّد! دستور بده از مال خدا كه نزد توست به من بدهند. پيامبر صلى الله عليه و آله به طرف او برگشت و خنده اى كرد و سپس دستور داد به او چيزى عطا كنند.
۱.الترغيب والترهيب: 3 / 418 / 20.
كنز العمّال عن أبي سعيدٍ الخُدريِّ:كانَ صلى الله عليه و آله أشَدَّ حَياءً مِن العَذراءِ في خِدرِها. ۱
كنز العمّالـ به نقل از ابوسعيد خدرى ـ: پيامبر خدا صلى الله عليه و آله با حياتر از دختران پرده نشين بود.
۱.كنز العمّال: 17817.
مكارم الأخلاق عن أبي سعيدٍ الخُدريِّ:كانَ رسولُ اللّهِ حَيِيّا لا يُسألُ شيئا إلّا أعطاهُ. ۱
مكارم الأخلاقـ به نقل از ابوسعيد خدرى ـ: رسول خدا صلى الله عليه و آله چندان باشرم و حيا بود كه هيچ چيز از او خواسته نمى شد مگر اينكه آن را عطا مى كرد.
۱.مكارم الأخلاق: 1 / 50 / 15.
رسولُ اللّهِ صلى الله عليه و آله:خَمسٌ لا أدَعَهُنَّ حتَّى المَماتِ: الأكلُ علَى الحَضيضِ مَع العَبيدِ، ورُكوبيَ الحِمارَ مُؤْكَفا، وحَلبيَ العَنزَ بِيَدي، ولُبسُ الصُّوفِ، والتَّسليمُ علَى الصِّبيانِ؛ لِتَكونَ سُنّةً مِن بَعدي. ۱
پيامبر خدا صلى الله عليه و آله:پنج كار است كه تا زنده هستم رهايشان نمى كنم: غذا خوردن روى زمين با بندگان، سوار شدن بر الاغ برهنه، دوشيدن بز با دست خودم، پوشيدن لباس پشمينه و سلام كردن به كودكان، تا اين كارها بعد از من سنّت شود.
۱.الأمالي للصدوق: 130 / 117.
سنن ابن ماجة عن ابنِ مسعودٍ:أتى النَّبيَّ صلى الله عليه و آله رجُلٌ فكَلَّمَهُ، فجَعَلَ تَرعُدُ فَرائصُهُ، فقالَ لَهُ: هَوِّن علَيكَ فإنّي لَستُ بمَلِكٍ، إنّما أنا ابنُ امرأةٍ تأكُلُ القَديدَ. ۱
سنن ابن ماجةـ به نقل از ابن مسعود ـ: مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و در حالى كه بدنش مى لرزيد، با آن حضرت به صحبت پرداخت. پيامبر فرمود: آرام باش، من كه پادشاه نيستم. من فرزند زنى هستم كه گوشت خشكيده نمك سود مى خورد.
۱.سنن ابن ماجة: 2 / 1101 / 3312.
الطبقات الكبرى عن حمزةِ بنِ عبداللّهِ بنِ عُتبَةَ:كانَت في النَّبيِّ صلى الله عليه و آله خِصالٌ لَيسَت في الجَبّارينَ، كانَ لا يَدعوهُ أحمَرُ ولا أسوَدُ مِن النّاسِ إلّا أجابَهُ. ۱
الطبقات الكبرىـ به نقل از حمزة بن عبداللّه بن عتبه ـ: در پيامبر صلى الله عليه و آله خصلت هايى وجود داشت كه در جباران نبود: هر انسانى از سفيد و سياه ايشان را دعوت مى كرد، دعوتش را مى پذيرفت.
۱.الطبقات الكبرى: 1 / 370.
نمایش ۱ تا ۲۰ از ۳۶